Google+

» وقتي چادري نبودم…. کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
آدم ها  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
30380_600_800  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


مقالۀ 3: تدبر مادۀ خام تفکراست
alirezahoosh:

سلام با تشکر از مطالب خوبتان


"زمان مطالعۀ خود را مدیریت کنید"
farhadtafazzoli:

سلام این مقاله محتوای خوبی داشت و توجه به چند نکته لازم به نظر می رسد. 1- به روز آوری براساس فرهنگ و تقویم کاربر ایرانی 2- ارائه نمونه


شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد.
candour:

سلام.چرا ولادت حضرت پیغمبر رو نزاشتین تو گروه


آدم ها...
candour در پاسخ به mohammadmoradiph7:

اشتباه همینجاس.خوشبختانه هم کتاب هم انسان از این جهت که اصلا هیچ نوعش دور ریختنی نیس،باه هم مشترک اند پس باید به نیاز خودما از اونها استفاده کنیم حالا چه انسان چه کتاب


آدم ها...
candour:

بعضی از کتابها هم فقط یکبار نوشته میشن و یکبار هم یه دونه چاپ میشن ولی اصلا خونده نمیشن بعدا میفهمیم که ...


پشت در تاخیر!
candour:

خیلی عالی بود.ولی نسبت به وقت از دست داده تجربه کمی کسب کردین.ولی بازم عالی بود


سمینار نقشه های ذهنی و کاربرد آن در حل مسأله های زندگی
تحلیلگر:

ممنون میشوم در زمینه نقشه های ذهنی، آموزشهایی را روی سایت قرار دهید.


کارگاه هنرقصه گویی خلاق
تحلیلگر:

بسیار عالی، تشکر از اطلاع رسانی شما


استراحت
حميد رضا فرامرزي:

نوشته بود روزي همسر شهيد چمران ،‌به شهيد ميگه شما انقدر كار مي كنيد و در رفت و آمد هستيد ،‌ خسته ميشين ،‌كمي هم استراحت كنيد ... دكتر در جواب ميگه آرامش يك شمع در سوختنش و نور دادنش است ، تو...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

وقتي چادري نبودم….

نگارش در تاریخ چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۲ ؛ بازدید: 578 بار
دسته: تجربه‌ها » ارتباط با دیگران

 

یادمه وقتی چادری نبودم

با اینکه به نظر خودم کاملا محجبه بودم

اما وقتی از خیابون خلوتی رد می شدم

که یک جمع از آقایون ایستاده یا در حال حرکت بودند

دعا می کردم ای کاش رعد و برق بشه یا یک ماشین محکم ترمز کنه یا هر سر و صدا و اتفاقی که باعث بشه توجه اون جمع بهش جلب بشه و من از اونجا رد بشم و جلب توجه برای اونا نکنم.

می دونستم احتمال اینکه موقع رد شدن از کنارشون توجهشون به سمت من جلب بشه زیاده و نمی دونم چطور توضیح بدم این جلب توجه به نظرم چرک بود، یا حداقل خیلی مقدس نبود.

بعدا که چادری شدم

بارها و بارها تجربه کردم

که دیگه جلب توجه ناپاکی برای هیچ کس ندارم

که چادر من خیلی کمک می کنه که نگاه برادران ایمانی من امین و سالم باقی می مونه

حتی وقتی درست از جلوی چشمهاشون رد می شی

“ذلكم أطهر لقلوبكم و قلوبهن”

ذلک اطهر لقلوبکم

و شاید آن برادر ایمانی من

برادر یا پدر یا همسر تو باشه خواهر ایمانی من

من در حق تو نامردی نمی کنم

و لقلوبهن

من در حق خودم هم نامردی نمی کنم

***

شاید الان این سوال پیش بیاد که خب اونا نگاه نکنند؟

به هر حال ما در یک عالم مادی زندگی می کنیم با تفاوت هایی که زندگی رو برامون امکان پذیر ساخته؛ خانم ها تو یک سری موارد قوی ترند و آقایون در یک سری موارد قوی تر به دلیل هزار و یک حکمت زیبای خالقمون

بله! هرکس باید به فکر سلامت روح خودش باشه. همه هم مثل هم نیستند، اما چقدر زیبا و جوانمردانه ست که در اون بخش هایی که مدیریتش برای ما راحت تره(به خاطر فضل خدا بر هر کدام از ما) به هم دیگه کمک کنیم و در این مسیر آفرینش تا رسیدن به آنچه به خاطرش آفریده شدیم دست همدیگه رو بگیریم.

اینجوری هممون بهتر سالم تر و زودتر می رسیم به آنچه دلیل آفرینش ماست

به اون عشق

و چه معشوق مهربانی که خودش راه رسیدن به خودش رو بهمون یاد داده

الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَـذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ

خدای من

هزار و یک دلیل هست برای هرکار خوب

اما به دور از هر فلسفه و دلیلی

من چشم گفتن به تو رو دوست دارم…

 

پ.ن. من به دلیل این خاطره چادری نشدم، حتی اون موقع ها به ذهنم نمی آمد با چادر این چیزها رفع بشه اما چادر با خودش خیلی برکات همراه داشت یکیشم همین بود



تجربه کننده: rashidi.z

برای نوشتن تجربه اینجا تشریف بیاورید.


4 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


|

6 دیدگاه

  1. f.z71 گفت:

    سلام.تجربتون برای من خیلی جالب بود.منم قبلا چادری نبودم،الان حدود هفت ماهه که چادری شدم.قبلنا محجبه بودم و تمام سعیم این بود که موقر باشم.اما با چادر مخالف بودم.اصلا نمی دونم چی شد که شب وفات حضرت زینب(س)تو دعای کمیل دانشگاهمون یه حسی بهم دست داد که تصمیم گرفتم که چادری شم و دو هفته بعدش تو حرم حضرت معصومه مفتخر به پوشیدن لباس دختر پیامبر(ص)شدم و از اون روز تحت هیچ شرایطی هیچ نامحرمی منو بدون چادر ندیده.الان اینقدر چادرمو دوس دارم که با هیچ چیز توی دنیا عوضش نمی کنم.الان که بازخوردهای خوب چادری شدنمو تو دانشگاه میبینم و خیلی بهم میگن با دیدن حجاب زیبای تو ما هم تصمیم داریم چادری بشیم خیلی خوشحالم.و دلم میخواست که ای کاش میتوانستم زیبایی حجاب فاطمی رو به دختران سرزمینم اثبات کنم که دیگه کسی برای زیبا نشان دادن خودش از مدهای نازیبا و کریه شرق و غرب پیروی نکنه.یه نکته دیگه هم بگم،اونم اینه که وقتی چادری شدم خیلی ها بهم تبریک گفتن و تعریف کردن اما…تبریک استاد معماریانی یه جیز دیگه بود،حلاوتی داشت که هنوزم حسش میکنم….

    1. le گفت:

      تبریک میگم دوست عزیز :-*

    2. le گفت:

      اول باید به بنینگذار این مطلب تبریک می گفتم :">

      به عنوان خواننده مطلب هم تشکر می کنم که کار خوب رو انتشار دادین بانوشتنش درسایت و هم تبریک به خاطر چادری شدنتان … :-*

    3. rashidi.z گفت:

      هرچند كه اين خاطره مربوط به من نيست اما اينقد در پوشيدن چادر انگيزمو قوي تر كرده كه حتي ديگه فكر بدون چادر هم نميكنم.بي چادري بودن فقط يك چيز دارد ان هم اينكه گرفتنش كمي سخته.وهزار تا عيب داره كه نوشتنش وقت ميگيرد. بچه هاي دانشگاه ميگن بدون چادر خوشگل ترن كه البته همينطوره ولي براي كي؟؟پسرا؟؟و به چه قيمت؟؟؟خشم خدا؟؟
      احسا ارمشي كه در چادر هست در نگاه هوس الود مرد به زيبايي دختر نيست

  2. GOMGASHTE گفت:

    خیلی جالب بود،اجرکم عندالله،ایشالله به همین قشنگی که مسئله حجابو درک کردی همه مون بتونیم دیگر مسایل دین رو هم درک کنیم

  3. mahdi.m888 گفت:

    من که لذت بردم.خیلی عالی بود.

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها