Google+

» انگشت عسل کوچولوی3ساله رو (من) قطع کردم! کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

انگشت عسل کوچولوی3ساله رو (من) قطع کردم!

نگارش در تاریخ یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۸:۲۱ ؛ بازدید: ۷۶۸ بار
دسته: تجربه‌ها » متفرقه

وسط مهمونی شام خونمون که 50 نفر از اقوام نزدیک بودند به اتاقم رفتم. همینکه داشتم در رو پشت سرم می بستم صدای جیغ عسل بلند شد. دستش لای در اتاقم گیر کرده بود

خواهر برادر مامان بابا و مادر بزرگش همزمان به سمت اتاقم دویدند و عسل رو روی دستاشون به حیاط بردند. کم کم بقیه مهمونا هم دور اونا جمع شدند صدای گریه و زاری خانواده عسل باعث شد خودشم بیشتر وحشت کنه و جیغ بکشه مادرم رفت اونا رو آروم کنه

خشکم زده بود و از دور صحنه رو رصد می کردم.

کسی متوجه من نبود.

در بهبوهه ای که بازار آب قند داغ بود و همه هیجان زده بودند مادر بزرگ عسل با گریه گفت:

“من انگشت دست بچه رو قطع شده زیر در اتاق دیدم!!!”

 

 

پاهام سست شدن و توی حالتی شبیه غش افتادم نه چیزی درست می دیدم و نه می شنیدم!

مامانم اومد پیشم و گفت:

زهرا حواست کجاست؟

یادت نیست؟

خوب در اتاقتو نگاه کن

زیر در فرش پهنه!!!

تازه ! زبونه در اتاقت کنده شده           (( در اتاقت اصلا بسته نمیشه!))

انگشت عسل پشت در یه خراش کوچولو برداشته و خونی شده!

چند روز بعد که با خیال راحت به ماجرا فکر میکردم چند تا نتیجه توپ گرفتم:

1)همیشه و در همه جوامع افرادی جوگیر و بی بصیرت پیدا میشن که بدون فکر از کاه کوه میسازند و عده ای ساده لوح هم اونا رو دنبال میکنن و با شایعاتشون درد سر های اجتمایی و سیاسی گنده گنده درست میکنن

2)آدم هیچوقت نباید چیزی رو که منبع مطمئن نداره باور کنه حتی اگر همه یکصدا بشن و قبول کنن باید تحلیل توسط خود فرد انجام بشه:((و لا تقف ما لیس لک به علم))

3)هرگز حتی در شرایط پر هیجان با شنیدن حرف یا جمله ای نا معلوم نباید شتاب زده عمل کرد چرا که به قول استاد باعث خراب کاری میشه!مثل غش کردن اینجانب!

4)زیر در اتاقتون یک فرش بندازید :))

یادتون نره بپسندید!و اگر هم درباره خودم و فک و فامیلای شاهکارم  نظر دارید خوشحال میشم!



برای نوشتن تجربه اینجا تشریف بیاورید.


5 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


|

6 دیدگاه

  1. درانی مریم گفت:

    هر بی توجهی کوچکی که در شرایط عادی به نظر بی اهمیت میاد ممکنه در یک شرایط بحرانی، خسارات جبران ناپذیری ایجاد کنه.
    شما رو نمی گم اما بعضی افراد عادت دارند در رو خیلی محکم و با صدای بلند می بندند. یک بار به یک نفر گفتم چرا همیشه پشت سرت انقدر بی ملاحظه در را ول می کنی؟ در جوابم گفت مگه چی می شه؟ کاش او تجربه شما رو بخونه :)

  2. درانی مریم گفت:

    5) اگه خدا بلاها رو از سر ما رد نکنه ممکنه عادی ترین اتفاق، تبدیل به بلایی سخت و طاقت فرسا در زندگیمون بشه. پس خدایا شکرت که ما رو از اونچه روحمون هم خبر نداره نجات می دی.

  3. امير رمضاني گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم هم زیبا نوشته اید هم تحلیل زیبا بود.من الله توفیق.
    متشکرم

  4. ya ali گفت:

    مديريت بحران يك هنر است كه با افزايش ظرفيت روحي حاصل مي شود
    ما در دنياي زندگي مي كنيم كه هر لحظه احتمال بحران و بلاء وجود دارد( امام علي عليه السلام در اين باره مي فرمايند:‌الدنيا دار با البلاء‌محفوفه:‌ دنيا با بلا پيچيده شده است )‌ پس بهتر هميشه آماده باشيم ،‌ منظور اين نيست كه هميشه در ترس و اضطراب باشيم خير منظورم اين است كه وقتي در يك جاده در حال حركت هستيم اگر بدانيم چند متر جلوتر يك دست انداز وجود دارد بهتر مي توانيد با آن مقابله كنيم و آن را دور بزنيم. آيت الله علي صفائي حائري مي گويند:‌من حتي براي دوران فلج شدنم هم برنامه ريزي كردم .
    …………………..
    بيش از بيست روش بسيار جالب و كاربردي ديگر براي افزايش ظرفيت روحي و مديريت بحران وجود دارد كه اگر مايل بوديد در اختيار خواهم گذاشت

    1. صفاری مهدیه گفت:

      قطعا مایلیم
      لطف میکنید بذارید

  5. فرشته درانی گفت:

    سلام زهرا جان یکم اسمش وحشتناک نبود و…. :((
    ولی در کل خوب بود دعوت به صبر ، آرامش ، تفکر برای هر انسانی لازم است
    موفق باشی دوست عزیز :)

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها