Google+

» ردپای نور 16 (عشق بزرگتر) کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
همدلی
Daniel:

جالب بود زهرا خانم تجربه خوبی داشتی


بخش آموزش تکنیکهای یک دقیقه ای
1283449196:

باسلام واآرزوی قبولی طاعات وعبادات برای شما عزیزان . راستش من کتاب دانش اموز یک دقیقه ای روتهیه کردم ومطالعه کردم و کتاب خیلی خیلی خوبی بود...من دوهفته دیگه کنکوردارم ومیخاستم اگه میشه درمورد تکنیک تست زنی یک دقیقه ای برام...


مقالۀ 1: چرا و چگونه فکر کنیم؟
sibsorkh60:

سلام. خیلی خوشحالم. دنبال آموزش روش تفکر بودم برای یادگیری و یاددادن به نوجوانان. متشکرم از استاد. یا علی.


دانلود نرم‌افزار مایندمپر (MindMapper)
مهدیان حسن:

دوستان نسخه جدیدتر نرم افزار مایندمپر ورژن 2012 همراه با کرک آن آمده است. ان‌شاءالله بزودی در همین صفحه قرار می گیرد.


نمونه تمرینهای دورۀ نقشه های ذهنی دانش آموزان
zahra.k.h:

طرح شماره ٥ بسیار عالیه


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
jafari.f:

سلام درمورد طرح قدر چرا هیچ توضیحی تو سایت نیست ؟


کارگاه چشم انداز نویسی , مدیریت زمان و هدف گذاری
Aftab8:

خیر


کارگاه مقدماتی مهارتهای مطالعه و تند خوانی
Fatemesiyadati:

سلام استاد انصاری زاده فرموده بودند نتایج آزمونvakرا در سایت خواهید گذاشت اینجانب مطلبی در این باره پیدا نمی کنم لطفا راهنمایی کنید سپاس ??


همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


ترویج جهادی طب ایرانی اسلامی
r...j:

?بسم الله الرّحمن الرّحیم ?تدریس حجامت ?از:استاد طالقانی ?جلسه : اول سلام علیکم. خداوند را شاکریم که بما فرصتی دست داد تا درخصوص روش درمانی وپیشگیری حجامت در خدمت شما عزیزان باشیم. ?علم طب سنتی ایرانی اسلامی علمی مبتنی بر...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

ردپای نور 16 (عشق بزرگتر)

نگارش در تاریخ دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۸ ؛ بازدید: ۵۶۶ بار
دسته: مهندسی‌تشکیلات

عشق بزرگتر

بعضی اوقات باید از بعضی چیزهایی که داریم بگذریم تا به اون عشق بزرگتر برسیم….و این بعضی اوقات سخته اما شدنیه…امتحان کنید…
داشتم لباس می پوشیدم که یکی از دوستان و شاگردان خوب حاج آقا وارد اتاق شد و بعد از سلام با نگاهی به سر و وضع من گفت: چند دقیقه بنشین کارت دارم.
من نشستم و ایشان با یک سوال شروع کرد:
– تو به حاج شیخ علاقه داری یا نه؟
– خب،بله.
– چقدر علاقه داری؟
– خیلی
– مثلا چقدر؟
– از بابام هم بیشتر دوستش دارم.
– اگه بفهمی قراره کسی برای حاج شیخ مشکلی درست کنه چکار می کنی؟
– معلومه! هر جوری شده مقابلش می ایستم
– همون طور که خودت می دونی اینجا حاج شیخ چهار چشمی تحت نظره و همه رفت و آمد ها ، نشست و برخاست ها و همه چیز زیر ذره بینه ، خب ، خودت بگو این تیپ و قیافه ای که تو داری برای حاج شیخ مشکل ساز نمی شه؟به نظرت بهتر نیست کمی موهاتو کوتاه تر کنی و به سر و وضعت برسی و از این حالت در بیای؟
من که حتی فکر این مطلب راهم نمی توانستم بکنم گفتم:
نه، من این کار رو نمی کنم ، اصلا فکرشم نمی تونم بکنم.
-مگه خودت نگفتی هر چیزی که مشکلی برای حاج شیخ درست کنه جلوش می ایستی؟ پس اگه واقعا نمی تونم و تیپ و قیافه ات رو عوض کنی از اینجا برو.
من هیچ نمی گفتم و سکوت کرده بودم.وقتی رفت با خودم فکر کردم: شاید خود حاج شیخ او را مامور کرده که این پیام را به من برساند.
در حالی که وسایلم را جمع می کردم با خودم گفتم: من که با حاج شیخ رودربایستی ندارم ، میرم مساله رو از خودش می پرسم.
با همین فکر پیش حاج شیخ رفتم و موضوع را این طور مطرح کردم که:
حاج آقا! من با هیچ کس رودربایستی ندارم ، پس از شما یه چیزی می پرسم و راست و حسینی جواب می خوام. یک سری از بچه ها به من گفته اند که حضور من برای شما مشکل سازه. می خوام ببینم اگه واقعا اینطوریه برم.
حاج شیخ با تعجب گفت:
کی گفته که برای من مشکل سازه؟ هر کسی گفته غلط کرده. اون ها با چه اجازه ای به اسم من برای تو تعیین تکلیف می کنن؟
و در همین حال حاج شیخ با عصبانیت و صدای بلند گفت:
از این به بعد اگه کسی از این حرف ها به تو زد ، بهشون بگو شیخ گفت:اگه بال من نیستید بارم نباشید. اخه بی انصاف ها شما که کاری نمی کنید لااقل بزاریدخودم یه کاری بکنم نه اینکه…
حاج شیخ کمی اروم شد و در حالی که داشت با دست گرم و قشنگش موهایم را نوازش می داد با تبسم گفت:
بابا حیف نیست؟ تو که قیافه نداری لااقل بزار تا وقت خواستگاری اینها روی سرت باقی بمونه، شاید با اینها بتونیم دختری رو گول بزنیم و به موهات دلخوشش کنیم…
من که جوابم رو گرفته بودم با خوشحالی برگشتم.
چند روز بعد که با بچه ها نشسته بودم یکی از دوستان وارد شد و به من گفت:
خونه حاج آقا حرف تو بود انگار حاج شیخ خیلی هوات رو داره آخه داشت به آقای… توپ و تشر می زد که چرا این حرف ها رو به تو گفته و می گفت:
تو اگه می خوای کاری بکنی لازم نیست عشق یک نفر رو ازش بگیری، این کار ، کار غلطیه. اون داره با عشقش زندگی می کنه!گرفتن عشق از یک آدم نه تنها مشکلی رو حل نمی کنه که باعث می شه تا ابد توی همون باقی بمونه و بالاتر نیاد. تو اگه می خوای کاری هم بکنی باید عشقش رو عوض بکنی و از این عشق نردبانی برای رسیدن به عشق بزرگتر براش بسازی ودیدش رو عوض کنی…
بعد از این جریان طولی نکشید که همان طوری که حاج آقا گفته بود با بزرگتر شدن نگاه و دیدگاهم نسبت به زندگی، عشق هایم هم عوض شد و دیگر حتی فکر اینکه قبلا اینگونه بوده ام هم آزارم می داد و خجالت می کشیدم.
…برای تربیت انسان، برای ساختن بشر باید در او عشقی آفرید که از تمام غریزه ها نیرومندتر باشد و باید در او نیرویی گذاشت که تمام زنجیرها را با خود بردارد و تمام نگهبان ها را همراه بکشد.
و مادام که این عشق عظیم ونیروی بزرگ در انسان نیاید و پا نگیرد ، برای انسان حرکتی نخواهد بود و از بند اسارت ها نجاتی نخواهد یافت.
قرآن می گوید: ((و الذین آمنوا اشد حبا لله))
…ابراهیم با آنکه اسماعیل را دوست دارد و خیلی هم دوست دارد در راه حق و بخاطر دستور او قربانی می کند.

 


6 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها