Google+

» گرفتاری‌های بی‌مهارتی و بی‌هدفی کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
بخش آموزش تکنیکهای یک دقیقه ای
1283449196:

باسلام واآرزوی قبولی طاعات وعبادات برای شما عزیزان . راستش من کتاب دانش اموز یک دقیقه ای روتهیه کردم ومطالعه کردم و کتاب خیلی خیلی خوبی بود...من دوهفته دیگه کنکوردارم ومیخاستم اگه میشه درمورد تکنیک تست زنی یک دقیقه ای برام...


مقالۀ 1: چرا و چگونه فکر کنیم؟
sibsorkh60:

سلام. خیلی خوشحالم. دنبال آموزش روش تفکر بودم برای یادگیری و یاددادن به نوجوانان. متشکرم از استاد. یا علی.


دانلود نرم‌افزار مایندمپر (MindMapper)
مهدیان حسن:

دوستان نسخه جدیدتر نرم افزار مایندمپر ورژن 2012 همراه با کرک آن آمده است. ان‌شاءالله بزودی در همین صفحه قرار می گیرد.


نمونه تمرینهای دورۀ نقشه های ذهنی دانش آموزان
zahra.k.h:

طرح شماره ٥ بسیار عالیه


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
jafari.f:

سلام درمورد طرح قدر چرا هیچ توضیحی تو سایت نیست ؟


کارگاه چشم انداز نویسی , مدیریت زمان و هدف گذاری
Aftab8:

خیر


کارگاه مقدماتی مهارتهای مطالعه و تند خوانی
Fatemesiyadati:

سلام استاد انصاری زاده فرموده بودند نتایج آزمونvakرا در سایت خواهید گذاشت اینجانب مطلبی در این باره پیدا نمی کنم لطفا راهنمایی کنید سپاس ??


همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


ترویج جهادی طب ایرانی اسلامی
r...j:

?بسم الله الرّحمن الرّحیم ?تدریس حجامت ?از:استاد طالقانی ?جلسه : اول سلام علیکم. خداوند را شاکریم که بما فرصتی دست داد تا درخصوص روش درمانی وپیشگیری حجامت در خدمت شما عزیزان باشیم. ?علم طب سنتی ایرانی اسلامی علمی مبتنی بر...


مقالۀ 3: تدبر مادۀ خام تفکراست
alirezahoosh:

سلام با تشکر از مطالب خوبتان


archive

گرفتاری‌های بی‌مهارتی و بی‌هدفی

نگارش در تاریخ دوشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۷ ؛ بازدید: ۷۳۷ بار
دسته: مصاحبه و گفت‌وگو

مصاحبه استاد معماریانی درباره راه و رسم خوب زندگی کردن جوانان

گرفتاری بی مهارتی و بی هدفی

برای همه ما پیش آمده که روزهای ابری نگاهی به آسمان بیندازیم و محو تماشای ابرها شویم، ابرهایی که با ظاهری آرام به تندی در حرکت هستند، ولی شاید تعداد کمی از ما به این اندیشیده باشیم که تمام فرصت‌های زندگی مانند همین ابرها زودگذر هستند و دوران جوانی نیز از این قانون مستثنا نیست. دوران جوانی به دلیل ویژگی‌هایی که دارد، یکی از مهم‌ترین دوران زندگی آدمی است و تأثیر این دوران را می‌توان در تمام مراحل زندگی احساس کرد. اهمیت این دوران سنی تا آنجاست که صاحب‌نظران، روانشناسان و متخصصان اجتماعی برای آن برنامه دارند. برای بررسی بیشتر این دوران و آشنایی بیشتر با فرصت‌های آن با جلیل معماریانی، استاد مهارت‌های زندگی، خلاقیت و تفکر به گفت‌وگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.
حتما شما هم معتقدید که جوانی یک فرصت است که مجموعه فرصت‌های دیگری را در درون خود دارد …
به‌طور کلی اصلی‌ترین سرمایه آدمی عمر اوست. در این دوره زمانی، بازه جوانی نقطه اوج محسوب می‌شود، بنابراین اگر زمان را یک سرمایه به حساب بیاوریم و جوانی را بهترین سن طول عمر بدانیم، جوانی فرصتی است که هم در حوزه یادگیری، کسب تجربه، هویت‌بخشی، کسب مهارت و هم در حوزه ارتباطات، درک احساس خود و دیگران، انرژی و توان فردی، همدلی و جوانی یک فرصت و سرمایه بی‌بازگشت است. درواقع همه اینها ویژگی‌های دوران جوانی هستند که می‌توانیم هر کدام از آنها را تک‌تک یک فرصت حساب کنیم و برای آنها برنامه‌ریزی هدفمند داشته باشیم.
اما این دوران اوج عمر به تعبیر شما، فرصتی است که در خیلی از جوان‌ها تبدیل به باور نشده است. چه راهکارهایی برای تبدیل فرصت‌ها به باور زندگی داریم؟
یکی از راهکارهای پیش روی ما و شاید اصلی‌ترین راهکار، معرفت‌افزایی و دانش‌افزایی نسبت به بحث انسان، خصوصا جوان است. ما باید تغییر نگاه داشته باشیم، یعنی تغییر نگاه به همه مسائل انسانی عمومیت یابد. متاسفانه ما امروز با بحران هویت روبه‌رو هستیم. واقعیت این است که خودآگاهی و خودشناسی در اولویت قرار دارند و جوانان باید از کودکی مهارت خودشناسی و خودآگاهی را فرابگیرند. درواقع این ٢ مهارتی هستند در کنار سایر مهارت‌های زندگی. جوانی که مهارت خودشناسی را می‌آموزد باید برای خود اهدافی داشته باشد و بعد از این است که جوان نیاز به مهارت تفکر دارد، یعنی باید توانایی پردازش مسائل را داشته باشد. جوان باید از سوال‌ها به فکر، از فکر به شناخت و از شناخت به بینش برسد. یکی از مشخصه‌های جوانی حرکت و پویایی است و این وظیفه ما است که نسیم حرکت را در زندگی جوان ایجاد کنیم. جوانی که مهارت‌های گفته شده را آموخته و بینش لازم را کسب کرده باشد، این توانایی را دارد که  وضع موجود را بشناسد و وضع مطلوب را نیز بداند و فاصله بین ٢ وضع را به خوبی شناسایی کند. نتیجه حاصله شناسایی درست، باعث حرکت می‌شود. راهکار بعدی این است که وارد بحث الگودهی مناسب به جوان شویم؛ یکی از لازمه‌های دوران جوانی داشتن الگوی مناسب است. متولیان فرهنگی و متولیان مختلفی که در حوزه جوان به نوعی دخیل هستند باید قدرت شناسایی الگوهای درست را داشته باشند. جامعه باید بتواند شاخص‌هایش را معرفی کند. زمانی که ما در جامعه، فضاهای خاصی مانند کنکور یا امثالهم را به‌عنوان الگو معرفی کنیم، فرآیند حرکت گم می‌شود و نتیجه آن پایین آمدن انگیزه‌های جوان است. ما در جامعه الگوهای مناسب کم نداریم؛ افرادی که در حرکت و تلاش هستند و با صبوری درحال مبارزه با مسائل زندگی‌اند و تصمیم راسخ دارند، آنها را شناسایی و در این مسیر اراده خود را تقویت کنند. شناسایی این افراد که درحال طی این فرآیند هستند و ارزش گذاشتن به آنها طبیعتا  باعث می‌شود الگوهای درستی به جامعه ارایه شوند. واقعیت این است که توان‌افزایی و مهارت‌آموزی خودشان، هویت‌بخش هستند. جوانی که هنر، مهارت، آداب و معاشرت و خوب فکرکردن و تصمیم‌گیری درست را آموخته باید شناسایی و سازوکارهای این فرآیند به جامعه معرفی شود. به‌ نظر من همه اینها الهام‌بخش جوان امروزی هستند که کوتاهی در هر کدام‌شان باعث ایجاد نیازهای کاذب می‌شود.
ایجاد برخی فرصت‌های دوران جوانی به خود جوان برمی‌گردد و برخی دیگر تحت شرایط پیرامون‌اند. مهیاکردن شرایط پیرامون به عهده کیست؟
برای مهیاکردن شرایط پیرامون جوان برای استفاده مناسب و درست‌تر از فرصت‌های جوانی به اعتقاد من نقطه آغاز خانواده است؛ در خانواده جوان باید تکریم، تمجید و تشویق شود. بعد از خانواده این وظیفه به عهده آموزش‌وپرورش و به‌طورکلی فضاهای آموزشی است؛ مدرسه، دانشگاه و حوزه علمیه. در مراحل بعد اقوام و آشنایان هستند که می‌توانند روی شرایط تاثیرگذار باشند. هرچه پیش می‌رویم این دایره وسیع‌تر می‌شود تا این‌که به اجتماع که متشکل از همه این افراد است، می‌رسیم. درواقع تک‌تک ما روی شرایط پیرامون خود و دیگران تاثیرگذار هستیم، البته این تاثیرگذاری زمانی تبلور می‌یابد که هر کدام از ما به خودباوری رسیده باشیم. ما در گذشته سنت‌های درستی همانند صله‌رحم، تعاون، ارتباط‌گیری و… را داشتیم که نشاط‌آور، حرکت‌آفرین و هویت‌ساز بودند. زمانی که این سنت‌ها کمرنگ می‌شوند طبیعتا جهان پیرامون افراد تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد و شاید برای همین کم‌شدن ارتباطات است که ما تنهایی را به وفور می‌بینیم. ما باید بیاموزیم و یاد بدهیم که افراد در موقعیت‌های مختلف، موضع‌گیری‌های درستی داشته باشند؛ شرایط مهم هستند اما نحوه برخورد با شرایط و موقعیت‌ها مهمترند.
آقای معماریانی، شما فکر می‌کنید جامعه امروز ما با چه موانعی بر سر راه بهره‌وری از فرصت‌های جوانی و جوانان مواجه است؟
در نهج‌البلاغه ۴ راهبرد برای رسوخ به جامعه معرفی شده است؛ شهوات، شبهات، بدعت‌ها – نوآوری‌های بدون مبنا- و فتنه‌ها و ما هر ۴ راهبرد را در تهاجم فرهنگی شاهدیم. خب طبیعی است که از دل تمام این زنجیرها که به پای جوان بسته شده اعتیاد و بزهکاری شکل بگیرد. ما در مقوله تربیتی باید جوان را مستقل بار بیاوریم. جوان آموخته تنها درس بخواند که متاسفانه همین کار را نیز به درستی گاهی‌ اوقات انجام نمی‌دهد و نتیجه حاصله این است که جوان در مقاطع بالا درس خوانده اما با تاسف بسیار، توانمند نیست. واقعیت این است که جوانی که توانمند نباشد با داشتن بالاترین مدارک هم دچار بحران هویت می‌شود. ما باید به جوانان‌مان مهارت زندگی شخصی و اجتماعی را بیاموزیم و کوتاهی ما در این زمینه باعث می‌شود جایگزین‌های نامناسبی جای آنها را پر کنند و بازتاب‌های آن شامل حال جوان و درنهایت جامعه شود. اگر به جوانان‌مان کارگردانی کردن را یاد ندهیم بی‌شک مهره کارگردان‌های دیگر می‌شوند. جوان اگر نیاموزد بازی را خودش طراحی کند حتما بازیچه دیگران خواهد شد. جوان باید در حوزه بینش، منش، روش و دانش تقویت شود تا بتواند به اهدافش برسد.
با توجه به شرایط موجود و آنچه شما هم روی آن تأکید دارید، نیاز به تغییر نگاه جامعه به جوان احساس می‌شود. این تغییر نگاه باید در کدام یک از حوزه‌های اجتماعی و زندگی روزمره  روی دهد؟
ما در حوزه مهندسی فرهنگی کوتاهی‌هایی داشته‌ایم و باید در این حوزه جدی‌تر کار کنیم و برای جوان اولویت ویژه قایل باشیم؛ برای تفکر، هویت، اشتغال، اقتصاد و… جوان‌هایمان. متاسفانه این نگاه‌ها در حاشیه قرار دارند و نتیجه این شده که مسائل فرهنگی به مسائل تزیینی تنزل پیدا کرده‌اند و نگاه واقعی به آنها نداریم. آنچه ما شاهدیم این است که در فضای فرهنگی، قالب‌های فرهنگی همانند سالاد سفره هستند، درحالی‌که به شخصه معتقدم نگاه فرهنگی، آب و نان سفره است. واقعیتی که ما از نظر دور داشته‌ایم این است که انقلاب ما انقلاب فرهنگی بود! واقعیت این‌که در این شرایط اولویت، جوان است چون جامعه‌ای می‌تواند در همه زمینه‌ها پیشرو باشد که جوانش قوی و توانمند است. تاسف بعدی ما در زمینه راهبرد، زایش و رویش است که در همه آنها ضعیف عمل کرده‌ایم. ما تجربیات خوبی از انقلاب و دفاع‌ مقدس داریم، تجربیاتی که جوانان در آنها به خوبی نقش‌آفرینی کردند، ولی متاسفانه درحال حاضر جوان به حاشیه رفته است! به اعتقاد من برای رهایی از این شرایط باید رسانه‌ها، آموزش‌وپرورش، خانواده‌ها و درواقع همه پای کار بیایند و در این زمینه متمرکز شوند؛ فرهنگ جوان. درواقع غرب نیز برای تهاجمات خود همین رویه را در پیش گرفته است، این‌که ابتدا راهبرد را مشخص می‌کند و بعد تمامی قالب‌هایی را که به این راهبرد منتهی می‌شوند یا در آن دخیل هستند، شناسایی می‌کند، بنابراین تاثیرگذاری بالایی دارد. شاید راهکار ما این باشد که راهبردی به نام هویت‌بخشی به جوان برای تقویت بنیه نگرشی و مهارتی جوان داشته باشیم و از طرف دیگر راهبردی داشته باشیم به نام تقویت بنیه فرهنگی جامعه. مرحله بعدی هم این است که مجموعه ابزار موجود را در راستای این راهبرد به کار بگیریم؛ نهاها، ساختارها، قوانین و… ما کدام قانون را به نام جوان داریم؟ واقعیت این است که ما کاستی‌های زیادی در زمینه اشتغال، ازدواج و… جوان داریم. ضعف‌های قانونی و اجرایی.
ما مدتی است در پی پاسخ به این پرسش هستیم که چطور می‌شود در میان فرصت‌های مختلف جوانی، جوانان را با فرصت انجام کارهای داوطلبانه به نفع خیر عمومی جامعه هدایت و تشویق کرد. شما در پاسخ به این پرسش چه نکته‌ای دارید؟
این‌که ما بخواهیم جوان را به سمت‌وسوی کارهای خیرخواهانه و داوطلبانه سوق بدهیم به تنهایی کفایت نمی‌کند. درواقع مسأله اصلی که گاهی مغفول می‌ماند شکل‌گیری بینش است. کار داوطلبانه و حس نوعدوستی در فطرت همه آدم‌ها وجود دارد، ولی نیاز به یک بینش و آگاهی است تا تداوم داشته باشد، چون در غیر این صورت کاری است هیجانی که احتمال فروکش‌کردن آن بالاست. اگر هیجانات به درستی مدیریت نشوند و به معرفت نرسند در بیشتر مواقع نتیجه معکوس می‌دهند، البته بهترین روش این است که از فرصت‌ها و هیجانات در کنار هم استفاده کنیم تا بتوانیم به تغیر نگرش برسیم. در حقیقت کارهای داوطلبانه نباید تنها برای تخلیه هیجان باشند، البته وجود این هیجان را نمی‌شود کتمان کرد. درواقع شرط لازم است، اما کافی نیست و خلأ بینش باعث ابتر ماندن این‌گونه کارها می‌شود. ما برای رسیدن به این بینش‌ نیاز به فضاهایی مانند دورهمی‌ها، جلسات تخصصی، مشاوره و… داریم. حقیقت این است که باید این توانایی را داشته باشیم تا بتوانیم از فرصت‌هایی که از اقبال عمومی بالاتری برخوردار هستند، بهره بیشتری ببریم.

منبع:شهروند


4 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


1 دیدگاه

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها