Google+

» جوک کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

جوک

نگارش در تاریخ یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۱ ؛ بازدید: ۱,۸۲۵ بار
دسته: تجربه‌ها » ارتباط با دیگران

آقا دیدم بازدید توی سایت کم شده گفتم بیام جوک بگم دوستان بگردن دنبال تجربه هایی که از این جک ها میشه گرفت

اولیش رو در مورد لهجه زیبای مشهدی ها میگم امیدوارم دوستان در موردش فکر کنن و به بهانه خوندن جک هم که شده بیان تو سایت

با تشکر

 

«اشمشم مشه بشه؟ ها مشه بشه»
گفتگوی بین صاحب اتومبیل و مکانیک هر دو مشهدی هنگامی که ایراد از شمع ماشین است



تجربه کننده: vet

برای نوشتن تجربه اینجا تشریف بیاورید.




|

54 دیدگاه

  1. mahdiyar گفت:

    باعرض سلام.
    بازدیدهای کم به علت گرفتاری زیادمون هست که سعادت حضور در سایت ازمون گرفته شده
    حالامنم یه جک ازلحجه ی زیبای کرمانیمون می گم امیدوارم خوشتون بیاد
    کلیاماکو:گفتگو یک کرمانی هنگامی که به دنبال کلیدهای خانه ی خود می گردد

  2. vet گفت:

    خوب یکم به مناسبت روز زن جک در مورد خانوم ها بگم که این کادوهایی که گرفتن(البته اگه همه مرد ها مثل من باشند کسی چیزی گیرش نیومده) حسابی گوشت بشه به تنشون!!!

    مورد داشتیم دختر با قیافه بدون آرایش رفته پلیس ۱۰+ برای گواهینامش ، بردنش سربازی ! >:)
    .
    .
    مورد داشتیم دختره با یه آیدی آبجیشه با یه آیدی دیگه مخاطب فوق خاصش !
    خعلی هنر میخوادا !!!
    دختر است دیگر … :-T :-O
    .
    .
    مورد داشتیم دختره با ماشین کنترلی خاموش کرده ! =))
    .
    .
    مورد داشتیم طرف رفته خواستگاری ، عروس چایی آورده ؛ داماد گفته اگه میشه تو لیوان خودم بیار ! :))
    .
    .
    مورد داشتیم پسره میخواسته از ایست بازرسی حرم رد بشه بهش گیر دادن که چادرت کو ؟ :-D
    .
    .
    مورد داشتیم خانومه تو گوگل سرچ کرده “قیمت سرویس طلای دختر خالم ؟”
    گوگل هم پاسخ داده : “دخترخالت گفته به کسی نگم” =)) :)) :-D
    .
    .
    مورد داشتیم پسره رفته خواستگاری ، دختره اومده خم شه چایی تعارف کنه ، کلیپسش رفته تو حلق داماد ! :-Q (گربه رو سر خواستگاری کشته)
    .
    .
    مورد داشتیم دوتا پسر داشتن تو خیابون راه میرفتن ، به طلافروشی رسیدن وایسادن ویترینو نگاه کردن ! :-??
    .
    .
    مورد داشتیم دختره مدل ابروهاشو با مدل ابروهای مخاطب خاصش ست میکرده و بلعکس ! :-T ;;)
    .
    .
    مورد داشتیم پسره میخواسته از در بیاد تو ، سیبیلاش گیر کرده به چارچوب !
    . :-W :-W
    .
    .
    مورد داشتیم دختره واسه بالا و پایین کردن شیشه ماشین کلاچ میگرفته ! =))

    1. محمدرضا تفقدی گفت:

      بسم الله
      از دوستان یک سوال دارم.
      آیا با عنوان جک مسخره کردن دیگران، تهمت زدن و … خوب است.
      دوستان نظرتان را راجع به جک های بالا بفرمایید.
      ممنون

      1. اویــســے گفت:

        آیا این کار مصداق این نیست که “هدف وسیله رو توجیه می کنه” ؟

      2. vet گفت:

        جناب تفقدی(دامت برکاته) برادر جان قصد توهین به کسی و یا خدای نکرده تهمت زدن و غیره رو ندارم و مطمئنا اغلب دوستان هم که جوک یا لطیفه ای میگن قصد این کار رو ندارند
        یک نکته ای هم که به نظر من میرسه اینه که به جای بیشتر کردن اخلاق در جامعه اسلامی دنبال احکامی کردن روابط هستیم که موجب میشه خیلی از دوستان به این واسطه از دین فرار کنن
        شما دارید نصفه خالی لیوان رو میبینید و بدی های اون رو ولی توی دین ما یاد دادن که خوبی ها رو ببینیم
        موفق باشید

        1. ناظم صفاری گفت:

          شهید مصطفی چمران:
          خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز با هزاران قدرت عقل توجیحشان می کنم ببخش!

          1. vet گفت:

            خانم صفاری شما اگه مشکل دارید با جوک و لطیفه میتونین به این تاپیک نیایید
            دوستان منصفانه برخورد کنند و هر چیزی که به ذهنشون میرسه برای نشون دادن کمال خودشون بازگو نکنن که منجر به دلخوری نشه
            الان موضوعیت این گفته شما در این تاپیک رو نمیدونم چی هست!!!!
            موفق باشید

            1. ناظم صفاری گفت:

              بسم الله…
              سلام علیکم
              اولاً من مشکلی با اصل لطیفه ندارم.
              ثانیا من نمی دونستم باید از شما کسب تکلیف کنم.
              ثالثا این برای نشان دادن کمالات بزرگانی مثل شهید چمران است نه من و شما…
              رابعا شما که اینقدر اهل اخلاق هستید و شعار می دهید اول انگشت اشاره را به سمت خودتان بگیرید بعد دیگران.
              خامسا ابتدا شما موضوعیت بعضی لطیفه های خود را در اینجا مشخص کنید بعد پی می برید که موضوعیت این متن چیست.

            2. vet گفت:

              بسم الله…
              علیکم السلام و رحمه الله
              یکم اگه مشکلی ندارین پس چرا ان قولت میارید؟؟؟
              دوم حالا که متوجه شدید باید کسب اجازه میکردید از این به بعد فراموش نشه(شوخی کردم چون برای ثانیا جواب دیگه ای نداشتم باید میگفتم لذا پیشاپیش عذر خواهی میکنم)
              سوم شهید چمران و امثال ایشون بزرگ هستند ولی نیاز نیست برای اثبات بزرگی اونها بقیه رو کوچیک کنید
              چهارم بنده اهل اخلاق نیستم و شعار هم نمیدهم بلکه نظرم رو گفتم مثل شما که نظرتون رو بی پروا گفتید و فکر کردم شما هم احتمالا ناراحت نمیشید
              پنجم موضوعیت لطیفه ها رو اشاره کردم و این بود که دوستان بیشتر به سایت سر بزنن و اگه میدونستم اینقدر موضع گیری در مورد این موضوع دوستان میکنن از همون اول بیخیال میشدم و اصلا جوک و لطیفه ای رو نمیدادم.به هر حال فکر میکردم کشش دوستان بیشتر از این حرف ها باشه و کسی این جوک ها رو به خودش نمیگیره و قصدم فقط شاد کردن دوستان ولو برای لحظه ای و اقبال بیشتر به سایت بوده
              ششم وقتی به زبان فارسی صحبت میکنیم(یا مینویسیم) بهتر است به جای اولا و ثانیا و…. از یکم ، دوم، سوم و…. استفاده کنیم
              هفتم باز در انتها باید بگم دوستانی که فکر میکنن این جوک دادن ها ضایع است میتونن به این بخش از سایت نیان
              موفق باشید

            3. عظیمی مقدم گفت:

              شرمنده ولی جوکاتون بسیار بی مزه و خنک است و مناسب این فضا نیست.خودتون یه کم به جوکاتون فکر کنید

            4. vet گفت:

              سر کار خانوم عظیمی(اعلی الله مقامک)شما میتونید نخونین جوک ها رو
              بابا به دین به پیغمبر کسی ناراحت نمیشه که شما جوک ها رو نخونید
              حالا خودمونیم من که به هدفم رسیدم و این بود دوستان یکم فعال تر بشن که خوب شدند
              البته از رسالتم دست بر نمیدارم چون فکر میکنم کارم درست هست
              حالا شما ممکن هست به نظرتون جوک ها خیلی لوووووووووووس بیاد
              بسم الله
              گر تو بهتر میزنی بستان بزن.شما چند تا جوک خوب بگید و دل دوستان رو شاد کنید
              موفق باشید

            5. ناظم صفاری گفت:

              بسم الله…
              اگر از زاویه‌ای دیگر نگاه کنید متوجه می‌شوید که این آیات و نقل قول ها إن قلت و برای تحقیر اطرافیان نیست بلکه فقط تذکر و یادآوری است تا اینکه هدف و مسیر را گم نکنیم. این‌ها همان تابلوهای راهنمایی هستند که ما را یاری می‌کنند تا در مسیری که قدم برداشته‌ایم و داریم حرکت می‌کنیم به خطا نرویم و با صحت و سلامتی کامل به هدف و مقصود برسیم.
              اتفاقا باید اهل اخلاق بود و شئائر الهی را ترویج داد. یکی از اهداف سایت همین است.
              گفتم اصل لطیفه اشکال ندارد و به نظر من کار شما اشتباه نیست. اما کمی جای تأمل دارد که آیا محتوای “بعضی” لطیفه ها با معیارهای دینی انطباق دارد؟!
              مثل اینکه جسم ما نیاز به غذا داشته باشد و بگوییم حالا چون گرسنه هستیم و غذا هم نیست، اشکال نداره غذای فاسد یا هر غذای دیگری را بخوریم (مثل غذاهای فست فود که سرطان‌زا هستند)!
              البته من همه این ها را اول من باب تذکر برای خودم می گویم و بعد برای اهل آن.
              انتخاب مسیر با خود شماست
              در پناه حق موفق باشید

              ذهن ما باغچه است

              گل در آن بايد كاشت

              گر نکاری گل سرخ

              علف هرز در آن مي رويد

              زحمت كاشتن يك گل سرخ
              كمتر از زحمت برداشتن هرزگي آن علف است.

      3. ناظم صفاری گفت:

        بسم الله…
        فکر می‌کنم اگر در هر کاری چهارچوب آن کار را رعایت نماییم یا اینکه هر کاری را در چهارچوب خودش انجام دهیم به خطا نخواهیم رفت.
        درباره کیفیت و چارچوب شوخی نیز، روایات متعددی موجود است؛ از جمله:
        امام باقر علیه السلام فرمود:
        «خدا کسی را که در میان مردم شادی به وجود می آورد را دوست دارد ، تا زمانی که حرف زشت و ناسزا نگوید.

        امام صادق علیه السلام فرمود:
        «خندیدن زیاد، دل را می میراند و دین را می گدازد همانطور که آب، نمک را می گدازد.»

        و در جای دیگری فرمود:
        «قهقهه کردن از [ناحیه] شیطان است!»

        امیرالمومنین علیه السلام نیز همواره از شوخی هایی که موجب ایجاد کینه می شد، نهی می فرمود.

        آنچه از روایات بالا و بسیاری از احادیث دیگر معصومین برداشت می شود، سفارش به شوخی و ایجاد شادی و نشاط در قلب دیگران است؛ مگر این که موجب حرام شده یا به افراط کشیده شود.

        حال قضاوت با خود شما…

        اجرکم عند الله

  3. kmu kerman گفت:

    به به :-*

  4. عودی زهرا گفت:

    هر دو زیبا بود. برم دنبال جوک سیستانی بگردم پس…

  5. vet گفت:

    آقای دست و دل باز به مهمونش میگه :
    اگه گشنته ، مرغ هست ها
    .
    .
    .
    .
    برم بشش بگم تخم بذاره نیمرو بپزم واستون!!!
    .
    .
    .
    .
    پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم، پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!! میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ و زهرمار، سوار شو بریم… میگم کلانتری؟ میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ میبریمت لندن
    .
    .
    .
    .
    خسیسه به پسرش می گه وقتی می خوای با نامزدت بری سینما، داخل سینما باهاش قرار بذار، تا اون پول بلیط خودش رو خودش بده! پسره می گه: اِاِاِاِاِ، پس پول بلیط منو کی حساب کنه؟
    .
    .
    .
    .
    افسر از سرباز پرسید: چه موقع یک سرباز مى‏تواند بدون اجازه از پادگان بیرون برود؟ سرباز: وقتى که مطمئن باشد گیر نمى‏ افتد.
    .
    .
    .
    .
    به خسیسه میگن انگیزه ات چیه هی کنکور می دی؟ میگه: به خاطر ساندیس و کیک!
    .
    .
    .
    .
    یه روز به حیف نون می گن با ماهیچه جمله بساز.
    می گه: خر در برابره ما هیچه!
    .
    .
    .
    .
    به حیف نون می گن صبحانه چی می خوری؟ می گه: تـیـلـیـد می گن ظهر ناهار چی می خوری؟ می گه: تـیـلـیـد. می گن شام چی می خوری؟ می گه: تـیـلـیـد. می گن اصلا ولش کن… اوقات فراغتت رو چی کار می کنی؟ می گه نون خورد می کنم واسه تـیـلـیـد!
    .
    .
    .
    .
    از حیف نون می پرسن خواهرت دختر زائیده یا پسر؟ می گه به من اطلاع ندادن. هنوز نمی دونم دایی شدم یا خاله!
    .
    .
    .
    .
    اگه گفتی پس از مرگ مدیر عامل گوگل (البته بعد از صد و بیست سال!) به فرزندش چی می‌رسه؟ گوگل ارث!
    .
    .
    .
    .
    به حیف نون می گن: بابات مرد. حیف نون می گه: دروغ می گین! یه اتفاقی افتاده، شما می خواین به من نگین!
    .
    .
    .
    .
    حیف نون رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش می گه: وقتی پریدی بیرون دکمه سبز می زنی چترت باز می شه، یک درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو می زنی که حتما چترت باز می شه. بعد وقتی رسیدی پایین یک جیپ هم پایین منتظرته که می بردت پادگان. حالا بپر. حیف نون می پره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمی شه، دگمه قرمز رو می زنه چتر باز نمی شه، می گه: “اگه شانس ماست، حالا وقتی برسیم پایین جیپه هم رفته!”
    .
    .
    .
    .
    حیف نون یه پول سیاهی می اندازه تو تلفن، می گه: الو آفریقا؟ حیف نون ۲۵ تومنی می اندازه توی صندوق صدقات، سوارش می شه! حیف نون بچه اش می ره بالای دیوار می گه بچه بیا پائین می افتی مریض می شی!
    .
    .
    .
    .
    کلفتی که تازه به استخدام آقا و خانم مسنی درآمده بود، می گفت: من آدم خیلی سخت کاری هستم، توی دهمون که بودم هر روز از هشت تا اسب و الاغی که داشتیم نگهداری می کردم، هیچ هم خسته نمی شدم، تازه شما که فقط دو نفرین! =)) :)) :-D
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    چیه خدایش هنوز انتظار داری لطیفه بگم؟؟؟
    به جای این کارا علامت میپسندم رو کلیک کن
    حتما با این وضعتون توقع دارین از کتاب پردازان جایزه هم بگیری؟؟؟
    لابد دانشجو هم هستی!!!!!

  6. vet گفت:

    احترام به حقوق خانوماااا

    در زمانهای خیلی خیلی قدیم:

    مرد: آآآآآی ضعیفه!!! اسم اینو گذاشتی غذا؟؟ از بی نمکی مزه آب میده!!!

    زن: ببخشد آقا!! اشتبا کردم!!! جوونی کردم!!!

    زن در حال تست غذا: این که نمک داره؟؟

  7. + گفت:

    میگم چندتا شیرین کاری هم در بیارین شاید مخاطبین سایت بیشتر بشه <:-P

    1. + گفت:

      چی همه مخالفت شیرین کاری مگه چشه ها!!! مگه اشکالی داره تفریحه سالمه من میگم یه شب همه رو دعوت کنین بیان براشون شیرین کاری در بیارین >-)

  8. le گفت:

    این اتفاقات واقعی هستند و خنده دار و البته کپی :

    ***************************************
    دوتا خانم هم صندلی جلویی ما نشستن

    یک ساعتی از حرکتمون گذشته بود
    می خواستم لیوانم رو بزارم یه جایی
    دسته ای هست پشت صندلی که باز میشه توش لیوان و اینا می شه گذاشت
    می خواستم بازش کنم
    آقا باز نمی شد
    زور زدم
    پوکید و یه صدای بلندی هم داد
    آقا این خانمه که روی صندلی جلوی من نشسته بود یهو از خواب پرید بنده ی خدا
    برگشت یه نگاه چپلی هم به من انداخت که نگو

    حدودا ساعت 1 بود که یادم اومد باید قرصمو بخورم
    پا شدم برم آب بیارم
    موقعی که می خواستم بر گردم بشینم روی صندلی خودم
    اوتوبوس یهو ترمز کرد
    لیوان آب از دستم ول شد
    ریخت رو صورت همون خانمه
    این بار هم خواب بود

    دیگه خودتون می تونید بقیه اش رو حدس بزنید

    ******************************************

    داشتیم از جیب دانشگاه تو یه منطقه محروم لوازم بهداشتی هدیه میدادیم

    تا رسید به مسواک و خمیر دندون کسی اطراف نبود که یه آموزش خشک و خالی بده

    خانمی که کنارم بود هم گفت جواد تو مسواک یادشون بده منم فیلم میگیرم (خدا رو شکر به حماسه ای که این خانم آفرید دوربین هیچی ضبط نکرد)

    خوب نکتش هنو مونده

    گفتم خوب بچه ها الان مسواکاتون رو در بیارین از بسته تا باهم مسواک بزنیم بچه هام که وسایل بسته بندی قشنگ دستشون رسیده بود هیچ کدوم راضی نشدن

    تا آخر سر یه بچه 5 ساله راضی شد مسواک رو هم اونیکه فرستاده از نظر اندازه ، فک نکنم بزرگتر پیدا کرده بود ، یعنی دریغ نمیکرد

    خوب مسواک رو گذاشت گفت اینجوری عزیزم خمیر میزنی ، میزاری تو دهنت و آروم میکشی رو دندونات تا خوب کف کنه

    چشاتون روز بد نبینه تا مسواک رو کردم تو دهن بچه مردم یکی از دندوناش افتاد

    انتظار داشتم همون موقع کولی بازی از خودش در کنه

    ولی مردونه ، ساکت موند و فقط نیگا میکرد

    منم بردمش پای شیر آب دهنش رو آب زدم و مسواک رو شستم و تحویلش دادم

    یعنی اگه بچه شهری بود الان پوستم قلفتی کنده میشد
    *******************************************
    من صبح ها وقتی دیر میام باید به رییسم اس بدم که من دیر میرسم با این مضمون:
    سلام مهندس
    صبح بخیر
    من توراهم یکم دیر میرسم!
    یه دفعه میخواستم به همسرم اس بدم و بگم که دیر میرسم سر قرار و طبق عادت و اشتباهی به رییسم اس دادم با این مضمون:
    سلام قربون چشمای قشنگت برم من الی :-*
    صبحت بخیر عزیز دلم
    دیشب دلم خیلی برات تنگ شده بود و تا صبح داشتم به ماه نگاه میکردم.
    عزیز دلم یکم دیر میرسم پیشت خانمی
    برای جبرانش به عشقت از دم خونه تا سر قرار رو دارم پشتک زنان میام
    دوست دارم
    بوس
    البته چهره رییسم بعدا که دیدمش واقعا دیدنی بود
    *****************************************

    بعد کلاس قرار شد بریم پیش استاد واسه رفع اشکال چندتا مسله

    بنده خدا استادمون چیزی نگفت وقبول کرد که واسمون توضیح بده……

    استادم یه خودکار خواست ،من کیفم دم دستم نبود…..دوستم سریع از توی کیفش مداد دراورد داد به استاد…

    اقا تا استاد یه خط به مداده نوشت صورتامون کش اومد.
    .
    .
    نگو دوستم مداد آرایشی(مداد ابرو قهوه ی رنگ) داده بود به استاد

  9. vet گفت:

    معلم پسر حیف نون اونو به مدرسه احضار میکنه ….فرداش حیف نون میره مدرسه و از معلم می پرسه چی شده؟ پسرم چکارکرده ؟؟؟؟معلم : پسر شما خیلی خنگه!!!حیف نون : یعنی چی؟؟ پسر من خیلی هم با هوشه ….معلم: الان بهتون ثابت می کنم…به پسر حیف نون میگه : برو ببین من تو حیاط مدرسه هستم یا نه ؟؟؟پسره میره و بر می گرده میگه : نه خانم معلم تو حیاط نبودید..معلم : شاید تو دفتر مدیر باشم برو اونجا رو هم ببینپسره باز میره و بر می گرده و میگه : نه خانم معلم اونجا هم نبودید .معلم : حالا دیدید بچه تون چقدر خنگه ؟؟؟؟؟حیف نون : خوب شاید رفتید مسافرت خانم معلم !!!!!!!!!!

    حیف نون به دکتر خانوادگیشون زنگ میزنه میگه : آقای دکتر بابام خیلی حالش بده ، بیاین معاینه اش کنین دکتر میگه : من پرونده باباتو خوندم ، چیزیش نیست ، خیالاتی شده فکر می کنه مریضه ! جای نگرانی نیست !بعد یه هفته دکتره زنگ میزنه به حیف نون میپرسه : بابات چطوره ؟حالش خوبه الان ؟؟؟؟حیف نون : والله نمیدونم آقای دکتر ، از دیروز تا حالا خیال می کنه مرده !!!!

    یک مهندس رفت کلانترى تا براى همسر گم شده اش فرم پر کنه !
    مهندس : زنم رفته خرید ولى هنوز برنگشته خونه !
    پلیس : قدش چقدره ؟
    مهندس : تا حالا دقت نکردم !
    پلیس : لاغره ؟ چاقه ؟
    مهندس : یک کم شاید لاغر یا چاق !؟
    پلیس : رنگ چشمهاش ؟
    مهندس : دقیقاً نمی دونم !؟
    پلیس : رنگ موهاش ؟
    مهندس : والا هى رنگ می کنه !!
    پلیس : چى پوشیده بود ؟
    مهندس : پیراهن !؟ … یا مانتو !؟ … نمی دونم !!
    پلیس : با ماشین رفته بود ؟
    مهندس : بله
    پلیس : اسم ، رنگ و شماره ماشین ؟
    مهندس : یک AUDI مشکى A8 . با موتور V6,
    حجم ۳۰۰۰ سوپرشارژ با۳۳۳ اسب بخار قدرت و دور موتور و تیپ ترونیک
    هشت سرعته اتوماتیک با قابلیت تبدیل به مد دستى
    و تمام چراغهاش فول LED با دیود هاى تنظیم نور براى تمام فانکشنهاش و…
    یک خراش خیلى کوچولو هم روى در جلویى سمت شاگرد…
    (مهندس به اینجا که رسید زد زیر گریه !)
    پلیس (متاثر!) : گریه نکنید !
    ما ماشینتون رو براتون پیدا می کنیم !

    همش میگن تو چرا اینقد چاقی !؟
    ای باباااااا من چاق نیستم !
    فقط راحت تر از شما دیده میشم :-BD =)) :-D

    دیروز آن مرد آمد ، آن مرد با اسب آمد ، گفت :
    ضعیفه غذا حاضر اسـت ؟؟
    امروز آن مرد آمد، آن مرد با پراید آمد ، گفت :
    عشقـم غذا حاضره ؟
    فردا آن مرد می آید، آن مرد با پیشبند میاید ، میگوید :
    عجقم غذا چی درسـت کنم !؟ :-O :-O :-O

    ﻓﻮﺍﻳﺪ ﺧﺮ :
    ﺗﻮ ﺯﻧﺪگی ﺍﮔﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍی ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎشی
    ﺑﺎﺱ ﺧﺮﺕ ﺑﺮﻩ …
    ﺧﺮﺕ ﺑﻴﺎﺩ …
    ﺧﺮﺷﺎﻧﺲ ﺑﺎشی …
    ﺧﺮﺧﻮﻥ ﺑﺎشی …
    ﺧﺮﭘﻮﻝ ﺑﺎشی …
    ﺧﺮﺕ ﺑﺮﻭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ …
    ﺍﺻﻦ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺧﻮبی ﺍﻳﻦ ﺧﺮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﻫﺴﺘﺶ ﺑﺎ ﺧﻮشبختی ﺍﻭﻥ ﻓﺮﺩ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺩﺍﺭﻩ
    ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ، ﺧﺮ ﻣﺎ ﺍﺯ ﮐﺮگی ﺩﻡ ﻧﺪﺍﺷﺖ ، ﺧﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻄﻮﺭ !؟

    اگه یه روز خواستید حقایقی رو درباره زندگیتون بدونید کافیست یک بار با دوستان آشنایان یا خانواده ارجمندتان دعوا کنید تا دانستنیهای زندگیتان کاملا وبدون کم وکاستی برملا شود
    .
    .
    .
    این روش 100% تست شده است وقابل اعتماد است

    اونروز زن عموم اومده به کیک پزمون اشاره میکنه و به مامانم میگه این چیه؟؟
    مامانم گفت کیک پزه بعد زن عموم میگه یعنی باهاش کیک میپزین؟
    مامنم خیلی جدی برگشت گفت نه توش اورانیوم غنی سازی میکنیم….. :))
    حالا درسته این جریان باعث شد 5-6 تا تلفات بدیم تو فامیل ولی خداییش دم مامانم گرم دااااااغونش کرد زن عموی فیس و افاده ایمو
    .
    .
    .
    عاغا من ایمان آوردم که این مامان واقعیمه
    حیف اون همه سالا که در جستجوی مادر واقعیم بودم :((

    سلامتی دختری که گرسنگی رو تحمل کرد ، با پول غذاش شارژ خرید تا با عشقش صحبت کنه…
    .

    .

    .

    “برگرفته از کتاب تخیلی دلفین ها روپایی می زنن !”

    مهریه جدید دخترا!
    1393 لیتر بنزین ازاد!
    ایا وکیلم؟
    عروس رفته بشکه بیاره.
    =)) :)) =)) :)) =)) :)) =)) :)) =)) :))

  10. یا هادی المضلین گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ
    الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ
    وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ

    با سلام ادب و احترام
    بهتره از هنرهایی که داریم واسه کارهای بهتری استفاده کنیم.
    ما توی این مجموعه هدف دیگه ای داریم.
    من خیلی دوست دارم بحث ها جدی تر -واقعی تر و راه حل گرا باشه. خودم از بعضی از این جوک ها خندم گرفت ولی این مجموعه محترم کتابپردازان واسه من یک کارایی دیگه ای داره
    با تشکر

    1. vet گفت:

      جناب شرافت(مد ظله عالی)شما هم میتونید مثل بقیه دوستان که به این تاپیک نمیان یا اگه میان نظر اینگونه نمیذارند رفتار کنین
      یک عده دائم عادت کردن موضع بگیرن
      اگه بگی بده میگن خوبه و اگه بگی خوبه میگن بده!!!!
      انصاف رو رعایت کنین
      بنده هم از نوشتن این جوک ها قصد از بین بردن محیط و سایت کتاب پردازان یا تغییر در زاویه و دیدگاه این سایت رو نداشتم و ندارم
      اول هم گفتم دیدم تعداد بازدید کننده ها کم شده گفتم تنوع داشته باشیم
      به هر حال نظر شخصی شما برای من محترم هست به شرطی که احترام متقابل باشه
      خوب تفریح سالم بخشی از نیاز روزانه افراد هست که اگه نباشه به بقیه امور انسان نمیتونه وارد بشه و یا با حال کسالت این کار رو میکنه
      افراط و تفریط رو باید جلوش رو گرفت حالا میخواد توی زیادی عبادت باشه یا توی زیادی شادی
      موفق باشید

      1. یا هادی المضلین گفت:

        با سلام دوست گرامی و محترم من
        عذر خواهی. قبول؟

        1. vet گفت:

          علیکم السلام
          قبوووووووووووووووووول
          :-* :-* :-*

  11. le گفت:

    اگه یوقت رفتین تو اتاق بچتون ، دیدین داره با دقت به دسکتاپ خالی نیگا میکنه
    چیزی نپرسین ، فقط بخوابونین زیر گوشش !

    بعضیام هستن وقتی ادکلن خودشونو میزنن : تس تس
    ولی وقتی از ادکلن یکی دیگه میزنن : تسسسسسس توسسسس

    تنبل های عزیز دقت کنین :
    “بعدا” بهترین زمان برای شروع هر کاریه ! )

    دارم میمیرم از تشنگی!
    ولی حوصله ندارم تا آشپزخونه برم!

    به نظرتون آبِ توی اتو بهداشتی تره یا آکواریوم ؟!

    جمله ی “این کارا دیگه از ما گذشته”
    یعنی :
    یه کم دیگه اصرار کنی میگم “باشه” !

    یکی از نا امن ترین مکان های دنیا اتاقی هست که سوسک توش گم شده !

    بعد از دمپایی خیس ، آدمی که حرف میبره و میاره چندش ترین چیز این کره خاکیه !

  12. vet گفت:

    طرف به خانومش پیامک داد: من سر کارم، تا ده دقیقه دیگه میام خونه. اگه نیومدم این پیامکو دوباره بخون!؟ :-??

    فالگیر: متاسفم خانوم، فالتون نشون میده فردا شوهر تون میمیره.
    زن: اینو كه خودم میدونم. فقط بهم بگو گیر پلیس میفتم یا نه!!! =))

    روزی دیدند که بهلول از كج خلقي زنش شكوه مي كند. گفتند مگر عقلت نمي رسد كه چگونه از عهده اش برآيي؟ گفت: عقلم ميرسد، زورم نمي رسد! :-T

    زن : بازم جلو جمع به من گفتی نادون؟
    شوهر : ببخشید عزیزم! نمی دونستم این راز باید فقط بین من و تو باقی بمونه!!

    (البته این جوک مال زن و شوهر های ده ها سال قبله. چون الان کدوم شوهری جرات داره به زن خودش این طوری حرف بزنه؟ اگرم جنون بگیره و همچین حرفی بزنه، حسابش با کرام الکاتبینه!!) \M/

    شوهر: عزیزم همیشه صحبت کردن با تلفنت چند ساعت طول می کشید اما این بار فقط یه ساعت صحبت کردی. معلومه که هوای جیب شوهرتو داری!
    زن: نه بابا جوک نگو واسه خودت، شماره رو اشتباهی گرفته بودم!!! =))

    زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني!
    مرد:جدی می گی؟چطور مگه؟!
    زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آرم! B-(

    دختره با احساسات نامزدش بازي مي كنه، سه – صفر برنده ميشه!

    به یکی میگن یه موجود نام ببر ، میگه يخ … ، میگن آخه یخ که موجود محسوب نمیشه ، میگه چرا من خودم صد بار دیدم نوشتند یخ موجود است

    شوتيه عينكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشمش، سرش گیج میره میخوره زمین هوا ميره ، نمیدونی تا کجا ميره

    پسره تو خواستگاری از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. پسره می گه: آهان فهمیدم ، اسمتون شلنگه =)) :)) \M/ :-Q

    حکمتی برای فهيمان : يارو داشته دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم

    رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!

    دکتر برای يه بنده خدائی شياف تجويز کردم ، يارو رفت و يکهفته بعد اومد گفت آقای دکتر حالم خوب نشد بدتر هم شدم گفتم چرا ، گفت نميدونم تا اين کپسول ها که دادين را ميخورم دلم آشوب ميشه =))

    غضنفر مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مُردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست :))

    نصیحت یه شوهر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش…
    بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره

    طرف یه تیکه آشغال مي پره تو چشمش . می ره جلوی آينه تو چشش فوت ميكنه. خانمش بهش ميگه ديوونه تو فوت نكن بذار اون فوت كنه!

    یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بابایی. میگن شمابه گاواتون چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و … دویست هزار تومن جریمش میكنن. چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن چی میدی میخورن یارو می ترسه میگه: چلوكباب، چلومرغ، و … اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میكنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن می خورن!

    يه پيرمرد چاخانه داشته خاطره تعریف میکرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه که مثل الان نبود دو نفر خیلی بود =)) :)) =))

    به يکی میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه :-??

    يارو داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد
    دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!!
    يارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی

    مشتری: این کت چنده؟
    فروشنده: ۱۰۰ هزار تومان
    مشتری: وای! اون یکی چنده؟
    فروشنده: وای وای!!

    يارو سکه میندازه صندوق صدقات ٬ سوارش میشه

    دو تا تنبل دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه ميكشيده اون يكي ميگه داداش تا دهنت بازه لطفا اين اصغر ما رو هم صدا كن

    عروس ميره گل بچينه ، شهرداری ميگیرتش

    طرف خودشو میمالیده به سپر ماشین ! میگن چی کار میکنی بابا, میگه دارم اوقاتمو سپری میکنم

    یکی زنگ ميزنه 118 ميگه شماره غضنفر رو داريد يارو ميگه نه ، ميگه پس من ميگم تو يادداشت كن داشته باشی

    اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست و پا می زنه، فکر نکن با دمپائی زدنش… داره به قیافه تو می خنده

    يه نفر ميره جوراب فروشي ميگه آقا جوراب ميخوام فروشنده ميگه:مردونه ؟يارو دست ميده ميگه: مردونه

    یه يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام … ؟ يارو ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم

    اعیاد رجبیه پیشاپیش مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــباد <:-P

  13. vet گفت:

    ًیه شیشه داریم تو خونمون روش عکس زیتونه، مامانم روش کاغذ چسبونده نوشته عرق نعنا، بعد توش آبلیمو ریخته
    اصن ی ووووووووضیییییییی

    زنه اومده هندونه به شرط چاقو بخره از وانتی، یارو چاقو زده میگه خوبه؟ زنه میگه خوبه ازهمین یه سالمشو بدین.
    یارو یه نگا به زنه کرد یه نگا به چاقو

    دیشب پلیس جلو ماشینمو گرفت ، رفتم جلو به پلیسه خیلی جدی گفتم میدونی من کیم؟
    گفت کی هستی؟
    گفتم : یـَــعنی واقعا نمیدونی ؟
    رنگش زرد شد گفت : نه کی هـَــستی مـَگه ؟
    گفتم من یه پرندم آرزودارم تو باغم باشی
    بی جنبه ماشینمو برد پارگینگ

    دیروز یکی زنگ زد…
    گوشی رو برداشتم به جای اینکه بگم الو، بله گفتم :بلو، اله……
    اونم گیج شدگفت :سلو، الام

    ﺩﯾﺪﯾﻦ ﻇﻬﺮ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮﭘﺎﻣﯿﺸﻪﭼﻪ ﺣﺴﯽ ﺩﺍﺭﻩ؟؟ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻻﻣﺼﺐ ﺍﺻﻦﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺲ ﺷﺒﻪ؟؟ ﺭﻭﺯﻩ؟؟ ﻇﻬﺮﻩ؟؟ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ؟؟ ﻓﺮﺩﺍﺳﺖ؟؟ ﺩﯾﺮﻭﺯﻩ؟؟ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻮﻧﺪﯼ؟؟ ﺗﻮ ﻣﺮﺩﯼ ﻫﻤﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻮﻧﺪﻥ؟؟؟؟ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﻤﻮﻧﺪﻩ؟؟؟؟!!!

    یه گدا داشتیم تو محلمون که هر چی خیابون شلوغ تر میشد این فلج تر میشد. یه بار راهپیمایی شد این رفت تو کما

  14. vet گفت:

    آمریکایه ﺑﺎ ایرانیه ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﻴﺮﻥ ﺩﺍﺧﻞ ﯾﻪ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ. آمریکایه ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﻴﺴﺖ , ﺳﻪ ﺗﺎ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻣﻴﺬﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﺟﻴﺒﺶ ﻭ ﻣﻴﺎد ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﻪ ایرانیه ﻣﻴﮕﻪ : ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ . ﺍﻳﻨﻪ ﺣﻴﻠﻪ آمریکایی !! ایرانیه ﻣﻴﮕﻪ : ﭘﺲ ﺑﺮﻳﻢ ﻣﻨﻢ ﻳﻪ ﭼﺸﻤﻪ ﺍَﺯ ﻫــﻨـﺮ ﺑـﭽّـﻪ ﻫﺎﯼ ایران ﺭﻭ ﻧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺪﻡ ! آمریکاییه ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺎﺷﻪ. ﺑﺮﻣﻴﮕﺮﺩﻥ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ , ایرانیه به ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﻪ ﻣﻴﮕﻪ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﺑﺪﻩ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﻭﺍﺳﺖ ﺟﺎﺩﻭ ﻛﻨﻢ !
    ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﻪ ﻫﻢ ﺍﻭﻟﻴﺸﻮ ﻣﻴﺪﻩ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ ، ﺩﻭﻣﻴﺸﻮ
    ﻣﻴﺪﻩ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ, ﺳﻮﻣﻴﺶ ﻫﻢ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ …
    ﺷﻴﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﻴﻪ ﻣﻴﮕﻪ : ﭘﺲ ﻛﻮ ﺟﺎﺩﻭﺵ؟
    ﻣﻴﮕﻪ ﺗﻮ ﺟﻴﺐ آمریکای ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻛـﻦ، ﺻﺤﻴﺢ ﻭ ﺳﺎﻟﻢ ﭘﻴﺪﺍشون ﻣﻴﻜﻧﯽ!!!

    تنها موقعی که خانمها با دقت تمام به حرف شوهراشون گوش میدن؛
    وقتیه که شوهراشون تو خواب حرف میزنن :)

    بعضيا ميرن دستشويى بايد سند بذارى درشون بيارى

    بیایید با گفتن عبارت “ ناراحت نشیا ولی … ” در اول جمله هامون،
    هرچی خواستیم بار ِ طرف کنیم !

    حالا اگه کله پاچه یه غذای ایتالیایی بود و اسمش کال پاچینو بود ،
    این روشنفکرای وطنی کلی هم با خوردنش کلاس میزاشتن =))

    شنیــدم این پـسـربـچـه کـوچـیکـا به خـالـه مـهـدشون میگـن :
    مـهساجون ، پـری جون ، اِلـی جون و … اینا خیلی خـرشانسن ،
    زمان ما اسم مربیمون خانوم عبدالمطلبی بود :-D

    تصمیم گرفتم توزندگیه خودم دخالت نکنم…
    دوستان زحمتشومیکشن ! ;))

    چشم و هم چشمی جدید خانومها:
    خانوم اولی: ما دیگه برای این مرحله ی یارانه ثبت نام نکردیم…
    خانوم دومی: وا ! یعنی مرحله ی قبل میگرفتین ؟!
    خانوم سومی: حالا این یارانه یارانه که میکنین اصن چی هست ؟!

    با این وضعی که من میبینم
    باید واسه انتخاب واحد ترم بعد برم آموزش بگم:
    همــــون همیــــشـــگــی !!

    یه مخاطب خاص دارم در حد اینترنت کارتی هم نیست چه برسه به مودم و وایبر و این حرفا والا شانس نداریم که !

    درود به هرچی لوتیه ….. بشمار…
    نالوتی تو جمع ما نباشه ……. ایشالا…
    .
    .
    فقط 72 میلیون نفر یارانه ثبت نام کردن…….!!

    بر یارانه و یارانه بگیر صلوات….

  15. صفاری مهدیه گفت:

    کار جالبی بود
    ما هم با “بعضی” از لطیفه ها خندیدم
    اما موضع گیری برخی دوستان تعجب آور
    البته برای من سوال خیز هم هست،
    قبلا هم برام سوال بوده که در احادیث خندیدن و شوخی و مزاح نهی شده ؟ چرا؟ اگر شده چه خندیدن وشوخی مد نظر معصوم هست؟ این احادیث سند محکمی داره؟!
    نمیدونم فعلا که دلیل منطقی نمیبینم برام با توجه به ترازوی عقلی خودم دور از ذهن میاد، اینطور نهی کردن

  16. صفاری مهدیه گفت:

    من از اسناد و منابع روایی اطلاعات محکمی ندارم از دوستان مطلع، و اهل فن روشنگری بفرماین

    امام صادق (ع) فرموده اند : شایسته است مسلمان عاقل ساعتی از روز خود را برای کارهایی که بین او خداوند انجام می گیرد اختصاص دهد و ساعتی برادران ایمانی و دوستان خود را ملاقات کند و در امور معنوی و اخروی با آنان گفتگو نماید و ساعتی نفس خود را با لذائذ و مشتهیاتش که گناه نباشد آزاد بگذارد و این ساعت لذت ، آدمی را در انجام وظائف دوساعت دیگر کمک می کند.
    منبع : کافی 5 ، ص87 “گناه نباشد”
    ——————————

    علی (ع) فرموده اند: فرح و شادمانی باعث بهجت و انبساط روح و مایه ی تهییج وجد و نشاط است.
    منبع : فهرست غرر، ص157

  17. صفاری مهدیه گفت:

    در ضمن فکر میکنم احادیثی که خام صفاری نقل کردن در مذمت ” قهقهه” است.. نه اصل شادی و …
    توصیه شده به لبخند زدن نه قهثهه و با صدای بلند خندیدن..
    علت نهی این مساله ؟؟؟

    1. ناظم صفاری گفت:

      بسم الله…
      باعرض سلام خدمت سرکار خانم مهدیه صفاری
      اگر بیشتر دقت نمایید روایاتی که آوردم فقط در مذمت قهقه نیست بلکه گویای حرف های بسیار دیگری است که چهارچوب لطیفه را مشخص کرده.
      موفق باشید خواهر عزیز :-*

  18. محمدرضا تفقدی گفت:

    بسم الله
    با سلام خدمت آقای نجفی عزیز یرحمک الله :-P
    هیچکس نمی گوید مزاح و لطیفه به نفسه مشکل دارد.
    خدا خیرتان دهد که به فکر شاد کردن دیگران هستید، انشاء الله خدا شما را شاد کند. گاهی برای رسیدن به این هدف مقدس وسایل مورد استفاده نامقدس می شوند و به قول معروف به جای اینکه ثواب کنیم کباب می شویم.
    البته به نظرم لطفه های اخیر شما نسبت به اولی ها بهتر شده اند.
    در ضمن عذرخواهی بابت تاخیر در تاییدات :">

    لینک زیر را با هم ببینیم.
    http://porseman.mihanblog.com/post/922

  19. le گفت:

    این گفتگوها هم خنده دارند در مورد ازدواج :

    اولی :توقعات رو بیارید پایین ما پسرها با کله میاییم خواستگاری!
    ماه عسل ایتالیام کجا بود؟!؟!؟!؟!؟
    اشتباه جدتون حضرت حوا رو نکنید!
    قهر کرد 7 سال تنها بود و بعد اینکه با اشکاش رود نیل رو راه انداخت خدا به آدم رسوندش
    پند ها بسیار هست و عبرت پذیران ( خانمها ) خیلی کم!

    دومی :
    مو قشنگ متوجه نشودوم این پند و عبرت دقیقا کوجا اومده اس من بروم یه دور ببینومش
    خو بگو ببینم شما توقع چی دارین؟؟؟؟
    اصن تصورتون از ازدواج چی هسش؟؟؟

    اولی :چشم بصیرت باید داشته باشی ( خدا فقط به مردا داد و بس )
    زن باید:
    خانم باشه
    کد بانو باشه
    زیبا باشه
    کارمند باشه
    خونه داری بلد باشه
    جواراب شستن بلد باشه
    کهنه شوری بلد باشه
    رخت تو تشت بتونه بشوره
    آشپزی بلد باشه
    قالی شوری بلد باشه
    قالی بافی بلد باشه
    شیر طیور رو بتونه بدوشه
    خونه رو مثل دسته گل کنه
    موقعی که مرد اومد تعظیم کنه و تا مرد نگفته بلند نشه
    از هر انگشتش هزار تا انگشت بریزه و از هرکدوم از انگشتها هزار تا هنر!
    وقتی مرد اومد خونه براش آفتابه لگن بیاره تا مرد دستش رو بشوره
    و مهمتر از همه خرج خونه رو بده و روز مرد طلا بگیره واسه شوهرش

    نظرم در صورت وجود این شرایط کاملا مثبته

    دومی :بعله :-|
    زنگ بزن از اون شرکتای نظافت چی یه کلفت واس خودت بگیر .

    اولی :چرا کلفت؟!
    من یه فرشته دارم .

    دومی :ولی می خام بدونم ببینم فرشته ات رو هم می ذاری همچین کارایی کنه ؟

    اولی:اون فرشته تاج سر منه
    اون فرشته بهترین دوست و همراه و دلیل پیشرفت منه.

    چه نون و پنیری به هم میدن فرشته هم ایقد از شما تعریف میکنه ؟

    اولی :فرشته من هم تعریف میکنه :-D
    همش میگه به چه دردی میخوری؟
    منم میگم کاش چشمام بشه کفش هاتون تا شما قدم رو تخم چشم من بگذارید!
    ******************************

    دختر ها به فکر تیغ زدن پسرهان و پسرها هم که چه عرض کنم!
    هرکی پولش بیشتر و ماشینش مدل بالاتر طرفدار هاشم بیشتر!
    چند وقت پیش دوستم ماشینش ( پورشه ) بود رو آورد و گفت بریم دور بزنیم،خدا قسمت کرد و یکم هم من روندم شاید باور نکنید با این قیافه در حال حاضر من که شبیه رابینسون تو جزیره هست چند نفر فقط لطف کردن تلفن انداختند تو ماشین!!!!
    به دوستم حرف جالبی زدم:
    این موجودات آهن پرست بدرد مردن هم نمیخورن چه برسه به دوستی! ازدواج هم که صاف تو فرق سرشون بخوره!
    معیار من برای ازدواج کاملا مشخصه:
    نه دختر پول دار
    نه پدر مایه دار
    نه تک فرزند
    و نه مترسک بزک کرده!
    یه انسان
    کسی که در عین جوونی از دوطرف بوم نیقته!

    ************************************

  20. vet گفت:

    من متوجه شدم تازگیا به لطف کیبورد یه زبان جدید یاد گرفتم !
    مثلا میدونم : “سشمشئ ناخذه” میشه سلام خوبی ؟
    “خن” میشه اوکی !
    “ذغث” میشه بای !

  21. vet گفت:

    انصافا تخمه آفتابگردون
    به مراتب با نظم ترتیب بیشتری نسبت به انار یک جا نشسته
    حیف که استعدادش به چش نیومده :-D

    دخـتـرای ایـرانـی دو دسـتن
    دسـتـه اول کـه اصــَـن حــرفــشـو نـــزن…!
    دسـتـــه دوم کــه هــیچــی دیـگـه

    دختر است دیگر …
    بعله از اتاق فرمان اشاره میکنن که پسر است ، فقط شبیه دختراست :-D :BZ =))

    مورد داشتیم دختره با ماشین کنترلی خاموش کرده B-)

    دلجویی یارو از زنش:
    -دیروز چت بود؟
    هیچی
    -امروز چته؟
    هیچی
    -نبینم فردا چت باشه ها

    دقت کردین یک پاک کن هیچوقت تموم نمیشه
    بلکه نصف میشه یا گم میشه یا دزدیده میشه؟
    نه جان من دقت کرده بودین ؟!
    (آدم یاد قانون بقای انرژی میافته اول این لطیفه رو که میخونه)

    طرف جای عکس پروفایلش نوشته coming soon !
    احتمالا تو این مدت میخواد فتوشاپ یاد بگیره

    روش تست زنی من % 100 تضمینی
    اگر بین دو گزینه شک کردید اون گزینه ای رو بزنید که از نظر شما اشتباهه

    من یه سوالی ذهنمو درگیر کرده با این مضمون که :
    با گوشی سامسونگ هم میشه جلو آینه عکس گرفت ؟ یا فقط باید آیفون باشه ؟

    به پسته ها بگید اگه چیز خنده داری هست بگن گردوها هم بخندن !
    والا با این آجیلاشون …

    پسر است دیگر
    گاهی دلش میخواهد عشقش فقط مال خودش باشد ولی خودش مال همه باشد ! :-T

  22. hamrah گفت:

    من نمی فهمم چرا ما کلا واسه همه چی دنباله جر و بحث می گیردیم همش مساله سازی می کنیم!!!
    یا بخونید و بخندید یا بخونید و نخندید یا نخونید و نخندید و یا کلا بروید یک مطلب عمیق و متناسب و ایضا جذاب و برازنده سایت بگذارید تا نیازهای سایر مخاطبان از جمله شادی و نشاط و افزایش بازدید از سایت و ضمنا نیاز مبرم به جر وبحث هم در سایت برآورده شود! :-Q

  23. hamrah گفت:

    می ستایم اون حوصله و انگیزه تون رو!!! ^:)^ ینی اگه وقتی که واسه نوشتن این جوک ها گذاشتید، میذاشتید روی کاربست نظریه نسبیت در جوامع ابتدایی(!!) حتما تا الان روح خفته ی انیشتین و جامعه علمی مون رو شاد و مستفیض می کردید!! ;)) واقعا یه انگیزه هایی در این جهان خلقت وجود داره که خلائق ازش بی خبرن ها! ینی پیشنهاد می کنم در باب انگیزه های درونی تون درباره بیان 80 90تا جوک در این مکان یک اشاراتی تلویحا داشته باشید! :-D

    1. vet گفت:

      سوئل سائل من عذاب واقع!!!!!
      بابا جان بده دلم میجوشه برای دوستان؟؟؟
      شما هم به جای اینکه موجبات عذاب بنده رو فراهم کنین چهارتا لطیفه بگید دلمون باز شه
      با تشکر :-D

  24. vet گفت:

    یارو 10 کالری از خوردن یه رانی وارد بدنش میشه ، ولی حاضره 12 كالری بسوزنه اون دو تا تیکه میوه باقیمونده ته قوطی و در بیاره

    ———

    هیچ کادوی زشت و به درد نخوری دور انداخته نمیشود !فقط از خانه ای به خانه دیگر و از شخصی به شخص دیگر منتقل میشود !

    ———

    من نمیدونم این مامانا که وسایل خودشون رو یه جایی میزارن,بعد خودشونم یادشون میره کجاس … چه جوریه که تو پیدا کردن وسایلیکه ما به اصطلاح تو 7 تا سوراخ موش قایم میکنیم تبحر خاصی دارن

    ———

    اندر حکایت اختلاس بزرگ:شهرام جزایری: «منو از اینجا بیارین بیرووووون… اینا دارن منو مسخره میکنن… به من میگن آفتابه دزد!!!»

    ———

    خدایا فقرای کشورم را به سومالی منتقل کن تا از کمک های ما برخوردار شوند!

    ———

    یکی از نمونه های بارز تهاجم فرهنگی اینه که:سالهاست در تولید گوجه فرنگی خود کفا شدیم اما هنوز اسمش به گوجه ملی تغییر نیافته!

    ———

    خدایا لطفا برو و به بعضی از آنهاییکه ایمان آورده اند یادآوری کن که تو خدا هستی نه آنها !!

    ———

    راز موفقیت چیست؟ “تصمیم گیری درست”.
    تصمیم گیری درست از چه ناشی میشود؟ “از تجربه”
    تجربه از چه بدست می آید؟ “از تصمیم گیری های غلط !!

    ———

    پس از مرگ از شخصی پرسیدند :
    جوانی خود را چگونه گذراندی ؟
    ندایی از عرش برآمد که :
    بدبخت ایرانیه ،
    ولش کنین ،
    برین سراغ سوال بعدی….

    ———

    فقط یه ایرانی میتونه شامپو رو تو یه هفته تموم کنه و تهش رو با آب قاطی‌ کنه و یک ماه بیشتر استفاده کنه

    ———

    امروز داشتم کتاب میخوندم یه جمله خیلی قشنگ توش دیدم… خواستم لایک بزنم که یهو یادم افتاد کتاب نه فیسبوک…

    ———

    خدا نگذره از كسانی كه شیر حموم رو روی وضعیت دوش می‌بندن و از حموم خارج می‌شن!

    ———

    عمه ی توماس ادیسون مجددا در بیانیه ای به مردم شریف ایران اعلام کرد:
    توماس فقط برق را اختراع کرده است لطفا به خاطر قبضش ما را مورد عنایت قرار ندهید
    !!!!! والاااااااا چه کاریه..

    ———

    تا حالا دقت کردین سر سفره وقتی به طرفت میگی نمکدون و بده …اول خودش نمک میریزه رو غذاش بعد میدن بهت

    ———

    بعد از یک عمر، بالاخره نفهمیدم که هنگام روبوسی باید دو بار صورت طرف مقابل رو ببوسم یا سه بار، تا هر دو نفر ضایع نشیم

    ———

    پدر بزرگ رو به نوه:
    بدو برو قایم شو
    امروز مدرسه رو پیچوندی معلمت اومده دنبالت
    نوه: نـــــــه، شما باید قایم شی، … من بش گفتم نمیام چون شما فوت کردین!!!

    ———

    دیــکتــاتــور کیــست؟
    دیــکتــاتــور اون بچّه ی دو سالـــست که بیست نــفــر مجبورند به خاطــر اون کــارتون نــگاه کنــنــد

    ———

    یکی از ترس ناک ترین جملات دوران مدرسه ،این بود که : “یه برگه از کیفتون بیارید بیرون”

    ———

    سیب تا حالا 3تا کار مهم کرده!!
    اول حوا رو گول زد،
    بعد نیوتن رو از خواب بیدار کرد،
    و در آخر نظر آقای استیو جابز – رئیس کمپانیAppLe – رو به خودش جلب کرد

  25. vet گفت:

    غضنفر لب دریا نشسته بود ,هی می گفت ماشالا ماشالا، ازش پرسیدن چرا هی میگی ماشالا ؟
    میگه : پسرم نیم ساعت رفته زیرآب هنوز بالا نیامده !

    کلاهک هسته اى ، نابودی ۲۰۱۲، زلزله ،سیل و…
    هیچکدام به اندازه ۳ عدد میس کال مامانت ، ترسناک نیست !

    به نام خدا ، اصغر فرهادی هستم برنده جایزه اسکار
    از سال اول دبیرستان در کلاسهای و ازمون های قلم چی شرکت کرده ام !
    کانون فرهنگی اموزش قلم چی

    اگه مثل من تنهایید..
    اگه مثل من بیکارید ..
    اگه مثل من مرض دارید ..
    یه قرص جوشان بندازید تو تنگ ماهی قرمزا ، اونا هم براتون هلیکوپتری میزنن ..!

    فکر نکن جدایی ما مثل نادر و سیمین که اسکار بگیره. به ما زهرمار هم نمیدن برگرد سر زندگیت. اتمام حجت غضنفر با زنش که قهر کرده.

    نیوتن در بیانیه ای یادآوری کرد: علاوه بر زمین، یخچال نیز دارای نیروی جاذبه است..(قابل توجه استاد معماریانی هنگامی که دارند بحث قانون نیوتون رو مطرح میکنن این الحاقیه هم به شاگردان یاد آوری بشه)

    فقط یک ایرانی میتونه با بوق ماشین هم سلام کنه،هم خداحافظی،هم فحش بده و هم تشکر

  26. vet گفت:

    .
    رسیدم توی کوچه مون ، دیدم یه خانومی داره ماشینش رو بین دوتا ماشین دیگه پارک می کنه….
    جای پارک خیلی کم بود و بنده خدا حسابی کلافه شده بود….
    وایستادم و فرمون دادم بهش ، « بیا بیاااا، خب! حالا فرمون رو کامل برگردون! خوبه خوبه، خاموش کن.»
    بعدش هم بدون اینکه منتظر تشکر خانومه بشم راه افتادم برم که دیدم خانومه صدا کرد و گفت دستت درد نکنه ، زحمت کشیدی!!!!
    گفتم خواهش می کنم ، کاری نکردم…
    گفت : دانشمند! من داشتم از پارک در می اومدم…

  27. le گفت:

    از بس ایرانسل پیامک پیشواز فرستاده و من نگرفتم پیام داده :
    مشترک گرامی اگر وضعیت مالی شما تا این حد بد است به شماره **** عدد ۵ را ارسال کنید تا به شما کمک مالی شود !
    بازم هیچی نفرستادم پیام داده : گدا به این شماره تک بزن قطع کن !!!

    وسایل لازم برای 30سال پیر شدن:
    یک عدد عینک گرد معمولی و دیگر هیچ….
    باور نداری از ستایش بپرس

    میگم این گرگه تو میگ میگ پول داشت این همه موشک و بمب و هواپیما بخره..
    پول نداشت یه مرغ بخره بخوره؟؟؟

    استاد: وقتی بزرگ شوی چه میکنی ؟
    شاگرد: عروسی استاد: نخیر منظورم اینست که چی میشوی ؟
    شاگرد: داماد
    استاد: او ه ه ،منظورم اینست وقتی بزرگ شوی چی حاصل میکنی ؟
    شاگرد: زن
    استاد: احمق ، وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چه میکنی ؟
    شاگرد: عروس میگیرم
    استاد: لعنتی ، پدر و مادرت در آینده از تو چی میخواهد ؟
    شاگرد : نوه استاد

  28. le گفت:

    سه تا دختر دير به قطار مي رسن دنبالش مي دون، دوتاشون بالاخره به هر بدبختي كه شده سوار ميشن، سومي نميرسه، شروع مي كنه به خنديدن ، ميگن چرا مي خندي؟ ميگه آخه اونا واسه بدرقه من اومده بون

    دلم میخواد همه گلهای دنیا رو زیر پات بریزم
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    آخه پاهات خیلی بو میده

  29. le گفت:

    حمام ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺭ
    ﻣﯿﮕﻪ : ﺣﻤﻮﻣﯽ ؟
    ﻣﯿﮕﻢ : ﻧﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻟَﻨﺪﻧﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﻣﻨﻮ
    ﺍﺯﺭﺍﺩﯾﻮ BBC ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ
    ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﺭ ﺯﺩﻡ ﺑﮕﻢ ﻣﻬﻤﻮﻧﺎ ﺍﻭﻣﺪﻥ ..
    ﺩﺍﺭﻥ ﺑﺎ ﻭﺍﯾﺒﺮ ﻭ ﻻین گوشیت ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦ ,
    ﻟﺒﺎست را ﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺑﺮ
    ﻣﯿﺪﺍرم ﮐﻪ ﺍﻣﺸﺐ ﺗﻮ
    ﻟﻨﺪﻥ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺟﻮﺍب ﺑﺪﯼ

    اولی:میخوام ازدواج کنم
    دومی :با کی؟
    اولی:معلومه دیگه,با یه زن.مگه تو کسیو دیدی که با یه مرد ازدواج کنه؟
    دومی :آره
    اولی :کی؟
    دومی :خواهرم

    انقدر تبلیغ کِــــرِم حلزون رو پخش کردن که آدم هر وقت حلزون می بینه دوست داره بره یه امضا ازش بگیره

    یکـــی از فانتـــزیام اینه که با لحــن جدی و خــسته
    به یــه دکتر بگم : لـــطفا حـــــاشیه نـــرو دکتر !

    بـــعد بـــلند شــم و از پنــجره مـطبش به
    افق خیره بشم و بگـــم : فقط بــگو چند روز دیــگه
    زنــده می مـــونم ؟

    آخـــرین ورژن فانتزیام اینه که ﺍﻓــﻘﻮ ﭘﻴـــﺪﺍ ﻛﻨﻢ
    و همینــجوری الکــی ﺗــﻮﺵ ﻣﺤــﻮ ﺷﻢ …

    تصور کنید دخترا برن جبهه ی جنگ………!!!!
    طناز:اون پسره رو بمبارون کن؟؟؟نه شبیه اشکانه!نمیتونم بکشمش،نه!!!
    کتی:تفنگ هارو پرکن؟؟؟باشه،ی لحظه وایسا موهامو ببندم!!!
    رویا:خشاب هارو بیار؟؟؟اه،ی سوسک داره رو خشابا راه میره!!!
    شبنم:اون پسره رو بکش؟؟؟وای نه،نمیتونم خون ببینم!!!
    پریسا:هفت تیر هارو پرکن؟؟؟اه دیدین چی شد؟ناخنم شکست!!!

  30. rashidi.z1996@yahoo.com گفت:

    :-BD

  31. le گفت:

    کدوم سوال بیشتر تو خونتون رایجه ؟؟؟
    1 : این تلویزیونِ بی صاحاب واسه کی روشنه ؟
    2 : چی از جونِ این یخچال بدبخت میخوای ؟
    3 : کی لامپ دستشویی رو روشن گذاشته ؟
    4 : کی دمپایی دستشویی رو خیس کرده ؟
    5 : این موقع شب با کی حرف میزنی ؟
    6 : چشمات درنیومد پای این کامپیوترِ کوفتی ؟
    7 : کی غذای منو خورده ؟
    8 : کی جورابای منو ورداشته ؟
    9 : تا این موقع شب کدوم گوری بودی ؟
    10 : تو اونجا چه غلطی میکردی ؟
    11 : باز چه مرگته تو ؟

    یکی از فانتزیام اینه که زنگ بزنم به خودم ، بعد بگم الو ؟ بعد خودم بگم : قربون الو گفتنت برم من !!! بعدم خودم خجالت بکشم قطع کنم تلفنو …
    چن دفه هم امتحان کردم ولی لامَصّب همش اِشغال بود !
    نگرانم ! نمیدونم دارم با کی حرف میزنم ؟؟؟!

    به بعضیام باس گفت :
    ببین عزیزم !
    من یدفه قید قرمه سبزی رو زدم ، دو دفعه هم قید ته دیگ ماکارونی رو …
    تو که توی زندگیم ازینا بالاتر نیستی که ؟؟؟

    همیشه گوشه ای از یخچال یه بطری کوچیک آب هست که هرکسی فک میکنه فقط خودش از اون آب میخوره !

    یه نوع کرم هم داریم تو وجودمون که معمولا آخر شب فعال میشه و هدفش مرور تک تک غم ها ، خاطره ها و دیوونه بازیاتونه و تا حسابی داغونت نکنه دی اکتیو نمیشه !

  32. le گفت:

    دوستای بابام اومده بودن خونمون همزمان با رسیدن اونا بابامم که رفته بود شیرینی بخره رسید اما شیرینی فروشی بسته بوده شیرینی نخریده بود مهمونا شیرینی آورده بودن گذاشته بودن رو اپن آشپزخونه.
    وای… مامانمم رفت شیرینیا رو چید تو شیرینی خوری آورد تعارف کرد به مهمونا حالا هی میگه تورو خدا ببخشیدا ما هیچ وقت از این شیرینی آشغالیا نمیخریدیم نمیدونم چی شده علی آقا از این شیرینیا خریده شرمندم….. (کپی است :-D )

    1. le گفت:

      نقد جک هایی که نوشتم :
      کلا باهرچی جک که نوشتم اینجا که باعث میشه حس ضعف یا حس منفی در خواننده ایجاد بشه و قول سدید نباشه مخالفت خودمو اعلام میکنم . :) :-*

      1. عرب بیک گفت:

        خدا را شاکرم که این حلم عمومی درسهایت ومقابل این فرآیند جک نگاری نتایج معرفتی درونی به همراه داشت امیدوارم
        همیشه با تحلیل و متفکر باشید

        1. le گفت:

          ممنون ان شاءالله

  33. le گفت:

    بین ما یکی بود که چهره ی سیاهی داشت ؛ اسمش عزیز بود؛

    توی یه عملیات ترکش به پایش خورد و فرستادنش عقب

    بعد از عملیات یهو یادش افتادیم و تصمیم گرفتیم بریم ملاقاتش

    با هزار مصیبت آدرس بیمارستانی که توش بستری بود رو پیدا کردیم و با چند تا کمپوت رفتیم سراغش.

    پرستار گفت: توی اتاق 110 بستری شده؛

    اما توی اتاق 110 سه تا مجروح بودند که دوتاشون غریبه و سومی هم سر تا پایش پانسمان شده و فقط چشمهایش پیدا بود.

    دوستم گفت: اینجا که نیست ، بریم شاید اتاق بغلی باشه!

    یهو مجروح باندپیچی شده شروع کرد به وول وول خوردن و سروصدا کردن!

    گفتم: بچه ها این چرا اینجوری میکنه؟ نکنه موجیه؟!!!

    یکی از بچه ها با دلسوزی گفت: بنده خدا حتما زیر تانک مونده که اینقدر درب و داغون شده!

    پرستار از راه رسید و گفت: عزیز رو دیدین؟!!!

    همگی گفتیم: نه! کجاست؟

    :پرستار به مجروح باندپیچی شده اشاره کرد و گفت: مگه دنبال ایشون نمی گردین؟

    همه با تعجب گفتیم: چی؟!!! عزیز اینه؟!

    رفتیم کنار تختش ؛

    عزیز بیچاره به پایش وزنه آویزان بود و دو دست و سر و کله و بدنش زیر باندهای سفید گم شده بود !

    با صدای گرفته و غصه دار گفت: خاک توی سرتان! حالا دیگه منو نمی شناسین؟

    یهو همه زدیم زیر خنده

    گفتم: تو چرا اینجوری شدی؟ یک ترکش به پا خوردن که اینقدر دستک و دمبک نمی خواد !

    عزیز سر تکان داد و گفت: ترکش خوردن پیشکش. بعدش چنان بلایی سرم اومد که ترکش خوردن پیش اون ناز کشیدنه !!

    بچه ها خندیدند.

  34. le گفت:

    اونقدر اصرار کردیم که عزیز ماجرای بعد از مجروحیتش رو تعریف کرد:
    بقیه داستان بالا:

    اونقدر اصرار کردیم که عزیز ماجرای بعد از مجروحیتش رو تعریف کرد:

    – وقتی ترکش به پایم خورد ، منو بردند عقب و توی یه سنگر کمی پانسمانم کردند و رفتند تا آمبولانس خبر کنند. توی همین گیر و دار یه سرباز موجی رو آوردند و انداختند توی سنگر. سرباز چند دقیقه ای با چشمان خون گرفته برّ و بر نگاهم کرد. راستش من هم حسابی ترسیده بودم و ماست هایم رو کیسه کردم. یهو سرباز موجی بلند شد و نعره زد: عراقی پَست فطرت می کشمت. چشمتان روز بد نبینه. حمله کرد بهم و تا جان داشت کتکم زد. به خدا جوری کتکم زد که تا عمر دارم فراموش نمی کنم. حالا من هر چه نعره می زدم و کمک می خواستم ، کسی نمی یومد. اونقدر منو زد تا خودش خسته شد و افتاد گوشه ی سنگر و از حال رفت. من هم فقط گریه می کردم…

    بس که خندیده بودیم داشتیم از حال می رفتیم

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها