Google+

» شهادت امام جواد(علیه‌السلام) تسلیت باد کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

شهادت امام جواد(علیه‌السلام) تسلیت باد

نگارش در تاریخ چهارشنبه ۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۵۴ ؛ بازدید: ۵۳۴ بار
دسته: مناسبت‌ها

بسم الله الرحمن الرحیم

امام‌رضا(علیه‌السلام) و پیشگویی شهادت امام‌جواد(علیه‌السلام)

پس از تولد امام‌جواد(علیه‌السلام)، امام‌رضا(علیه‌السلام) فرمود: «فرزندم به‌ناحق به شهادت می‌رسد. اهل آسمان برای او می‌گریند و خداوند متعال بر دشمن او و کسی‌که بر او ستم روا داشته است، خشم می‌گیرد و طولی نمی‌کشد که او را به عذاب دردناکی مبتلا می‌کند.» (بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۵، ح۱۹).

 نقشۀ معتصم در شهادت امام(علیه‌السلام)

معتصم، خلیفۀ ستمگر عباسی و فرزند هارون‌الرشید و برادر مأمون و عموی ام‌فضل، دختر مأمون، پیوسته نقشه‌هایی را برای به‌شهادت‌رساندن امام‌جواد(علیه‌السلام) اجرا می‌کرد و دراین‌زمینه با دختر مأمون، همسر امام‌جواد(علیه‌السلام)، نیز همدست و هم‌داستان شده بود که امام‌جواد(علیه‌السلام) را مسموم کند. معتصم می‌دانست که ام‌فضل از آن حضرت منحرف شده است و به‌شدت برضد امام‌جواد(علیه‌السلام) موضع گرفته است؛ زیرا امام‌جواد(علیه‌السلام) مادر امام‌هادی(علیه‌السلام) را بر او مقدم می‌کند و به‌علاوه، فرزندی از ام‌فضل برای امام‌جواد(علیه‌السلام) متولد نشده است.

به‌همین‌دلیل، ام‌فضل به درخواست معتصم مبنی‌بر مسموم‌کردن امام‌جواد(علیه‌السلام) پاسخ مثبت داد و سمیّ را در انگور رازقی جاسازی کرد و در پیش روی آن حضرت نهاد. همین‌که امام‌جواد(علیه‌السلام) از آن انگور خورد، ام‌فضل پشیمان شد و شروع به گریه کرد. حضرت فرمود: «گریه‌ات برای چیست؟ سوگند به خدا، خداوند آن‌چنان تو را به دردی در ناحیۀ رحم دچار سازد که جبران‌پذیر نباشد و به بلایی گرفتارت کند که کتمان‌شدنی نباشد.»

براثر همین نفرین امام‌جواد(علیه‌السلام) ام‌فضل در بدترین موضع بدنش، بیماری و مشکلی پیدا کرد که براثر آن، دارایی‌اش را هزینه کرد؛ تاآنجاکه نیازمند کمک دیگران شد و براثر همین بیماری، از دنیا رفت. (بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۶، ح۲۶).

 معتصم و مسموم‌کردن امام‌جواد(علیه‌السلام)

ابن‌ابی‌داود، یکی از قاضیان معروف زمان معتصم، می‌گوید:

امام‌جواد(علیه‌السلام) در مجلسی با استناد به آیات قرآن و روایات پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای معتصم ثابت کرد که حد دزدی، قطع انگشتان دست است. سپس انگشتان شخصی را که به دزدی اعتراف کرده بود، طبق حکم امام‌جواد(علیه‌السلام) و به فرمان معتصم قطع کردند.

سه روز پس از این ماجرا، نزد معتصم رفتم و گفتم: «خیرخواهی برای امیرالمؤمنین امری واجب است.» بعد به او گفتم در مجلسی که همۀ فقها و دانشمندان، وزیران، نویسندگان و فرماندهان جمع شده‌اند و اخبار آن به گوش مردم می‌رسد، صلاح نیست خلیفه همۀ نظرها را رد کند و نظر فردی را بپذیرد که فقط عده‌ای از مردم به امامتش معتقدند.

معتصم از شنیدن این حرف، رنگ‌به‌رنگ شد و تازه فهمید چه اشتباهی کرده است.

فردای آن روز به یکی از وزیرانش دستور داد امام‌جواد(علیه‌السلام) را به منزل خودش دعوت کند و به او غذای زهرآلود بدهد. امام‌جواد(علیه‌السلام) به او فرمود: «می‌دانید که من در مجالس شما حاضر نمی‌شوم.» وزیر گفت: «شما را فقط دعوت کرده‌ام. دوست دارم پا روی چشم من بگذارید و داخل خانۀ من بشوید. این را مایۀ برکت خانه‌ام می‌دانم.»

امام‌جواد(علیه‌السلام) با اصرارِ صاحب‌خانه و بدون تمایل قلبی، دعوتش را پذیرفت. امام وقتی وارد منزل او شد و قدری از غذایش را تناول فرمود، احساس مسمومیت کرد. مرکب سواری خود را طلب کرد و در پاسخ صاحب‌خانه که گفت: «تشریف داشته باشید.» فرمود: «اینکه از خانه‌ات خارج شوم، برای خودت بهتر است.»

پس از آن شب، امام‌جواد(علیه‌السلام) پیوسته درحال بیماری و تهوع به سر می‌برد تا از دنیا رحلت فرمود. (بحارالانوار، ج۵۰، ص۶).

 تاریخ و محل شهادت و دفن امام‌جواد(علیه‌السلام)

معتصم امام‌جواد(علیه‌السلام) را از مدینه به بغداد فرا خواند. امام در سال ۲۲۰، شب بیست‌ونهم ماه محرم وارد بغداد شد و در همین سال، در ماه ذی‌قعده در ۲۵سالگی به شهادت رسید و در قبرستان قریش، در پشت قبر جد بزرگوارش، حضرت امام‌موسی‌کاظم(علیه‌السلام) به خاک سپرده شد.

امام‌جواد(علیه‌السلام) در آخرین شب زندگی فرمود: «امشب می‌میرم. ما امامان، کسانی هستیم که هرگاه خداوند برایمان دنیا را نخواهد، به‌سوی خدا منتقل می‌شویم.» (بحارالانوار، ج۵۰، ص۲، ح۳و۵).

خبر از شهادت امام‌جواد(علیه‌السلام)

مردی که با امام‌جواد(علیه‌السلام) برادر رضاعی بود (یعنی امام‌جواد(علیه‌السلام) و این شخص، هر دو از یک خانم شیر خورده‌اند) می‌گوید:

زمانی در خدمت امام‌هادی(علیه‌السلام) بودم. فردی که کنیه‌اش ابوذکریا بوده و مسئول مراقبت از امام‌هادی(علیه‌السلام) بود و به او مطالبی می‌آموخت نیز حضور داشت. در همین صحنه که امام‌هادی(علیه‌السلام) از روی لوحه‌ای برای ابوذکریا درحال خواندن بود، ناگهان حضرت هادی(علیه‌السلام) به‌شدت شروع به گریستن کردند. ابوذکریا پرسید: «چرا گریه می‌کنید؟»

امام‌هادی(علیه‌السلام) پاسخی ندادند. پس‌ازآن، امام‌هادی(علیه‌السلام) که به اندرون منزل تشریف بردند، فریاد و صدای گریه از داخل منزل بلند شد. آنگاه امام‌هادی(علیه‌السلام) خارج شدند و از علت گریه‌اش پرسیدیم. حضرت فرمود: «الان پدرم از دنیا رفت.»

گفتیم: «از کجا متوجه شدید؟» حضرت فرمود: «از عظمت و جلال پروردگار در وجود من حالتی پیدا شد که سابقه نداشت. با این تغییر حال، متوجه شدم که پدرم از دنیا رفته است.» کسانی‌که در این ماجرا حضور داشتند، می‌گویند: «تاریخ این حادثه را درنظر گرفتیم و روز و ماه آن را به خاطر سپردیم.» پس‌ازآن، معلوم شد که امام‌جواد(علیه‌السلام) همان روز از دنیا رفته است. (بحارالانوار، ج۵۰، ص۲، شمارۀ۳).


2 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


1 دیدگاه

  1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

    ممنون از ویراستار و نویسنده

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها