Google+

» خنده حلال کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

خنده حلال

نگارش در تاریخ شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۹ ؛ بازدید: ۶۶۰ بار
دسته: ارسالی دوستان

ماجرای عسل، هدیه‌ای که پیامبر(ص) مجبور به خرید آن شد

روزی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) با اصحاب در مسجد نشسته بودند که شخصی وارد شد و عرض کرد: یا رسول‌الله! هدیه‌ای برای شما آورده‌ام، چون آن را تقدیم کرد، حضرت(صلی الله علیه و آله وسلم) متوجه شدند که عسل است، با انگشت مقداری از عسل را میل کردند، آن مرد عرض کرد: آیا خوشتان آمد، پیامبر(ص) فرمود: آری!

آن مرد عرض کرد: حال که چنین است لطف بکنید، پول آن را لطف کنید، پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: مگر نگفتی هدیه است؟ عرض کرد: چرا هدیه است، منتها از آن هدیه‌هایی است که پولش را هم باید بدهید!

پیامبر تبسمی کرد و سپس پول عسل را دادند، هر وقت ناراحت می‌شدند، به یاد آن مردم می‌افتادند و می‌فرمودند: آن عرب بیابانی چه شد کاش نزد ما می‌آمد و ما را خوشحال می‌کرد.

ارسال کننده: ناظم صفاری

موضوع: داستانک


2 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


8 دیدگاه

  1. vet گفت:

    ممنون از این موضوعی که ایجاد کردید
    من هم چند تا لطیفه به قول شما حلال میگم هر چند هنوز اعتقاد دارم اونهایی که خودم میزنم هم حرام نیست(انشاالله)

    شخصی از علامه بزرگ مجلسی استخاره ای خواست، وعلامه استخاره گرفت و قسمتی از آیه این بودجنات تجری من تحتها الانهار = بهشتی که در زیر آن نهرهایی جاریست ، علامه فرمودند خیر است انشاءا…، مدتی گذشت. مرد با عصبانیت نزد علّامه آمد و گفت: مدّتی پیش برای امر خیری استخاره کردم و شما فرمودید خوب است، ولی عروسی که گرفته‌ام عادت به شب ادراری دارد و شبها تا صبح چندین نوبت رختخواب و بدن مرا به نجاست می‌کشد وگاهی اوقات بقدری ادرار میکند که از زیر تخت گوئی نهری از آب جاری میشود

    علامه متأثّرانه و از روی خجالت لبخند زد و گفت: پسر جان چرا به من نگفتی استخاره‌ی تو برای امر ازدواج است چون در صورت بیان، تو را نهی می‌کردم، چون استخاره برای امر ازدواج صحیح نیست وروایت وارده در باب ازدواج استخاره را رد می‌کند در ثانی آیه استخاره تو بیان میکرد چنین نهری جاری میشود

    سه نفر دوست به حج رفتند. دو نفر از آنان بسیار توانگر بودند ولی نفر سوم از مال دنیا بی‌بهره بود. نفر اوّل چون به کنار کعبه رسید با صدای بلند و ریاکارانه گفت: خداوندا به شکرانه‌ی آنکه مرا به خانه‌ات راه دادی دو غلام خود عنبر و بنفشه را آزاد کردم. دومی برای اینکه از اوّلی عقب نماند گفت: و من به شکرانه‌ی این نعمت مبارک و سنقر را که از غلامانم هستند آزاد کردم. نفر سوم هر چه فکر کرد چیزی نیافت که آزاد کند، به یکباره گفت: و من نیز به شکرانه‌ی این نعمت، مادر فاطمه را به سه طلاق از بند خودآزاد کردم.

    فردی نماز نمی‌خواند ، به او گفتند: چرا نماز نمی‌خوانی؟ جواب داد: مگر قرآن نمی‌خوانید؟ قرآن می‌فرماید: لا تقرَبو الصَّلاة ؛ نزدیک نماز نشوید و بقیه آیه را که چنین است نخواند: لا تقرَبوا الصَّلاةَ و اَنتُم سُکری ؛ نزدیک نماز نشوید در حالی که مستید.

  2. vet گفت:

    طرف ميره پيش امام جماعت مسجدشون ميگه ببخشيد با کفش هم ميشه نماز خوند ؟ پيش نماز ميگه نه نميشه ! طرف ميگه پس من خوندم شد!!!!

    معاویه خلیفه اموی با عقیل، برادر امام علی علیه السلام نشسته بودند. معاویه رو به حاضران کرد و گفت: ای اهل شام! این کلام خداوند متعال را شنیده اید که می فرماید: «تَبَّتْ یَدا أَبی لَهَبٍ» (بریده باد دو دست ابی لهب)-گفتند: آری. معاویه گفت: «ابولهب» عموی عقیل است. عقیل هم بلافاصله گفت: ای اهالی شام این کلام خداوند متعال را شنیده اید که می فرماید: «وَ امْرَأَتُهُ حَمّالَةَ الْحَطَبِ» (و زن او که حمل کننده هیزم است.) گفتند: آری. عقیل گفت: «حمّالة الحطب» عمه معاویه است.

    مردی از روی شکایت به رفیقش می‌گفت: بدبختی را می‌بینی، هفتاد سال است به زحمت شکم، گرفتارم. هفتاد سال است که به زحمت کار می‌کنم و تمام زحمت مرا شکم می‌خورد. رفیق مرد که لطیفی حاضر جواب بود گفت: خوب می‌توانید برای رعایت عدالت چندی قرار بگذارید؛ ‌شکم کار کند و شما بخورید :-& :-& :-&

    روزی علی(ع) ‌در دوران نوجوانی با عمر و ابوبکر به راهی می‌رفت و علی(ع)‌ در میان آن‌دو بود. چون علی(ع) از نظر سنی از آنها کم‌ سن‌تر بود، کوچک جثّه‌تر و کوتاه‌تر به‌نظر می‌رسید، عمر از باب مزّه پَرانی گفت: تو در میان ما، مانند نون کلمه‌ی لنا می‌مانی( یعنی از لام اول کلمه و الف آخر آن کوچکتری) کاتب وحی در جواب او گفت: شاید این چنین به‌نظر بیاید و لاکن همان حرف نون در کلمه‌ی ‌لنا اگر نباشد آن‌دو به کلمه‌ی لا( به معنای عدم و نیستی ) تبدیل می‌شوندو حقیقتاًمن در میان شما دو تن همین نقش را دارم

    شخصي شنيد كه در شب قدر هزار مرتبه سوره إِنّا أنزلناهُ، بايد خواند آن شب هزار مرتبه سوره مباركه را خواند. متأسفانه إِنّا أنزلنا في ليلة القدر… مي‌خواند صبح آن روز او را ديدند كه تسبيح در دست دارد و مي‌گويد هُ هُ هُ هُ … به او گفتند چرا چنين مي‌گويي؟ گفت: ديشب هُ إنّا أنزلناه را نگفته‌ام، اكنون دارم جبران مي‌كنم.

    سه نفر مسجدی ساختند. یکی محمد نام داشت و دیگری ابراهیم و سومی،موسی پس از آن، امام جماعتی را برای مسجدشان معین کردند. شبی امام جماعت در نماز مغرب سوره اعلی را خواند تا به این آیه رسید: صحف ابراهیم و موسی}؛ در کتب ابراهیم و موسی. آنکه محمد نام داشت، اسم خود را نشنید و با خود گفت:حتما رفقای من پولی به امام داده اند، که نامشان را در نماز می برد. به ناچار کیسه پولی را برای امام جماعت آورد و التماس دعا خواست، امام مقصودش را ندانست. آن مرد بار دیگر پولی به امام داد،باز تفاوتی حاصل نشد. دفعه آخر بر در مسجد ایستاد، وقتی محل خلوت شد،چماقی بر فرق امام جماعت زد،سر امام شکست؛ امام پرسید: چرا چنین می کنی؟ گفت: من مبلغی خرج کردم و مسجد ساختم و مبلغی هم به تو دادم؛ ولی تو تنها اسم رفقای مرا می بری و نامی از من به میان نمی آوری. امام گفت: ناراحت نباش، این دفعه اسم تو را هم می برم. امام چون بار دیگر به مسجد آمد و مشغول نماز شد،این آیه را چنین خواند: {صحف محمد و ابراهیم و موسی} مامومین گفتند: آیه چنین نیست گفت:راست می گویید؛لکن این آیه دیشب بر ضرب چماق نازل شده است،

  3. vet گفت:

    کشیش در مقام وعظ، برای مریدان خود اوصاف بهشت را می گفت و ابداُ از جهنم دم نمی زد، تا اینکه روزی یکی از حاضران گفت: شما همیشه برای مردم بهشت را شرح می دهید، آخر یک روز هم از جهنم بگویید! کشیش گفت: اما جهنم را تمام شما می روید و تماشا می کنید و از خصوصیات آن مطلع می شوید، ولی بهشت را که نخواهید دید برایتان شرح می دهم تا اگر آن را ندیدید دست کم وصفش را شنیده باشید.

  4. vet گفت:

    یکی از خلفای عباسی که بسیار ظالم و ستمگر بود به یکی از ندیمان خویش گفت: ‌برای من لقبی پیدا کن که پسوند آن اسم اللّه باشد، مثل اَلْمُعتَصم بِاللّه، آن ندیم پس از لحظه‌ای گفت: هیچ لقبی برای تو مناسب‌تر از
    «نعوذُ باللّه» نیست!

    اعرابی ای روز عید قربان شتری را قربانی کرد، به هر مجلسی که می رفت از قربانی نمودن شتر یاد می نمود. عده ای گفتند: تا به کی می خواهی از قربانی کردن آن شتر یاد کنی؟ گفت: سبحان الله! خدای تعالی گوسفندی را به جای حضرت اسماعیل قربانی نمود، آن را در قرآن ذکر کرده است. بنابراین، چگونه من از قربانی کردن شترم یاد نکنم

    به ابن سیرین، خوابگزار معروف، گفتند: مردی است که هرگاه نزدش قرآن خوانده میشود، با شنیدن صدای قرآن بی هوش شده، بر زمین می افتد. گفت: با او بالای دیوار بلندی بروید، سپس نزدش قرآن تلاوت کنید. حال اگر از بالای دیوار سقوط کرد حق با اوست.

    دعاهای بنزینی:
    ۱-الهی بنزین بگیری.
    ۲- التماس بنزین.
    ۳-دست به هر چی میزنی بنزین بشه .
    -۴بنزین به قبرت بباره.
    ۵- خدا بنزینت بده ،یک لیتر در دنیا صد لیتر در آخرت

  5. صفاری مهدیه گفت:

    خنده حلال….
    به این لینک هم سر بزنید :)
    http://smspack.ir/smspacks_23

    1. vet گفت:

      الله اکبر
      این حدیث خیلی عجیب هست
      نزد خداوند کافر خوشرو از مؤمن ترشرو عزیزتر است. (امام رضا علیه‌السلام)
      واقعا خیلی برام عجیب هست و حتی سندش رو دوست دارم بدونم از کجاست.کافر از مومن عزیز تر باشه.تازه نگفتن از مسلمان و گفتن از مومن که بار مفهومیش مطمئنا فرق میکنه
      الله اکبر
      من یکی میرم تغییر رشته میدم سیرک میخونم.اصلا میرم دلقک میشم
      :-??

      1. ناظم صفاری گفت:

        بسم الله…
        باعرض سلام و احترام
        دقت و توجه شما در این نکات ظریف بسیار خوب است اما اگر کمی بیشتر تأمل کنید+مطالعه، درخواهید یافت که در بطن این روایت نکات ظریفی نهفته است که با فهم این نکات دیگر جای تعجب باقی نمی ماند.
        ترشرویی موجب طرد و رنجش است یا خوشرویی؟
        آیا مومن ترشرو جاذبه دارد یا کافر خوشرو؟
        آیا کاربرد مومن ترشرو جز دافعه، چیز دیگری هم می تواند باشد؟
        چه بسا همین خوشرویی روزی او را نجات دهد
        و چه بسا همین ترشرویی روزی او را هلاک کند.
        همیشه به ظاهر روایات بسنده ننمایید زیرا هر روایتی یک ظاهر دارد و یک باطن. مفهوم و دلیل بیان هر روایت را اگر جویا شوید درخواهید یافت. در این موارد حتماً به اهل فن مراجعه نمایید.
        موفق باشید (*)
        منابع:
        1. بحارالانوار: ج 41، ص 56، ح 65.
        2. مختصر بصائرالدّرجات : ص 114.
        3. ترجمه المیزان ج 14.

  6. صفاری مهدیه گفت:

    حجت‌الاسلام قرائتی :” در مملکت ما دو چیز جایش خالی است؛ یکی سایت خنده حلال حکیمانه و دیگری ستادزدواج آسان که باید از سوی متولیان امر نسبت به تأسیس آنها اقدام شود.
    مردم ما به دنبال خنده حلال در برنامه‌های تلویزیون هستند و باید شرایط را برای خنداندن مردم مهیا کنیم.”

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها