Google+

» خاطرات مسجدالجواد(2) کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
آدم ها  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
30380_600_800  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
دانلود نرم‌افزار مایندمپر (MindMapper)
مهدیان حسن:

دوستان نسخه جدیدتر نرم افزار مایندمپر ورژن 2012 همراه با کرک آن آمده است. ان‌شاءالله بزودی در همین صفحه قرار می گیرد.


نمونه تمرینهای دورۀ نقشه های ذهنی دانش آموزان
zahra.k.h:

طرح شماره ٥ بسیار عالیه


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
jafari.f:

سلام درمورد طرح قدر چرا هیچ توضیحی تو سایت نیست ؟


کارگاه چشم انداز نویسی , مدیریت زمان و هدف گذاری
Aftab8:

خیر


کارگاه مقدماتی مهارتهای مطالعه و تند خوانی
Fatemesiyadati:

سلام استاد انصاری زاده فرموده بودند نتایج آزمونvakرا در سایت خواهید گذاشت اینجانب مطلبی در این باره پیدا نمی کنم لطفا راهنمایی کنید سپاس ??


همایش چگونه به فرزندان خود فکر کردن بیاموزیم؟
r...j:

سلام من توفیق نداشتم در این همایش شرکت کنم. میشه فایل صوتیشو بدست آورد؟


ترویج جهادی طب ایرانی اسلامی
r...j:

?بسم الله الرّحمن الرّحیم ?تدریس حجامت ?از:استاد طالقانی ?جلسه : اول سلام علیکم. خداوند را شاکریم که بما فرصتی دست داد تا درخصوص روش درمانی وپیشگیری حجامت در خدمت شما عزیزان باشیم. ?علم طب سنتی ایرانی اسلامی علمی مبتنی بر...


مقالۀ 3: تدبر مادۀ خام تفکراست
alirezahoosh:

سلام با تشکر از مطالب خوبتان


"زمان مطالعۀ خود را مدیریت کنید"
farhadtafazzoli:

سلام این مقاله محتوای خوبی داشت و توجه به چند نکته لازم به نظر می رسد. 1- به روز آوری براساس فرهنگ و تقویم کاربر ایرانی 2- ارائه نمونه


شهادت امام رضا علیه السلام تسلیت باد.
candour:

سلام.چرا ولادت حضرت پیغمبر رو نزاشتین تو گروه


archive

خاطرات مسجدالجواد(۲)

نگارش در تاریخ یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۰ ؛ بازدید: 399 بار
دسته: مهندسی‌تشکیلات

سخن دوم: فضای مسجد

 

 

وارد مسجدالجواد که شدیم جمعی بود به نام انجمن تعلیمات اسلامی؛ زیرزمین مسجد یک شوفاژخانه ای بود و محوطه ای باز که با یک پارتیشن بندی ساده به چند قست تقسیم شده بود، یک محوطه ای که در حد چندتا میز در آنجا جا میگرفت. اینجا به نوعی محل تجمع بچه ها بود.

فضای بالای مسجد نماز جماعت در آنجا برگزار می شد وبرای برنامه های دیگر بچه ها می آمدند پایین؛ یک کتابخانه داشت و یک اتاق ۱ متر در شاید ۵-۶ متر. کوله پشتی های ابزار وادواتی که برای اردوهای نظامی جاسازی شده بود و به اتاق کوه معروف بودجلویش را هم بسته بودند با نئوپان.در آن محوطه بچه ها می آمدنددور هم دیگه صحبت می کردند؛ کلاس و برنامه در آنجا بود.

 

 

مسجدالجواد جذابیت های معماری خاصی نداشت از نظر ظاهری؛ اما فضایی که در آن تنفس می شد فضایی فرهنگی بود. فرهنگی از جنس اکسیژن. فرهنگ یعنی ایجاد یک فضا برای تنفس از جنس نگرش نه دانش. با این تعریف یک فضای فرهگی-تربیتی بود یعنی معاشرت ها، حشر ونشر ها، برنامه ها ناظر بر رشد بود و این مرا جذب کرد.

 

 

ایّام ماه مبارک هم بود، شاید هم قبل ماه مبارک. لحظه های بسیار جالبی بود به این خاطر که می آمدیدم نماز ظهر را در مسجد می خواندیم بعد از آن آقای سیّدان به منبر می رفتند، امام جماعت مسجد هم بودند منبر خیلی خوبی هم بود البته از حضور اساتید دیگری هم در آن زمان بهره مند می شدیم از جمله آقای سیّدجعفر طباطبائی، آقای روحانی کاشمری، آقای شیخ عباس حجتی و اساتید مختلف که الآن مطرح هستند.

معمولا بعد از حول و حوش ۱:۳۰- ۲ ساعت منبر تمام می شد. بچه ها تا ساعت ۳گپ دوستانه ای داشتندو بعد می رفتند پائین. آنجا مطالعه و کلاس برگزار می شد. یک روز کلاس عقاید، یک روز کلاس تجوید یک وقت هایی کلاس مطالعه بود و بیشتر بچه ها مطالعه می کردند. همون کتابخانه کوچکی که بود اما پربرکت بود. بعد می رفتیم افطار می کردیم. ساعت ۱۰ شب دوره قرآن شروع می شد که جناب آقای افخمی که من رو معرفی کردند؛ قاری جلسه بودند.

قرآن خوانده می شد، یک تخته سیاهی بودکه هرشب یک نفر مسئول بود حدیثی بیاورد و پای تخته بنویسد. هرشب یک نفر کنفرانس داشت بعد از آن تا نزدیکای ۱۲طول می کشید تا بچه ها آماده شوند برای رفتن به حرم با دوچرخه، موتور و آقای وکیلیان که لندیور داشت؛ اتاقش را برداشته بود، خیلی شیک بود! یک جیب رو باز با صفا. بچه ها می ریختند سرش ۲۵-۳۰ نفری می رفتند حرم.

اون موقع پائین پای حضرت باز بود، پاتوقمان آنجا بود امین الله می خواندیم و ذکر دعای توسل و چون آن زمان تابستان بود زوار زیاد بود مجالس فوق العاده ای در آنجا تشکیل می شد. بعد که می آمدیم خونه نزدیک سحر بود؛ می خوابیدیم تا ساعت ۱۱ -۱۱:۳۰ باز می رفتیم مسجد. در واقع ماه رمضان برنامه این بود.

در بین ماه رمضان بچه ها هرکس باغی داشت یا حیاط خونه ها دعوت می کرد افطاری. آنجا هم فضای بسیار خوبی مطرح بود با مینی بوس حاجی تدیّن می رفتیم در واقع ۳-۴ مینی بوس داشتند ایشون که داده بودند دست راننده ها با آنها می رفتیم افطاری.

می خواهم بگویم یک مجموعه فرهنگی-تربیتی بسیار شاداب بود؛ اولاً بسیار جذاب بود. بعضی ها اعتقاد دارند این روش ها جواب نمی دهد ولی من از آن دسته آدم هایی هستم که این اعتقاد رو قبول ندارم. امروز هم فضای انس جواب میدهد در بحرانی ترین شرایط. انسان همان انسان است؛ انسان زمان ارسطو هم وجدانی داشت، فکر داشت که دارد امروز حرف هایش مطرح می شود.

 

 

این نظر اشتباه است که بگوئیم آقا جوان امروز به ۵۰ سال قبل هیچ ربطی ندارد. اعتقاد دارم باید الگوسازی دقیقی از روند کار تربیتی دوران جنگ و دفاع مقدس آن دوران؛ امروز در فضای تربیتی و تشکل ها، مساجد، خانواده، مدارس، دانشگاه، حوزه و.. شکل بگیرد و این نیازمند کادرسازی است. مربیّانی ساخته شوند که فضا را درک کنند، جمع های هدفمندی ناظر بر رشد همه جانبه کنار هم جمع شوند.

از سال ۵۹  در واقع وارد مسجد شدم دوران طلائی حضور ما در مسجد تا حدود سال ۶۷ بود بعد آن معولی و کم تر شد ولی تصور می کنم یک دهه فوق العاده مؤثر بود در شکل گیری بنیادهای روانی-  فکری- عقیدتی- عاطفی و جنبه های مختلف.دوران حضور ما در مسجدالجواد تقریباً امصادف بود به دوران جنگ از شروع جنگ تا پایان جنگ.

*اگر علاقه مند هستید مجموعه مطالب خاطرات مسجد الجواد را مطالعه کنید اینجاکلیک کنید.

 




1 بازتاب

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها