Google+

» بیسکویت سوخته کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


همدلی
Daniel:

جالب بود زهرا خانم تجربه خوبی داشتی


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

بیسکویت سوخته

نگارش در تاریخ سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۷ ؛ بازدید: ۳۴۲ بار
دسته: ارسالی دوستان

داستان بيسكويت سوخته


_________________
بچه که بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای صبحانه را برای شب درست کند. 
و من به خاطر می­آورم شبی را که او صبحانه­ای، پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، تهیه کرده بود. 
در آن شب، مدت زمان خیلی پیش، مادرم یک بشقاب تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت­های بی نهایت سوخته در جلوی پدرم گذاشت. 
یادم می آید منتظر شدم که ببینم آیا هیچ کسی متوجه شده است! 
با این وجود، همه کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به سوی بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه چیزی به پدرم گفتم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا می کردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویت سوخته می مالید و هرلقمه آن را می خورد.

وقتی من آن شب از سر میز غذا بلند شدم، به یادم می آید که شنیدم صدای مادرم را که برای سوزاندن بیسکویت ها از پدرم عذر خواهی مي­کرد و هرگز فراموش نخواهم کرد چیزی را که پدرم گفت: ((عزیزم، من عاشق بیسکویت های سوخته هستم.))
بعداً همان شب، رفتم که بابام را برای شب بخیر ببوسم و از او سوال کنم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویت هایش سوخته باشد. او مرا در آغوش کشید و گفت: ((مامان تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و او خیلی خسته است. و به علاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز هیچ کسی را نمی کشد!)) 
……………………………………………………
زندگی مملو از چیزهای ناقص… و افراد دارای کاستی هست. 
من اصلاً در هیچ چیزی بهترین نیستم، و روز های تولد و سالگرد ها را درست مثل هر کسی دیگر فراموش می کنم. 
اما چیزی که من در طی سال ها پی برده ام این است که یاد گیری پذیرفتن عیب های همدیگر و انتخاب جشن گرفتن تفاوتهای یکدیگر یکی از مهمترین را ه حل های ایجاد روابط سالم، فزاینده و پایدار می باشد.

و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد، و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و آنها را به خدا واگذار کنی. چرا که در نهایت، او تنها کسی است که قادر خواهد بود رابطه ای را به تو ببخشد که در آن یک بیسکویت سوخته موجب قهر نخواهد شد.


ارسال کننده: sami

موضوع: مهارت‌های زندگی


5 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


5 دیدگاه

  1. mohammad گفت:

    سلام داستان تاثيرگذاري بود
    يكي از اثار مطالعه و مخصوصا داستان اين است كه مدلهايي را براي برخوردهاي ما در موضعهاي مختلف به ما انتقال ميدهد
    ميشه منبع اين داستانها رو بگيد

    1. sami گفت:

      سلام دوست عزیز :)
      خوشالم که دوست داشتید
      راستش منبع واحدی نداره
      بعضی از این مظالب مربوط به فیسبوک گردی های هرازگاهیه
      البته سایت خانه تحول هم بعضی از دل نوشته های استاد فرهنگ رو داره
      که بعضیاش هم ارسال کردم :-*
      http://kht.ir/?part=menu&inc=menu&id=51
      —————————————————————-
      پ ن: کافیه فکرتون بطلبه اونا سر راهتون سبز میشن به همین راحتی
      (برای من که اینطور بوده)

  2. درانی گفت:

    ممنون از گذاشتن داستان زیبا
    به دوستانی که این مدل فکر کردن را می پسندن، پیشنهاد می دم کتاب «عشق هرگز کافی نیست» پروفسور آرن تی بک که بر اساس شناخت درمانی نوشته شده را مطالعه کنن.

    این کتاب و کتاب های مشابه، به ما یاد می دن که چطور مثل همین داستان، با تنظیم زاویه نگاه کردن به قضیه و طرز تلقی از یک اتفاق بتونیم زندگی سعادتمندانه ای داشته باشیم.

  3. dustkam گفت:

    تشکر
    زیبا بود

  4. rashidi.z1996@yahoo.com گفت:

    مرسي.زيبا وقشنگ بود .تفكر زيبايي داري

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها