Google+

» منشور محرم کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
بخش آموزش تکنیکهای یک دقیقه ای
1283449196:

باسلام واآرزوی قبولی طاعات وعبادات برای شما عزیزان . راستش من کتاب دانش اموز یک دقیقه ای روتهیه کردم ومطالعه کردم و کتاب خیلی خیلی خوبی بود...من دوهفته دیگه کنکوردارم ومیخاستم اگه میشه درمورد تکنیک تست زنی یک دقیقه ای برام...


مقالۀ 1: چرا و چگونه فکر کنیم؟
sibsorkh60:

سلام. خیلی خوشحالم. دنبال آموزش روش تفکر بودم برای یادگیری و یاددادن به نوجوانان. متشکرم از استاد. یا علی.


دانلود نرم‌افزار مایندمپر (MindMapper)
مهدیان حسن:

دوستان نسخه جدیدتر نرم افزار مایندمپر ورژن 2012 همراه با کرک آن آمده است. ان‌شاءالله بزودی در همین صفحه قرار می گیرد.


نمونه تمرینهای دورۀ نقشه های ذهنی دانش آموزان
zahra.k.h:

طرح شماره ٥ بسیار عالیه


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
jafari.f:

سلام درمورد طرح قدر چرا هیچ توضیحی تو سایت نیست ؟


کارگاه چشم انداز نویسی , مدیریت زمان و هدف گذاری
Aftab8:

خیر


کارگاه مقدماتی مهارتهای مطالعه و تند خوانی
Fatemesiyadati:

سلام استاد انصاری زاده فرموده بودند نتایج آزمونvakرا در سایت خواهید گذاشت اینجانب مطلبی در این باره پیدا نمی کنم لطفا راهنمایی کنید سپاس ??


همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


ترویج جهادی طب ایرانی اسلامی
r...j:

?بسم الله الرّحمن الرّحیم ?تدریس حجامت ?از:استاد طالقانی ?جلسه : اول سلام علیکم. خداوند را شاکریم که بما فرصتی دست داد تا درخصوص روش درمانی وپیشگیری حجامت در خدمت شما عزیزان باشیم. ?علم طب سنتی ایرانی اسلامی علمی مبتنی بر...


مقالۀ 3: تدبر مادۀ خام تفکراست
alirezahoosh:

سلام با تشکر از مطالب خوبتان


archive

منشور محرم

نگارش در تاریخ پنج شنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۳ ؛ بازدید: ۵۸۵ بار
دسته: دسته‌بندی نشده

بسم الله النور

منشور محرم

شب اول محرم بود که صدای مداوم لبیک یا حسین را هم زمان با تعویض پرچم گنبد امام حسین “سلام الله علیه” از فیلم درحال پخش می شنیدم. برای اولین بار که نه منتها برای اولین سوال برای اولین شب محرم امسال از خودم پرسیدم “لبیک یا حسین” یعنی چه؟

این جزء اولین متن هایی است که می نویسم و  سعی می کنم خیلی درگیر انتخاب واژه نباشم. کسی می گفت اگر آدم به عقیده‌ی مشکی پوشیدن در حداقل دهه‌ی اول محرم برسد او به جایی خواهد رسید. حالا ما که عددی در میان معدودات و محسوبات نیستیم اما در اصل، حرف زیبایی است که ازعمق دلی آگاه و سوخته می‌آید. وچه کسی نمی داند که برای سوختن باید اول پروانه شد و بعد گرد شمع چرخید؟ و باز چه کسی نمی داند که برای پروانه شدن باید زمانی پیله ای را تنید و زمانی هم پیله ای را پاره کرد؟ و باز آیا می توان این قوانین ساده‌ی عالم امکان را تکذیب و انکار نمود؟ اینجا بود که به ذهنم رسید “لبیک یا حسین” یعنی آگاهانه و عاشقانه، تسلیم قوانین و معادلات زیبای طبیعت الهی.

یعنی اینکه بدانیم محرم، فصل رویش است؛ بهاری است یکپارچه مشکی وسراسر شکفتن. پر از عطر دریافت ها، پر از خون جاری و تازه در رگ‎های زندگی هرموجود زنده چه رسد به انسان؛ پر از میوه، ثمر، پر از بودن، جاری شدن، رفتن و رسیدن به هر آنچه می دانی برای تو خوب است و ضرری برای هیچ کس و هیچ چیز ندارد . مدعی رسیدن به ثمرها و دست یابی به  عطرهای ناب و جاری شدن خون‌های پاک در رگ هایم نیستم اما همین قدر می دانم که آدم می تواند تمنا داشته باشد، دعا کند و بخواهد و ببیند و بشنود که می دانیم هو الکریم و الهادی  الحق.

به نظر بنده “لبیک یا حسین” یعنی حرام را ترک کردن، مکروه را شرم و مستحب را توفیق و واجب را وظیفه دانستن. “لبیک یا حسین” یعنی  اینکه بدانی گاهی برای زندگی کردن باید مُرد و جدا شد از تمام آن چیزهایی که بعضی ها زندگی می دانند. همرنگ جماعت باطل نباید شد و مسیر همرنگ بودن با جماعت حق را شناخت. و گاهی برای رفتن، باید ایستاد و برای بزرگ شدن باید خم شد. “لبیک یا حسین” یعنی اینکه بدانم در چه مسیری قدم بگذارم و به چه عوامل و افرادی باید تکیه کنم و آیا لازم است که گاهی خودم هم تکیه گاه باشم؟  یعنی اینکه شعور، احساس و شور آدم نباید در خدمت هیچ چیز و هیچ کس بناحقی باشند.

“لبیک یا حسین” یعنی شعور تلاش و آگاهی، شورحرکت و نشاط و طلب هدایت کردن؛ یعنی قضاوت نکردن، صبور بودن و روحیه‌ی محبت داشتن و توان و ظرفیت امید و انتظار.

“لبیک یا حسین” یعنی اینکه حزرگاهی برای خودت ترازو بیاوری و خودت را وزن کنی. بببینی که وزن تو چقدر شده است؟ ظرف تو چه اندازه است؟ گاهی از خودت گلایه کنی و گاهی به خودت احسنت بگویی و به خدای خودت عرض تشکر کنی و اینکه آگاه باشی چقدر سعی در درک دیگران و البته خودت داشته ای؟  به راستی چقدر به تعهدات خود عمل می کنیم؟ کجاها و چه چیزهایی را دیده ایم که نباید می دیدیم و می شنیدیم و چه چیزهایی را ندیده ایم که باید می دیدیم و می‌شنیدیم.از این جهت باید در مکتب محرم، سر تسلیم به نیازِ دانستن و آگاه شدن و چشمانی بصیر، فرود بیاوریم و باز کنیم تا در مقابله با درد و مشکل و البته معصیت و سرگردانی و گمراهی اندیشه که ریشه‌ی رنج‎هایند، سربلند باشیم و موفق شویم.

گفتم دانستن و فهمیدن، یادم آمد از نسخه پیچی های امروز. حتماً کلام توخالی پیروان  مکاتب مدعی  عرفان های نوظهور و بی خرد و در این اواخر هم آن روانشناسان مدعی  و آن طرفداران پرمدعاترشان  را شنیده ای که می گویند: از کاتالوگ آفرینش سفارش بده و چشمانت را ببند و برای خودت طلب کن تا جذب کنی (والبته صدها نمونه و محتوای و قالب دیگر از این دست).

لبیک یا حسین یعنی ذهن خود را از غربال حق رد کنیم تا پی ببریم که آنها لبیک با ولی الله و حتی با خود حضرت حق را نفهمیده اند و اینکه بیچاره و مضطر شده اند؛ و از همین اضطرار و ناصبوری است که کور شده و همه چیز را اتفاقی می‎دانند. و نمی اندیشند که انسانی که حقیقتش ضعف است چرا که پایان راهش رفتن از این دنیا است (خود مردن دلیل بر ضعف است) و البته سروپا احتیاج است، چطور راه نجات راستین را تشخیص می دهد؟ آنها نمی‎دانند معصومین (سلام علیهم اجمعین) هستند که مرده و زنده ندارند و چه می دانند که لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله اموات بل احیاء عند ربهم یرزقون؟ اینها را بگذارید در کنار اینکه  نمی‎دانند و شاید خود را به نادانی می زنند که اتفاقی وجود ندارد و همه‌ی عناصرعالم هستی بر محور عدالت و حکمت و محبت و لطف می گردند.

نتیجه اینکه “لبیک یا حسین” یعنی  در خانه‌ی معصوم را زدن حتی اگر در را باز نکنند. و اینکه بپذیریم ما نه  در و درها می شناسیم و نه باز و بسته بودن را تشخیص می دهیم ، و هنر هم همین است، در محضر اهل بیت (سلام الله علیهم) بودن  و اینکه هنرمند باشیم، هنرپیشه‌ی اول صحنه زندگی !

کلام آخرم حرف دل ساده ای است که پیچیده ترین گره ها را باز می کند و بی ربط به لبیک‌هایمان نیست: حالا که روضه های عظیم محرم در سرزمین های کفر هم دارند برگزار می‌شوند و شکوه حضور مشکی پوشان پروانه صفت در خیابان های لندن و نیویورک و هامبورگ و…هم پررنگ تر می‌شود؛ وظیفه‌ی ما چیست؟ آیا نباید ما که به لحاظ سخت‎افزاری و نرم‌افزاری امکان بیشتر اقامه و برقراری عزا را داریم، قدم هایی مستحکم تر، جدی تر و هدفمندتر در این راستا برداریم؟ و آیا برگزرای و اقامه‌ی عزای سیّد شهدا ومشهود‌ین‎عالم، زیباترین و متجلی ترین و تشکرآمیزترین لبیک‌ها نیست؟ و آیا حضور در خیمه‎ی اباعبدالله به معنای بودن در جبهه‌ی ایشان نیست؟ که هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه‌ی یار است. پس بیایید در راهِ این کمترین ادای دین، قدم و قدم و قدمها برداریم؛ روضه های محرم را شلوغ و اذهان و قلوب خود را از غیر و از بی تفاوتی و نیندیشیدن خلوت کنیم که الهی به حق این ایام و لیالی عاشقی، اذهان و اندیشه هایتان مطهر و زیبا و در صلح و آرامش باشد. الهی به سرنخ های آرامش و توفیق و خوشبختی در دو دنیا وصل شوید که حضرت رسول عشق، همان سرسلسله‎ی نیکان عالم می فرماید: دنیا همانند نخی است که تمام شئونات عالم به آن بسته اند.

الهی که به سرچشمه های نور و یکرنگی و آرامش محض و ثروت و غنی و …. برسید؛ بله درست است، در این وادی است که به هر چه بخواهید به شرط ایمان و پیرو بودن، می‎رسید. هیچ جای دیگری هیچ خبری نیست! طبل توخالی و های و هوی بی ثمر و نااهل شرق و غرب عالم را می شکنند آنها که پیمان با اولیای خداوند بسته اند.

 هنوز هم صدای “لبیک یا حسین” را می شنوم اما نمی دانم چقدر حنجره‌ و لیاقت فریاد زدن این نوا را دارم؟ در این روزهای  نورانی برای هم دعا کنیم. برای رسیدن به نور و  به خالق نور. برای نورانی دیدن و تبدیل  به منشورشدن ….، منشورعظیم محرم.  

 


2 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


1 دیدگاه

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها