Google+

» اربعین؛ آغاز دل ربایی حسینی کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
آدم ها  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
30380_600_800  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


مقالۀ 3: تدبر مادۀ خام تفکراست
alirezahoosh:

سلام با تشکر از مطالب خوبتان


"زمان مطالعۀ خود را مدیریت کنید"
farhadtafazzoli:

سلام این مقاله محتوای خوبی داشت و توجه به چند نکته لازم به نظر می رسد. 1- به روز آوری براساس فرهنگ و تقویم کاربر ایرانی 2- ارائه نمونه


شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد.
candour:

سلام.چرا ولادت حضرت پیغمبر رو نزاشتین تو گروه


آدم ها...
candour در پاسخ به mohammadmoradiph7:

اشتباه همینجاس.خوشبختانه هم کتاب هم انسان از این جهت که اصلا هیچ نوعش دور ریختنی نیس،باه هم مشترک اند پس باید به نیاز خودما از اونها استفاده کنیم حالا چه انسان چه کتاب


آدم ها...
candour:

بعضی از کتابها هم فقط یکبار نوشته میشن و یکبار هم یه دونه چاپ میشن ولی اصلا خونده نمیشن بعدا میفهمیم که ...


پشت در تاخیر!
candour:

خیلی عالی بود.ولی نسبت به وقت از دست داده تجربه کمی کسب کردین.ولی بازم عالی بود


سمینار نقشه های ذهنی و کاربرد آن در حل مسأله های زندگی
تحلیلگر:

ممنون میشوم در زمینه نقشه های ذهنی، آموزشهایی را روی سایت قرار دهید.


کارگاه هنرقصه گویی خلاق
تحلیلگر:

بسیار عالی، تشکر از اطلاع رسانی شما


استراحت
حميد رضا فرامرزي:

نوشته بود روزي همسر شهيد چمران ،‌به شهيد ميگه شما انقدر كار مي كنيد و در رفت و آمد هستيد ،‌ خسته ميشين ،‌كمي هم استراحت كنيد ... دكتر در جواب ميگه آرامش يك شمع در سوختنش و نور دادنش است ، تو...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

اربعین؛ آغاز دل ربایی حسینی

نگارش در تاریخ دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۰ ؛ بازدید: 165 بار
دسته: فرهنگی » مناسبت ها

اربعین؛ اغاز دل ربایی حسینی

چه آمدن خاندان پیغمبر در روز اربعین به کربلا- که بعضی روایت کرده اند- درست باشد یا درست نباشد، ظاهرا در این تردیدی نیست که جابر بن عبدالله انصاری به همراه یکی از بزرگان تابعین- که نام اورا بعضی عطیه گفته اند؛ به هر حال یکی از بزرگان تابعین که در کوفه ساکن بود- این راه را طی کردند و در این روز بر سر مزار شهید کربلا حاضر شدند. شروع جاذبه ی مغناطیس حسینی، در روز اربعین است. جابر بن عبدالله را از مدینه بلند میکند و به کربلا میکشد. این، همان مغناطیسی است که امروز هم با گذشت قرنهای متمادی، در دل من و شماست. کسانیکه معرفت به اهل بیت دارند، عشق و شور به کربلا همیشه در دلشان زنده است. این از آن روز شروع شده است. عشق به تربت حسینی و به مرقد سرور شهیدان؛ سیدالشهدا علیه سلام جابر بن عبدالله جزءمجاهدین صدر اول است؛ از اصحاب بدر است؛ یعنی قبل از ولادت امام حسین علیه سلام جابر بن عبدالله در خدمت پیغمبر صلوات الله علیه بوده و در کنار او جهاد کرده است. کودکی، ولادت و نشو و نمای حسین بن علی علیه سلام را به

چشم خود دیده است. جابر بن عبدالله به طور حتم بارها دیده بود که پیغمبر اکرم صلوات الله علیه، حسین بن علی علیه سلام را در آغوش میگرفت، چشم های او را میبوسید، صورت اورا میبوسید، پیغمبر صلوات الله علیه  به دست خود در دهان حسین بن علی علیه سلام غذا میگذاشت و به او آب میداد؛ اینها را به احتمال زیاد جابر بن عبدالله به چشم خود دیده بود. جابر بن عبدالله به طور حتم از پیغمبر صلوات الله علیه به گوش خود شنیده باشد که حسن علیه سلام و حسین علیه سلام سرور جوانان اهل بهشتند. بعدها هم بعد از پیغمبر صلوات الله علیه، موقعیت امام حسین علیه سلام، شخصیت امام حسین علیه سلام- چه در زمان خلفا، چه در زمان امیر المؤمنین علیه سلام، چه در مدینه و چه در کوفه- اینها همه جلو چشم جابر بن عبدالله انصاری است.

حالا جابر شنیده است که حسین بن علی علیه سلام را به شهادت رسانده اند. جگر گوشه ی پیغمبر صلوات الله علیه را با لب تشنه شهید کرده اند. از مدینه راه افتاده است؛ از کوفه، عطیه با او همراه شده است. عطیه روایت میکند که: جابر بن عبدالله به کنار شط فرات آمد، آنجا غسل کرد، جامه ی سفید و تمیز پوشید و بعد با گام های آهسته، با احترام به سمت قبر امام حسین علیه سلام روانه شد.

آن روایتی که من دیدم، این طور است؛ میگوید: وقتی به قبر رسید، سه مرتبه با صدای بلند گفت: « الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر »؛ یعنی وقتی می بینید که چطور آن جگر گوشه ی پیغمبر صلوات الله علیه و زهرا سلام الله علیه را، دست  غارتگر شهوات ظغیانگران، این طور با مظلومیت به شهادت رسانده، تکبیر میگوید، بعد میگوید: از کثرت اندوه، جابر بن عبدالله روی قبر امام حسین علیه سلام از حال رفت، غش کرد و افتاد. نمیدانم چه گذشته است، اما در این روایت میگوید وقتی به هوش آمد، شروع کرد با امام حسین علیه سلام صحبت کردن: « السلام علیک یا آل الله السلام علیکم یا صفوه الله » ( بیانات مقام معظم رهبری در صحن جامع رضوی، ۱/۱/۱۳۸۵ )


2 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها