Google+

» نگرشي بر پيروزي دولت اميد در انتخابات يازدهم… کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

نگرشي بر پيروزي دولت اميد در انتخابات يازدهم…

نگارش در تاریخ دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۷ ؛ بازدید: ۴۲۷ بار
دسته: ارسالی دوستان

 

همانطور که همه شما دوستان مستحضر هستید، “دکتر حسن روحانی” با اخذ 18 میلیون و 613 هزار و 329 رای، به عنوان هفتمین رئیس جمهور منتخب مردم ایران برای مدت چهار سال انتخاب شد. لذا با توجه به پایان یافتن یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب شایسته رئیس قوه مجریه در 4سال آتی کشور توسط مردم بر آن شدیم تا با ارائه دانشنامه‌‌ای هفتمین رئیس جمهور کشورمان را بیشتر بشناسیم.

“حجت‌الاسلام و المسلمین حسن روحانی” روز 21 آبان 1327 در شهر سرخه از توابع استان سمنان دیده به جهان گشود. وی تحصیلات دروس ابتدایی را در سرخه و تحصیلات دروس دینی را از سال ۱۳۳۹، ابتدا در حوزه علمیه صادقیه (سمنان) آغاز کرد و سپس در سال ۱۳۴۰ وارد حوزه علمیه قم شد. وی همزمان در سال ۱۳۴۸ به دانشگاه تهران راه یافت و در سال ۱۳۵۱ دانشنامه لیسانس خود را در مقطع کارشناسی در رشته حقوق قضایی اخذ کرد.

به نوشته باشگاه خبرنگاران، وی تحصیلات حوزوی خود، خارج فقه و اصول را با اساتیدی چون آیات عظام “سید محمد محقق داماد(ره)”، “شیخ مرتضی حائری(ره)” و “سید محمدرضا گلپایگانی(ره)” و سطح عالی با اساتیدی چون آیات عظام “سلطانی(ره)”، “فاضل لنکرانی(ره)” و “شیخ محمد شاه‌آبادی(ره)” گذرانده است.

وی با ادامه تحصیل در انگلیس، مدرک کارشناسی ارشد (M.Phil) در رشته حقوق عمومی و دانشنامه دکتری (Ph.D) در رشته حقوق اساسی را از دانشگاه کلدونیان گلاسکو دریافت کرد. روحانی دارای مرتبه علمی استاد پژوهشی مرکز تحقیقات استراتژیک می‌باشد. وی با کسب پروانه وکالت از کانون وکلای دادگستری مرکز در سال ۱۳۸۶، وکیل پایه یک دادگستری شد.

روحانی از شانزده‌ سالگی‌ کار سخنرانی‌ و منبر را آغاز کرد و از قضای‌ روزگار، در اولین‌ سفر تبلیغی‌ خود در تویسرکان‌، توسط‌ شهربانی‌ دستگیر و بازداشت‌ شد. روحانی‌ به‌ رغم‌ اخذ مدرک‌ لیسانسِ‌ حقوق از دانشگاه‌ تهران‌، از فعالیت‌ در دادگستری‌ و قضاوت‌ سربرتافت‌ و همچنان‌ به‌ کار تبلیغ‌ و منبر ادامه‌ داد و به‌زودی‌ از سخنوران‌ پرآوازه‌ شد؛ به‌ گونه‌ای‌ که‌ در سال‌های‌ ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ یکی‌ از مشهورترین‌ سخنرانان‌ کشور در مجامع‌ دینی‌ و سیاسی‌ شناخته‌ می‌شد.

به‌ دلیل‌ وسعت‌ اطلاعات‌ دینی‌ و تسلط‌ وی‌ به‌ اطلاعات‌ علمی‌ و اجتماعی‌ روز، همواره‌ سخنرانی‌هایش از لحاظ‌ عنوان‌ و محتوا بسیار نو و جذاب‌ و در عین‌ حال‌ انقلابی‌ و پرشور و برای‌ نسل‌ جوان‌ و تحصیل‌کرده‌ کشور بسیار مفید و ارزشمند بود.

پس‌ از رحلت‌ غریبانه‌ آیت‌الله حاج‌ “سیدمصطفی‌ خمینی‌” در اول‌ آبان‌ ۱۳۵۶، “حجت‌الاسلام‌ و المسلمین روحانی‌” در مجلس‌ بزرگداشتی‌ که‌ از سوی‌ جمعی‌ از روحانیون‌ و شخصیت‌های‌ مبارز در مسجد ارک‌ تهران‌ برگزار شد، به‌ دعوت‌ “آیت‌الله مرتضی‌ مطهری‌” سخنرانی‌ کرد و برای‌ نخستین‌ بار در این‌ سخنرانی‌ پیشنهاد کرد که‌ همگان‌، از عنوان‌ و لقب‌ “امام‌” برای‌ “آیت‌الله العظمی‌ خمینی‌” استفاده‌ کنند و خود نیز در همان‌ مجلس‌ از “آیت‌الله خمینی‌” با عنوان‌ “امام‌خمینی‌” یاد کرد. با پیروزی انقلاب، “حسن روحانی” در اولین اقدام در سال ۱۳۵۸، به ساماندهی ارتش آشفته و پادگان‌های از هم پاشیده پرداخت.

وی در سال ۱۳۵۹ به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد و در پنج دوره قانونگذاری به مدت بیست سال (از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۷۹) فعالیت نمود. او نایب رئیس اول مجلس (در دوره‌های چهارم و پنجم) و رئیس کمیسیون‌های دفاع (دوره‌های اول و دوم) و سیاست خارجی (دوره‌های چهارم و پنجم) بود. عضویت و ریاست شورای سرپرستی “سازمان صدا و سیما” از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۲ نیز از دیگر مسئولیت‌های وی در دوران پس از انقلاب بوده است.

وی بعد از پایان جنگ، به همراه تعدادی از فرماندهان سپاه و ارتش، نشان درجه دو فتح و در مراسم دیگری در سالروز “آزادسازی خرمشهر”، به همراه جمعی دیگر از فرماندهان و مسئولان پشتیبانی جنگ، نشان درجه یک نصر را از “آیت‌الله خامنه‌ای” فرمانده کل قوا، دریافت کرد.

“حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی” پس از بازنگری “قانون ‏اساسی جمهوری اسلامی ایران” و تشکیل نهاد شورای عالی امنیت ملی، سمت نمایندگی “آیت‌الله خامنه‌ای” را در این شورا تاکنون در اختیار داشته و به مدت ۱۶ سال (از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴) در دوره‌های ریاست‌جمهوری “اکبر هاشمی رفسنجانی” و “سید محمد خاتمی” دبیر “شورای عالی امنیت ملی” بوده است. وی همچنین به مدت ۱۳ سال (از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ و از ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴) “مشاور امنیت ملی رئیس جمهور” وقت بوده است. وی از سال ۱۳۷۰ به عضویت “مجمع تشخیص مصلحت نظام” منصوب و تاکنون در این سمت فعالیت دارد. وی ریاست کمیسیون سیاسی،امنیتی،دفاعی این مجمع را نیز برعهده دارد.

“حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی” در انتخابات میان‏دوره‏‌ای سومین دوره “مجلس خبرگان رهبری” در ۲۹ بهمن ۱۳۷۸، از حوزه انتخابیه استان سمنان به نمایندگی مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد.

در سال ۱۳۸۵ نیز به عنوان نماینده استان تهران به عضویت دوره چهارم این مجلس برگزیده شد. سمت‌های وی در “مجلس خبرگان”، “ریاست کمیسیون سیاسی،اجتماعی” این مجلس (از ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۵ و از ۱۳۹۲ تاکنون) و عضویت هیأت رئیسه و ریاست دفتر دبیرخانه این مجلس در تهران (از ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷) بوده است.

از آثار منتشر شده “حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی” می‌توان به کتب “امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای” (۱۳۹۰)، “امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران” (۱۳۸۹)، “اندیشه‌های سیاسی اسلام”؛ جلد اول: “مبانی نظری” (۱۳۸۸)، “اندیشه‌های سیاسی اسلام”؛ جلد دوم: “سیاست خارجی” (۱۳۸۸)، “اندیشه‌های سیاسی اسلام”؛ جلد سوم: “مسائل فرهنگی و اجتماعی” (۱۳۸۸)، “خاطرات دکتر حسن روحانی”؛ جلد اول: “انقلاب اسلامی” (۱۳۸۷)، “روایت تدبیر و امید” (۱۳۹۱)، “مقدمه‌ای بر تاریخ امامان شیعه” (۱۳۹۱) ،”سن اهلیت و مسئولیت قانونی” (۱۳۹۱)، “آشنایی با کشورهای اسلامی” (۱۳۸۷)، “انقلاب اسلامی”؛ “ریشه‌ها و چالش‌ها” (۱۳۷۶)، “مبانی تفکر سیاسی امام خمینی” (ره) (۱۳۷۸) و “نقش حوزه‌های علمیه در تحولات اخلاقی و سیاسی جامعه” (۱۳۹۰) اشاره کرد.

کتاب “امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای” که شرح عملکرد و نیز خاطرات دوران تصدی حسن روحانی به عنوان مسئول “پرونده هسته‌ای ایران” و در مقام دبیری “شورای عالی امنیت ملی” است، چگونگی تصمیم‌گیری در ساختار سیاسی ایران، نقش نهادهای عالی‌رتبه در پرونده هسته‌ای و تمام مراحل مذاکرات با اروپایی‌ها را با ذکر مستندات روایت می‌کند. این خاطرات، جزئیات خواندنی و مهمی را شامل می‌شود که قضاوت درباره عملکرد این گروه و تصمیم‌هایی که مقامات و رهبران بلندپایه ایران طی آن گرفته‌اند را ممکن می‌سازد. استقبال از این کتاب منجر به چاپ مکرر آن در مدت کوتاهی شده و در زمستان ۱۳۹۱ برای بار پنجم تجدید چاپ شده است.

حسن روحانی، در روز ۲۲ فروردین ۹۲، با شعار “دولت تدبیر و امید” در میان هوادارانش رسماً در یازدهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری کرد و در ۳۱ اردیبهشت ۹۲، به همراه ۷ نامزد دیگر برای انتخابات ریاست جمهوری در جمع تأیید صلاحیت شوندگان شورای نگهبان قرار گرفت.

سرانجام در تاریخ 25 خرداد 1392 “حجت‌الاسلام و المسلمین حسن روحانی” با اخذ 18 میلیون و 613 هزار و 329 رای به عنوان هفتمین رئیس جمهور منتخب مردم جمهوری اسلامی ایران برای مدت 4 سال انتخاب شد.

نتایج آماری از انتخابات ریاست جمهوری ایران

مطلع هستید که دکتر حسن روحانی با کسب اکثریت مطلق آرا به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم ایران در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری انتخاب شد. بنا به گفته وزیر کشور 50.483.192 نفر واجد شرایط رای دادن در این انتخابات بودند که از این تعداد 36.704.156 نفر رای خود را به صندوق انداختند و مشارکت 72.7 درصدی را رقم زدند. از مجموع این تعداد آرا 35.458.747 رای صحیح شمارش شد و آقای حسن روحانی با کسب 18.613.329 حائز اکثریت مطلق آرا شد و به عنوان رئیس جمهور مردم ایران برگزیده شد.

حسن روحانی که در این انتخابات با سعید جلیلی، محمدباقر قالیباف، علی اکبر ولایتی، محسن رضایی و سیدمحمد غرضی به رقابت پرداخته بود، توانست با اختلاف آرای قابل توجهی نسبت به پنج رقیب خود، یازدهمین رئیس جمهور ایران اسلامی شود.

آنچه در پی می آید نتایج آماری نهایی شمارش آرای انتخابات 24 خرداد 92 است:

کل آراء ماخوذه: 36 میلیون و 704 هزار و 156 رای
کل آراء صحیح: 35 میلیون و 458 هزار و 747 رای

نتیجه آرای شمارش شده نامزدهای ریاست جمهوری یازدهم تا ساعت 20:30 روز شنبه به شرح زیر است:

1. حسن روحانی: 18میلیون و 613 هزار و 329 رای
2. محمدباقر قالیباف: 6میلیون و 77هزار و 292 رای
3. سعید جلیلی: 4میلیون و 168 هزار و 946
4. محسن رضایی میرقائد: 3میلیون و 884 هزار و 412 رای
5. علی اکبر ولایتی: 2میلیون 268 هزار و 753 رای
6. سید محمد غرضی: 446هزار و 15 رای

گفتنی است حسن روحانی به نسبت کل آرای ماخوذه 50.71 درصد آرا را کسب کرده و بر اساس کل آرای صحیح 52.49 درصد آرا را به دست آورده است.

هاشمی، برنده بزرگ انتخابات 24 خرداد

به نقل از عصرایران: اکبر هاشمی رفسنجانی برای چندمین بار ثابت کرد که به معنای واقعی کلمه، یک سیاستمدار کارکشته است. ماجرای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و نقش آفرینی شگفت انگیز او در این میان، به معنای واقعی کلمه، هاشمی را احیا و برنده مهم این انتخابات کرد:

1. او کاندیدای انتخابات شد و با اعلام حضورش، موجی بزرگ در حمایت از خویش و حضور در انتخابات ایجاد کرد. چند هفته بعد، موجی که برای هاشمی ایجاد شده بود، به سمت گزینه او، حسن روحانی هدایت شد. اگر هاشمی، کاندیدا نمی شد، آن سونامی حمایت مردمی ایجاد نمی شد که در روز 24 خرداد به کار آید.

2. رد صلاحیت هاشمی باعث محبوبیت بیشترش شد و علاوه بر آن، سکوت هوشمندانه اش در قبال ردصلاحیت او، اعتماد سازی کرد. به علاوه رد صلاحیت هاشمی باعث شد ردصلاحیت گزینه دولت (مشایی) به حاشیه برود و در شرایط سکوت هاشمی، دولتی ها فضایی برای مانور و جنجال نداشته باشند.

3. دیر زمانی نیست که اصلاح طلبان تندرو، شدیدترین مواضع و فحاشی ها را علیه هاشمی مظرح می کردند. هاشمی که در گذر زمان، “شکیبایی” را خوب آموخته، چنان تعاملی با اصلاح طلبان برقرار کرد که نهایتاً با آخرین تحرکاتش، توانست خود را در کنار سیدمحمد خاتمی، به رأس هرم اصلاحات برساند. شکیبایی هاشمی، از یک سو او را محبوب اصلاح طلبان کرد و از دیگر سو، کسانی که انتظار داشتند او موضوع صلاحیتش را با قهر و تنش برگزار کند، خلع سلاح شدند و بر میزان باورمندی دوستداران نظام، به “تعهد هاشمی به اصل نظام”، افزوده شد. در واقع، هاشمی میوه صبرش را چید.
البته ناگفته نماند که “هاشمی امروز”، بسیار متفاوت با “هاشمی دیروز” است. کنار گرفتن از عرصه اجرایی و نشست و برخاست مستمر با مردم و گروه های مختلف صنفی، دانشگاهی و … هاشمی را بروز کرده است.

4. هاشمی با عملیات یک ماه اخیر خود، تمام آنچه علیه او در این سال ها رشته بودند را پنبه کرد. اینک گزاره “هاشمی دیگر خریدار ندارد”، مهر باطل خورده است. هاشمی، در روزهای پایانی و در شرایطی که هنوز برخی از مردم نسبت به رأی دادن مردد بودند، رسماً و علناً وارد میدان حمایت از روحانی شد و از مردم خواست به او رأی دهند. اینک هاشمی می تواند بگوید در شرایطی که گزینه من، این همه رأی آورد، اگر خودم کاندیدا بودم، بسیار بیش از این، رأی می آوردم تا منتقدان بدانند که عبور از هاشمی، شعاری پوچ بیش نیست.

5. هاشمی، بی آن که رئیس جمهور شود و بار سنگین ریاست جمهوری را بر دوش کشد، گزینه خود را به پشتیبانی آرای میلیونی ملت، بر تخت ریاست جمهوری نشاند و بار مسؤولیت را بر عهده او گذاشت.
او صحنه را به گونه ای هدایت کرد که تمام طرح و برنامه های چند ساله جریان سیاسی مقابل، ظرف چند هفته خنثی شدند و هاشمی رفسنجانی به برنده مهم انتخابات ریاست جمهوری تبدیل شد. ساختن پیروزی از مقوله ای مانند رد صلاحیت، هنری است که فقط از امثال هاشمی بر می آید.

شکست اصولگرایی لازم بود! (لحن شدید تابناک)

شکست اصولگرایی واجب بود؛ واجب تر از نان شب! جریان اصولگرایی باید این نکته را درک کند که نمی‌تواند ناکارآمد بود و انتظار داشته باشد، مردم باز هم فوج فوج به سمت آنان حرکت کنند. جریان اصولگرایی باید درک کند که باید مسئولیت پذیر باشد و پاسخگو. نمی‌تواند تمام قد به حمایت از یک کاندیدای ریاست جمهوری برخاسته و در نیمه کار از او اعلام برائت کرد.

جریان اصولگرایی باید بداند که نمایندگان مجلس اصولگرایی در انتخابات اخیر، صد و چهل تن از آنان از قالیباف حمایت کرده بود و صد و شصت تن از آنان از ولایتی و نزدیک همین تعداد هم از جلیلی در حالی که تعداد نمایندگان مجلس فعلی کمتر از 290 نفر است، اما حدود پانصد امضا از این مجلس برای حمایت از کاندیداهای ریاست جمهوری جمع می‌شود!

جریان اصولگرایی باید درک کند که فقط در مونولوگ است که می‌تواند فرمایش‌های خود را برای مردم بخواند و دیکته کند و در یک دیالوگ و گفت‌وگوی دو نفره همیشه کم می‌آورد و قافیه بازی را می‌بازد و مردم هم خوب می‌بینند که عیار هر کس به چه میزان است!

رسانه‌های اصولگرایی و در رأسشان صدا و سیما، باید بدانند دوران انحصار رسانه ای پایان یافته و نمی‌توان با نادیده گرفتن بخشی از مردم یا کاندیدای آنان، آنان را به شکست رساند. جریان اصولگرایی باید شکست می‌خورد تا نسیم تغییر در این کشور به وزیدن بگیرد که تداوم اصولگرایی و آن همه ناکامی و مسئولیت ناپذیری روح و روان مردم را آزرده کرده بود؛ مردمی که بخشی از آنان کاملا از جریان اداره کشور خارج شده بودند!

مردم ایران به جریان اصولگرایی نه گفتند، چرا که از روند اداره کشور ناراحت بوده و از آن نحوه اداره کشور آسیب‌ها دیده بودند. مردم به جریان اصولگرایی نه گفتند، نه به آنان بفهمانند اصلح بودن یک کاندیدا را مردمند که تعیین می‌کنند و این مردم از یک رئیس جمهور اداره کشور را می‌خواهند؛ اداره‌ای خوب که تأثیر آن را در زندگی‌شان ببینند و لمس کنند. مردم نه به دنبال اصلحی هستند که در داخل و خارج شعار دهند و نه دنبال اصلحی هستند که هر روز زندگی آنان را دچار تغییرات منفی بنیادین کند.

مردم به جریان اصولگرایی نه گفتند، چرا که به دنبال زندگی و سلامی دوباره به زندگی بودند. جریان اصولگرایی باید بداند که مردم بیش از هر چیز دیگری طالب زندگی خوبند! این که کاندیدای پیروز انتخابات تا چه اندازه به فکر زندگی مردم خواهد بود، قابل پیش بینی نیست؛ اما او هم احتمالا می‌داند که مردم زندگی می‌خواهند و آرامش و اعتبار. با هیاهو و داد و قال و نوسان و شعار زندگی‌ها سخت می‌شود. او باید بداند شکست اصولگرایی ناشی از این بود که برای زندگی و آرامش مردم و همه مردم اهمیتی قائل نبود. کاندیدای پیروز باید به زندگی مردم عزت و آرامش دهد. کار سختی است؛ اما شدنی است!

8 نفری که در پیروزی روحانی مهم ترین نقش را داشتند

عصرایران: حسن روحانی، پس از یک رقابت سنگین، توانست برنده انتخابات سال 92 شود. علاوه بر اراده الهی، خواست مردم و تلاش های شبانه روزی اعضای ستادهایش، این چند نفر هم در پیروزی او نقش بسیار مهم و غیر قابل انکاری دارند:

حسن روحانی: شخصیت محکم، سوابق درخشان، فن بیان، آراستگی چهره و پوشش، ارائه برنامه های راهبردی و … همه و همه دست به دست هم دادند تا حسن روحانی، بتواند بهتر از بقیه کاندیداها در نظر مردم جلوه گر شود و مردم ردای ریاست جمهور را برازنده تن او ببینند. توانمندی های فردی او مهم ترین عامل در مطرح شدن، حضور و پیروزی اش بود.

اکبر هاشمی رفسنجانی: از بین سیاستمداران کنونی ایران، حسن روحانی را می توان یکی از نزدیک ترین و دیرینه ترین یاران هاشمی دانست. روحانی هم پس از مشورت با هاشمی کاندیدای ریاست جمهوری شد. خود هاشمی نیز کاندیدا شد تا در نهایت یکی از آنها در صحنه بماند. هاشمی بعد از ماجرای رد صلاحیتش، موجی که در پی کاندیداتوری اش به نفع وی ایجاد شده بود را به سمت روحانی هدایت کرد. او در روزهای آخر، این ریسک را هم قبول کرد که رسماً و علناً، بگوید که به روحانی رأی خواهد داد.

سید محمد خاتمی: بخش مهمی از آرای اصلاح طلبان که به سبد روحانی ریخته شد، به فعالیت خاتمی مربوط می شود. او با حمایت تمام قد خود از روحانی، توانست پایگاه مردمی اصلاحات را متقاعد کند به نفع شان است که به روحانی رأی دهند و آنان به اعتبار خاتمی نام روحانی را بر برگه های رأی شان نوشتند. خاتمی در متقاعد کردن عارف به کناره گیری هم نقش محوری داشت.

محمد رضا عارف: معاون اول دولت خاتمی، تا روزهای پایانی تبلیغات انتخاباتی، کاندیدا بود و درصد قابل توجهی از آرای اصلاح طلبان را نقداً در سبد خود داشت. کناره گیری او از رقابت ها به نفع روحانی، تقریباً همه آرای عارف به سمت روحانی رفت و در پی آن، آرای روحانی به طور معنی داری افزایش یافت. به علاوه انصراف عارف، باعث شد آرای خاموشی که امیدی به پیروزی جریان اصلاح و اعتدال نداشتند، روحیه بگیرند و از موضع عدم مشارکت در انتخابات به سمت رأی دادن بروند.

سعید جلیلی: حضور سعید جلیلی به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری، باعث ترغیب بخش های مهمی از جامعه برای شرکت در انتخابات و رأی دادن به گزینه جریان مقابل شد. بسیاری از مردم، نگران آن بودند جریانی که به تندروی معروف است، بر سر کار بیاید و راه و روش احمدی نژاد، به سبکی جدید استمرار یابد. اگر جلیلی کاندیدا نبود، خیلی ها اساساً دچار نگرانی نمی شدند که بر اساس آن نگرانی به پای صندوق ها بروند و به روحانی رأی بدهند.

محمود احمدی نژاد: 8 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد، چنانچه افتد و دانی، گذشت و مردم به ستوه آمده از وضعیت به وجود آمده در این سال ها، به گزینه ای در جریان مقابل اصولگرایان رأی دادند. اگر احمدی نژاد عملکرد موفقی داشت، مردم حتماً قدرت را در اردوگان اصولگرایان حفظ می کردند.

علی اکبر ولایتی: او در مناظره ها، تابوی بحث هسته ای را شکست و به روحانی فرصت داد که بتواند از عملکردش در پرونده هسته ای دفاع تمام عیاری داشته باشد. ولایتی در عین حال، مطالبی را در خصوص پرونده هسته ای (از جمله مذاکراتش با سارکوزی) بیان کرد که در جدل هسته ای روحانی – جلیلی، به طور آشکاری به نفع روحانی تمام شد و جایگاه او را در بین مردم تحکیم کرد.

محمدباقر قالیباف: قالیباف که در مناظره های انتخاباتی اش خوش درخشیده بود، در واپسین مناظره تلویزیونی، مرتکب خطایی راهبردی شد و علیه روحانی سخنانی را گفت که واکنش جدی او را به دنبال داشت. وقتی قالیباف درباره حوادث سال 82 کوی دانشگاه اتهامی را متوجه روحانی کرد، در واقع فرصتی طلایی به روحانی داد تا بتواند حاضر جوابی و تسلط خود را به نمایش بگذارد و خطاب به قالیباف جمله ای بگوید که مثل بمب در میان مردم منفجر شد؛ او خطاب به قالیباف یادآور شد که شما می گفتید که می خواهید به دانشجویان حمله گاز انبری کنید. این سخن روحانی، نه تنها بخشی از آرای خاکستری قالیباف را به سبد روحانی برد بلکه بسیاری از مرددین را نسبت به رأی دادن به روحانی ثابت قدم کرد.

و البته، همه این ها در کنار اراده فرد فرد ملتی معنا شد که حماسه امید و اعتدال را خلق کردند

ارسال کننده: yegy

موضوع: شبکه‌مسائل




5 دیدگاه

  1. قاصد روز‌های بارانی گفت:

    متن انقدر طولانی است که از حوصله خواننده به دور است. کاش گلچین می کردید…

  2. مهدیان حسن گفت:

    کاش کپی پیس کننده محترم دقت داشتند که این مطلبشون درواقع ترکیبی از دوسه مطلب بوده که به هم چسبیده و این قدر طولانی شده مثلا بخش از مقاله تحت عنوان”شکست اصولگرایی واجب بود؛ واجب تر از نان شب! ” را من چند روز پیش منتشر کرده بودم.

  3. yegy گفت:

    بله حق با شماست من حواسم نبود…..

  4. ali.khani گفت:

    ای کاش طرف‌داران آقای هاشمی تورم 50درصد و بگیر بگیر اون زمان رو یادشون می‌آمد امثال من که نبودن از کسی نپرسیدن اون‌هایی هم که بودن متأسفانه آلزایمر گرفتن یا خودشون رو به خواب زدن. I-)

  5. مهدیان حسن گفت:

    این دست جملات “مردم به جریان اصولگرایی نه گفتند، چرا که به دنبال زندگی و سلامی دوباره به زندگی بودند..”
    را قبول ندارم.
    به نظرم نویسنده این بخش از متن کمی احساساتی شده و منطقی تحلیل نکرده.
    اتفاقا دلیل روی گردانی مردم از اصول گرایان فقط مسائل معیشتی نبوده، چون این مردم شرایط سخت تر ازاین را در زمان جنگ تحمل می کردند.
    برعکس دلیل مردم خروج دولت دهم از مسیر اصول گرایی بوده که باعث بدبینی به جریان حاکم شد.
    به قول آقای پناهیان بداخلاقی های اخیر رئیس جمهور از جمله قضیه مجلس بی تاثیر نبوده…
    http://parsinews.ir/news/page/7b94155af85bf8c10747b7bb653089ef

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها