Google+

» عروسکم… کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
همدلی
Daniel:

جالب بود زهرا خانم تجربه خوبی داشتی


بخش آموزش تکنیکهای یک دقیقه ای
1283449196:

باسلام واآرزوی قبولی طاعات وعبادات برای شما عزیزان . راستش من کتاب دانش اموز یک دقیقه ای روتهیه کردم ومطالعه کردم و کتاب خیلی خیلی خوبی بود...من دوهفته دیگه کنکوردارم ومیخاستم اگه میشه درمورد تکنیک تست زنی یک دقیقه ای برام...


مقالۀ 1: چرا و چگونه فکر کنیم؟
sibsorkh60:

سلام. خیلی خوشحالم. دنبال آموزش روش تفکر بودم برای یادگیری و یاددادن به نوجوانان. متشکرم از استاد. یا علی.


دانلود نرم‌افزار مایندمپر (MindMapper)
مهدیان حسن:

دوستان نسخه جدیدتر نرم افزار مایندمپر ورژن 2012 همراه با کرک آن آمده است. ان‌شاءالله بزودی در همین صفحه قرار می گیرد.


نمونه تمرینهای دورۀ نقشه های ذهنی دانش آموزان
zahra.k.h:

طرح شماره ٥ بسیار عالیه


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
jafari.f:

سلام درمورد طرح قدر چرا هیچ توضیحی تو سایت نیست ؟


کارگاه چشم انداز نویسی , مدیریت زمان و هدف گذاری
Aftab8:

خیر


کارگاه مقدماتی مهارتهای مطالعه و تند خوانی
Fatemesiyadati:

سلام استاد انصاری زاده فرموده بودند نتایج آزمونvakرا در سایت خواهید گذاشت اینجانب مطلبی در این باره پیدا نمی کنم لطفا راهنمایی کنید سپاس ??


همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


ترویج جهادی طب ایرانی اسلامی
r...j:

?بسم الله الرّحمن الرّحیم ?تدریس حجامت ?از:استاد طالقانی ?جلسه : اول سلام علیکم. خداوند را شاکریم که بما فرصتی دست داد تا درخصوص روش درمانی وپیشگیری حجامت در خدمت شما عزیزان باشیم. ?علم طب سنتی ایرانی اسلامی علمی مبتنی بر...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

عروسکم…

نگارش در تاریخ دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۳، ساعت ۸:۳۹ ؛ بازدید: ۵۷۹ بار
دسته: تجربه‌ها » ارتباط با خدا

چند وقت پیش یه جا رفته بودم مهمونی،امّا چه مهمونی؟ حالم خوب نبود،از زندگی و زنده بودن خودم خیلی گلایه داشتم.اصلا از خدا شاکی بودم.آخه همه میگن اگه کسی خدا رو واقعا از صمیم قلبش دوس داشته باشه و به یادش باشه و صداش کنه؛ اونم دوسش خواهد داشت و کمکش خواهد کرد…امّا…

تو این افکار بودم که نگاهم افتاد به برادر زاده ام بهار که داشت با عروسکی که صاحب خونه بهش داده بود بازی میکرد.به بازی کودکانه ی  بهار خیره شده بودم و به حال خوشش غبطه میخوردم؛اون موقع خیلی دلم برا بچگیم و بی خیالیم تنگ شده بود و دلم میخواست که برگردم.اما از فکر تحمل کردن مشقات پشت سرگذاشته و سختی های رد کرده پشیمون شدم و دلم نخواست که اون روزای بد یه بار دیگه برام تکرار بشه،هرچند از آینده هم خیلی میترسم و نمی دونم تو این زندگی چقد دیگه باید زجر بکشم…اونشب مدام به این چیزا فکر میکردم وگهگاهی به بازی های بهارخیره میشدم و پارادوکس های ذهنم کلافه ام کرده بود، تا اینکه…لحظه ی خداحافظی رسید.بالاخره اون مهمونی که اومدنش برام سخت بود تموم شد و حالا من داشتم با یه تجربه ی عجیب روبرو میشدم،یه درس بزرگ،اونم از کی؟بهار!!! بهاری که اون لحظه باید عروسک رو پس می داد.امّا من میدونستم که دوس نداره این کار رو بکنه،آخه عروسکه دقیقا شبیه یکی از عروسکای خودش بود و فکر میکرد که مال خودشه.تمام مدت که میخواستیم عروسک رو ازش بگیریم و پس بدیم گریه می کرد و میگفت:عروسکم،عروسکم…

اون موقع بود که به بهار نیگا میکردم و با خودم فکر میکردم چقدر شبیه من و خیلی ها مث من شده بود،ما آدما هرچی بزرگتر میشیم فقط شکل و مدل و سایز عروسکامون تغییر میکنه،فقط عروسکامون بزرگ میشن و میتونن حرف بزنن و راه برن.گاهی وقتا عروسکمون یه ساختمونه،یه ماشینه و یا حتی قبولی تو کنکور و حتی تر…یه رابطه عاطفی…و نمیدونیم که خیلی از اینا به ما داده میشه که ازشون یه درسایی بگیریم و یه کارایی بکنیم و یه راههایی رو بریم.امّا ما نمیدونیم و وقتی از ما میگیرنشون بلند بلند گریه میکنیم و فریاد میزنیم،عروسکم،عروسکم…

و خدا دقیقا مث من که به بهار میخندیدم به ما میخنده و با خودش میگه«این بنده من برای چه چیزهای کوچکی اینقدر بیتابی میکنه…»

*پس بذار اینو به تو بگم خدای خوبم،این جمله ی معروف رو که \”بگیر از من هر آنچه تو را از من میگیرد\”…حتی اگر آن،بزرگترین عروسک و بت زندگیم باشد…



تجربه کننده: f.z71

برای نوشتن تجربه اینجا تشریف بیاورید.


7 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


|

3 دیدگاه

  1. واحدي مرضيه گفت:

    چه تجربه دلچسبی..

  2. Faezeshahi گفت:

    تبریک میگم بهتون شما به یکی از بیانات امیرالمومنین عمل کردید: اونجایی که میگن” هر نظری که در آن عبرت نباشه لهو است ”
    موفق باشید :)

  3. دانشجو گفت:

    بسم الله
    سلام تجربه جالبی بود،این نتیجه روهم میشه گرفت: اگه به همه چی بااین دیدنگاه کنیم که قراره موقع رفتن از خونه دنیا ازمون بگیرن بیشترمواظبیم ک دل نبندیم بهشون.

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها