Google+

» جلسه موشها کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
آدم ها  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
30380_600_800  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


مقالۀ 3: تدبر مادۀ خام تفکراست
alirezahoosh:

سلام با تشکر از مطالب خوبتان


"زمان مطالعۀ خود را مدیریت کنید"
farhadtafazzoli:

سلام این مقاله محتوای خوبی داشت و توجه به چند نکته لازم به نظر می رسد. 1- به روز آوری براساس فرهنگ و تقویم کاربر ایرانی 2- ارائه نمونه


شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد.
candour:

سلام.چرا ولادت حضرت پیغمبر رو نزاشتین تو گروه


آدم ها...
candour در پاسخ به mohammadmoradiph7:

اشتباه همینجاس.خوشبختانه هم کتاب هم انسان از این جهت که اصلا هیچ نوعش دور ریختنی نیس،باه هم مشترک اند پس باید به نیاز خودما از اونها استفاده کنیم حالا چه انسان چه کتاب


آدم ها...
candour:

بعضی از کتابها هم فقط یکبار نوشته میشن و یکبار هم یه دونه چاپ میشن ولی اصلا خونده نمیشن بعدا میفهمیم که ...


پشت در تاخیر!
candour:

خیلی عالی بود.ولی نسبت به وقت از دست داده تجربه کمی کسب کردین.ولی بازم عالی بود


سمینار نقشه های ذهنی و کاربرد آن در حل مسأله های زندگی
تحلیلگر:

ممنون میشوم در زمینه نقشه های ذهنی، آموزشهایی را روی سایت قرار دهید.


کارگاه هنرقصه گویی خلاق
تحلیلگر:

بسیار عالی، تشکر از اطلاع رسانی شما


استراحت
حميد رضا فرامرزي:

نوشته بود روزي همسر شهيد چمران ،‌به شهيد ميگه شما انقدر كار مي كنيد و در رفت و آمد هستيد ،‌ خسته ميشين ،‌كمي هم استراحت كنيد ... دكتر در جواب ميگه آرامش يك شمع در سوختنش و نور دادنش است ، تو...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

جلسه موشها

نگارش در تاریخ پنج شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۰ ؛ بازدید: 399 بار
دسته: داستانک

تعدادی موش در یک مزرعه زندگی می کردند. موشها روزگار خوشی نداشتند چرا که گربه ای در مزرعه بود که آنها را شکار می کرد. موشها در یک ترس همیشگی به سر می بردند و ممکن بود در هر وقت از شب و روز در چنگالهای تیز گربه چابک قرار گیرند.

موشها جلسه ای تشکیل دادند تا حداقل راهی پیدا کنند که از وجود گربه در اطراف خود باخبر شوند و بتوانند عکس العمل مناسب از خود بروز دهند. طرح های مختلفی مورد بررسی قرار گرفت اما هیچکدام پذیرفته نشد.

در آخر یک موش جوان ایستاد و گفت: «من یک طرح خیلی ساده دارم اما کاملاً مؤثر خواهد بود. همه کاری که باید انجام دهیم این است که یک زنگوله به گردن گربه ببندیم. وقتی صدای زنگوله را می شنویم خواهیم فهمید که دشمن در حال آمدن است.»

همه موشها از طرح ارائه شده شگفت زده شده بودند و آن را تحسین می کردند. در بین همهمه موشها، یک موش پیر بلند شد و گفت: «من هم قبول دارم که طرح موش جوان، طرح بسیار خوبی است.اما اجازه دهید بپرسم: چه کسی زنگوله را به گردن گربه خواهد بست؟»

موشها به یکدیگر نگاه می کردند و هیچ کس حرفی نمی زد. سپس موش پیر گفت: «ارائه راهکارهای غیرممکن خیلی ساده است.»

موش

برداشت شما از این داستان چیه؟؟؟؟؟


2 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


5 دیدگاه

  1. rhmani گفت:

    از دیدگاه من:
    اجازه دهید در جلسات از تکنیک های طوفان فکری و حل مسئله به خوبی استفاده شود.
    ایده کشی نکنید.

  2. labkhand گفت:

    به عمل کار برآید بخ سخندانی نیست
    گفتن اینکه کاری انجام شود یک چیز است، اما انجام دادن آن چیز دیگری است.

  3. عرب بیک گفت:

    به نظر من موش پیر شخصی سازی کرده و عملی بودن ایده را با توانایی های خودش سنجیده، در حالی که اگر میگفت بگذارید رویش فکر کنیم شاید روش عملی سازی پیدا میشد

  4. درانی گفت:

    با زاویه دید دوستان موافقم. این هم یک زاویه دیگه:

    موش پیر یک برنامه تربیتی برای موش ها داشته و اون حرف رو زده تا ببینیه هرکس چه عکس العملی نشون می ده :) اینجوری موش ها به یک درک و شناخت از خودشون دست پیدا می کردند و هر کدوم می تونست همت خودش رو بسنجه. قصد موش پیر اعتمادبنفس کشی نبوده بلکه بالا آوردن سطح ها بوده B-)

  5. فاطمه ایجادی گفت:

    به نظر من شگفت انگیزی و زیبایی و منحصر به فرد بودن یک طرح برای عملی کردن آن طرح کافی نیست بلکه 3 عامل دیگر نیاز دارد :
    1- ارائه ریز کارهایی که طرح را اجرایی میکند
    2- اطمینان از نتیجه بخش بودن طرح
    3- اضطرار در انجام طرح
    4- جرات انجام آن طرح

    کسی که طرحی میدهد لا اقل خودش باید جرات انجام آن طرح را داشته باشد و آن را غیر ممکن نبیند..
    من اگر جای موش جوان بودم و از نتیجه بخش بودن آن مطمین بودم و نگران درست کردن وضع موجود با مشورت با گروه بهترین برنامه ریز این عمل را تعیین کرده و خودم انجام این کار را به عهده میگرفتم ..
    موش پیر میخواست به آنها بفهماند که نتیجه این راه حل برای خودتان غیر ممکن است و به همین خاطر هیچکدامتان حاضر به انجامش نخواهید بود…

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها