Google+

» تدبر ناب کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
آدم ها  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
30380_600_800  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


مقالۀ 3: تدبر مادۀ خام تفکراست
alirezahoosh:

سلام با تشکر از مطالب خوبتان


"زمان مطالعۀ خود را مدیریت کنید"
farhadtafazzoli:

سلام این مقاله محتوای خوبی داشت و توجه به چند نکته لازم به نظر می رسد. 1- به روز آوری براساس فرهنگ و تقویم کاربر ایرانی 2- ارائه نمونه


شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد.
candour:

سلام.چرا ولادت حضرت پیغمبر رو نزاشتین تو گروه


آدم ها...
candour در پاسخ به mohammadmoradiph7:

اشتباه همینجاس.خوشبختانه هم کتاب هم انسان از این جهت که اصلا هیچ نوعش دور ریختنی نیس،باه هم مشترک اند پس باید به نیاز خودما از اونها استفاده کنیم حالا چه انسان چه کتاب


آدم ها...
candour:

بعضی از کتابها هم فقط یکبار نوشته میشن و یکبار هم یه دونه چاپ میشن ولی اصلا خونده نمیشن بعدا میفهمیم که ...


پشت در تاخیر!
candour:

خیلی عالی بود.ولی نسبت به وقت از دست داده تجربه کمی کسب کردین.ولی بازم عالی بود


سمینار نقشه های ذهنی و کاربرد آن در حل مسأله های زندگی
تحلیلگر:

ممنون میشوم در زمینه نقشه های ذهنی، آموزشهایی را روی سایت قرار دهید.


کارگاه هنرقصه گویی خلاق
تحلیلگر:

بسیار عالی، تشکر از اطلاع رسانی شما


استراحت
حميد رضا فرامرزي:

نوشته بود روزي همسر شهيد چمران ،‌به شهيد ميگه شما انقدر كار مي كنيد و در رفت و آمد هستيد ،‌ خسته ميشين ،‌كمي هم استراحت كنيد ... دكتر در جواب ميگه آرامش يك شمع در سوختنش و نور دادنش است ، تو...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

تدبر ناب

نگارش در تاریخ شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۲۴ ؛ بازدید: 541 بار
دسته: ارسالی دوستان

index
در خرما رو برداشتم یه چیزی ازش پرید بیرون و روی میز افتاد. چشم نداشت کور بود ، دست و پا هم نداشت کرم بود ! فقط با ماهیچه های عضلانی اش روی میز این طرف و آن طرف می رفت و سرش را این ور و اون ور میداد . فکر کنم از محیط جدید تعجب کرده بود . نه چشم،
نه گوش، نه پا، نه دست ، فقط در یه فضای بزرگتر قرار گرفته بود بی آنکه بداند کجاست بی آنکه وسیله ای برای درک حقایق خارج از خرما کسب کرده باشد . فقط همان حرکت و همان برخورد ( کتابخانه به آن بزرگی ، پر از آدم و…) ولی او درکی نداشت ، عقلی نداشت ، پایی نداشت ، ظرفیتی نداشت ، خلقتی نداشت که بتواند درک محیط جدید کند . اگر می ماند از بین می رفت.
خرما را نزدیکش آوردم باز با همان حرکت ، خرما را شناخت بر رویش حرکت کرد و به داخل آن رفت و می دانم با همان کوری و… فقط به خوردن ادامه داد و در آخر هم خواهد مرد.
آیا ما هم باید کرم باشیم؟ آیا برای کرم بودن آفریده شدیم؟
آیا کور باشیم؟
کلا لو تعلمون علم الیقین لترون الجهیم
آیا چشم ها ، دست ها و پاهای حرکت آخرتم را ساخته ام؟!

 

ارسال کننده: hosein dust

موضوع: مدیریت تفکر


5 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


1 دیدگاه

  1. عرب بیک گفت:

    چقدر زیبا و تامل برانگیز!
    واقعا لذت بردم و دل به دعا برداشتم
    کاش در قسمت تجربه ها نقل می کردید

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها