Google+

» خاطرات مسجدالجواد(5)، تعریف شهید کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
آدم ها  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
30380_600_800  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


مقالۀ 3: تدبر مادۀ خام تفکراست
alirezahoosh:

سلام با تشکر از مطالب خوبتان


"زمان مطالعۀ خود را مدیریت کنید"
farhadtafazzoli:

سلام این مقاله محتوای خوبی داشت و توجه به چند نکته لازم به نظر می رسد. 1- به روز آوری براساس فرهنگ و تقویم کاربر ایرانی 2- ارائه نمونه


شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد.
candour:

سلام.چرا ولادت حضرت پیغمبر رو نزاشتین تو گروه


آدم ها...
candour در پاسخ به mohammadmoradiph7:

اشتباه همینجاس.خوشبختانه هم کتاب هم انسان از این جهت که اصلا هیچ نوعش دور ریختنی نیس،باه هم مشترک اند پس باید به نیاز خودما از اونها استفاده کنیم حالا چه انسان چه کتاب


آدم ها...
candour:

بعضی از کتابها هم فقط یکبار نوشته میشن و یکبار هم یه دونه چاپ میشن ولی اصلا خونده نمیشن بعدا میفهمیم که ...


پشت در تاخیر!
candour:

خیلی عالی بود.ولی نسبت به وقت از دست داده تجربه کمی کسب کردین.ولی بازم عالی بود


سمینار نقشه های ذهنی و کاربرد آن در حل مسأله های زندگی
تحلیلگر:

ممنون میشوم در زمینه نقشه های ذهنی، آموزشهایی را روی سایت قرار دهید.


کارگاه هنرقصه گویی خلاق
تحلیلگر:

بسیار عالی، تشکر از اطلاع رسانی شما


استراحت
حميد رضا فرامرزي:

نوشته بود روزي همسر شهيد چمران ،‌به شهيد ميگه شما انقدر كار مي كنيد و در رفت و آمد هستيد ،‌ خسته ميشين ،‌كمي هم استراحت كنيد ... دكتر در جواب ميگه آرامش يك شمع در سوختنش و نور دادنش است ، تو...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

خاطرات مسجدالجواد(۵)، تعریف شهید

نگارش در تاریخ سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۴ ؛ بازدید: 344 بار
دسته: مهندسی‌تشکیلات

 

سخن پنجم: تعریف شهید

 

 

اون موقع تازه مد شده بود ویدئوهای آقای انصاری را پخش می کردند. مثلا درسنگر سخنرانی آقای قرائتی پخش می شد‌؛ ویدئوهایشان هم آمده بود. در جمع ما سه طلبه حضور داشتند که اخلاق می گفتند. صداقت در ابعاد مختلف وجود داشت؛ صراحت وجود داشت؛ تبادل و تباذل وجود داشت؛ معرفت و حرکت و شناخت وجود داشت و یواش یواش بچه ها می فهمیدند که باید بروند.

بعد که جبهه و جنگ شروع شد. حکایت جدی تر شد، یعنی چیزی به نام پرکشیدن و رفتن. می ترسم چون خیلی ظلم کردیم به شهدا، خیلی نمیتوان صحبت کنم چرا که الفاظ می آید ومفاهیم را در قفس خودش گرفتار می کند. من نگرانم ولی در این روز میلاد امام هشتم(ع) خدا را شاهد می گیرم که باورم این است که یک اتفاقی افتاد؛ عنایت خدا را آدم حس می کرد.

الآن هم هست، زرق و برق ها، هوس ها، جلوه ها، زنجیره ها، حرف هانمی گذارد. آنجا چون آزادی شکل گرفته بود، این درک و عنایت حس می شد؛ اینکه تفکر و آزادی گام ابتدایی حرکت انسان به سمت رشد است. تا انسان آزاد نشود، نمی تواند حرکتش را آغاز کند‌. دین هم آمده برای آزادی(یَضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کان علیهم) آمده این زنجیره ها را باز کند.

تفاوت بنیادی فضای تربیتی جنگ با الآن در این آزادی بود. به نظر من آزادی از زنجیره های اسارت. و آن چیزی که امروز آدم ها را گرفتار کرده اسارت هاست، این قیدو بندهاست که اتفاقا برای بچه های ارزشی این قید و بندها ظاهر خوبی دارد. یعنی قالب قیدوبند برچسب دین دارد و این کار را باز دشوارتر می کند؛ با حرف های دینی به دام دشمن گرفتار می شویم با شعار انقلابی سکوت می رسیم  این خیلی کار را دشوار می کند و ضرورت دارد این‌بحث را ما جدی بهش می پردازیم.
برای خود من آدم هایی که آنجا بودند یک جنبه های عجیبی بود. بعضی ها بودند قرآن بلد نبودند بخوانند؛ حتی بعضی ها وقتی می‌خواستند قرآن بخوانند آدم احساس می کرد خجالت می کشد؛ بعد دست وپا می زد قرآن یاد بگیرد؛ یکهو می دیدی در عرض سه ماه جلو زده‌. نگاه می کردی می دیدی این آدم قوی هست روحیه دارد دقت دارد. در برخوردهای فردی و اجتماعی گفتمان حاکم بود. من خودم اعتقاد دارم که دقت در جزئیات هست که کارساز است والا کلیات را همه می دانند؛ همه می دانند باید انقلابی باشند، سرباز امام زمان باشند به کمال برسند. اینها کافی نیست‌.

ولی در این لحظه سهم تو دراین مسیر کجاست؟ در برخورد با این حادثه کدوم رفتار تو، کدوم منش تو، کدوم نگاه، به تو کمک میکند که این مسیر هموار شود. این کار را دشوار می کند. تعریفی که استاد صفایی از مجاهد وشهید می کردند؛ شهید کسی است که در حادثه ها حضور دارد ودر لحظه ها شهود دارد و می بیند. یعنی این که ما بتوانیم در زمان بروز حادثه در حادثه باشیم‌ پیام حادثه را بشنویم؛ حالا این تصادف که می گوئیم تصادف ماشین ها به هم نیست. یک صحنه ارتباطی، یک حادثه است یک برخورد با یک ناملایمات، نعمت ها، بلاها، کمبودها، هرچه اطراف ما وجود دارد اینها می تواند حامل پیام باشد و این دقت ها در این فضاهای ارتباطی کاملا قطره قطره می امد و این درخت را آبیاری می کرد و این در فضای مسجدالجواد حاکم بود.

*اگر علاقه مند هستید مجموعه مطالب خاطرات مسجد الجواد را مطالعه کنید اینجاکلیک کنید.

 


3 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


1 بازتاب

  1. بازتاب این مطلب در: کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور : خاطرات مسجد الجواد

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها