Google+

» رد پای نور(9) کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
آدم ها  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
30380_600_800  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


مقالۀ 3: تدبر مادۀ خام تفکراست
alirezahoosh:

سلام با تشکر از مطالب خوبتان


"زمان مطالعۀ خود را مدیریت کنید"
farhadtafazzoli:

سلام این مقاله محتوای خوبی داشت و توجه به چند نکته لازم به نظر می رسد. 1- به روز آوری براساس فرهنگ و تقویم کاربر ایرانی 2- ارائه نمونه


شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد.
candour:

سلام.چرا ولادت حضرت پیغمبر رو نزاشتین تو گروه


آدم ها...
candour در پاسخ به mohammadmoradiph7:

اشتباه همینجاس.خوشبختانه هم کتاب هم انسان از این جهت که اصلا هیچ نوعش دور ریختنی نیس،باه هم مشترک اند پس باید به نیاز خودما از اونها استفاده کنیم حالا چه انسان چه کتاب


آدم ها...
candour:

بعضی از کتابها هم فقط یکبار نوشته میشن و یکبار هم یه دونه چاپ میشن ولی اصلا خونده نمیشن بعدا میفهمیم که ...


پشت در تاخیر!
candour:

خیلی عالی بود.ولی نسبت به وقت از دست داده تجربه کمی کسب کردین.ولی بازم عالی بود


سمینار نقشه های ذهنی و کاربرد آن در حل مسأله های زندگی
تحلیلگر:

ممنون میشوم در زمینه نقشه های ذهنی، آموزشهایی را روی سایت قرار دهید.


کارگاه هنرقصه گویی خلاق
تحلیلگر:

بسیار عالی، تشکر از اطلاع رسانی شما


استراحت
حميد رضا فرامرزي:

نوشته بود روزي همسر شهيد چمران ،‌به شهيد ميگه شما انقدر كار مي كنيد و در رفت و آمد هستيد ،‌ خسته ميشين ،‌كمي هم استراحت كنيد ... دكتر در جواب ميگه آرامش يك شمع در سوختنش و نور دادنش است ، تو...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

رد پای نور(۹)

نگارش در تاریخ دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۵ ؛ بازدید: 392 بار
دسته: مهندسی‌تشکیلات


بنویس
تا حالا به بارور کردن استعدادهاتون فکر کردید؟؟!! شده یکی از این استعدادها رو بخوای بارور کنی ولی وسط راه انگیزتو از دست بدی و خسته بشی؟؟ پس راه حل حاج آقا صفایی رو پیش ببر….
شب ولادت امام جواد الائمه (ع) جرقه ای قلبم را شعله ور نمود.فرصت را غنیمت شمرده قلم به دست گرفتم و هر آنچه بر دلم روان می شد روی کاغذ می ریختم. فردای آن شب که این آتش شعله ور بی تابم کرده بود با اهل دلی هر آنچه را انگاشته بودم بر زبان رانده و با حرارت وعشق خواندم.
چیزی نگذشت که حاج آقا به زیر زمین آمد و بعد از احوال پرسی و تبریک ولادت رو به من گفت: نوشته ات را بیار و برای من هم بخون.
من که از درخواست ایشان به وجد آمده بودم با عشق و شوری مضاعف نوشته رابرای ایشان خوانده و سپس کاغذ را از من گرفته و با نگاهی که حاکی از تعمق در برخی جملات بود، لحظاتی را به مطالعه آن پرداخت.
پس از اینکه مطالعه ایشان تمام شدسر از روی کاغذبرداشت و در حالیکه سر خود را در تایید آن تکان می داد پرسید: چقدر از وقتت رو در روز صرف نوشتن می کنی؟؟!!
-برنامه روزانه ندارم فقط هر از گاهی که حال و حسش بیاد سراغم مینویسم.
-تو باید یک برنامه هم برای نوشتن بگذاری و خودت رو عادت به نوشتن بدی.
-آخه چی بنویسم؟ شما به این نوشته نگاه نکن که به مناسبتی نوشته شده و حس و حالشم بوده. برای نوشتن، داشتن موضوع خیلی مهمه و بر فرض موضوع هم باشه ، اینکه ادم بتونه بنویسه و حال نوشتن داشته باشه، کم پیش می آد.
-دراینکه چی بنویسی خودت میتونی موضوع نوشته هات باشی! حالات خودت،مسائل ، مشکلات، جریانات روزمره یا هر چیز دیگه میتونه موضوع تو باشه و همین هم میتونه با استمرار و تمرین و تدریج تو در امر نوشتن و به مرور تو رو به نوشتن عادت و از بی حالی نجات بده…
من که علی رغم میل به نوشتن حتی حال و حوصله شروع را هم در خودم نمی دیدم چه برسد به ادامه و استمرار بعدی از همان جلسه حرف های ایشان را از یاد برده و کار خاصی انجام ندادم.
شب چهارشنبه که دوستان از شهرها و مناطق مختلف به قم می آمدند تا به مسجد مقدس جمکران مشرف شوند، دور هم نشسته بودیم که یکی از دوستان تهران که از اساتید دانشگاه هم بود وارد شد.
حاج آقا پس از پذیرایی از ایشان رو به من گفتند: مقاله ات را بیار و برای ایشان بخون.
من که از این همه محبت شرمنده شده بودم، عرض کردم:
-حاج آقا، شما هم قضیه رو خیلی جدی گرفتیدها! هر کی ندونه فکر می کنه این نوشته چیه که شما می خواهید به همه نشون بدید.
-نه بابا خودتو دست کم نگیر، پاشو بیار برای ایشانهم بخون که برنامه ای برات دارم.
رفتم و مقاله را آورده و برای آن بنده خدا خواندم. پس از اینکه قرائت مقاله تمام شد، حاج آقا رو به آن بزرگوار نموده و گفت:
از هفته دیگه که به اینجا می آی هر هفته یک نوشته از ایشون مطالبه و با هم بحث می کنید.
من که برای خودم چنین شأنی نمی دیدم که بخواهم در مقام بحث با کسی که سال ها از اساتید خوب دانشگاه بوده، باشم با شرمندگی گفتم:
حاج آقا من کجا و هم کلامی با ایشون کجا؟؟!! حالا شما می فرمایید بحث کنید؟! آخه من کی هستم که با ایشون بحث کنم؟؟!!
حاج شیخ در حالیکه با حالت ها و حرف هایش به من اعتمادبه نفس فوق العاده ای می داد گفت:
نه!!مگه چه چیز تو از بقیه کمتره؟؟!همین نوشته ات فکر می کنی کم ارزش داره؟؟!! تو فقط باید نوشتن رو یاد بگیری که برای این کار هم کسی بهتر از ایشان نیست.پس با هم هماهنگی کنید….
…با این طرح کلی و همراه این ملاک ها و روش ها ، دانش آموز سریع و پخته می تواند کارش را شروع کند و در کنار درس و بحث به مطالعات و تفکراتی در زمینه های متنوع و شیرین رو بیاورد…و یا حالت هایش را بنویسد و موقعیتش را تشریح کند که قلمش روان و آماده گردد. او می تواند با شروعش سازنده باشد .و هم نویسنده و هم گوینده و هم بخشنده و در تمام مراحل ، بارور و بیدار…
برای تهیه نیرو باید به افراد آگاهی و شخصیت داد و سپس این شخصیت های آگاه را به وحدت رسانید…




5 دیدگاه

1 بازتاب

  1. دانشجو گفت:

    سلام خیلی ممنون از متن جالبتون. من خودمم تا سال قبل کلا اهل نوشتن نبودم تا اینکه باسایت کتاب پردازان اشناشدم ویه مقاله ای بودن درمورد نوشتن بود بعد خوندن اون شروع کردم به نوشتن درمورد رفتارام وحالاتم وببرسی اتفاقاتی که میفتاد خیلی کمکم کرد توتصحیح رفتارام .خداخیرتون بده :-*

    1. akhbari گفت:

      سلام…ممنون از اینکه تجربتون رو با ما به اشتراک گذاشتید…یا علی

    2. zendegi گفت:

      با سلام خدمت خانم دانشجو. میشه لطف کنید لینک مقاله ای که خوندین رو بزارین تا ما هم بهره مند شویم ان شاءالله.
      در ضمن یک تشکر ویژه دارم از خانم اخباری و سوالات خوبی که ابتدا متن مینویسند ;) من طرفدار همیشگی مطالب ردپای نور ام, واقعا زیبا و کاربردی هستن…
      تشکر :-*

      1. دانشجو گفت:

        سلام،www.ketabpardazan.com/new/?= 13968

      2. دانشجو گفت:

        سلام،www.ketabpardazan.com /new/?= 13968

  1. بازتاب این مطلب در: کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور : رد پای نور

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها