Google+

» دعای روز شنبه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


همدلی
Daniel:

جالب بود زهرا خانم تجربه خوبی داشتی


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

دعای روز شنبه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

نگارش در تاریخ شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۲۳ ؛ بازدید: ۶۲۳ بار
دسته: هدیه روز

«دعای روز شنبه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها»

 

موضوع: در طلب رحمت

 

قالَتْ فاطِمَةُ عَلَيْها السَّلام فى دُعائِها يَوْمَ السَّبْتِ: 1- «الّلهُمَّ افْتَحْ لَنا خَزائِنَ رَحْمَتِكَ وَ هَبْ لَنا الّلهُمَّ رَحْمَةً لاتُعَذِّبُنا بَعْدَها فِى الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ». 2- «وَ ارْزُقْنا مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ رِزْقاً حَلالًا طَيِّباً وَ لاتُحْوِجْنا وَ لاتُفْقِرْنا الى احَدٍ سِواكَ». 3- «وَ زِدْنا لَكَ شُكْراً وَ الَيْكَ فَقْراً وَ فاقَةً وَ بِكَ عَمَّنْ سِواكَ غِنىً وَ تَعَفُّفاً». 4- «اللّهُمَّ وَسِّعْ عَلَيْنا فِى الُّدنْيا، اللّهُمَّ انّا نَعُوذُ بِكَ انْ تَزْوِىَ عَنّا وَجْهَكَ فِى حالٍ وَ نَحْنُ نَرْغَبُ الَيْكَ فيهِ اللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اعْطِنا ما تُحِبُّ وَ اجْعَلْهُ لَنا قُوَّةً فِيما تُحِبُّ يا ارْحَمَ الرّاحِمينَ».

 

رحمت

قسمت اول دعا راجع به رحمت خداوند است و آن هم خزائن رحمت او وآن هم فتح و گشايش اين خزائن و يكى هم اثر اين خزينه است. خزينه‏ى رحمت و گشايش رحمت الهى چه آثارى دارد؟ چگونه رنج را از ما برمى‏دارد؟      

در مورد رحمت اين نكته را بگويم: من نمى‏دانم شما در زندگيتان دنبال چه چيزى بوده‏ايد، اما حقيقت رحمت در اين معناست كه تو به حالتى مى‏رسى كه ديگر رنجى نمى‏بينى و خيلى مى‏ارزد كه آدم روى پشت اسب‏ها و شترها ران صاف كند و استخوان بسايد تا به يك حقيقتى برسد كه رنج‏هايش را از دست بدهد و حتى در متن بلاها و گرفتارى‏ها راحت باشد و رنجى نداشته باشد.

 

جلوه ‏هاى رحمت خدا

رحمت خدا، نمودها و جلوه‏هايى دارد. آشكار است. من در لحظه لحظه‏ى زندگى‏ام شاهد جلوه‏هاى رحمت حق و عنايت‏ها و محبت‏هاى او بوده‏ام از داستان خودم گرفته تا پسرم و پدر و مادرم و هزاران داستان ديگر.

يادم نمى‏رود جوان بودم و حدود بيست سال داشتم كه مادرم را- خدا رحمتش كند- در بيمارستان مدائن تهران بسترى كرده بودم. فقر و بى‏پولى و گرفتارى به جاى خود، شرايط آن موقع هم به جاى خود مريضى ايشان حدود ده، پانزده سال ادامه داشت؛ اما آخرين مرحله‏ى زندگى ايشان كه 6 ماه آخر عمرشان بود، سكسكه‏ى مستمرى پيدا كرده بودند. سكسكه‏ى چند دقيقه‏اى انسان را بيچاره مى‏كند، اما والده مدام سكسكه مى‏كردند. قبلًا ايشان را معاينه كرده بودند و گفته بودند رماتيسم دارد. بعضى هم مى‏گفتند مربوط به اعصاب است و عده‏اى هم گفته بودند به هيچ كدام از اينها مربوط نيست، بلكه به خاطر غدّه‏اى است كه در نخاع ايشان وجود دارد‏.خلاصه بنا شد كه ايشان را عمل كنند. بعد از عمل ايشان را به تخت بسته بودند و سرشان را هم تراشيده بودند. وقتى كه به هوش آمدند، مدام ناله و فرياد مى‏كردند. مدام گريه مى‏كردند و مرا قسم مى‏دادند كه بازش كنم. براى من خيلى سنگين بود. حدوداً 14 ساعت مدام ضجه مى‏زدند تا اينكه اوائل اذان صبح بود كه از نفس افتادند و بيهوش شدند و تا حدود غروب همان روز بيهوش بودند. هنگام عصر براى نماز به مسجد رفتم. بعد از نماز مدتى با يكى از دوستان در مسجد نشستم كه دلم شور برداشت، وقتى كه آمدم غروب بود، ديدم نفس والده عوض شده. حس كردم كه رفتنى هستند. در حالى كه دكتر ايشان به من گفته بود شايد بيمارى ايشان 20 سال ديگر هم طول بكشد و خيلى بد برخورد كردند. يك ساعت بعد هم ايشان فوت كردند و از دنيا رفتند.

خدا رحمتشان كند. بعد از فوت ايشان تنهاى تنها بودم. حركت كردم تا بيايم به سمت امام حسين، بعد هم دولت آباد؛ كه در هر دو جا بستگانى داشتم. حال خوشى داشتم. دو سه شب هم بيدارى كشيده بودم و متوجه نبودم كه آمده‏ام و در صف اتوبوس ميدان امام حسين ايستاده‏ام در حالى كه پول هم نداشتم آخرين نفرى كه سوار شد من بودم و ماشين هم پر شده بود و جا نداشت كه مرد واسطه مرا فشار داد و پايين انداخت. ناگهان متوجه شدم سرم با چرخ‏ ماشين فاصله‏اى ندارد. خودم را به زحمت كنار كشيدم، بلند شدم و عمامه‏ام را كه در نهر آب افتاده بود روى سرم گذاشتم. هنوز يادم نمى‏رود، آب از شيارهاى گردنم تا نعلينم جارى بود. خدا شاهد است كه آنقدر مست و سرشار بودم كه رنجى را احساس نمى‏كردم. به قدرى اين صحنه براى من حامل عنايت و محبت خدا بود كه باور نمى‏كنيد! همه‏ى اينها براى توجه دادن و انصراف و شست و شو دادن من بود. تازه متوجه شدم كه بى‏پولم. پياده حركت كردم و اين مسير را عاشقانه از ته سبلان (صبا) آمدم تا نظام آباد، از نظام آباد تا امام حسين، از امام حسين تا ژاله، از ژاله تا منصور از ته منصور تا دولت آباد. شايد تمامى اين مسير چشمم مى‏باريد و دلم مى‏جوشيد؛ ولى هيچ سختى و رنج راه را احساس نمى‏كردم. آدم خيالاتى هم نيستم. كسانى كه از نزديك با من بوده‏اند، ديده‏اند كه خيلى خشن و سخت‏گير هم بوده‏ام، ولى انسان وقتى عنايت‏ها و محبت‏هاى او را مى‏بيند، از رو مى‏رود. اين قدر عنايت و جلوه و اين قدر لطافت و محبت و خبرگى كه: «انَّ اللَّهَ لَطيفٌ خَبيرٌ، سَميعٌ، مُجيبٌ قَريبٌ چقدر نزديك است.

نمى‏دانم شما چه تصورى داريد؟ آدم گاهى رنج‏هايى را مى‏بيند ولى همين رنج‏ها حامل عنايت و محبت خدا هستند؛ براى انصراف من، توجه دادن به من، شستشو كردن من است.                

تعبيرى است در دعا: «الهى تَرْحَمُ مَنْ تَشاءُ بِما تَشاءُ كَيْفَ تَشاءُ».

 وقتى مى‏خواهى به كسى محبت كنى، آن طور كه خودت مى‏خواهى و با آن چه كه مى‏خواهى با او مهربانى مى‏كنى؛ حتى با رنج‏ها و زمين زدن‏ها دوستان انسان، سلام نكرده‏اند؛ تو سرش هم زده‏اند، فحش هم داده‏اند، كتك خورده، تحقير شده، نزديكترين كسان او هم، به او توجه نكرده‏اند، اين‏ها عين رحمت اوست. بارها گفته‏ام آدمى كه رنجى مى‏بيند، دو نگاه دارد: يكى اينكه ديدى فلانى با من چه كرد؟ و يك موقع هم مى‏گويد: ديدى فلانى اين بود. وقتى ظرف تو مى‏افتد و مى‏شكند، يك وقت مى‏گويى: ديدى شكست؟! يا اينكه مى‏گويى: ديدى! شكستنى بود؟ اين نگاه دوم است كه تو را به رحمت حق گره مى‏زند و مست و مدهوشت مى‏كند. با اين نگاه و درك مستمر از عنايت‏هاى حق ديگر مگر تو مى‏توانى ضعف اعصاب بگيرى؟! ديگران هر چه مى‏خواهند اذيت كنند؛ ولى «عِنْدَكَ مِمّا فاتَ خَلَفٌ وَ لِما فَسَدَ صَلاحٌ و فِيما انْكَرْتَ تَغْييرٌ فَامْنُنْ عَلَىَّ قَبْلَ الْبَلاءِ بِالْعافِيَةِ وَ قَبْلَ الطَّلَبِ بِالْجِدِةِ وَ قَبْل الضَّلالِ بِالرَّشادِ».تو بهره‏مند مى‏شوى و قبل از بلاء، عافيت را يافته‏اى و قبل از ضلال و سردرگمى، به رشد رسيده‏اى. اين‏ها رحمت حق است كه ظهور و بروز دارد و اين مهربانى و انس اوست كه تو را رها نمى‏كند ديده‏ايد؟! آدم مى‏خواهد با كسى حرف بزند و قضايا را برايش تشريح كند، مثل مباشر با اربابش، اصلًا نمى‏ايستد و توجهى نمى‏كند. مى‏كشد و مى‏رود و.

تحقيرش مى‏كند. در حالى كه دستش را هم به پشتش زده و او با ذلت دنبالش مى‏رود و مى‏گويد كه چه شده و چه نشده. و ارباب اصلًا به روى مبارك هم نمى‏آورد. يك وقت هم كسى را به ياد مى‏آورى، تنها توقف نمى‏كند، كه مى‏نشيند و با تو انس مى‏گيرد و رهايت نمى‏كند. تعبيرى در دعا آمده و ما به سادگى از آن مى‏گذريم كه «يا جَليسَ مَنْ ذَكَرَهُ»، «يا جَليسَ الذّاكِرينَ». انسان خدا را به ياد مى‏آورد و او كنارش مى‏نشيند و انس مى‏گيرد و رهايش نمى‏كند، شوخى نيست، آن هم او؛ او كه هستى با او به پا شده و مست از اوست. باز هم قصه‏اى از خودم برايتان بگويم. اميدوارم كه در اين قصه‏ها، جلوه‏ها و عنايت‏هاى خدا را شاهد باشيد. نه تنها قصه‏اى را كه براى من اتفاق افتاده. جوان بودم، يك لباس و قباى نو و قشنگى را پوشيده بودم و از گذرخان مى‏آمدم و خيلى هم لذت مى‏بردم و سينه را سپر كرده بودم. ناگهان صدايى آمد. نگاه كردم ديدم يك چوب با ميخش چنان قباى مرا كشيده و پاره كرده كه هيچ طور نمى‏شود آن را پوشاند. خدا شاهد است اين مسأله به قدرى مرا متحول كرد و به من تعليم داد و مبهوت و شرمنده ساخت، كه گويى سر تا پاى وجودم را محبت و عنايت خدا در برگرفته. به گفته‏ى پير رى: به بيابان رفتم، عشق باريده بود، چندان كه پايم در عشق فرو مى‏رفت

 

خزائن رحمت‏

اگر نمود و ظهور رحمت حق را فهميديم، بحث بعدى خزائن رحمت است همان گنجينه‏هاى مستمرى است كه وجود دارد، همان معرفت و عنايت‏هايى است كه در لحظه لحظه و روزهاى ما پنهان شده و ما از آن‏ها غافليم و بايد آن‏ها را بشناسيم و از آن‏ها بياموزيم، محبت‏ها و عنايت‏هايى كه محدود نمى‏باشند و حتى در رنج‏ها جلوه كرده‏اند. اين‏طور نيست كه حتما پيراهن نو داشته باشى؛ چه بسا پيراهنت پاره شود و يا از بين برود.

بايد خزينه‏ها و گنجينه‏هاى رحمت او را شناسايى و جمع آورى كرد و كليد فتح آنها را به دست آورد.

با اين توجه، آن چه باعث تنزل و فروافتادن و گشوده شدن اين خزائن است. دو چيز است: قَدَر و علم حق كه: «وَ انْ مِنْ شَىْ‏ءٍ الَّا عِنَدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ الَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ». »

قَدَر: اندازه‏هايى است كه او مى‏گيرد و اندازه‏هاى او به اندازه‏ى شكر من، سعه‏ى وجودى من، سعه‏ى صدر و بسط يد و گشايش دست‏هاى من است.

علم: همان آگاهى و احاطه‏ى اوست كه محيط است بر تمام هستى و از ازل تا ابد يكجا در حضور اوست.

گفتم اندازه‏هاى او به اندازه‏ى شكر من و سعه‏ى وجودى و صدر و گشايش دست‏هاى من است چون وقتى فقير و محدودم و نمودهاى رحمت او را جمع آورى نكرده‏ام، چطور گنجينه‏هايش را به دست خواهم آورد؟ در تعبير خيلى دقيق و لطيف، در روايت آمده: «با شكرى كه از اوائل نعمت مى‏كنى، اواخر نعمت را به دام انداز»؛

يعنى رفتار و برخورد تو در شروع، با نعمت به گونه‏اى باشد كه انتهايش را به دست آورى و نعمت برايت باقى بماند و مستدام، درست مثل شكارچى كه به شكار پرنده‏ها مى‏رود. اگر دقت نكند و تير خطايى بيندازد، تمامى آن‏ها مى‏پرند و شكارش بر باد رفته است. پس اندازهاى او بر اساس اندازه‏هاى من است و محدوديت من است كه محروميتم را به وجود مى‏آورد، و گرنه اگر همينطور ببخشند، من غرق مى‏شوم؛ از او كم نمى‏آيد؛ «كَيْفَ يَنْقُصُ مُلْكٌ انَا قَيِّمُهُ». «2»

اين‏ها حرف‏هايى نيست كه به سادگى بشود از آن‏ها گذشت، خيلى جاى تأمل دارد. در اين جمله آمده: «وَ عِزَّتى وَ جَلالى وَ ارْتِفاعِى عَلى‏ عَرْشى لَاقْطَعَنَّ امَلَ كُلِّ مؤمِّلٍ غَيرى»؛ «3»

 مى‏گويد: اميد هر كس را كه به غير من دل ببندد، قطع مى‏كنم و مى‏بُرم و بعد بيان مى‏كند: اگر همه از من بخواهند و به هر يك به اندازه‏ى تمامى آن‏هايى كه خواسته‏اند ببخشم. از ملك من كم نخواهد شد و كم نمى‏آيد.

حتى در روايت آمده: يك عنايتى كه شده، اگر بگوييد، از دست خواهيد داد يعنى خود گفتگوها، خود دل سوزاندن‏ها و به چشم و رخ كشيدن‏ها، دَرِ رحمت را مى‏بندد و آدمى را محروم مى‏كند. پس قَدَر و اندازه‏هاى او يك نكته بود ؛                      

نكته‏ى ديگر، علم و آگاهى و احاطه‏ى اوست بر تمام هستى، كه خزائن رحمتش و گنجينه‏هايش، همه يكجا از ازل تا ابد در حضور اوست و اين فتح و گشايش مستمر براى كسى است كه قدر و علم با او هماهنگ شده باشند.

 

اثر رحمت‏

پس از اين مرحله، سؤال اين است كه اثر رحمت مستمر و مفتوح چيست؟

حضرت مى‏فرمايد: «هَبْ لَنا اللّهُمَّ رَحْمَةً»؛ به ما هبه كن، ببخش، نه در برابر چيزى، چرا كه ما چيزى نداريم. فقيريم. به ما رحمت و محبتى داشته باش، كه بعدها شكنجه ندهى، فشار ندهى و بر ما سخت‏گيرى نكنى، آن هم در دنيا و عقبى: «فِى الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ» ممكن است انسان ظاهراً در رنج باشد ولى در دل بر او شيرين و گوارا بوده و گاهى هم در ظاهر، نعمت است ولى در باطن رنج و عذاب كه «تُعَذِّبُ مَن تَشاءُ بِما تَشاءُ كَيْفَ تَشاءُ». وقتى مى‏خواهد عذاب كند و برنجاند حتى با نعمت‏ها و با بخشش‏ها مى‏سوزاند و وقتى كه مى‏خواهد بدهد حتى با گرفتن‏ها و بلاها مى‏بخشد. اين هم اثر رحمت خدا بود. يك دعا و اين قدر عنايت و جلوه و اينقدر لطافت و ظرافت! به تعبيرها و تكرارهايى كه در دعا آمده دقت كنيد و به استغاثه‏اى كه به ذات ربوبى مى‏شود توجه كنيد. «هَبْ لَنا اللّهُمَّ رَحْمَةًلاتُعَذِّبُنا بَعْدَها فِى الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ». چقدر لطافت و توجه! بايد مثل تشنه‏اى به دنبال آب، كلمات آن‏ها را بمكيم و لمس كنيم.

 

منبع

شرحی بر دعاهای روزانه حضرت زهرا سلام الله علیها،

علی صفایی حائری




پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها