Google+

» «مصطفی چمران» کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

«مصطفی چمران»

نگارش در تاریخ چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۰:۴۲ ؛ بازدید: ۱,۶۷۶ بار
دسته: معرفی کتاب

عنوان: «مصطفی چمران»

به همت: امیر صادقی

انتشارات: میراث اهل قلم

——————————————————-

«مصطفی چمران» چهل و هشتمین عنوان از مجموعه «کتاب دانشجویی» است که در انتشارات میراث اهل قلم منتشر شده؛ کتابی در قطع پالتویی که به صورت گزیده و داستانک در ۹۶ صفحه گوشه هایی خواندنی از تولد تا شهادت شهید چمران را با زبانی شیوا و موجز برای مخاطب روایت می کند.

در بخش هایی از این کتاب می خوانیم:

«دور و برش پر بود از آدم هایی با تفکرهای جورواجور. اما هیچوقت نشد اصولش را فراموش کند. در دوران «کندی» پیاده روی های ۵۰ مایلی مد شده بود؛ تصمیم گرفتند که چند نفری از بالتیمور تا واشنگتن را پیاده روی کنند. پای خیلی هاشان توی راه تاول زد و خون افتاد. تمام طول دو شب و دو روز را پیاده روی کرده بودند. شب ها هم برای اینکه دید توی بزرگراه کم بود مجبور بودند از کنار جاده توی سنگ و کلوخ ها حرکت کنند. در جمع کوچکشان مارکسیست های دو آتشه هم بودند. دوستانی که همیشه با هم بحث می کردند؛ ولی یک هدف داشتند: سرنگونی رژیم مستبد شاه…»

*

صیغه عقد خوانده شد. مهریه غاده قرآن کریم بود و تعهد از داماد که غاده را در راه تکامل، اهل بیت(ع) و اسلام هدایت کند! مردم بهت زده شده بودند و فامیل از تعجب نمی دانستند چه بگویند. همه پچ پچ می کردند. حالا قرار است عروس را کجا ببرد؟ خانه کجا گرفته؟ مصطفی از خودش خانه نداشت، دو اتاق از مدرسه را خالی کرده بود و با چند تا صندوق میوه به جای تخت…خانه بخت غاده همین بود…

*

قانون مصطفی این بود که همه باید از غذای موسسه بخورند و اجازه نمی داد کسی غذا از جای دیگری بیاورد. مادر غاده غذا می فرستاد و می گفت دخترم نمی تواند این غذاها را بخورد. اما غاده غذاها را بر می گرداند و از همان غذایی می خورد که همه می خوردند.

*

هیچوقت موعظه نمی کرد؛ همه را در آغوشش می گرفت. به بچه ها می گفت باید صدای خنده تان را بشنوم…هفته ای یکبار با بچه های مدرسه می رفتند زباله های منطقه را جمع می کردند؛ دکتر می گفت: هم شهر را تمیز می کنیم و هم غرور بیجای بچه ها می ریزد…»

همچنین در فصل پایانی این کتاب جمع و جور و جذاب، وصیت نامه شهید چمران درج شده است؛ وصیت‌نامه‌ای که این‌گونه آغاز می‌شود:

«وصیت می کنم به کسی که او را بیش از حد دوست می دارم! به معبود من! به معشوق من! به امام موسی صدر! کسی که او را مظهر علی می دانم! او را وارث حسین می خوانم! کسی که رمز طایفه شیعه، و افتخار آن، و نماینده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختی، حق طلبی و بالأخره شهادت است! آری به امام موسی وصیت می کنم …

برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی که مدتهاست با آن آشنا شده ام. ولی برای اولین بار وصیت می کنم. خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم که از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترک گفته ام. علایق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره کرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم.

از اینکه به لبنان آمدم و پنج یا شش سال با مشکلاتی سخت دست به گریبان بوده ام، متأسف نیستم. از اینکه آمریکا را ترک گفتم، از اینکه دنیای لذات و راحت طلبی را پشت سر گذاشتم، از اینکه دنیای علم را فراموش کردم، از اینکه از همه زیبائی‌ها و خاطره زن عزیز و فرزندان دلبندم گذشته ام، متأسف نیستم … از آن دنیای مادی و راحت طلبی گذشتم و به دنیای درد، محرومیت، رنج، شکست، اتهام، فقر و تنهایی قدم گذاشتم. با محرومیت همنشین شدم. با دردمندان و شکسته دلان هم آواز گشتم. از دنیای سرمایه داران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومین و مظلومین وارد شدم. با تمام این احوال متأسف نیستم …

تو ای محبوب من، دنیایی جدید به من گشودی که خدای بزرگ مرا بهتر و بیشتر آزمایش کند. تو به من مجال دادی تا پروانه شوم، تا بسوزم، تا نور برسانم، تا عشق بورزم، تا قدرتهای بی نظیر انسانی خود را به ظهور برسانم، از شرق به غرب و از شمال تا جنوب لبنان را زیر پا بگذارم و ارزشهای الهی را به همگان عرضه کنم، تا راهی جدید و قوی و الهی بنمایانم، تا مظهر باشم، تا عشق شوم، تا نور گردم، از وجود خود جدا شوم و در اجتماع حل گردم، تا دیگر خود را نبینم و خود را نخواهم، جز محبوب کسی را نبینم، جز عشق و فداکاری طریقی نگزینم، تا با مرگ آشنا و دوست گردم و از تمام قید و بندهی مادی آزاد شوم…»


4 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


14 دیدگاه

  1. mohajer.Farda گفت:

    پیام هایی که از کتاب گرفتم:
    1- می توان به بالاتریت مراحل (علمی و …) در دنیا رسید اما دلبسته نبود.
    2- فاکتور انتخاب کارها بر محور تکلیف مداری انسان را به خدا نزدیکتر میکند.
    3- نگاه تربیتی همراه با ابراز محبت قلبی باعث می شود که انسان سختیهای هر کاری را با جان و دل بپذیرد.

  2. عیوضی گفت:

    می‌تونم مثل چمران باشم؟!

    1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

      خطر داره. ممکن شهید بشید.

      1. عیوضی گفت:

        اگر با خدا بودن خطر داره چه خطر خوبی

        !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  3. ایرانی گفت:

    با سلام تشکر از معرفی این کتاب ارزنده.

  4. محسن سنچولی پردل گفت:

    باید به این موضوع فکر کنیم که چطور می توانیم مثل چمران باشیم وبه آن درجه از معرفت و ایمان برسیم که به همه لذات و شیرینهای دنیوی پشت کنیم و به دنبال آرمان هایمان باشیم شاید امروز گفتن خیلی موارد و شعار دادن آسان باشد اما مهمتر از همه عمل کردن به آنچه به آن اعتقاد داریم هست یقینا اگر آرمان و اعتقادات همه ما پاک و صحیح باشد و اهداف مقدسی را انتخاب کنیم سرنوشت همه ما ختم به خیر خواهد شد آنچه مهم است در هر برهه و موقعیتی که هستیم با بینش و بصیرت تکلیف و وظیفه خودمان را بشناسیم و به آن عمل کنیم.

  5. rahimi گفت:

    چگونه میتوان بدون اینکه اسیر روز مرگی ها شویم تنها و تنها به اهداف خود پایبند باشیم؟

    1. ناظم صفاری گفت:

      بسم الله الرحمن الرحیم
      فکر می‌کنم با رعایت موارد زیر دچار روز مرگی نخواهیم شد:
      1. داشتن طرح و برنامه برای زندگی و مشخص کردن نقشه مسیر زندگی خود در ابعاد و حوزه‌های مختلف، تا در طرح و نقشه دیگران گرفتار نشویم.
      2. بر اساس اهداف حرکت کردن و برنامه‌ریزی داشتن (زندگی هدفمند و با برنامه).
      3. حضور در لحظه‌لحظه زندگی و برای تک تک لحظه‌های خود برنامه داشتن، حتی برای وقت‌های مرده.
      4. فاکتور انتخاب کارهایمان بر حول محور اصل تکلیف‌مداری باشد.
      5. نیت‌های خود را از انجام هر کاری اصلاح نماییم.
      و…
      و مورد آخر،
      که این مورد جامع موارد قبلی است:
      6. سبک زندگی خود را با سبک زندگی دینی تنظیم نماییم.
      و به گفته سرکار خانم زری‌نیا هر وقت خواستیم کاری انجام دهیم از خودمان بپرسیم:
      ایست! هدف چیست؟
      این موارد همگی از تجربیات و تعالیمی بودند که بخش اعظم آن‌ها را از استاد گرامی جناب آقای معماریانی و بخشی از آن‌ها را از دوستان مجموعه آموختم.
      و در انتها از زحمات استاد گرامی و اعضاء مجموعه به‌خصوص سرکار خانم علی‌نژاد که معلم نمونه‌ای برای من بودند کمال تشکر را دارم.
      یا علی- التماس دعا

  6. افضلي گفت:

    در قسمتی از این کتاب نوشته شده با بیرون بردن بچه ها و جمع کردن زباله ها غرور بیجای بچه ها بریزه در حاضر عصر ما بزرگترها در چه جاهایی غرور بیجا داریم و از چه راههایی میتونیم خودمون رو رها کنبم؟

    1. زری‌نیا گفت:

      سلام
      به نظر میرسه غرور زمانی شکل میگیره که:
      –ما ضعف هامون رو نمی بینیم
      –نقطه قوت ها رو بی جهت بزرگنماییی میکنیم
      –جایگاه اصلی خودمون رو نمیشناسیم
      روشهای برخورد با غرور هم میتونه راه های زیر باشه:
      — توجه به مبدا اصلی نعمت ها
      –کسب نگاه جامع تر در مسائل
      آشنایی با انسان های متخصص تر و قدرتمند تر در زمینه هایی که باعث غرور شده
      –پیدا کردن سرمایه هایی فراتر از داشته ها
      –الگو برداری از انسان های موفق
      –راستی انجام کارهای دم دستی هم که معمولا ساده از کنارشون رد میشیم هم خیلی خوبه

  7. khorramniya گفت:

    به نام خدا
    هم از این متن زیبا، هم از نظرات دوستان بهره بردیم امید و توکل که به کار بندیم.

  8. dastkhat گفت:

    به نظرم مثل چمران بودن خوب نباشه. یا باید بهتر از چمرا ن باشی یا کم تر از حد چمران.

    1. کوچی سمیه گفت:

      منظورتون رو متوجه نشدم 8->

  9. Ali گفت:

    جامعه كنوني ستاره كم ندارد.
    ستاره سازكم دارد.
    سمت عموم صعودي باشد.
    گاهي ستاره هابه شهاب تبديل مي شوند.{شهرام ج}

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها