Google+

» رد پای نور(13) توشه کم و راه بی انتها! کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
آدم ها  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
30380_600_800  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
سمینار نقشه های ذهنی و کاربرد آن در حل مسأله های زندگی
تحلیلگر:

ممنون میشوم در زمینه نقشه های ذهنی، آموزشهایی را روی سایت قرار دهید.


کارگاه هنرقصه گویی خلاق
تحلیلگر:

بسیار عالی، تشکر از اطلاع رسانی شما


استراحت
حميد رضا فرامرزي:

نوشته بود روزي همسر شهيد چمران ،‌به شهيد ميگه شما انقدر كار مي كنيد و در رفت و آمد هستيد ،‌ خسته ميشين ،‌كمي هم استراحت كنيد ... دكتر در جواب ميگه آرامش يك شمع در سوختنش و نور دادنش است ، تو...


فایل صوتی دوره بهره وری فردی، NLP (تابستان 90) – جلسه 3
1287109292:

سلام. خیر. اگر منظور به جهت وقت اذان است باید عرض کنم که اینجا قم است و افق شرعی آن با مشهد متفاوت است. ممنون


تمرینات سرعت و تندخوانی
m.ghasemi:

باسلام در تمرینات تتند خوانی هنگامی که میگن درک معمولی من از هر خط چند کلمه بیشتر را نمیتونم بخونم اما چشمم کل متن رو میبینه وحدودا یک درک کلی با یکم از فرعیات پیدا میکنم این درسته یاباید طوری دیگه...


بخش آموزش مهارتهای مطالعه
m.ghasemi:

باسلام در تمرین تند خوانی شماره ی ۱ وقتی که استاد میگن با درک معمولی بخوانید با خط بردن طوری میخونم که از هر خط فقط چند کلمه رو درک میکنم و چشمم باسرعت دستم حرکت میکنه نه با درک اما موضوع...


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
m.ghasemi:

سلام باعرض سلام و خسته نباشید استاد معماریانی در صوت های nlpتاکید زیادی به حل تمارین میکنه که به صورت جزوه به شرکت کنندگان داده شد اگه امکانش است تمارین رو به صورت pdfیا به هر شکل دیگری در اختیارمون...


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
m.ghasemi:

باسلام و خسته نباشید خدمت شما خدمتگذاران عزیز من میخواستیم که اگر امکانش هست جزوه تمارینی را که استاد معماریانی در جلسات بهروه وری تاکید به حل انها میکند در سایت به صورت pdfیا هروشکل دیگری قرار دهید


استراحت
درانی در پاسخ به mohammadmoradiph7:

بله همینطوره تشکر از نظرتان


استراحت
mohammadmoradiph7:

آدم باید نسبت به کاری که انجام میده عشق داشته باشه... اون موقع است که از هر استراحتی براش لذت بخش تر میشه اون کار...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

رد پای نور(۱۳) توشه کم و راه بی انتها!

نگارش در تاریخ یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۳، ساعت ۵:۰۰ ؛ بازدید: 240 بار
دسته: مهندسی‌تشکیلات

توشه کم و راه بی انتها

توشه کم و راه بی انتها؟ به نظرتون این سخن امام علی (ع) یعنی چی؟
بچه ها سر و صدا می کردند و هر کس با بغل دستی خود صحبت می کرد. استاد با زدن بر روی میز همه را ساکت کردند. استاد گفت: امروز یه سوالی می خوام براتون مطرح کنم ببینم کی میتونه جواب بده و در ادامه با این مقدمه شروع کردند:
همونطوری که همه ما می دونیم و اعتقاد داریم امام علی(ع) از هر لحاظ برجسته ترین و بزرگترین شخصیت بعد از پیامبر هستند و فقط یک قلم از بی نهایت توشه ها و ذخیره های حضرت ، ضربه شمشیری است که در روز خندق به عمروبن عبدود وارد کردند که در روایت داریم:
((ضربه علی علی یوم خندق افضل من عباده الثقلین))
و این یعنی هر چی جن و انس از اول تا آخر خلقت عبادت کنند ارزشش به ارزش این ضربه نمی رسه چرا که اون روز تمام کفر در برابر تمام ایمان بود و تنها آن ضربه بود که ضامن اصلی و اساسی اسلام ناب پیامبر شد وگرنه معلوم نبود الان اثری از این دین باشه.
پس همونطوری که می بینیم فقط یک قلم از کارهای حضرت امیر(ع) از عبادت ثقلین افضله، بگذریم از عمر و حیات حضرت که همه و همه اش همین بوده و غیراین نبوده. ولی این توصیف حضرت امیر(ع) در نهجه البلاغه در جمله ای می فرماید:
((آه من قله الزاد و طول الطریق))
به نظر شما این چه معنایی می ده؟؟ چرا حضرت آه می کشند و از کمی توشه صحبت می کنند؟ مگه حضرت توشه کمی دارند که این جوری می نالند؟
ایشان از بچه ها توضیح خواست و دوستان هم هر کسی جوابی داد که قانع کننده نبود.
آخرای کلاس خود استاد جواب را دادند:
با توجه به این که حضرت توشه کمی نداشتند بلکه ذخیره و توشه ایشون اصلا به حساب و کتاب نمی آد ، می شه گفت ایشون در برابر خدای خودشون و در برابر ذات اقدس اله شکسته نفسی فرمودند و…
من بعد از چند لحظه که روی جواب استاد فکر کردم گفتم:
ببخشید استاد،مگه شیعه اعتقاد نداره که حضرت امیر(ع) نفسی نداشته؟ خب کسی که اصلا نفسی نداره چه جوری می تونه اون رو بشکنه؟؟و…
و این سوال در ذهن من باقی ماند و برای آن جوابی پیدا نکردم تا اینکه بعد از سال ها در یک جمع خودمانی که با حاج شیخ داشتیم این سوال بعد از مدت ها خودش را نشان داد و من جریان را مطرح و جواب قانع کننده ای خواستم.
حاج آقا گفتند: ببینم تو به چه تفریحی بیشتر علاقه داری؟
– کوه
– برای تامین یک روز جمعه که می خواهید به کوه برید چه برنامه ریزی هایی از لحاظ زمانی و بودجه و تقسیم کار دارید؟
– خب معلومه!با رفقا یه پولی روی هم می گذاریم. از چند روز قبل هم برنامه ریزی می کنیم و هر کس مسئولیتی به عهده می گیره.
– چند در صد از تفریح هایی که رفتی به حد ایده آل رسیده؟
– خیلی کم
– پس همیشه هم اونطوری که می خواستید پیش نمیره، درسته؟
– بله، یه وقت هایی یکی کبریت نمیاره یکی غذا نمیاره یا هوا باب میل نیست یا…
– با این حساب خودت جواب خودت رو دادی. ماها برای یک تفریح یک روزه یک هفته برنامه ریزی می کنیم کار می کنیم پول در میاریم ، آخرش باب میل نمیشه. بعد چ جوری توقع داری برای بهشتی که تاابد خواهیم در اون زندگی کنیم نهایتش توی هفتاد سال زندگی بتونیم توشه اون راه رو جمع آوری کنیم؟ البته بگذر از اینکه حضرت علی به گفته خودش نه از ترس جهنم و نه به طمع بهشت کاری می کنه بلکه فقط و فقط برای ذات بی نهایت پروردگاره که زندگی می کنه ،قدم برمیداره و نفس میکشه. طبیعیه که حضرت علی(ع) با اون توشه ای که داره اگر چه عظیم ولی محدود باید هم بناله ، چون این توشه محدود جوابگوی راه بی نهایت پیش روی او نیست…
من که جوابم را گرفته بودم در ذهنم سوال دیگری نقش بست و گفتم:
خب همه این حرف ها درست ولی ماها اعتقاد داریم که کسانی مثل امیر المومنین و حضرت رسول(ص) مقام محدودی ندارند بلکه مقامات اون ها غیر قابل تصوره. اگه اعمال اون ها محدوده چطور به این مقام می رسند؟
– درسته که آن بزرگواران اعمالشون در هر مقیاسی که نگاه کنی محدوده ولی مهم اینه که اونها می دونند چطوری باید محدودها رو نامحدود کنند.
هر وقت یه عدد محدود رو ضرب در بی نهایت کنی حاصلضرب بی نهایت میشه. اون ها هم همین کار رو می کنن. ولی مشکل ماها اینه که محدودی جمع نکرده ایم تا بخوایم با اون حساب کتابی داشته باشیم و صفر ضرب هر عددی حتی بی نهایت صفره ن چیز دیگه.
انسان از بی نهایت سرمایه برخوردار است پس بی نهایت ادامه خواهد داشت و برای این بی نهایت راه باید استعدادهایش را بارور کند…و این است که علی آن مرد راه فریادش بلند می شود: ((آه از توشه کم و راه دور…)) اگر هدف علی بهشت نان و آب بود و بهشت حوریان بود که آن توشه ها کم نبود با کمتر از این ها به آن همه می رسند. علی راهی دارد تا بی نهایت که هر چقدر توشه بردارد چیزی نیست، چون هر مقدار در برابر بی نهایت صفر است و هیچ است و کم است.


2 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها