Google+

» عشق اصلی کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
آدم ها  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
30380_600_800  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


مقالۀ 3: تدبر مادۀ خام تفکراست
alirezahoosh:

سلام با تشکر از مطالب خوبتان


"زمان مطالعۀ خود را مدیریت کنید"
farhadtafazzoli:

سلام این مقاله محتوای خوبی داشت و توجه به چند نکته لازم به نظر می رسد. 1- به روز آوری براساس فرهنگ و تقویم کاربر ایرانی 2- ارائه نمونه


شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد.
candour:

سلام.چرا ولادت حضرت پیغمبر رو نزاشتین تو گروه


آدم ها...
candour در پاسخ به mohammadmoradiph7:

اشتباه همینجاس.خوشبختانه هم کتاب هم انسان از این جهت که اصلا هیچ نوعش دور ریختنی نیس،باه هم مشترک اند پس باید به نیاز خودما از اونها استفاده کنیم حالا چه انسان چه کتاب


آدم ها...
candour:

بعضی از کتابها هم فقط یکبار نوشته میشن و یکبار هم یه دونه چاپ میشن ولی اصلا خونده نمیشن بعدا میفهمیم که ...


پشت در تاخیر!
candour:

خیلی عالی بود.ولی نسبت به وقت از دست داده تجربه کمی کسب کردین.ولی بازم عالی بود


سمینار نقشه های ذهنی و کاربرد آن در حل مسأله های زندگی
تحلیلگر:

ممنون میشوم در زمینه نقشه های ذهنی، آموزشهایی را روی سایت قرار دهید.


کارگاه هنرقصه گویی خلاق
تحلیلگر:

بسیار عالی، تشکر از اطلاع رسانی شما


استراحت
حميد رضا فرامرزي:

نوشته بود روزي همسر شهيد چمران ،‌به شهيد ميگه شما انقدر كار مي كنيد و در رفت و آمد هستيد ،‌ خسته ميشين ،‌كمي هم استراحت كنيد ... دكتر در جواب ميگه آرامش يك شمع در سوختنش و نور دادنش است ، تو...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

عشق اصلی

نگارش در تاریخ سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۵:۴۱ ؛ بازدید: 402 بار
دسته: تجربه‌ها » ارتباط با هستی

ما دو تا جوجه مرغابی رو دور از رود و تالاب با جوجه مرغ ها بزرگ کردیم. این مرغابی ها با این که خیلی آب ندیدن ولی عشق به آب تو ذاتشونه. اگه کمی آب روی زمین جمع بشه سریع به سراغش میرن و تو همون یک ذره آب بازی می کنن و غذا می خورن. رود وتالاب رو ندیدن و  بنابراین از اونا درکی ندارن، ولی شکی نیست که عاشق اونهایند.

یاد خودم افتادم عاشق چیزهایی میشم که از اصلشون درک چندانی ندارم. دوست دارم فریاد بزنم که آی مرغابی ها دل از چاله آب بکنین و دنبال تالاب بگردین…اما انگار مرغابی ها هم فریاد میزنن که آی آدما دل از دنیا بکنین و دنبال خدا بگردین…



تجربه کننده: hagh joo

برای نوشتن تجربه اینجا تشریف بیاورید.


5 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


|

2 دیدگاه

  1. درانی گفت:

    متشکریم

  2. dustkam گفت:

    احسنت
    تجربه جالبی بود . ما نمیخوایم حرکت کنیم دوست داریم راحت باشیم و هم اینجا که هستیم باشیم .چون حرکت همراه با درد است و ما به درد عادت نکردیم.درد را دوست نداریم .حرکت همراه با درد است اصلا زندگی بدون درد ….
    مثل آن کوه نوردی که با هلیکوپتر به قله کوه میرسه و تازه خوشحال هم هست ولی کسی که با پای خود صخره ها را در نوردیده و زخم برداشته درک دیگری از درد و حرکت و قله دارد.
    ما با درد قهریم!!!

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها