Google+

» رد پای نور(9) کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
بخش آموزش تکنیکهای یک دقیقه ای
1283449196:

باسلام واآرزوی قبولی طاعات وعبادات برای شما عزیزان . راستش من کتاب دانش اموز یک دقیقه ای روتهیه کردم ومطالعه کردم و کتاب خیلی خیلی خوبی بود...من دوهفته دیگه کنکوردارم ومیخاستم اگه میشه درمورد تکنیک تست زنی یک دقیقه ای برام...


مقالۀ 1: چرا و چگونه فکر کنیم؟
sibsorkh60:

سلام. خیلی خوشحالم. دنبال آموزش روش تفکر بودم برای یادگیری و یاددادن به نوجوانان. متشکرم از استاد. یا علی.


دانلود نرم‌افزار مایندمپر (MindMapper)
مهدیان حسن:

دوستان نسخه جدیدتر نرم افزار مایندمپر ورژن 2012 همراه با کرک آن آمده است. ان‌شاءالله بزودی در همین صفحه قرار می گیرد.


نمونه تمرینهای دورۀ نقشه های ذهنی دانش آموزان
zahra.k.h:

طرح شماره ٥ بسیار عالیه


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
jafari.f:

سلام درمورد طرح قدر چرا هیچ توضیحی تو سایت نیست ؟


کارگاه چشم انداز نویسی , مدیریت زمان و هدف گذاری
Aftab8:

خیر


کارگاه مقدماتی مهارتهای مطالعه و تند خوانی
Fatemesiyadati:

سلام استاد انصاری زاده فرموده بودند نتایج آزمونvakرا در سایت خواهید گذاشت اینجانب مطلبی در این باره پیدا نمی کنم لطفا راهنمایی کنید سپاس ??


همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


ترویج جهادی طب ایرانی اسلامی
r...j:

?بسم الله الرّحمن الرّحیم ?تدریس حجامت ?از:استاد طالقانی ?جلسه : اول سلام علیکم. خداوند را شاکریم که بما فرصتی دست داد تا درخصوص روش درمانی وپیشگیری حجامت در خدمت شما عزیزان باشیم. ?علم طب سنتی ایرانی اسلامی علمی مبتنی بر...


مقالۀ 3: تدبر مادۀ خام تفکراست
alirezahoosh:

سلام با تشکر از مطالب خوبتان


archive

رد پای نور(9)

نگارش در تاریخ دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۵ ؛ بازدید: ۴۶۹ بار
دسته: مهندسی‌تشکیلات


بنویس
تا حالا به بارور کردن استعدادهاتون فکر کردید؟؟!! شده یکی از این استعدادها رو بخوای بارور کنی ولی وسط راه انگیزتو از دست بدی و خسته بشی؟؟ پس راه حل حاج آقا صفایی رو پیش ببر….
شب ولادت امام جواد الائمه (ع) جرقه ای قلبم را شعله ور نمود.فرصت را غنیمت شمرده قلم به دست گرفتم و هر آنچه بر دلم روان می شد روی کاغذ می ریختم. فردای آن شب که این آتش شعله ور بی تابم کرده بود با اهل دلی هر آنچه را انگاشته بودم بر زبان رانده و با حرارت وعشق خواندم.
چیزی نگذشت که حاج آقا به زیر زمین آمد و بعد از احوال پرسی و تبریک ولادت رو به من گفت: نوشته ات را بیار و برای من هم بخون.
من که از درخواست ایشان به وجد آمده بودم با عشق و شوری مضاعف نوشته رابرای ایشان خوانده و سپس کاغذ را از من گرفته و با نگاهی که حاکی از تعمق در برخی جملات بود، لحظاتی را به مطالعه آن پرداخت.
پس از اینکه مطالعه ایشان تمام شدسر از روی کاغذبرداشت و در حالیکه سر خود را در تایید آن تکان می داد پرسید: چقدر از وقتت رو در روز صرف نوشتن می کنی؟؟!!
-برنامه روزانه ندارم فقط هر از گاهی که حال و حسش بیاد سراغم مینویسم.
-تو باید یک برنامه هم برای نوشتن بگذاری و خودت رو عادت به نوشتن بدی.
-آخه چی بنویسم؟ شما به این نوشته نگاه نکن که به مناسبتی نوشته شده و حس و حالشم بوده. برای نوشتن، داشتن موضوع خیلی مهمه و بر فرض موضوع هم باشه ، اینکه ادم بتونه بنویسه و حال نوشتن داشته باشه، کم پیش می آد.
-دراینکه چی بنویسی خودت میتونی موضوع نوشته هات باشی! حالات خودت،مسائل ، مشکلات، جریانات روزمره یا هر چیز دیگه میتونه موضوع تو باشه و همین هم میتونه با استمرار و تمرین و تدریج تو در امر نوشتن و به مرور تو رو به نوشتن عادت و از بی حالی نجات بده…
من که علی رغم میل به نوشتن حتی حال و حوصله شروع را هم در خودم نمی دیدم چه برسد به ادامه و استمرار بعدی از همان جلسه حرف های ایشان را از یاد برده و کار خاصی انجام ندادم.
شب چهارشنبه که دوستان از شهرها و مناطق مختلف به قم می آمدند تا به مسجد مقدس جمکران مشرف شوند، دور هم نشسته بودیم که یکی از دوستان تهران که از اساتید دانشگاه هم بود وارد شد.
حاج آقا پس از پذیرایی از ایشان رو به من گفتند: مقاله ات را بیار و برای ایشان بخون.
من که از این همه محبت شرمنده شده بودم، عرض کردم:
-حاج آقا، شما هم قضیه رو خیلی جدی گرفتیدها! هر کی ندونه فکر می کنه این نوشته چیه که شما می خواهید به همه نشون بدید.
-نه بابا خودتو دست کم نگیر، پاشو بیار برای ایشانهم بخون که برنامه ای برات دارم.
رفتم و مقاله را آورده و برای آن بنده خدا خواندم. پس از اینکه قرائت مقاله تمام شد، حاج آقا رو به آن بزرگوار نموده و گفت:
از هفته دیگه که به اینجا می آی هر هفته یک نوشته از ایشون مطالبه و با هم بحث می کنید.
من که برای خودم چنین شأنی نمی دیدم که بخواهم در مقام بحث با کسی که سال ها از اساتید خوب دانشگاه بوده، باشم با شرمندگی گفتم:
حاج آقا من کجا و هم کلامی با ایشون کجا؟؟!! حالا شما می فرمایید بحث کنید؟! آخه من کی هستم که با ایشون بحث کنم؟؟!!
حاج شیخ در حالیکه با حالت ها و حرف هایش به من اعتمادبه نفس فوق العاده ای می داد گفت:
نه!!مگه چه چیز تو از بقیه کمتره؟؟!همین نوشته ات فکر می کنی کم ارزش داره؟؟!! تو فقط باید نوشتن رو یاد بگیری که برای این کار هم کسی بهتر از ایشان نیست.پس با هم هماهنگی کنید….
…با این طرح کلی و همراه این ملاک ها و روش ها ، دانش آموز سریع و پخته می تواند کارش را شروع کند و در کنار درس و بحث به مطالعات و تفکراتی در زمینه های متنوع و شیرین رو بیاورد…و یا حالت هایش را بنویسد و موقعیتش را تشریح کند که قلمش روان و آماده گردد. او می تواند با شروعش سازنده باشد .و هم نویسنده و هم گوینده و هم بخشنده و در تمام مراحل ، بارور و بیدار…
برای تهیه نیرو باید به افراد آگاهی و شخصیت داد و سپس این شخصیت های آگاه را به وحدت رسانید…




پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها