Google+

» رد پای نور(5)، سنگ ها را به زمین باید سپرد! کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
آدم ها  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
30380_600_800  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


مقالۀ 3: تدبر مادۀ خام تفکراست
alirezahoosh:

سلام با تشکر از مطالب خوبتان


"زمان مطالعۀ خود را مدیریت کنید"
farhadtafazzoli:

سلام این مقاله محتوای خوبی داشت و توجه به چند نکته لازم به نظر می رسد. 1- به روز آوری براساس فرهنگ و تقویم کاربر ایرانی 2- ارائه نمونه


شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد.
candour:

سلام.چرا ولادت حضرت پیغمبر رو نزاشتین تو گروه


آدم ها...
candour در پاسخ به mohammadmoradiph7:

اشتباه همینجاس.خوشبختانه هم کتاب هم انسان از این جهت که اصلا هیچ نوعش دور ریختنی نیس،باه هم مشترک اند پس باید به نیاز خودما از اونها استفاده کنیم حالا چه انسان چه کتاب


آدم ها...
candour:

بعضی از کتابها هم فقط یکبار نوشته میشن و یکبار هم یه دونه چاپ میشن ولی اصلا خونده نمیشن بعدا میفهمیم که ...


پشت در تاخیر!
candour:

خیلی عالی بود.ولی نسبت به وقت از دست داده تجربه کمی کسب کردین.ولی بازم عالی بود


سمینار نقشه های ذهنی و کاربرد آن در حل مسأله های زندگی
تحلیلگر:

ممنون میشوم در زمینه نقشه های ذهنی، آموزشهایی را روی سایت قرار دهید.


کارگاه هنرقصه گویی خلاق
تحلیلگر:

بسیار عالی، تشکر از اطلاع رسانی شما


استراحت
حميد رضا فرامرزي:

نوشته بود روزي همسر شهيد چمران ،‌به شهيد ميگه شما انقدر كار مي كنيد و در رفت و آمد هستيد ،‌ خسته ميشين ،‌كمي هم استراحت كنيد ... دكتر در جواب ميگه آرامش يك شمع در سوختنش و نور دادنش است ، تو...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

رد پای نور(۵)، سنگ ها را به زمین باید سپرد!

نگارش در تاریخ یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۵:۰۰ ؛ بازدید: 345 بار
دسته: مهندسی‌تشکیلات

سنگ ها را به زمین باید سپرد!

آیا شما کسی رو دارید که بتونید به عنوان دوست حسابش کنید؟

چرا ما آدم ها به دوست نیاز داریم؟

هدف از انتخاب دوست چیه؟

دوست باید چه شرایطی رو داشته باشه؟

اصلا ازش خوشم نمی اومد!

فکر می کرد بایاد گرفتن دو تا اسم و چند تا کلمه قلنبه و سلمبه دیگر می تواند کجای دنیا را فتح کند.

یکبار که حاج شیخ داشت درباره چند تا از مکاتب غربی صحبت می کرد و به عمد واژه های کج و کوله به کار می برد! او هم با خنده های آزار دهنده اش همه اعصاب همه را خرد می کرد.

ای کاش با این دک و پزی که داشت ، ذره ای دین و ایمان هم در وجود او دیده می شد.

یکبار که با هم از کوچه ای می گذشتیم دیدم ناگهان به عقب برگشت و به بهانه ای در جای خاصی از کوچه ایستاد و سعی در منحرف کردن توجه و نگاه من داشت که متوجه شدم خانمی روی بالکن خانه ای ایستاده و در حال پهن کردن رخت است و آقا می خواست این موقعیت را از دست ندهد ، با کمال وقاحت مشغول سیر و سیاحت در اندام و چهره او و فهمیدم ایشان به شغل شریف چشم چرانی هم علاقه وافری دارد.

با دیدن یکی دو مورد از این موارد غیر اخلاقی و با توجه به اینکه خانه جاج شیخ فقط به وسیله یک پرده از قسمت عمومی جدا می شد ، پیش حاج آقا رفته و ما وقع را برایش تعریف کردم و گفتم:

-ترس من از اینه که موجباتتکدر خانواده فراهم بشه و گرنه منزل شما پر از تیپ و قیافه های این جوری که رفت و آمد دارند شما خودتون بهتر می دونید با این مسایل چه جوری برخورد کنید…

از طرح این مسایل مدتی گذشت و خبری از عکس العمل حاج شیخ نشد.

تا اینکه بالاخره روزی آقای صفایی به زیر زمین آمد و او را آنجا دید و به او گفت:

-شما دیگه اجازه نداری اینجا بیایی و می باید دنبال جای دیگه ای برای خودت باشی.

او که با نگاه های مصمم خود این پیام را به شیخ می داد که این کار را نخواهد کرد بایک لبخند مرموزی تأییدی بر این پیام خود گذاشت.

آقای صفایی که متوجه پیام او شد ادامه داد:

-خُب، عیب نداره . اگه نمی خواهی بری نرو اما حواس ات رو خیلی جمع کن ؛ چون این خونه چند تا شیر زن داره که تا حالا آزاد نبودند ولی از این به بعد من نیستم که از حریم اون ها دفاع کنم بلکه این خودشون هستند که با آدم های خاطی برخورد می کنن ، پس به نفعته پا تو کفششون نکنی و از اینجا بری….!

و ما بعداز این جریان دیگر او را در این حریم ندیدیم.

کسانی که راه های درازی در پیش دارند و به همراه های زیادی نیاز دارند ، این ها با شروع دوستی ، به پرورش آن روی می آورند. این ها می خواهند با هر وسیله ، طرف را لای گیره بگذارند و  آن را صیقل دهند.

این ها با این هدف طرح دوستی میریزند و با این هدف به پرورش آن همت می گمارند. این ها برای محکم شدن گیره های دوستی ، راه های زیادی را تجربه می کنند و از بهترین راه ها برای جذب و برای ایجاد صمیمیت وارد می شوند و در انتظار نتیجه هستند. هر گاه نتیجه ای ندیدند دوستی را قطع می کنند و راه را می بندند. اینها بی حساب دوست نمی شوند و بی حساب به دوستی ادامه نمی دهند. اگر مطلوب را به دست آوردند ، با هم به سوی هدف سفر می کنند و در این سفر ، همسفرهای راه حق خواهند بود ، و گرنه از هم می برند ؛ که مومن اگر یاری ندید، بارها را به دوش نمی کشد و در پشت سنگ ها نمی ماند. او سدها را می شکند و سنگ ها را به زمین می سپارد…




1 بازتاب

  1. بازتاب این مطلب در: کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور : رد پای نور

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها