Google+

» از حاشیه‌نشینی فرهنگ تا اقتصاد بیمار! کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

از حاشیه‌نشینی فرهنگ تا اقتصاد بیمار!

نگارش در تاریخ شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۰ ؛ بازدید: ۲۴۹ بار
دسته: فرهنگی

بررسی رویکرد دولت‌ها در حوزه‌ی فرهنگ؛

از حاشیه‌نشینی فرهنگ تا اقتصاد بیمار!
یکی از بحث‌هایی که همیشه در بین دولت‌های مختلف مطرح بوده، جایگاه فرهنگ در سطح جامعه است. با نگاهی به عملکردهای دولت‌های گذشته متوجه می‌شویم با وجود آنکه همگی بر موضوع فرهنگ و اولویت آن بر سایر حوزه‌ها تأکید کرده‌اند، اما در عمل شاهد هستیم که فرهنگ همواره برای دولت‌ها تبدیل به مسائل دست‌چندم شده است.
 
با نگاهی به عملکردهای دولت‌های گذشته متوجه می‌شویم با وجود آنکه همگی بر موضوع فرهنگ و اولویت آن بر سایر حوزه‌ها تأکید کرده‌اند، اما در عمل شاهد هستیم که فرهنگ برای دولت‌ها تبدیل به مسائل دست‌چندم شده است.
 
از دولت موقت تا دولت چهارم، به دلیل اینکه کشور درگیر جنگ تحمیلی شده بود، طبیعتاً مسائل نظامی و دفاعی در اولویت قرار داشت، اما در دوران سازندگی اگرچه بازسازی ویرانی‌های ناشی از جنگ تحمیلی و نابرابر، مهم‌ترین وظیفه‌‌ی دولت آقای هاشمی محسوب می‌شد و در حوزه‌های عمرانی و اقتصادی نیز اقدامات مثبتی انجام گرفت، اما مسائل فرهنگی و ارزش‌های انقلاب به‌شکلی تدریجی به حاشیه رفت. نکته‌ای که به پاشنه‌ی آشیل دولت سازندگی تبدیل شد.
 
دولت‌های پنجم و ششم مبانی گفتمانی خود را بر محور منفعت اقتصادی و عمل‌گرایی قرار داده بودند. به بیان دیگر، جریان حاکم بر کشور به دنبال حاکم شدن روح سرمایه‌داری بر جامعه بود که در این رابطه، حزب کارگزاران جلودار این جریان در کشور بود.
 
از دولت موقت تا دولت چهارم، به دلیل اینکه کشور درگیر جنگ تحمیلی شده بود، طبیعتاً مسائل نظامی و دفاعی در اولویت قرار داشت، اما در دوران سازندگی اگرچه بازسازی ویرانی‌های ناشی از جنگ تحمیلی و نابرابر، مهم‌ترین وظیفه‌ی‌ دولت آقای هاشمی محسوب می‌شد و در حوزه‌های عمرانی و اقتصادی نیز اقدامات مثبتی انجام گرفت، اما مسائل فرهنگی و ارزش‌های انقلاب به‌شکلی تدریجی به حاشیه رفت.
 
از ویژگی‌های دیگر این جریان، حاکم شدن روح لیبرالیسم، رفاه‌زدگی و نیز جایگزینی عدالت اجتماعی به‌جای توسعه‌ی اقتصادی را می‌توان نام برد که همگی حکایت از آن داشت که فرهنگ قربانی توسعه‌ی اقتصادی شد که در همان دوران آسیب‌های جدی به پایه‌های فرهنگی کشور وارد شد.
 
البته در دوره‌ی اصلاحات نیز باز شاهد هستیم که فرهنگ قربانی می‌شود و این‌بار زیر پای توسعه‌ی سیاسی این اتفاق افتاد. سید محمد خاتمی که سکان هدایت دولت اصلاحات را برعهده گرفته بود، با شعارهای چون حاکمیت قانون، دفاع از حقوق و آزادی‌های سیاسی مردم، توسعه‌ی سیاسی، جامعه‌ی مدنی، رفع تبعیض‌های اجتماعی و ‌تسامح و مدارا را در دستور کار قرار داد که همه‌ی این شعارها از جنس سیاست بود و باز نگاهی جدی به حوزه‌ی فرهنگ نشد.
 
در این دوره، گفتمان مسلط بر کشور، اصلاحات بود که در توسعه‌ی سیاسی تبلور یافت. این دوره را باید دوره‌ی آزادسازی سیاسی در مقابل آزادسازی اقتصادی دوره‌ی سازندگی تلقی کرد.
 
به بیان دیگر، در دوره‌ی اصلاحات به دلیل آنکه مردان فرهنگی دولت اعتقاد عجیبی به مبانی لیبرالیسم داشتند، در آن فضا، فقط اجازه‌ی رشد و توسعه‌ی سیاسی داده شد و در مقابل، مفاهیم فرهنگی انقلاب اسلامی هر روز در انزوا قرار گرفتند.
 
به‌طوری‌که دغدغه‌های فرهنگی رهبر انقلاب و هشدار‌های ایشان نسبت به تهاجم فرهنگی، نه تنها آن‌گونه که باید جدی گرفته نشد، که بعضی از مسئولان و کارگزاران فرهنگی وقت که بعدها رسماً به جبهه‌ی دشمنان نظام پیوستند، عملاً خود در جبهه‌‌ی مقابل به ترویج فرهنگ مهاجم پرداختند تا رهبری انقلاب صریح‌تر از گذشته موضوع «شبیخون فرهنگی» را مطرح سازند. گسترش جبهه‌ی تهاجم فرهنگی در داخل کشور با راه‌اندازی نشریات زنجیره‌ای، زیرحمایت‌های بی‌دریغ سردمداران دولت اصلاحات، کار را به جایی کشاند که رهبر انقلاب، در دوازدهمین روز اردیبهشت سال 1379 اعلام کردند: «متأسفانه همان دشمنی که به‌وسیله‌ی تبلیغات خود همتش این است که کشور را ساقط کند، امروز در داخل پایگاه پیداکرده است.»
 
دولت احمدی‌نژاد که از جنس اصول‌گرایی بود، مبنای گفتمانی آن بر دفاع از مبانی انقلاب اسلامی و به‌ویژه عدالت‌ورزی شکل گرفت. دولت نهم بنای گفتمانی خود را بر چهار محور عدالت‌گستری، مهرورزی، پیشرفت و تعالی مادی و معنوی و خدمت‌رسانی قرار داد. البته در حوزه‌ی فرهنگ برخلاف دولت سازندگی و اصلاحات، دیگر خبری از ذوب شدن در تفکرات لیبرالیستی نبود و در ابتدا به دنبال زنده کردن اصول انقلاب اسلامی در حوزه‌ی فرهنگ بود، اما در ادامه شاهد بودیم که احمدی‌نژاد دچار یک اشتباه محاسباتی شد و باعث شد تا در ادامه‌ی راه نسبت به اهداف تعریف‌شده‌ی خود در حوزه‌ی فرهنگ فاصله بگیرد.
 
احمدی‌نژاد نیز مانند دولتمردان گذشته، از بین فرهنگ و اقتصاد، با این توجیه که برای از بین بردن مشکلات فرهنگی باید معضل بیکاری و اشتغال جوانان حل شود، اقتصاد را بر فرهنگ مقدم دانست و بر این اساس بزرگ‌ترین وظیفه‌ی فرهنگی خود را حل مشکلات و برقراری عدالت اقتصادی قرار داد.
 
شاید برطرف کردن مشکلات ازدواج و بیکاری جوانان راه‌حلی باشد تا به‌واسطه‌ی آن بتوان بر مشکلات فرهنگی فائق آمد، اما نکته‌ای که در این بین دولت احمدی‌نژاد فراموش کرد آن بود که ذات تکنولوژی و فرهنگ مدرنیته برمبنای لذت‌جویی و حرص نسبت به مصرف‌گرایی تعریف شده است که باعث بالا بردن سطح توقع می‌شود و برای درمان این بیماری فقط ایجاد شغل کفایت نمی‌کند، بلکه افراد جامعه نیز باید از نظر فرهنگی مورد حمایت قرار گیرند. به بیان دیگر، دولت احمدی‌نژاد با وجود آنکه بر مبانی اسلام و انقلاب اسلامی تأکید داشت، اما در عمل عزم و اراده‌ی جدی از خود برای رویاروی با فرهنگ لیبرالیستی از خود نشان نداد.
 
حال به نظر می‌رسد دولت تدبیر و امید در حوزه‌ی فرهنگ ترکیبی از سیاست‌های فرهنگی دولت‌های سازندگی و اصلاحات است و تمایل دارد راه و روش آنان را ادامه دهد. علاوه بر اینکه رئیس‌جمهور قصد دارد از مسائل فرهنگی به‌عنوان ابزاری برای سرگرم کردن منتقدان خود استفاده کند تا منتقدین و افکار عمومی نتوانند تمرکز کاملی بر حوزه‌های دیگر همچون اقتصاد و سیاست خارجی داشته باشند.
 
حال با توجه به عملکرد دولت‌های گذشته در عرصه‌ی فرهنگی کشور، سؤالی که مطرح می‌شود آن است که به‌راستی بین فرهنگ و اقتصاد چه نوع ارتباطی برقرار است تا در ادامه بتوان سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی را تعریف کرد.
 
نگاهی کوتاه به آموزه‌های اسلامی به‌عنوان دستورالعملی جامع و کامل که مسئولیت هدایت جامعه را برعهده دارد و بدون شک برای رسیدن به این منظور، فرهنگ که مجموعه‌ای از باورها و بینش‌ها را تشکیل می‌دهد، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.
 
در حالی که در دیدگاه غربی که ریشه در نظریه‌های سرمایه‌داری دارد، اقتصاد را زیربنای زندگی انسان تعریف می‌کنند. به بیان دیگر، انسان جدید در غرب، برای ایجاد نسبت درست با جامعه‌ی خود به مفهوم بنیادی لیبرالیسم می‌پردازد و برای تعریف نسبت خود با خود، مفهوم فایده‌گرایی را تعریف می‌کند و بزرگ‌ترین محدودیت برای این انسان به‌واسطه‌ی تسلط تکنولوژی اتفاق افتاد. به بیان دیگر، انسان در غرب به یک موجود کاملاً اقتصادی تبدیل شده است؛ انسانی که جز اقتصاد نمی‌فهمد. در نتیجه، همه‌ی برنامه‌ها حتی فرهنگ و مذهب براساس اقتصاد تعریف شده است.
 
این در حالی است که رهبر انقلاب در خصوص جایگاه فرهنگ در جامعه می‌فرمایند:
 
«تمام ناهنجاری‌ها ارتباط مستقیم با فرهنگ عمومی و اخلاقیات جامعه دارد… عامل فرهنگی تضمین‌کننده‌‌ی آینده است و در اعتلای تمدن‌های بشری نقش و تأثیر بسیار مهمی دارد. علم و اقتصاد، پول و ثروت و منابع زیرزمینی برای تأمین و تضمین آینده‌ی بشریت تعیین‌کننده نیست. ضعف عامل فرهنگی، همواره سبب سقوط و زوال تمدن‌ها بوده است.»
 
اما آنچه در این میان ضروری به نظر می‌رسد این نکته است که جامعه‌ی ایرانی بر چه مبنایی باید حرکت کند که با حفظ داشته‌های فرهنگی خود بتواند مشکلات اقتصادی خود را نیز حل کند.
 
به نظر می‌رسد دولت تدبیر و امید در حوزه‌ی فرهنگ ترکیبی از سیاست‌های فرهنگی دولت‌های سازندگی و اصلاحات است و تمایل دارد راه و روش آنان را ادامه دهد. علاوه بر اینکه رئیس‌جمهور قصد دارد از مسائل فرهنگی به‌عنوان ابزاری برای سرگرم کردن منتقدان خود استفاده کند تا منتقدین و افکار عمومی نتوانند تمرکز کاملی بر حوزه‌های دیگر همچون اقتصاد و سیاست خارجی داشته باشند.
 
از همین روی به نظر می‌رسد اقتصاد مقاومتی به‌عنوان یک پل محکم بین فرهنگ و اقتصاد می‌تواند ارتباطی منطقی بین این دو حوزه برقرار کند. البته برای رسیدن به این امر، باید شاخص‌هایی در نظر گرفته شود تا هم چرخ اقتصاد کشور بچرخد و هم فرهنگ ایرانی‌اسلامی در لابه‌لای زندگی ایرانی دیده شود.
 
فرهنگ باید به کمک اقتصاد مقاومتی بیاید. بدون شک تا زمانی که مسئولان و افراد جامعه در بخش فرهنگ عمومی نگاهشان نسبت به مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی تغییر نکند، هیچ اتفاقی در این خصوص نمی‌افتد و برای رسیدن به این امر، احتیاج به الزاماتی است.
 
یکی از الزامات مورد نظر، بسترسازی مناسب به‌منظور تقویت اراده‌ی عمومی مردم در استفاده از محصولات داخلی است. بی‌تردید کار فرهنگی در عرصه‌ی اقتصاد یعنی ساختن آن شاکله‌هایی که می‌خواهد به یک مجموعه از رفتارهای مطلوب اقتصادی منجر بشود. به بیان دیگر، ممکن است که ما اقتصاد اسلامی خوبی طراحی کرده باشیم، اما نتوانسته باشیم رفتارسازی اقتصادی کنیم. از همین روی، برای رفتارسازی جهت اقتصاد مقاومتی احتیاج به یک اراده و عزم ملی است که ایجاد این امر ریشه در تغییر ذائقه‌ی فرهنگی جامعه و مسئولان دارد.
 
از سوی دیگر، در کنار تغییر نگاه فرهنگی مردم به موضوع اقتصاد، باید مسئولان نیز علاوه بر همگام شدن با آحاد مردم در مرحله‌ی اول، در ادامه مدل مدیریتی خود را تغییر دهند. به بیان دیگر، تحقق اقتصاد مقاومتی در گرو استفاده از مدیریت جهادی است که براساس معیارهای بومی، ارزش‌های ملی و باورهای مذهبی استوار شده است.
 
مدیریت جهادی به‌عنوان الگویی برآمده از درون انقلاب اسلامی و با تکیه بر مؤلفه‌های هویتی ایرانی‌اسلامی، امروزه به‌عنوان الگوی مطلوب مدیریت در کشور مطرح است که می‌تواند تکمیل‌کننده‌ی حرکت مردم در سطح جامعه باشد.
 
دست آخر اینکه دولت‌ها اگر می‌خواهند در تحقق شعارهایی که در حوزه‌های مختلف همچون اقتصاد، سیاست و… مطرح کرده‌اند به موفقیت برسند، باید خود این جسارت را به خرج بدهند و فرهنگ و مباحث مربوط به آن را بر سایر حوزه‌ها مقدم کنند که در غیر این صورت، صحنه‌ی اجرایی کشور تبدیل به تابلویی بدترکیب از استفاده از نسخه‌های غیربومی است که کمکی به حل مشکلات کشور نمی‌کند. اما در صورتی که مسئولان اجرایی به خود اجازه بدهند که فضای جدیدی را تجربه کنند، عنوان سال 93 به نام «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» می‌تواند بهترین نقطه‌ی شروع برای رسیدن به نقطه‌ی ایده‌آل باشد. (*)
 

*مهدی تیماجی؛کارشناس مسائل فرهنگی

منبع:www.borhan.ir




پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها