Google+

» درسی ازعلی (علیه‌السلام) کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


همدلی
Daniel:

جالب بود زهرا خانم تجربه خوبی داشتی


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

درسی ازعلی (علیه‌السلام)

نگارش در تاریخ شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۸:۵۹ ؛ بازدید: ۱,۳۴۰ بار
دسته: مهندسی‌تشکیلات

اگر على در زمان خلفا با آن‏ها درگير نمى‏شود، نه به خاطر اين است كه حق ندارد و يا از حق خويش گذشته؛ چون حكومت جز با او نمى‏‌چرخد و اين حقِ شخصى نيست كه على بگذرد و گمراهى و كورى و انحراف جامعه را به آن‏ها ببخشد. بل به اين خاطر است كه نمى‏‌خواهد با دست بريده بجنگد و ياران محدودش را به دست مرگ بسپارد و ديگر اين كه نمى‏‌خواهد اختلاف از امامت به رسالت كشيده شود و مسيلمه و سجاح بر اسلام تاخت و تاز كنند. كه مى‏بينيم خود به اين دو نكته اشاره فرموده و فاطمه را اين گونه تسليت بخشيده است.
و با همين ديد است كه به تهيه و تربيت دست‏ها ويارانى مشغول مى‏شود كه بتوانند بدون غنايم با برادر خود بجنگند و بتوانند بار سنگين حكومت علوى را به دوش بگيرند.
على نمى‏تواند از هدف‏هاى خود چشم بپوشد و نمى‏تواند به تحميل واستبداد روى بياورد و نمى‏تواند به قلع و قمع و ترور مخالفين خود مشغول شود، او كار سنگينى به عهده دارد كه بايد مثل خدا با وجود شيطان و نفس و جلوه‏هاى دنيا، امكان انتخاب و اتخاذ را براى انسان فراهم كند و دو امكان و دو راه را جلوى پاى آن‏ها بگذارد تا خود با نيرويى كه فراهم مى‏كنند دشمن را محاصره و معدوم و يا محصور و كنترل نمايند.
روش‏هاى مافيايى وفرصت‏طلبى قدرت زا، الهى و اسلامى كه هيچ حتّى انسانى هم نيست و با انتخاب و آزادى انسان ناسازگار است.
از بين بردن حريفان و خالى كردن ميدان به درد استبداد طلبانى مى‏خورد كه حوصله و شهامت و قدرت روحى و سعه صدر، براى برخورد با حريف را ندارند و بيشتر از گلوله و دندان خود استفاده ميكنند تا بحق يا ناحق از كسانى حفاظت كنند و نگهدارى نمايند، در حالى كه حتّى تا بهشت خدا اين گونه‏ نمى‏توان راه رفت، وگرنه از اول همه را جورى كوك مى‏كردند كه رو به بهشت بياورند و از بدى‏‌ها چشم بپوشند، اين كه در خلقت انسان دو راه و در جامعۀ انسانى دو راه «نجدين» پيش روى انسان مى‏‌گذارند و سپس با هدايت‏ها به او فرصت انتخاب و امكان اتخاذ مى‏دهند، با حكومت يك دنده و سياست قلع و قمع نمى‏‌سازد.
با اين اصول و موازين مى‏توانيم تحليل كنيم كه چرا پيشوايان با زد و بند با فرصت طلبان و شياطينى همچون ابوسفيان و معاويه و ابن زياد و مسلم بن عقبه و عبداللَّه بن زبير و حجاج، آن‏ها را نخريدند و آن‏ها را به كار نكشيدند؟
چون پيداست كه حق با پاى باطل راه نمى‏رود و به مقصد نمى‏رسد و كسى كه در روز اول به اين‏ها باج داد و از آن‏ها كمك گرفت نمى‏تواند فردا از آن‏ها باج بگيرد و آن‏ها را كنار بگذارد، مگر اين كه از هدف‏ها و حرف‏هايش چشم بپوشد و فقط حكومت و قدرت را طالب باشد.
آنجا كه تو مى‏‌خواهى جامعۀ تو همراه با بيّنات وكتاب و ميزان حركت كند و مى‏‌خواهى بدون استبداد و اضمحلال حركت كنى نمى‏توانى بدون زمينه‏‌هاى معرفتى و عقيدتى و بدون مهره‌‏هاى مسلط و تشكيلات حساب شده كار كنى و نمى‏توانى پست‏ها را به بازيگرهايى بسپارى كه با رشوه و زن و اختلاس و زدوبند، به دامان همه‏ى ذلت‏ها سر مى‏‌گذارند و با هر پفيوزى به حجله مى‏روند و بچه‏‌دار مى‏شوند و هفت قلو هم مى‏‌زايند و بچه‏هايشان را به هر پست بزرگ و كوچكى مى‏‌گمارند و استخوان هر پستى را به دندان‏ مى‏كشند و اگر حق نگيرند و لقمه‏‌اى نستانند از پارس كردن و گزيدن نمى‏‌ايستند.
و اين حرف به اين معنا نيست كه بنشينى تا تمامى جامعه مثل سلمان شوند و همه براى تو تسليم باشند، نه، تو مى‏توانى با آن‏ها كه به حق روى آوردند، مُدْبِر و پشت كننده و سنگ‏هاى راه را بردارى.
براى خراب كردن يك حكومت و يا بناى محكم، براى تزلزل، مى‏توانى از چند مهره استفاده كنى و سلطان مجتمع را درهم بريزى. براى خراب كردن يك كوه، لازم نيست كه تمامى آن را از جا بكنى، كافى است كه در آن نفوذ كنى و در قسمت‏هاى حساب شدۀ آن كار كنى و آن را متلاشى بنمايى، ولى اين براى تسلط كافى نيست، همان طور كه در روايات گذشت، كنار گذاشتن و درگير شدن با حاكمى كه هنوز متزلزل نشده و روزهايش نشكسته، از كنار گذاشتن كوه سنگين‏تر است؛ چون كوه قدرت جبران و بازسازى ندارد و آگاهى و شعور و زدوبند ندارد، ولى حاكم مسلط دارد.
براى ساختن يك حكومت هم لازم نيست كه همه سلمان باشند و پايه‏‌هاى محكم باشند، اگر تو ستون‏هاى همراه و افراد مناسبى داشته باشى مى‏توانى از هر تكه آجر استفاده كنى و آن‏ها را بكار بگيرى ولى نمى‏توانى پست‏ها و سر نخها رابه آن‏ها بسپارى مگر وقتى كه از بالا و پايين محاصره شده باشند و مسئول و مأمورشان كنترل شده باشد و چشم‏هاى تو بر آن‏ها نظارت داشته باشد و امتحان مستمر تو، هميشه گزارشگر شرايط و وضعيت‏ باشد.
ما مى‏بينيم كه امام كاظم (علیه‌السلام) و امام رضا(علیه‌السلام)، با وجود افرادى كه در حكومت داشتند، براى حفظ و رشد شيعه برنامه مى‏ريزند، براى تزلزل و شكست دشمن هم طرح مى‏اندازند، ولى براى قيام و طرح حكومت اقدام نمى‏كنند؛ چون زمينه‏‌هاى اتراف و كششهاى دنيا، تا آنجايى است كه خيلى‏‌ها را غرق كرده و كسى باقى نگذاشته.
درگيرى، آن هم با اين حكومت مقتدر كه ريشه در دين باز كرده و با فقه اهل سنت و با عرفان و زهد حكومتى و با فلسفه و كلام سياسى مسلح شده، كار آسانى نيست.
منبع: کتاب درسهايى از انقلاب(تقيه).نویسنده:استاد علی صفایی حائری.ناشر:لیلة‌القدر


3 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


3 دیدگاه

  1. مهدیان احسان گفت:

    با تشکر از خانم وکیلی بخاطر حسن انتخابشان
    بسیار مطالب کلیدی و مهمی است
    سری کتاب درس هایی از انقلاب(شامل سه کتاب انتظار-تقیه -قیام) از کتاب های مظلوم استاد صفایی هستند که کمتر خونده میشن درحالی که بسیار مسایل مهمی دارند یه دلیلشم عناوینش هست مثلا کتاب انتظار رو اغلب فکر می کنن درباره امام زمان هست درحالیکه مطالب اون خیلی گسترده تر از اینهاست و یا اینکه کتاب تقیه درسته که درباره تقیه هست اما موارد و نکات خیلی مهمی مثل نوشته بالا تو اون به چشم می خوره.

  2. سعیده شیرزاده گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم,الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین(علیه السلام).با تشکر از سرکار خانم وکیلی موفق باشید.

    1. مهدیان حسن گفت:

      خوب چرا پیشنهاد نمی دهید ناشر محترم عناوین مناسب تری را جایگزین کند.
      یا اینکه مباحث کلیدی داخل آن را جداگانه چاپ نماید؟

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها