Google+

» فکرآورد ۴۰: چندهمسری خوب است یا بد؟ کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


همدلی
Daniel:

جالب بود زهرا خانم تجربه خوبی داشتی


بخش آموزش تکنیکهای یک دقیقه ای
1283449196:

باسلام واآرزوی قبولی طاعات وعبادات برای شما عزیزان . راستش من کتاب دانش اموز یک دقیقه ای روتهیه کردم ومطالعه کردم و کتاب خیلی خیلی خوبی بود...من دوهفته دیگه کنکوردارم ومیخاستم اگه میشه درمورد تکنیک تست زنی یک دقیقه ای برام...


مقالۀ 1: چرا و چگونه فکر کنیم؟
sibsorkh60:

سلام. خیلی خوشحالم. دنبال آموزش روش تفکر بودم برای یادگیری و یاددادن به نوجوانان. متشکرم از استاد. یا علی.


دانلود نرم‌افزار مایندمپر (MindMapper)
مهدیان حسن:

دوستان نسخه جدیدتر نرم افزار مایندمپر ورژن 2012 همراه با کرک آن آمده است. ان‌شاءالله بزودی در همین صفحه قرار می گیرد.


نمونه تمرینهای دورۀ نقشه های ذهنی دانش آموزان
zahra.k.h:

طرح شماره ٥ بسیار عالیه


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
jafari.f:

سلام درمورد طرح قدر چرا هیچ توضیحی تو سایت نیست ؟


کارگاه چشم انداز نویسی , مدیریت زمان و هدف گذاری
Aftab8:

خیر


کارگاه مقدماتی مهارتهای مطالعه و تند خوانی
Fatemesiyadati:

سلام استاد انصاری زاده فرموده بودند نتایج آزمونvakرا در سایت خواهید گذاشت اینجانب مطلبی در این باره پیدا نمی کنم لطفا راهنمایی کنید سپاس ??


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

فکرآورد ۴۰: چندهمسری خوب است یا بد؟

نگارش در تاریخ جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱:۰۰ ؛ بازدید: ۳,۸۰۰ بار
دسته: هدیه روز

بسم الله الرحمن الرحیم 

…یکی دیگر از مثال‏هایی که این‏ها ذکر می‏کنند، مربوط به تعدد زوجات است. می‏گویند تعدد زوجات در قدیم خوب بود و حالا بد است.
در جواب باید گفت اگر هدف از تعدد زوجات هوس‏رانی باشد، در قدیم خوب نبود، حالا هم بد است؛ اما اگر تعدد زوجات درواقع چاره‏جویی باشد، در گذشته خوب بود و حالا هم خوب است. با آن شرایطی که دارد، همیشه خوب است. اگر آن شرایط نباشد، آن‏وقت بد بود، حالا هم بد است… .
مرتضی مطهری، مجموعه‌آثار، ج۲۱: اسلام و نیازهای زمان ۱ و ۲، ص۲۶۴.
چندهمسری، چاره‌جویی برای چه ممکن است باشد؟
خانمی که شوهرش برای چاره‌جویی، چند همسر اختیار کرده است، چه باید بکند و چه وظیفه‌ای دارد؟ احساسش را چه کند؟ 



130 دیدگاه

  1. TAHOORA گفت:

    قیاس نمیکنم. صرفا جهت اطلاعات عمومی!
    حتی اغلب پرنده ها هم میفهمن ک سیستم چند همسری ب درد نمیخوره و در تمام طول زندگیشون فقط 1 همسر اختیار میکننو کلی هم براش ارزش قائلن!

    1. دشتی جوان گفت:

      احتمالا این اطلاع عمومی به زیست شناسی ربطی نداره؟!

      1. TAHOORA گفت:

        هه! :-D چن داش گفتم!!!

      2. زهرا ترابی زاده گفت:

        8->

  2. فقط جلیلی گفت:

    این فکر آورد به نظرم با توجه به شرایط حال جامعه، خیلی کاربردی نبود.
    بهرحال ممنون
    راستی قیاس نمی کنم . صرفا جهت اطلاعات عمومی دوستمون! برخی پرنده ها مثل ماکیان این طوری نیستند…

    1. TAHOORA گفت:

      ببخشید آقای مهدیان؟ توجه نکردین ب قیدی ک ب کار بردم!!!
      نوشتم “اغلب” پرندگان. و قیدی ک شما ب کار بردید “برخی” هس! پس مطلبی ک نوشتم کاملا درسته!!! :-D

    2. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

      آقای مهدیان
      شرایط طلاق‌زده روز جامعه، نشان از بحرانی خفته دارد که همچون اژدهایی، به‌زودی از خواب خواهد برخاست و دودمان نظام خانوادگی جامعه‌مان را بر باد خواهد داد. شمار طلاق هر روز افزون می‌شود. نخست باید بپردازیم به بیماری طلاق و آن را درمان کنیم. در گام دوم، باید برای این‌همه طلاق‌گرفته چاره‌ای بیندیشیم. این قسمت، در این بحث جا دارد.

      دیگر اینکه آموزه‌های دینی ما همچون چندهمسری یا ازدواج موقت دستخوش تبلیغات منفی بیگانگان شده است. در داخل نیز، از آن سوءاستفاده کرده‌اند. این‌ها باعث شده است این هنجارهای دینی به ناهنجار اجتماعی تبدیل شوند و حتی سخن‌گفتن درباره‌شان، اعتراض مخاطبان را در پی داشته باشد. این‌ها گفت‌وگو درباره این موضوع را ضروری می‌کند.

      1. حامد زارعی گفت:

        بسم الله
        سلام
        به نظر من هم ابتدا برای ورود به این قصه باید از روش کاملا عقلانی ورود کرد تا بتواند در گردوخاک هایی که برای این موضوع ایجاد شد ریشه های خود را استوار کند

  3. gismorvarid گفت:

    ما نه پرنده هستیم . و نه چرنده. این فعل انسانی نیست. هرطور که فکر کنیم . اسلام ناب دنبال هوسرانی نبوده و نیست. کیو میشناسین توی این دورو زمونه که همسر دوم اختیار کنه برای صرف سرپرستی و نه هوسرانی خودش؟ والا ما که هرچه دیدیم معاشرت با ترگل برگل هایی بوده که جز خوشگذرونی هدفی نبوده و نیست. شما میخوای به مبارزه یا فساد کمک کنی؟ میشناسم کسایی که نه صیغه میکنن و نه دائمی شماره میندازن. خیلی راه های دیگه هم برای مبارزه با فساد هست. سرپرستی یک خانواده و تامین معاش زنان سرپرست خانوار به هیچ عنوان ملزوم بر محرمیت نیست. این خانوم ها یه لقمه نون میخوان که باهاش شکم زن و بچشون رو سیر کنن

    1. dastkhat گفت:

      به gismorvarid:
      “این خانوم ها یه لقمه نون میخوان که باهاش شکم زن و بچشون رو سیر کنن”!!!!!!!!!!!!! :-D

      1. gismorvarid گفت:

        اصلاح میکنم: این خانوم ها یه لقمه نون میخوان که شکم بچه هاشون رو سیر کنن.

        تعجب میکنم از شما جناب دستخط عزیز. توی این کامنت و حرفای زده شده هیچ چیزی بیشتر از این اشتباه تایپی_لفظی نظر شما رو جلب نکرد؟!

        1. scientist04 گفت:

          ببخشید!
          فکر کنم شما مجردید! یا به هر حال از روابط عاطفی خبر ندارید.
          شما فکر میکنید که همه زنان سرپرست خانوار مشکل مالی دارند یا اینکه نمیتونن حتی یه خرج مختصر برای یک زندگی ساده دربیارن؟
          نمیدونم چرا زنان سرپرست خانوار رو انسان‌های ضعیفی میپندارید؟
          یا حتی فکر میکنید زنی که سرپرست خانواده است شوهر نداره؟!!!
          برای یک رابطه صحیح و سالم و کامل عاطفی و عشقی چه ارزش و امتیازی قائلید؟
          =((

          1. قاصد روز‌های بارانی گفت:

            من ارزش قائلم به شرطی که همون‌طور که شما میگید واقعا صحیح و سالم باشه و زندگی چند نفر دیگه رو به نیستی نکشه…

      2. نامور گفت:

        لقب شما «دست‌خط»ه یا «دست‌انداز»؟
        دست‌انداز بیشتر بهت میاد!

        1. dastkhat گفت:

          دفعه بعدی خواستم اسم پروفایلم رو انتخاب کنم یلدم می مونه با شما مشورت کنم. ~O)

    2. vet گفت:

      جسارت نمیکنم ولی نیاز جنسی رو چطور؟؟؟
      به این هم فکر کردین؟؟؟
      اگه نیاز جنسی که اسمش نیازه و واقعا هم نیازه بر طرف نشه ممکنه خطرش بیشتر از اونی باشه که فکرش رو میکنیم /:)

    3. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

      عمل دین‌داران نباید ملاک قضاوت درباره آموزه‌های دینی باشد. خیلی وقت‌ها رفتار متدینان خلاف دین است.

      چندهمسری فقط برای سرپرستی زنان بی‌سرپرست نیست؛ یکی از کاربردهایش این است. برطرف‌کردن نیاز جنسی زنان مطلقه، برطرف‌کردن نیاز عاطفی ایشان، وجود سرپرست شرعی (ولی) برای ایشان و… از دیگر کاربردهای چندهمسری است.
      برطرف‌شدن نیاز جنسی مرد شاید از کاربردهای دیگرش باشد. انسان‌ها ازنظر نیاز جنسی، یکسان نیستند.
      شاید جامعه نیاز داشته باشد به افزایش جمعیت و چندهمسری راهی برای این بایسته است.
      شاید مردی توانمندی مالی و… دارد و می‌تواند انسان‌های صالح تربیت کند. در این هنگام، داشتن فرزندان بیشتر و چندهمسری وظیفه‌ای برای او خواهد بود.
      همین‌طور می‌توانید ده‌ها دلیل دیگر بر شمرید.

      1. قاصد روز‌های بارانی گفت:

        البته جسارت نشه خدمت دوستان!
        (با فرض عدالت نداشتن بخوانید!) میخوام وجود خارجی نداشته باشه اون مردی که به خاطر توانمندی مالی زن دومی اختیار میکنه و با این کار زندگی همسر اول و فرزنداش رو به نابودی میکشونه!(البته امثال حضرت علی هم؛ انگشت شمارن!)

  4. yegy گفت:

    چند همسري در گذشته هم درست بوده و ايرادي نداشته چون كسي ياد نداشته بودون ازدواج به يك خانم يا يك خانواده براي امرار معاش كمك كنه…
    اما حال خيليا هستن مه چند همسر دارند و به اسم كمك ولي نه ايطور نيست من خيلي هارو ميشناسم كه اينطورند و براي هوس ازدواج مجدد ميكنند نه كمك و رضاي خدا..
    اصلا با طرح اين فكراورد نميشه كمكي براي جلو گيري اين اتفاق كرد چون انقدر فساد در اين رابطه زياد شده كه نميشه جلودارش بود چون نوعي ترفند براي سرگرم كردن مردم بخصوص جوون هاست تا از امور روز جامعه دور باشند……
    پس ما بايد به فكر خودسازي باشيم……
    هروقت بتونيم خود خودمون و خود ديگري رو درست بسازيم ايراني سالم و اسلامي خواهيم داشت……..

  5. le گفت:

    چند تا مطلب در این مورد توی ذهنم هست که بیانشان می کنم :
    در جاوب سوال اول که چاره جویی برای چه ممکن است باشد جواب این است برای عدم برابری تعداد زنان و مردان :

    در زمان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ،جمعیت زنان چند برابر جمعیت مردان بود و به همین خاطر این قانون وضع شد.

    در طول تاریخ این اتفاق که جمعیت زنان از جمعیت مردان بیشتر باشد بازهم اتفاق افتاده مثلا بعد از جنگ جهانی که عده زیادی از مردان در جنگ کشته شده بودند زنان خواستار این شدند که مانند اسلام قانون چند همسری ایجاد شود اما کلیسا اجازه نداد و کار به فساد و…کشید.

    طرز برخورد خانم ها:
    اولا کسی حق ندارد زندگی یکی دیگر را خراب کند. اخلاقی نیست. باید احساساتش را مدیریت کند.
    دوما خانم باید آنقدر خوب همسرداری بلد باشد که این حادثه (وارد شدن شخص دیگری به زندگیش )ایجاد نشود.
    سوما اگر این حادثه ایجاد شد باز هم به انجام وظایف خودش بپردازد و به نظر من این به او کمک می کند که طبق قانون این اجازه به مردش داده شده .

    ******************************************************
    توی یک کلاس چرخه ی جالبی را بیان کردند که کمی به این موضوع ربط داره :

    موقعیت سنی و روانی – اختلاط محیط – پوشش و حجاب کم که وجود دارند ………. گرایش و جذب بوجود می آید…………….نیاز به ارضاء ایجاد می شود (در هر اندازه ای )که سه برخورد باآن وجود دارد:
    با مسئولیت (از دواج و به گردن گرفتن حقوق قانونی و شرعی آن)
    بی مسئولیت (بدون ازدواج و به گردن نگرفتن هیچ زحمت و حقی)که یک تهدید اجتماعی ست
    سرکوب کردن این نیاز بوجود آمده که یک تهدید روانی برای افراد است .
    اما قضیه به اینجا ختم نمی شود چون این دور همچنان ادامه دارد یعنی دوباره گرایش و جذب مجدد …نیاز به ارضاء……سه حالت برخورد …….گرایش و جذب ……….
    راه حل آن :
    کم کردن اختلاط – زیاد کردن حجاب (در سه لایه جسم – ذهن -قلب)

    1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

      از بیان زیبایتان متشکرم

    2. yegy گفت:

      ممنون از توضيحاتتون…..
      بسيار خوب و جامع بود ولي توي نكته ي طرز برخورد خانم ها مورد سومش رو قبول ندارم چون توي قانون قبلا اينطور بود كه بدون اجازه همسر اول مرد ميتونه ازدواج كنه امل اگر همسر اول ناراضي باشه كارش درست نيس ( الان رو دقيق نميدونم قانونش چيه)
      اين مورد كه شما بهش اشاره كرديد ثابت ميكنه كه مرد اجازه داره همسر خودش رو ناديده گرفته و بدنبال احساس و عواطف خودش بره و وقتي زن اين مرضوع رو ناديده ميگيره و به زندگي معمولي خود ادامه ميده كاره نادرست شوهرش رو تاييد كرده و بسترساز كار هاي نادرست ميشه
      پس در صورتي كه مرد براي زندگي خود ارزشي قائل نميشه با ازدواج مجدد باد همسرش هر برخوردي از خودش نشون بده……

      1. le گفت:

        اول می خواستم بگم نظر من وشما در دیدگاه قبلی تان خیلی شبیه هم هستند حداقل نتیجه مشابهی دارند، یعنی پرداختن به بحث خودسازی که شما نوشتید با حجاب در هر سه لایه ذهن و حس و جسم نزدیک به هم و شاید یکی هستند .
        دوم اینکه من منظورم از قانون بیشتر قانون دین هست نه قانون کشور.

        سوم اینکه دین ما سه نوع گزاره دارد:
        گزاره هایی که از هست ها و نیست ها سخن می گویند.(نگرش ها )
        گزاره هایی که از باید ها ونبایدها سخن می گویند (قوانین =واجب ها و حرام ها )
        گزاره هایی که از خوب ها و بدها سخن می گویند (فرهنگ =مستحبات و مکروهات ،اخلاق )

        قانون دین که اجازه تعددزوجات را داده به این معنی نیست که حتماما برویم چند تا زن بگیریم .بلکه می توانیم فرهنگ دین را رعایت کنیم که گزینه های حداکثری هستند گزینه هایی مثل بهترین بودن با خانواده ومکارم اخلاقی ،ایثار ،تقوا و…کسی که به این ها توجه دارد مطمئنا در پی جلب رضایت همسر خواهد بود نه اینکه او را آزرده کند .چه آقا چه خانم .
        هر کس چه زن چه مرد باید وظیفه خودش را نگاه کند در هر حیطه ای چه قانون چه فرهنگ و در هر زمانی. مثلا زن(چون خودم مونث هستم در مورد جنس خودم صحبت می کنم که به درد خودم می خورد) در بعد از ازدواج مجدد همسرش ببیند وظیفه اش چیست ؟از نظر قانون دین مرد حرام انجام نداده هر چند از نظر فرهنگ واخلاق دین مرد به خاطر ناراحت کردن او و عدم رعایت خیلی گزینه های دیگر خطاکرده .حالا ابتدا من باید به فکر رشد خودم باشم و ببینم بهره و درسی که من از این حادثه می گیرم چیست ؟من باید چیکارکنم ؟وقتی کار خودم را درست کردم ودرسم را گرفتم و بهره ام را بردم ببینم برای جلوگیری از ضررکردن همسر با او چه برخوردی باید کرد.

        من اصلا با این موافق نیستم که هر برخوردی با همسرش بکند که چرا مجدد ازدواج کرده .باید منطقی عمل کند .اگر او ارزش برای زندگی نگذاشته به زور که نمی شود وادارش کرد برای او ارزش بگذارد .غرور زن به او اجازه نمی دهد .از جزئیات و تفصیلاتش خبر ندارم .به نظر من زنی که مردش را خیلی دوست دارد دلش به این خوش می شود که خدا این قانون را گذاشته چون به او اثبات می کند که مرد به او خیانت نکرده زیاد و یه چیزهماهنگ ا ست که خدا از فرآیندهاومعادلاتش خبر دارد پس او می تواند همچنان به همسرش عشق بورزد .
        این ها همه نظر شخصی من هست .(به جز دسته بندی گزاره های دین به قانون و فرهنگ ونگرش)نظر شما هم جالب هست که باید رفتارهایی با او بکند که متوجه خطایش بشود البته به صورت منطقی و اثرگذار.تشکر

        1. yegy گفت:

          بله اين مه باهم به نتيجه مشابه رسيدم خوشحام ميكنه كه تا حدي افكار شبيه به هم داريم
          همه گفته هاتون رو قبول دارم ( گزاره ها و قوانين و…)
          اما با نظر شخصيتون مشكل دارم
          چون اين رفتار زن توهين به جامعيت زنان محسوب ميشه و تشويق مرد ها…….

  6. علیرضا گفت:

    دوستان به این نکته توجه نکردند که الان مردها در یک همسر گیر می‌کنند و بدبخت می‌شوند چه برسد به چندتا <:-P

    1. نامور گفت:

      :))

    2. دشتی جوان گفت:

      شنیده ام افرادی که می گویند:

      وقتی زن نداری فقط زن نداری
      اما وقتی زن داری فقط زن داری!
      :-D
      :-D

  7. درانی مریم گفت:

    به قول دکتر جلیلی، هر تهدیدی می تونه فرصت باشه.

    خانم ها معمولا در برابر مجاز بودن چند همسری آقایان احساس تهدید می کنن و برای همین حالت تدافعی می گیرن. اما من فکر می کنم مجاز شدن چند همسری آقایان می تونه باعث تحکیم زندگی و خانواده و ثبات تک همسری ایشان بشه ;)

    1. m-h-gh گفت:

      تهدید!!
      عجب تهدیداتی در دین مبین اسلام وجود داشت و ما خبر نداشتیم!!

      1. درانی مریم گفت:

        فرصت!!
        کسانی که قبول ندارن فکر می کنن تهدیده برای همین حالت تدافعی می گیرن. اتفاقا من گفتم می تونه فرصت باشه.

  8. m-h-gh گفت:

    میبینم که دوستان متاهل از اظهار نظر در رابطه با این فکرآورد امتناع می کنند!؟ :-D
    چرا !!؟ :-?

    1. تکتم گفت:

      به نفع متاهلین هست فعلا …

    2. نامور گفت:

      مهم‌تر اینه که دوستان مجرد بیشتر توجه نشون دادن و…؛ چرا؟!

      1. le گفت:

        سلام شما چی فکر می کنید ؟چرا؟
        درسته موضوع ازدواج برای مجردها جالبه (شایدم برای بعضی ها نیست )،ولی علت اصلیش بیکاری حاصل از این که من از بحث در مورد دغدغه اصلی ام سرخورده شده بودم و اون مطلب مطلب سیاست بود ترسیدم آبرویم برود به خاطر بحث کردن دوباره با دوستان در مورد مسائل سیاسی حتی چندبارمطلبش را هم نوشتم اما ارسال نکردم به علل مختلف .پس چون از اولویت اصلیم دور شدم به مسئله انحرافی پرداختم و آبرویی را که باید اونجا می گذاشتم اینجا از بین رفت (حداقل اونجا در راه مهمی از بین می رفت اما اینجا…این برام تجربه شد)

        علت دیگه اش فکر کردم آقایون می ترسند به نفع تعدد زوجات که یک قانون وضع شده در دین هست صحبت کنند چون ممکنه زیرسوال بروند یا مورد قضاوت بد قرار بگیرند.و کسی نیست ازش دفاع کنه .خانم ها هم شاید براشون سخت باشه در این مورد غیر احساسی صحبت کنند .

        (شاید هم اصلا نباید دفاع کرد ،من هم گفتم مدیریت احساس وفرهنگی برخورد کردن اصل هست )

        علت دیگه ذهنیتی که داشتم مثل مثال هایی که زدم از برخورد با این مسئله توسط خانم ها حتی از یه خانمی شنیدم توی تهران بعد از سخنرانی یه نفر به نفع تعددزوجات خانم ها تظاهرات کردند (شاید دروغ باشه ،خیلی وقتها پیش)

        و در آخر اینکه من وظیفه خانم ها راگفتم. (فهم من این بود اخلاقی برخورد کردن در این موضوع اینطوریه )یعنی تابعیت و سمعا و طاعتا گفتن در برابر قانون دین وعمل و رفتار اخلاقی(به نظر من این درست بود شاید کسی نظر دیگه داشته باشه و اون درست باشه) اما انتظار داشتم یک آقاهم از جانب آقایان وظیفه آقایان را در این مورد بگه یعنی اخلاقی برخورد کردن در این موضوع از طرف یک مرد چگونه است ؟مثل اینکه باید بهترین برای همسرش باشد و طبق فرهنگ دین عمل کند دل همسرش را نشکند و….کما اینکه مردهای ایرانی این فرهنگ را دارند غالبا.البته همین سوال شما از مجردها در دفاعشان از چند همسری عملا چیزهای مثبتی را اثبات می کند .
        والسلام دیگه در این مطلب نظر نمی گذارم .

        1. مهدیان حسن گفت:

          اگر به وظیفه خودتون عمل کردید ناراحت نباشید.
          بحث این صفحه چون از احکام دینی است نمیشه راحت در موردش نظر داد.
          ولی از باب تذکر و به عنوان یک متاهل خوشبخت عرض می کنم:
          شنیده ام
          1-اصل بر تک همسری است در دین ما
          2-اما دین مجوز چندهمسری را داده به شرطها و شروطها که مهمترین آن عدالت است.
          3-مرد اگر در معرض عوامل محرک جامعه (مثل بدحجابی ها، فیلم ها و برخی رسانه های دیگر ) قرار نگیرد یا احراز کند و چشم و وهم و خیال خود را کنترل نماید. همان یک همسر برای تمام عمر (به لحاظ عاطفی و جنسی) و البته سایر جهات کفایت می کند.
          4-زن اگر مرد را همراهی کند در بسیاری از جهات این زندگی مستحکم خواهد ماند.
          5- خصلت زن هوو گریزی است! نمونه اش همسر ابراهیم خلیل که خود همسری برای ایشان اختیار کرد ولی نتوانست طاقت بیاورد و آن شد که اسماعیل و مادرش به امر خدا به سرزمین حجاز و مکه رفتند.
          6- بحث اقتصادی در تعدد زوجین مهم است ولی هر زنی روزی خودش را دارد.
          7- به گفته یکی از اساتید اگر مردی خوب همسرداری کند چه بسا همسرش آنقدر راضی باشد که خودش برای خودش هوو اختیارکند. که البته به نظر من بعید است.
          حالا راضی شدند مجردهااااااا؟

          1. le گفت:

            ناراحتم چون همونطور که گفتم دلیل اصلیم برای زیاد پرداختن به این بحث ترک وظیفه ام بود نه انجام وظیفه ام . به قول دوستان به حاشیه پرداختن .باید امکاناتم را روی بحث های مهمتری می گذاشتم .

        2. le گفت:

          اصلاحیه :
          پاراگراف دوم از دیدگاه خودم قید بعضی ها را اضافه می کنم :
          بعضی آقایان ممکنه …..بعضی خانم ها ممکنه ……

      2. m-h-gh گفت:

        به هر حال آقای نامور موضوع جذابی هست و متاهل و مجرد هم نداره برای همه جذاب هست! (جذاب به معنای جنجالی بودن!) ولی جالب اینجاست که متاهلین از نظر دادن در این رابطه سرباز میزنن! :-D

        1. نامور گفت:

          ما اهل عملیم غنی‌آبادی‌جان، نه اهل حرف!
          شما فعلاً حرفشو بزنید… .

    3. مهدیان حسن گفت:

      چون اعتقاد داریم عرصه را برای مجردین باید باز گذاشت…
      ضمنا من قبلا عرض کردم بحث این فکرآورد خیلی ضروری نبود. ولی می بینم که خود عرصه ای شده برای حضور مجردین…

      1. m-h-gh گفت:

        اتفاقا آقای مهدیان از اونجایی که دوستان متاهل تجربه ی زندگی مشترک رو دارن دیگه باید در این زمینه خودشون صاحبنظر شده باشن!
        اما اینکه حضور مجردین خیلی به چشم میاد علتش عدم حضور متاهلین هست! ;) >:)

  9. تکتم گفت:

    آقایون همون یک همسر رو درست اداره کنند تا بعد…

  10. le گفت:

    به نظر من یه ملاک هست که به آدم کمک میکنه و اون اینه که آدم احساساتش را به سمتی هدایت کنه که تابع دین بشه نه برعکسش .(حداقل اعتقاد به این موضوع هم مفیده )
    من تبلیغ چند همسری نمی کنم دارم نظر خودمو در مورد زمانی که این اتفاق در زندگی یه خانم افتاد باید چی کار کنه (وقتی کار از کار گذشته )
    میگم و در مورد نحوه برخورد با دستورات دینی .
    به این معنی نیست که سوال نکنیم یا احساسمان را بیان نکنیم می گم در تصمیمات و نگرش هایمان این را مد نظر داشته باشیم .مثلا یه نفر می گفت من از فلان سخنران بدم می یاد چون توی تلوزیون موافق تعدد زوجات بوده …..یا یه نفر در جواب مشاوره به فردی که همسرش یه زن دیگه گرفته بوده گفته با کفش بزن توی سر همسرت ….این ها درست نیست .

    یه نظر دیگه هم دارم و اون اینه که به نظر من کسانی که دارای نبوغ و استعداد فوق العاده ای هستند یعنی ژن های هوش بالا و…دارند باید فرزندان بیشتری داشته باشند تا این ژن ها تکثیر شوند وبرای این کار یه طرحی درست بشه مثلا قانونی در مجلس تصویب بشه و اینطور افراد پیدا بشوند و در این طرح قرار بگیرند به طور خاص .الان به وهابیت گفتند چهار زن بیست بچه که جمعیتشان زیاد شود
    خوبه از زاویه های مختلف به موضوع نگاه کنیم اصلا کلا شیعه و محب اهل بیت باید جمعیتش زیاد بشه .(چون بحث تعدد زوجات هست اینو میگم)

    در مورد مسئله تهدید که باعث رشد میشه با خانم درانی موافقم ،حس حسادت و رقابت در این مورد باعث خوش رفتار شدن خانم ها با همسرشان میشه و اینکه قدرش رابیشتر بدانند….

  11. khani گفت:

    داشتن چند همسر در جامعه الان هوسرانی محسوب می‌شود دلیلش هم عشق‌های رمانتیک است که از زمان انقلاب صنعتی به‌وجود آمد. تا قبل‌از آن در بیشتر جوامع از جمله جوامع غربی نیاز جنسی اصلاً دلیل ازدواج نبود. ازدواج‌ها بیشتر برای بقای نسل، کار در مزرعه، حفظ مالکیت و… بوده. در آن زمان، چه اشراف و چه مردم فقیر، همسر را خودشان انتخاب نمی‌کردند؛ بلکه توسط فامیل و پدر و مادر انتخاب می‌شد.
    در قرون وسطی، در طبقه اشراف زن و شوهر اتاق جدا از یکدیگر داشتند. در دوره جدید بیشتر ازدواج‌ها براساس هوس و عشق رمانتیک شکل می‌گیرد که متأسفانه در ایران هم دارد رایج می‌شود. به این دلیل چند همسری در نظر خیلی‌ها یک نوع هوسرانی به‌شمار می‌آید.

    1. m-h-gh گفت:

      به نظر شما لیلی و مجنون یا شیرین و فرهاد هم در همین دسته ی عشق های رمانتیک قرار میگیرن؟ آخه اینا مربوط به قبل انقلاب صنعتی هستن!

  12. yegy گفت:

    سلام به همه دوستان
    چه اقايون و چه خانوم ها بايد به چشم و گوش و فطرتشون حجاب بدن
    نه اين مه به اسم بي حجابي و مسائل محرك جامعه خودشون رو ازاد قرار بدن براي گناه
    چند همسري و…..
    چند همسري نوعي گناه محسوب ميشه
    خيانت به همسر عدم تحكم خانواده عدم داشتن حجاب و……
    البته منظوزازدواج هاي مجدد اينروزهاست…..

    1. مهدیان حسن گفت:

      بفرمایید خطا نه گناه
      مراقب باشید راجع به مسائلی که توی حوزه دینی است حکم قطعی ندهید.
      گناه و ثواب را دین مشخص می کنه.
      اگر در عرف امروز و یا اقتضای زمانه عملی ناپسند جلوه می کند دلیل نمی شود آنرا گناه بنامیم

      1. khani گفت:

        خدا زان خرقه بیزار است صدبار
        که صد بت باشدش در آستینی

      2. yegy گفت:

        سلام اقاي مهديان
        شايد لغت خطا زيباست براي اين كه حكم صادر نشه
        اما ايا خيانت به همسر گناه محسوب نميشه؟!؟!
        ايا نگاه ناپاك گناه محصوب نميشه؟!
        چند همسري هم از اين مسائل بوجود مياد……
        حالا اصلاح ميكنم جملمو
        چند همسري خطايي بزرگ محسوب ميشود…

      3. تکتم گفت:

        وقتی مرد چند همسر و مسلما تعدادی فرزند داره از رسیدگی درست به اونا میماند پس…

  13. yegy گفت:

    اتفاقا اظهار نظر مجرد ها و شركت توي اين بحث ها باعث ميشه تجربه كسب كنن…
    مخصوصا اقايوون ياد بگيرن كه مرد موفق در زنگي مشترك مردي است كه:
    مردان واقعى وفادارند
    اوناوقت ندارن دنبال زنان ديگه بگردن چون مشغول پيداكردن
    راه هاى جديدى براى دوست داشتن شريك زندگى خودشون هستند.
    البته خانم ها دنبال راه حل براي حفظ همسري كه حرمتش رو نگه نداشت و رفت دنبال كس ديگه نباشن…. همچين مردي لياقت حرف زدن رو هم نداره چه برسه كه……

  14. khani گفت:

    من گفتم بیشتر جوامع از جلمه غرب. لیلی و مجنون هم از طرف اطرافیان سرزنش می‌شدند. این یعنی اون زمان این نوع عشق رایج نبوده.

  15. yegy گفت:

    خانم ها لطفا به اقايون ميدون نديد براي كار بسيار نادرستشون
    اين دلايلي كه شما مياريد بيشتر توجيه…..
    حس رقابت يا حفظ تحكم خانواده ويا……
    اگه اينجوريه كه هر اشتباهي درسته بدليل اينكه اگه بدي نباشه خوبي شكل پيدا نميكنه ويا اگه من بدي نكنم كسي نيكوكار نميشه و……
    كاري كه اشتباهه ديگه بحث چنداني درش نيست…..
    چه خوبه اقايون مجرد بيشتر مدافع اشكال اين قضيه هستن تا متاهلين… :-D

  16. haji77 گفت:

    من بسيار موافق چند همسري هستم ولي متاسفانه در جامعه فعلي ما تعبيرات صحيحي درباره ازدواج چندم وجود نداره.البته اين با فرهنگ سازي درست خواهد شد انشاا….
    علاج جامعه ما بدليل كراهت جوانان بدلايل مختلف از ازدواج همين چند همسري است.
    بهر حال اين بحث داراي زواياي بيشتري است.

    1. تکتم گفت:

      همونطور هم که قران گفته مردها توانایی برقراری عدالت را بین همسران ندارند پس از این کار منع شدند دیگه باید به چه صورتی و با چه کتابی به آقایون این موضوع گفته بشه؟؟؟؟

      1. safarkarde گفت:

        متاسفانه جدیدا برداشت های تفسیری جالبی تو سایت ، از قرآن نوشته میشه.
        میشه بفرمایید کجا به این قاطعیت شما در قرآن آمده؟

        1. نامور گفت:

          خوشبختانه هر جا هم برداشت‌ها و نظرات اینچنینی مطرح شد، پاسخ یا برخورد لازم هم انجام شد.
          از تذکر به‌جاتون ممنون.

        2. تکتم گفت:

          سوره نساء این موضوع رو کاملا مطمئن هستم چون به عنوان یک درس سه واحدی گذراندم و این بحث با یکی از اساتید تفسیر و تفسیر یکی از بزرگان بررسی شده.مجرد یا متاهل بودن هم ربطی به این موضوع ندارد.البته دیدگاه آقایون خیلی فرق دارد…و آقایونی که با چند همسری موافقن واقعا توان پرداخت مهریه که هدیه ای برای خانم هاست رو دارند که …

          1. safarkarde گفت:

            …دو يا سه يا چهار (نه بيشتر) و اگر بترسيد كه چون زنان متعدد گيريد راه عدالت نپيموده و به آنها ستم كنيد، پس تنها يك زن اختيار كرده
            و يا چنانچه كنيزى داريد به آن اكتفاء كنيد كه اين نزديكتر به عدالت و ترك ستمكارى است(آیه 3 سوره نساء)

            آیا بنظر دوستان ،این آیه معنی این رو میده که مردها توانایی برقراری عدالت رو ندارند؟

            چرا ما سعی داریم چیزی رو که خودمون خوشمون نمیاد رو به هر صورتی شده منفور جلوه بدیم.
            یعنی تو 3 واحد درسی در مورد این آیه این عدم توانایی رو توضیح دادند یا منظور آیه دیگه است؟

            1. khorramniya گفت:

              به نام خدا
              مطمئناً منظور سرکار خانم این آیه است:
              وَلَن تَسْتَطِيعُوا أَن تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَ‌صْتُمْ ۖ
              و شما هرگز نمی توانید میان زنان عدالت کنید هر چند(بر عدالت) حریص باشید.
              این آیه رو اگه در تکمیل آیه ای که خودتون ذکر کردین بیارین. منظور سرکار خانم واضح می شه.
              البته من شنیدم یکی از دلایلی که پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) تا در قید حیات بودن همسران اولشون همسر دیگه ای اختیار نکردند همین دلیل بوده. اما چون سند دقیقش رو نمی دونم به همین حد اکتفا می کنم.

            2. mowj گفت:

              درترجمه آیه ای که ذکر شد، جمله “شما هرگز نمی توانید . .. ” آیا شامل تمام افراد بشر می شود ؟یعنی مخاطب این آیه تمام افراد بشر است ؟
              و اگر اینگونه است ، جمع این آیه (129 نسا ) و آیه 3 همین سوره چگونه است ؟
              در رابطه با توضیحی که در ادامه ترجمه آیه 129 ، راجع به پیامبر (ص ) دادید ، نتیجه گیری شما از انحصار این آیه “تنها “به همسر “اول “، برچه اساسی است؟
              بدنبال سوالاتی که در این رابطه برایم ایجاد شده بود ، به تفسیر این آیات رجوع کردم که فکر میکنم تفسیر المیزان توضیح کاملتری در این باره ارائه داده بود :

              [مقدار واجب از عدالت بين همسران متعدد كه بايد مرد مراعات كند]
              ” وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ …”
              اين جمله حكم عدالت در بين زنان كه خداى عز و جل در اول سوره تشريع كرده و به مردان حكم كرده بود كه:” اگر مى‏ترسيد نتوانيد عدالت بر قرار كنيد به يك زن اكتفاء كنيد” «1» را بيان مى‏كند و نيز جمله:” وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا …” كه در آيه قبلى بود، به اين معنا اشاره دارد، چون آن جمله خالى از بويى از تهديد نيست و اين تهديد باعث مى‏شود كه شنونده در تشخيص حقيقت عدل در بين زنان دچار حيرت شود و كلمه:” عدل” به معناى حد وسط در بين افراط و تفريط است و تشخيص اين حد وسط از امور صعب و بسيار دشوار است و مخصوصا از اين جهت كه ارتباط با دلها دارد، چون رعايت دوستى عادلانه در بين زنان و اينكه يك مرد به اندازه مساوى زنان خود را دوست بدارد، امرى ناشدنى است، چون بطور دائم از حيطه اختيار آدمى بيرون است.
              لذا خداى تعالى بيان مى‏كند كه رعايت عدالت به معناى حقيقى آن در بين زنان و اينكه يك مرد حد وسط حقيقى دوستى را در بين زنان خود رعايت كند چيزى است كه هيچ انسانى قادر بر آن نيست، هر قدر هم كه در تحقق دادن آن حرص بورزد، پس آنچه در اين باب بر مرد واجب است اين است كه يكسره از حد وسط به يكى از دو طرف افراط و تفريط منحرف نشود و تا آنجا كه برايش ممكن است رعايت عدالت را بكند و مخصوصا مراقب باشد كه به طرف تفريط يعنى كوتاهى در اداى حق همسر خود منحرف نگردد و زن خود را بلا تكليف و مانند زن بى‏شوهر نگذارد كه نه شوهر داشته باشد و از شوهرش بهره‏مند شود و نه نداشته باشد تا بتواند همسرى ديگر اختيار نموده، و يا پى كار خود برود.
              پس، از عدالت در بين زنان آن مقدارى كه بر مردان واجب است اين است كه در عمل و سلوك بين آنان مساوات و برابرى را حفظ كند، اگر حق يكى را مى‏دهد حق ديگرى را نيز بدهد و دوستى و علاقمندى به يكى از آنان وادارش نكند كه حقوق ديگران را ضايع بگذارد، اين آن مقدار واجب از عدالت است و اما مستحبّ از عدالت اين است كه به همه آنان احسان و نيكى كند و از معاشرت با هيچ يك از آنان اظهار كراهت و بى ميلى نكند و به هيچ يك بد اخلاقى روا ندارد، هم چنان كه سيره و رفتار رسول خدا (ص) با همسرانش اينطور بود.
              [دفع توهم اينكه تعدد زوجات در اسلام لغو شده است‏]
              و اين ذيل يعنى جمله:” فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ”، خود دليل بر اين است كه منظور از جمله:” هرگز نمى‏توانيد بين زنان عدالت بر قرار كنيد، هر چند كه بر اين معنا حرص بورزيد” اين نيست كه قدرت بر عدالت را بطور مطلق نفى كند تا نتيجه‏اش اين باشد كه به انضمام آن با جمله:” فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً”، ازدواج متعدد در اسلام لغو شود، هم چنان كه بعضى از مفسرين اين نتيجه را گرفته (و گفته‏اند جمله اول مى‏فرمايد: هر قدر هم كه كوشش كنيد و حرص بورزيد نمى‏توانيد بين چند زن رفتارى عادلانه داشته باشيد و جمله دوم مى‏فرمايد: اگر نتوانستيد عدالت برقرار كنيد به يك زن اكتفاء كنيد، پس نتيجه حاصل از انضمام اين دو آيه اين مى‏شود كه تعدد زوجات در اسلام ممنوع و ملغى است).
              و اين اشتباه بزرگى است، براى اينكه جمله:” فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ …” مى‏فرمايد: چنان نباشد كه يكى از زنها بطور كلى مورد اعراض شما واقع گشته، مثل زنى بشود كه اصلا شوهر ندارد و اين خود دليل بر اين است كه جمله:” هرگز نمى‏توانيد …” مى‏خواهد عدالت واقعى و حقيقى را نفى كند و بفرمايد شما نمى‏توانيد بين چند همسر عدالت واقعى را بر قرار نموده، (حتى علاقه قلبى خود را بين آنان بطور مساوى تقسيم كنيد) پس آن مقدار عدالتى كه تشريع شده، عدالت تقريبى است، آن هم در مرحله رفتار نه در مرحله علاقه قلبى و عدالت تقريبى در مرحله رفتار امرى است ممكن (هم چنان كه مى‏بينيم بسيارى از افراد با تقوا و متدين اين عدالت را رعايت مى‏كنند و رفتارى يكسان با همسران خود دارند، هر چند كه در دل يكى را از ديگران بيشتر دوست بدارند).
              سنت رسول خدا (ص) و عملكرد مسلمانان به آن سنت در مرآ و مسمع رسول خدا (ص) بود و آن جناب از رفتار مسلمانان با زنان متعدد خود اطلاع داشت و ايرادى به آنان نمى‏گرفت و همان سنت تا عصر حاضر در بين مسلمين برقرار و متصل مانده و همه اينها دليل بر بطلان آن توهم است.
              علاوه بر اينكه توهم مذكور باعث مى‏شود بگوئيم: اول آيه تعدد زوجات كه مى‏فرمايد:
              ” فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ” «1»، صرف فرضى است عقلى كه در عالم خارج حتى يك مصداق هم ندارد و اين نظريه باطلى است كه كلام خداى سبحان اجل از مثل آن است.
              خداى تعالى بعد از دستورات و نصايحى كه در امر معاشرت با زنان داشت با جمله:” وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً”، مردان را تشويق و ترغيب كرده به اينكه هر گاه امارات و نشانه‏هاى ناسازگارى را ديدند، بلا درنگ در صدد اصلاح برآيند و بيان فرموده كه اين اصلاح كردن خود يكى از مصاديق تقوا است و تقوا هم به دنبال خود مغفرت و رحمت را مى‏آورد و اين جمله بعد از جمله:” وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ” و بعد از جمله:” وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا …” در حقيقت تاكيدى است بعد از تاكيدى ديگر

            3. khorramniya گفت:

              شماره آیه محض اطمینان خاطر دوستان: 129 نساء

            4. safarkarde گفت:

              کمی مطالعه:

              اين آيه به اين سؤال پاسخ مى‏گويد كه «عدالت از نظر محبت، در ميان همسران امكان پذير نيست، هر چند در اين زمينه كوشش شود» (وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ).
              در عين حال براى اين كه مردان از اين حكم، سوء استفاده نكنند به دنبال اين جمله مى‏فرمايد: «اكنون كه نمى‏توانيد مساوات كامل را از نظر محبت، ميان همسران خود، رعايت كنيد لااقل تمام تمايل قلبى خود را متوجه يكى از آنان نسازيد، كه ديگرى به صورت بلاتكليف درآيد و حقوق او نيز عملا ضايع شود» (فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ)
              (تفسیر نمونه ذیل آیه مورد نظر)

              ” وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ …”
              اين جمله حكم عدالت در بين زنان كه خداى عز و جل در اول سوره تشريع كرده و به مردان حكم كرده بود كه:” اگر مى‏ترسيد نتوانيد عدالت بر قرار كنيد به يك زن اكتفاء كنيد” «1»
              را بيان مى‏كند و نيز جمله:” وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا …” كه در آيه قبلى بود، به اين معنا اشاره دارد، چون آن جمله خالى از بويى از تهديد نيست و اين تهديد باعث مى‏شود كه شنونده در تشخيص حقيقت عدل در بين زنان دچار حيرت شود و كلمه:” عدل” به معناى حد وسط در بين افراط و تفريط است و تشخيص اين حد وسط از امور صعب و بسيار دشوار است و مخصوصا از اين جهت كه ارتباط با دلها دارد، چون رعايت دوستى عادلانه در بين زنان و اينكه يك مرد به اندازه مساوى زنان خود را دوست بدارد، امرى ناشدنى است، چون بطور دائم از حيطه اختيار آدمى بيرون است.
              لذا خداى تعالى بيان مى‏كند كه رعايت عدالت به معناى حقيقى آن در بين زنان و اينكه يك مرد حد وسط حقيقى دوستى را در بين زنان خود رعايت كند چيزى است كه هيچ انسانى قادر بر آن نيست، هر قدر هم كه در تحقق دادن آن حرص بورزد، پس آنچه در اين باب بر مرد واجب است اين است كه يكسره از حد وسط به يكى از دو طرف افراط و تفريط منحرف نشود و تا آنجا كه برايش ممكن است رعايت عدالت را بكند و مخصوصا مراقب باشد كه به طرف تفريط يعنى كوتاهى در اداى حق همسر خود منحرف نگردد و زن خود را بلا تكليف و مانند زن بى‏شوهر نگذارد كه نه شوهر داشته باشد و از شوهرش بهره‏مند شود و نه نداشته باشد تا بتواند همسرى ديگر اختيار نموده، و يا پى كار خود برود.
              پس، از عدالت در بين زنان آن مقدارى كه بر مردان واجب است اين است كه در عمل و سلوك بين آنان مساوات و برابرى را حفظ كند، اگر حق يكى را مى‏دهد حق ديگرى را نيز بدهد و دوستى و علاقمندى به يكى از آنان وادارش نكند كه حقوق ديگران را ضايع بگذارد، اين آن مقدار واجب از عدالت است و اما مستحبّ از عدالت اين است كه به همه آنان احسان و نيكى كند و از معاشرت با هيچ يك از آنان اظهار كراهت و بى ميلى نكند و به هيچ يك بد اخلاقى روا ندارد، هم چنان كه سيره و رفتار رسول خدا (ص) با همسرانش اينطور بود
              ( ترجمه الميزان، ج‏5، ص: 164)

              خدا ما رو از کسانی که هر چی باب دل خودشون نیست،سعی می کنند رد کنند ، قرار ندهد انشاءالله

          2. safarkarde گفت:

            رعایت تقوا بد نیست.
            در کتاب های تفسیری این چیزی که دوستان برداشت می کنند نیست
            قابل توجه خانم خرم نیا ،
            مطالعه بفرمایید:
            اين آيه به اين سؤال پاسخ مى‏گويد كه «عدالت از نظر محبت، در ميان همسران امكان پذير نيست، هر چند در اين زمينه كوشش شود» (وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ).
            در عين حال براى اين كه مردان از اين حكم، سوء استفاده نكنند به دنبال اين جمله مى‏فرمايد: «اكنون كه نمى‏توانيد مساوات كامل را از نظر محبت، ميان همسران خود، رعايت كنيد لااقل تمام تمايل قلبى خود را متوجه يكى از آنان نسازيد، كه ديگرى به صورت بلاتكليف درآيد و حقوق او نيز عملا ضايع شود» (فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ)
            (تفسیر نمونه ذیل آیه مورد نظر)

            ” وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ …”
            اين جمله حكم عدالت در بين زنان كه خداى عز و جل در اول سوره تشريع كرده و به مردان حكم كرده بود كه:” اگر مى‏ترسيد نتوانيد عدالت بر قرار كنيد به يك زن اكتفاء كنيد” «1»
            را بيان مى‏كند و نيز جمله:” وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا …” كه در آيه قبلى بود، به اين معنا اشاره دارد، چون آن جمله خالى از بويى از تهديد نيست و اين تهديد باعث مى‏شود كه شنونده در تشخيص حقيقت عدل در بين زنان دچار حيرت شود و كلمه:” عدل” به معناى حد وسط در بين افراط و تفريط است و تشخيص اين حد وسط از امور صعب و بسيار دشوار است و مخصوصا از اين جهت كه ارتباط با دلها دارد، چون رعايت دوستى عادلانه در بين زنان و اينكه يك مرد به اندازه مساوى زنان خود را دوست بدارد، امرى ناشدنى است، چون بطور دائم از حيطه اختيار آدمى بيرون است.
            لذا خداى تعالى بيان مى‏كند كه رعايت عدالت به معناى حقيقى آن در بين زنان و اينكه يك مرد حد وسط حقيقى دوستى را در بين زنان خود رعايت كند چيزى است كه هيچ انسانى قادر بر آن نيست، هر قدر هم كه در تحقق دادن آن حرص بورزد،

            **پس آنچه در اين باب بر مرد واجب است اين است كه يكسره از حد وسط به يكى از دو طرف افراط و تفريط منحرف نشود و تا آنجا كه برايش ممكن است رعايت عدالت را بكند و مخصوصا مراقب باشد كه به طرف تفريط يعنى كوتاهى در اداى حق همسر خود منحرف نگردد**
            و زن خود را بلا تكليف و مانند زن بى‏شوهر نگذارد كه نه شوهر داشته باشد و از شوهرش بهره‏مند شود و نه نداشته باشد تا بتواند همسرى ديگر اختيار نموده، و يا پى كار خود برود.

            ****پس، از عدالت در بين زنان آن مقدارى كه بر مردان واجب است اين است كه در عمل و سلوك بين آنان مساوات و برابرى را حفظ كند، اگر حق يكى را مى‏دهد حق ديگرى را نيز بدهد و دوستى و علاقمندى به يكى از آنان وادارش نكند كه حقوق ديگران را ضايع بگذارد، اين آن مقدار واجب از عدالت است و اما مستحبّ از عدالت اين است كه به همه آنان احسان و نيكى كند و از معاشرت با هيچ يك از آنان اظهار كراهت و بى ميلى نكند و به هيچ يك بد اخلاقى روا ندارد، هم چنان كه سيره و رفتار رسول خدا (ص) با همسرانش اينطور بود
            ( ترجمه الميزان، ج‏5، ص: 164)

            خدا ما رو از کسانی که هرچی باب دل خودمون نیست رو میخوایم نابود کنیم قرار ندهد انشاءلله

            1. mowj گفت:

              تاخیر در تایید نظر شما و نبود آن هنگام نظر دهی من ، گویا موجب تکرار تفسیری که آورده اید از جانب من شده است

    2. le گفت:

      وقتی جوانان از ازدواج کراهت دارند (چه دختر چه پسر)چگونه چندهمسری علاج هست ؟ مشکل سرجاشه و اون خود ازدواج هست .
      به نظر من زاویه دید افراد باید تصحیح شود.
      گاهی مجردها(چه دختر چه پسر) متاسفانه خوداصل ازدواج براشون حل شده نیست.
      دختران وپسران گاهی دید منفی به عاقبت ازدواج دارند به عدم سازش و تداوم ومحبت وخوشبختی….که حالت وسواس و سخت گیری براشون بوجود می یاره . نمی دانند چه کسی مناسب و قابل اعتماد هست چه ملاک هایی باید داشته باشد ؟
      ایده آل آیا وجود دارد؟کلا کسی را نمی پسندندبرای همین ازدواج نمی کنند.
      بیکاری و خرج های بیخودی که در ازدواج هست….

  17. درانی مریم گفت:

    سلام
    نگاه سیستمی داشتن به دین چیز خوبیه :)

    دین گفته که چند همسری مجازه یا گفته واجبه؟ این دو مفهوم متفاوت، تاثیر متفاوتی روی سیستم می زارن.

    در یک سیستم، گاهی بعضی از چرخ دنده ها و بازوها به ظاهر در جهات مختلفی می چرخند اما کل سیستم به یک سمت می ره.

    من فکر می کنم با نگاه سیستمی به مسئله «مجاز» بودن چند همسری برای آقایان می فهمیم که این مسئله برخلاف نظر بعضی از دوستان راهی برای خیانت و ظلم و نفاق و کفر و گناه نیست بلکه راهی برای وفاداری و حفظ روابط مستحکم خانوادگی هست.

    هم خدا ما زن ها رو می شناسه که چه موجودی (!) آفریده هم ما خودمون می دونم که چی هستیم! اگر همین چند همسری مجاز نمی شد خیلی از ما زن ها با دست خودمون نهاد خانواده مون رو خراب می کردیم. چرا که ما هم تکبر داریم هم حسد. و اینها اصلا بد نیست و برای حفظ خانواده خیلی هم لازمه اما زیاده روی در هر کدون فساد میاره. خلاصه که مجاز شدن چند همسری، ترمز خیلی از خانم ها رو در تند روی و زیر پاگذاشتن حقوق و جایگاه مرد به عنوان ولی خانه و خانواده می کشه.

    از طرفی مجاز شدن چند همسری ترمز خیلی از آقایون وجدان دار وسوسه شده رو هم در هوسرانی می کشه. چون باید با خودش بگه که اگه می تونی و شرایطش رو داری برو ازدواج کن خدا که جلوتو نگرفته! و چون شرایطش رو نداره کوتاه میاد. یکی از شرایطش هم رضایت همسر اوله!

    در مجموع کار به اینجاها نمی کشه. چون زن اول بیشتر از پیش تلاشش رو برای حفظ محبت و آرامش خانواده کرده و شوهره راضیه، بچه ها هم راضی هستن، خودش هم لذت می بره و ثواب می کنه.

    من خودم وقتی به کارهای خونه نمی رسم با خودم می گم برم یک خانم دیگه رو بیارم :-D بعد می بینم که اصلا دوست ندارم و برام قابل تصور هم نیست :-O [-X :-S بعد توبه می کنم [-O< می گم خدایا خودم همه کارها رو می کنم :-P

  18. نامور گفت:

    چرا فاصله این نظرها با عمل، اینقدر زیاده؟
    چرا اکثر خانم‌هایی که مخالف سرسخت چندهمسری آقایون هستند و بعدها دچار تجرد می‌شن، برای خودشون همسر چندم بودن یک مرد و چندهمسره بودن مردشون رو می‌پذیرن، اما تا قبل از اون، مثل سیمان در مقابل این حلال خدا مقاومت می‌کنن؟

    1. le گفت:

      بعد از اون هم مقابلش می ایستند تاوقتی دیدمان به ازدواج درست نشده ( یافتن ایده آل)برای همین میگم باید زاویه دید تصحیح شود.
      وگرنه هر مجردی به محض اینکه اراده کنه خداوند جلوی راهش مورد برای ازدواج قرار میده (مجرد)
      مخصوصا ما که می تونیم راحت بریم پیش امام رضا از ایشون بخواهیم .خودمون قبول نمی کنیم(حتی خواستگاری را که بادعا کردن خدا یا امام رضا علیه السلام فرستاده باشه )باید دعا کنیم دیدگاهمان به زندگی و ازدواج و غیر ازدواج درست بشه.
      حتی خودم دوبار بادعا کردن خطر خواستگاری بعضی هایی را که حس کردم (در فامیل و همسایه )به من علاقه دارند را دفع کردم (مطمئن باشید دچار توهم نشده بودم )به علل مختلف که به بعضی اشاره کردم (دلم راضی نمی شدو دید صحیح به ازدواج نداشتم و شاید ندارم هنوزاما می دانم ازدواج کار خیلی خوبی ست ویک نیاز فطری ست از همه نظر)
      در آخرین مورد درجواب کسانی که می گفتند چرا رد می کنی (چند ماه پیش)این جواب را دادم : من به اون رشدی که از خودم انتظار دارم نرسیدم چون تلاش نکرده بودم و افرادی به خواستگاری من می آیند که با سطح کنونی از رشد من مطابقت دارند پس بهتره که ازدواج نکنم (شاید اشتباه باشد)مورد آخر هم یک نفر که گفت مورد بفرستم را رد کردم چون حدس زدم هم سطح خودمه وهمونطور که گفتم من از وضع رشد خودم راضی نیستم(غیر اقتصادی )یک دور ایجادشده.
      پذیرفتن چند همسری برای خودم یا همسرم موضوع جدایی است از اصل ازدواج .(من قبلا ایده مخالفی نداشتم درباره اش )
      اگه فرد ایده آلم را یافتم شاید خودم بهش بگم برود دو سه تا زن دیگر هم بگیردبه شرط اینکه خودش را پسندیده باشم .ولی خودم زن دوم نمی شوم (وقتی مجردش را رد می کنم متاهلش بماند دیگر)حتی اگر آدم منحصر به فردی بود برای خودم اخلاقی نیست چون خانواده اول ناراحت می شود.

  19. hamrah گفت:

    يكی از اصول واضح و مسلم اسلام مبارزه با هواپرستی است . قرآن كريم‏
    هواپرستی را در رديف بت پرستی قرار داده است . در اسلام آدم ” ذواق ”
    يعنی كسی كه هدفش اينست كه زنان گوناگون را مورد كامجوئی و ” چشش ” قرار دهد ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است .

    است . همچنان كه امام كاظم عليه‏
    السلام به علی بن يقطين فرمود :

    ” تو را با نكاح متعه چه كار و حال آنكه خداوند تو را از آن بی نياز
    كرده است ” و به ديگری فرمود :
    ” اين كار برای كسی روا است كه خداوند او را با داشتن همسری از
    اينكار بی نياز نكرده است …
    (شهید مطهری(نظام حقوق زن در اسلام ص77 مربوط به ازدواج موقت)

    دوتا نکته:
    1)البته که موضوع ازدواج موقت از یک جهاتی ربطی به چند همسری ندارد ولی می تواند ربط هم داشته باشد! این موضوعی است که کلی مقدمه و پیش نیاز دارد و همین طوری نمیشه گفت خوبه یا بده!!

    2)به خاطر فکرهایی که می آورید، ممنون! ولی فکر میکنم هرچیزی جایی دارد وهر نکته مکانی! بعضی از این فکر اوردها فکر نمی آورد! شبهه می آورد! چون خیلی خیلی سوال برانگیزهستن و حتی بعضی جاها به ظاهر متناقض ومتضاد هم، ممکنه بعضی ها گیج تر هم بشوند و نتیجه درستی از ماجرا نگیرند… چنانی که در نظرات دیده می شود!
    حالا دیگه خود دانید… :-??

    1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

      ۱. اگر به متن شهیدمطهری دقت کنید، می‌بینید ایشان جواب دقیق را گفته‌اند:

      «اگر هدف از تعدد زوجات هوس‏رانی باشد، در قدیم خوب نبود، حالا هم بد است؛ اما اگر تعدد زوجات درواقع چاره‏جویی باشد، در گذشته خوب بود و حالا هم خوب است. با آن شرایطی که دارد، همیشه خوب است. اگر آن شرایط نباشد، آن‏وقت بد بود، حالا هم بد است… .»

      اگر کسی بخواهد بیشتر بخواند و بداند، می‌تواند اول به آدرس داده‌شده از کتاب شهید مراجعه کند و بعد به دیگر کتاب‌ها دراین‌باره. خلاصه اینکه مطلب بالا هیچ شبهه‌ای به وجود نیاورده است.
      دو پرسش در انتهای مطلب آورده‌ام که راه را برای اندیشه باز می‌کند. این دو پرسش را هم نمی‌توانید شبهه‌ساز بدانید.

      ۲. جای این بحث‌ها کجاست؟

      ۳. پرسش، کلید دانش است. دست است: این فکرآوردها پرسش‌برانگیز هستند و ان‌شاءالله زمینه‌ساز دانش می‌شوند.

      ۴. بعضی دیدگاه‌ها ممکن است به حاشیه برود. چاره‌ای نیست؛ این خاصیت بحث آزاد است؛ مخصوصاً با موضوع‌های جنجالی. کمک کنید تا بحث در مسیر صحیح پیش برود.

      تشکر از دیدگاهتان

      1. hamrah گفت:

        این بحث ها جز مسائلی هس که نیاز به مقدمه وموخره داره، نتیجه گیری اون هم با چند جمله از یک بحث پر آب وتا منطقی نیس1 یحثی که من نوعی هزارجور گیر دارم درباره اش. بحث درباره این جور موضوعات اون هم در فضای محدودی مثل فضای سایت، میره به سمت سلیقه اس شدن ونظر دادن! درحالیکه این گونه مسائل که مبنای حقوقی و شرعی خاص خودشو داره به نظر من بقیه احتیاجی نداره. مطرح شدن بحث شاید خوب باشه ولی می تونه واسه خیلی ها شبهه برانگیز باشه. چون مبانی مطرح شده در نظرات قوی ومستدل نیست بحث می ره به سمت سلیقه من، نظرمن. به خاطر همین به راحتی یک نفر حکم الهی را توی نظراتش نقض می کنه (یا رد می کنه). حلال خدا رو حرام می کنه یا بلعکس…حق هم داره چون اطلاعات تخصصی وجامع درباره موضوع نداره! به علل وریشه ها واقف نیست، پیامدها ونتایج رو نمی دونه و…
        این ها کمی خطرناکه و گرنه من خودم از طرف داران پروپاقرص موضوعات جنجالی(!) تفکربرانگیز وسوال برانگیزهستم! B-)
        موفق باشید!

  20. haji77 گفت:

    شماره2
    1- در ايران متولدين سالهاي 60 تا64 يك موج جمعيتي هستند با تعداد متولدين دختر و پسر يكسان
    2- بدليل محدود بودن فرصتهاي شغلي فرض كنيم يك سوم پسران بيكار باشند و توانايي ازدواج را نداشته باشند يك سوم ديگر از پسران بدليل عدم كفايت حقوق براي راه اندازي يك زندگي و تهاجم فرهنگي ازدواج نكنند و يك سوم اخر بتوانند ازدواج كنند كه نصف انها نيز طلاق گرفته اند.
    3- براي دختران چطور؟ فقط يك ششم انها در حال زندگي مشترك هستند و يك ششم ديگر نيز مطلقه اند بقيه (دو سوم) مجردند.
    4- بنظر من ميتوان ازدواج اين دو سوم و متولدين دختر سالهاي ديگر را با فرهنگ سازي ازدواج اسان و چند همسري اقدام كرد.
    5- انسانها در جامعه داراي تمكن هاي مختلفي به لحاظ مالي عاطفي و شخصيتي و … هستند اگر كسي كفايت لازم را داشت چرا نبايد از انحراف جلوگيري كند.
    6- اگر اسلام انچه كه هست را مدنظر قرار بدهيم، مهريه كم تعهد به زندگي بالا خرجي كم صميميت بالا همه ميتوانند طعم زندگي و خوشبختي را بچشند.
    7- كوتاهي عمدي مسوولين در باب ازدواج بهيچ وجه قابل اغماض و چشم پوشي نيست حتي بي توجهي شان هم مورد اعتراض شديد است.

    1. sami گفت:

      چه تقسیم بندیه جالبی :)

  21. mona گفت:

    تعدد زوجات با هر هدفی که باشه بده و کار نادرستیه

    1. نامور گفت:

      چرا؟

    2. haji77 گفت:

      نعوذ بالله استغفر بالله.
      ترك و فعل مسلمان استناد ميخواد انهم به سنت پيامبر نه كتاب سلمان رشدي.
      اگر بد و نادرست بود كه رسول انجامش نمي داد!!

  22. mona گفت:

    نخیر اون زمان فرق داشت هم پسراشون هم دختراشون. اون موقع خانوما مثل ما نبودن ناداحت نمیشدن ولی الان باعث افسردگی خانوم ها میشه

  23. mona گفت:

    اصلا چرا باید چندتا همسر بگیرن .اگه برای ثوابشه که از اون ور یه گناه دیگه داره چون باعث میشه خانم اولش هم دلش بشکنه هم افسرده بشه

  24. niloofaran گفت:

    احتراما اقای نامور بنظرنمیادبیشترنظرروی نظرات یانقدنظرات روبعهده دارند؟البته چون این شرایط هست، استفاده میکنیم! 8->

    1. نامور گفت:

      باسلام
      البته، مطمئناً من هم مثل بیشتر دوستان دیگه در این باره نظراتی دارم؛ اما به‌این‌دلیل که وقتی متوجه این مطلب شدم، دیدم بعضی دوستان یک‌طرفه به قاضی رفته‌ن و متأهل‌ها رو زیر سؤال بردن که چرا نمیان نظر بدن و…، ترجیح دادم طور دیگه‌ای در این بحث شرکت کنم.
      من با این امر موافقم. دلیل‌هایی که برای ردش شنیده‌ام رو قبول ندارم؛ چون کافی نیستند.
      نگاه من هم اینه که وقتی امری از طرف خدا حلال اعلام شده، اون هم اموری که در قرآن هم چندین بار ذکر شده و در سیره ائمه و سیره نبوی هم شاهدش بوده‌ایم، دیگه نباید برخورد مبتنی بر هیجان یا ذهنیت با اون موضوع داشت.
      ازطرفی هم واقعیت قضیه اینه که این یک امکانه (نه حق) که برای آقایان و خانم‌هایی درنظر گرفته شده که شرایط خاصی دارند؛ بعضی وقت‌ها هم ممکنه این امر، تکلیف آدم باشه… .

  25. sami گفت:

    سلام ودرود به اخویهای گل
    طبق آخرین اخبارموثقی که سازمان ثبت احوال از طریق رسانه ها منتشر کرد
    وحاکی از این بود که از سال 93 به بعد تعداد پسران آماده ازدواج (از لحاظ سنی)بیشتر از دختران ست و این روال تا چندسال ادامه خواهد داشت
    ( البته تدابیری هم درین راستا اندیشیده شده بود که درین جالزومی به بیان آن نمیبینم)
    میخواهم بدانم
    به فرض احتمال 1به صد اگر روزی طبق مقتضیات زمان آیات وروایات متناسب شرایط تفسیر شودواینطور صلاح دیده شود که زنان باید قاعده چند همسری برگزینند
    وباشرط رعایت عدالت همزمان 2یا3یا4 همسر اختیار کنند
    چه نظری دارید
    (اگر حمل بر نگاه فمینیستی نگذارید زنان بهتر ازمردان توانایی تحقق و برقراری این امر هستند) :-D
    ت . ن:
    این فرض آنقدر ها هم که گمان میکنید محال نیست چرا که در بخشهایی از دنیا این روال پیش گرفته شده پس گمان کنید ممکن بود آنجا بدنیا میامدید
    پیروز باشید

    1. safarkarde گفت:

      اون موقع بچه ماله کدوم باباست؟؟؟؟؟
      :-BD :-BD

      1. نامور گفت:

        جسارتاً بعضی نظرها و سؤال‌ها نه هدفی رو دنبال می‌کنه و نه جایگاهی برای مطرح‌کردن داره جناب جواهری.
        نه در شأن مطلب هست و نه در شأن گوینده.

        1. safarkarde گفت:

          قبول….

    2. مهدیان احسان گفت:

      فرض وقیحی را مطرح کردید. متاسفم. تبریک میگم به سایت برای این همه آزادی بیان…

      1. نامور گفت:

        دوستان درنظر داشته باشند که درعمل، امکان بررسی تک‌تک نظرها و تأیید اون‌ها وجود نداره؛ تأیید همه نظرها هم به‌معنی تأیید محتوایی اون نیست؛ بلکه ازنظر فنی تأیید می‌شه که البته این رو هم قبول داریم که این یک ضعفه و نباید هر نظر یا مطلبی با هر محتوایی منتشر بشود.
        نکته دیگه اینکه خوشبختانه باوجود برخی نظرهای نامناسب دوستان، در این سایت فضای زنده‌ای حاکم هست که هم باعث می‌شه مدل فکر و تاحدی شخصیت نظردهنده مشخص بشه و هم اینکه بقیه اعضا برخورد منطقی‌ای با نظر و نظردهنده دارند که مانع ترویجش می‌شه.

        1. yegy گفت:

          سلام
          اينجا فقط از اون دسته از كامنت ها كه خوششون نمياد نميزارنش…..
          البته اگر هم بزارن انقد انتقاد ميكنن از اون كامنت كه نويسنده رو پشيمون ميكنن از بيان احساسش……
          پس نگيد كه از لحاظ فني و……
          فضاي سايت به سمتي سوق داده ميشه اين روزا كه تاييد كننده ها دوس دارن……

          1. نامور گفت:

            معنای این حرف شما اینه که ما الان دوست داریم شما از راه بیاین و به بدترین شکل ممکن نظر بدین و محکوم کنید!؟
            اگه ناراضی هستید خودتونو اذیت نکنین؛ اصراری نیست.

            1. yegy گفت:

              سلام
              اقاي نامور من همچين قصدي نداشتم…
              اما اگه وجود اين رو بيان ميكنه منم مثل باقي دوستان كه رفتن ميرم البته خلاف ميل باطنيم……
              حق با شماست اصراري نيست……

            2. نامور گفت:

              خانم محمدزاده، از شما بعید بود که اینطور عجولانه و غیرواقع‌بینانه نظر بدید. چه بایکوتی؟
              شما استدلال منو از کجای متنم برداشت کردید؟
              سطحی‌نگاه‌کردن و احساسی‌برخوردکردن شما رشددهنده است؟ یک‌طرفه به قاضی رفتنتون چی، سبقه اسلامی داره؟

          2. le گفت:

            سلام yegyخانم
            چطوری ؟خوبی؟ :)

            من مطالب سایت رو پیگیری می کنم اما فعالیت نمی کنم چون همیشه خودم بعد نوشتن مطالبم دچار عذاب وجدان و :-SS X_X X_X استرس میشدم که نکنه این حرفم مشکل داشته باشه ….چون معتقدم هرکس اثر بدی به جا بذاره تا آخر که دیگران از اون اثر می پذیرند در اشتباه وصدماتش شریکه ….مسئولین سایت خبر دارند که از ابتدای ورودم به سایت به دفعات متعدد بعد فرستادن مطلبم تماس گرفتم وخواستاراین شدم که فلان مطلب یا نظرمو حذف کنید …و بالاخره هم تصمیم گرفتم باهاش خداحافظی کنم بیان هر احساسی آن هم در سطح وسیع فکر نمی کنم درست باشه (شاید خودم این کار را کرده بودم )
            این سایت خیلی خوبیه ….. :-X :-X
            نظرات هم آزادانه بیان میشه .
            چون به رفتن دوستان اشاره کردین لازم دیدم این مطالبو بگم (شایدم اصلا مهم نبود گفتنش )

            باتشکر ،موفق باشی :)

            1. yegy گفت:

              سلام خانم طاهري…
              ممنون مرسي شما خوب هستيد؟!
              لطف كرديد بابت بيان علت رفتن و…..
              استفاده كرديم، اما من اصلا منظورم از بيان اون كامنت ها برداشت دوستان نبود…..
              من فقط نظري رو گفتم كه تا بحال ديدم نه اين كه درخواستم ثبت تمامي كامنت هام باشه نه اصلا اينطور نبوده و نيست…….

          3. محمدرضا تفقدی گفت:

            بسم الله
            اینجا فقط کامنتهایی تایید نمی شود که فحش و ناسزا در آنها باشد، یا بین دو نفر مخصوصا جنس مخالف سطح روابط حفظ نشود یا حرفهایی خارج از عرف اخلاقی زده شود.
            با تمام صحبتهای گفته شده تقریبا بیش از 99 درصد کامنتها تایید می شود.
            بحث خوش آمدن و نیامدن نیست، بسیاری از کامنتها بوده که شاید با نظر ما یکسان نبوده و به اصطلاح شما، ما از آنها خوشمان نمی آمده است اما با احترام به نظر مخاطب آن را تایید کرده ایم.
            خود شما تاکنون 768 دیدگاه داشته اید که تقریبا همۀ آنها تایید شده است.
            در این سایت نقد به دیدگاه ها آزاد است و ممکن است یک دیدگاه را کاربران زیادی نقد کنند از ما نخواهید که آنها را فیلتر کنیم.
            انشاء الله خدا توفیق دهد از این ماه پربرکت بهترین بهره ها را ببریم.

        2. مهدیان احسان گفت:

          این حرفتون خیلی جالب بود. یعنی واقعا شما نظرات رو بررسی نمی کنید؟ پس نظرات رو آزاد نمی کنید؟ من با آزاد شدن نظرات شاید مخالف نباشم اما به سیاست یک بام و دو هوا انتقاد دارم.
          اگه واقعا نیاز هست که هر دیدگاهی منتشر نشه پس باید دیدگاه ها بررسی و بعد تایید بشه و اگر نیازی نیست خوب پروسه تایید رو حذف کنید.

          1. نامور گفت:

            ما نظرات رو تا جایی که امکانش رو داشته باشیم بررسی می‌کنیم؛ نظرهایی که نظردهنده‌ش تأییدشده باشند (مثل شما)، نیازی به بررسی ندارن؛ اما نه‌تنها توی نظرها، بلکه توی مطالب ارسالی هم مطالبی داشته‌ایم که جالب نبودن و ناچار به فیلترش شدیم.
            بااین‌حال برخی دوستان که ازشون انتظار نمی‌ره گاهی خارج‌ازمطلب و دورازشأن نظرهایی می‌دن که حساسیت‌برانگیزه.
            ضمناً، اونچه که من گفتم این نبود که هیچ مطلبی رو بررسی نمی‌کنیم.
            پروسه تأیید هم مال همه اعضا نیست؛ برخی همیشه به نظارت نیاز داشته‌ان و برخی هم نه.

            1. مهدیان احسان گفت:

              تا حد زیادی با حرفهاتون موافقم. فقط من اگه جای شما بودم دیدگاه همه رو بررسی می کردم. دلیلی نداره دیدگاه های من رو بررسی نکنید. به دلایلی ممکنه همه اشتباه کنن.
              ضمنا منظور من از بررسی فقط بررسی از جهت موارد ایراد دار ازجهات اخلاقی، سیاسی و.. نیست. محدودیتی که من قائلم مربوط به اهداف سایته.
              الان سایت سراسر از موضوعات مختلفه. با این سیاست تقریبا هیچ مطلبی بی ربط نیست. در حالیکه یک سایت اونم یک سایت که متعلق به یک مجموعه تشکیلاتی هست باید با شبکه های اجتماعی متفاوت باشه و از هر دری سخنی نباشه. قصد داشتم مشهد اومدم در این باره صحبت کنم که الان بحث به اینجا کشید. انشالله بعدا بیشتر در موردش بحث می کنیم(البته در صورت تمایل شما)

            2. مصطفے گفت:

              8-> 8-> 8->
              8-|

            3. hamrah گفت:

              جناب نامور! اگر قرار باشه افکار ونظرات آدم ها بایکوت بشه, اگر فرصتی برای اشتباه کردن وابراز نباشه, فرصتی هم برای رشد ایجاد نمی شه! باید اجازه بدیم آدم ها خودشون به انتخاب برسن. نه اینکه تلاش کنن برای تایید وپذیرش دیگران خودشون رو به شکل بقیه دربیارن! باید اجازه بدیم که اعتقادها درونی بشوند! یک بنده خدایی که از اساتید حوزه هستن مدت ها پیش به من گفتن که چون آدم ها توانایی تشخیص خوب و بد رو ندارن پس ما هم ترجیحا گزینه های مختلف رو در اختیارش قرارنمی دیم که طرف دچار مشکل نشه!!! این مدل استدلال ها رشد دهنده نیست! ضمن اینکه سبقه تربیتی اسلامی هم نداره…

            4. hamrah گفت:

              کسانی که مردم را به خوبی وادار می کنند ،
              کار خوبی نکرده اند،
              بلکه انسان را مسخ می کنند

              خود خدا در هستی
              این گونه تربیت نمی کند .

              در حالی که می تواند
              و قدرت دارد ،
              خلق را نمی غلطاند.

              او ، آنها را با نیروی متضاد
              با شیطان و رسول
              همراه می سازد

              تا انسان با پای خویش ،
              با انتخاب خودش
              راه بیفتد..(روش نقد-جلد 1)

      2. محمدرضا تفقدی گفت:

        بسم الله
        سلام بر حاج آقای مهدیان
        فرض، فرض وقیحانه ایست. اما این وقاحت را و عمق آن را شما که با اطلاع هستید متوجه می شوید و ممکن است نویسندۀ نظر به این وقاحت واقف نباشند.
        شاید این نظر خود باعث آن شود که به این شبهه که چرا بانوان نمی توانند چند همسر داشته باشند پاسخ داده شود.

        1. مهدیان احسان گفت:

          سلام بر شما بله من اتفاقا همین نظر را دارم که احتمالا نویسنده به عمق و عواقب فرضی که مطرح کرده واقف نبوده اما شما چی؟ واقف نبودید؟ واقعا احتمال ندادید که چنین نظری، چنان پاسخی را دریافت خواهد کرد؟!
          هر شبهه ای را نمی توان در هر جایی مطرح کرد و پاسخ گفت. برخی چیزها مطرح کردنش کمک به کاهش قبح آن است. البته اگر سایت محدوده ای را قائل نیست بنده تسلیم سیاست سایت هستم.
          صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

    3. محمدرضا تفقدی گفت:

      بسم الله
      این شبهه ایست که حتی در صدر اسلام هم مطرح بوده است.
      حضرت علی علیه السلام به این سوال پاسخ داده اند:
      لینک زیر را ببینید:
      http://sokhane1389.blogfa.com/post-151.aspx

      1. مهدیان احسان گفت:

        شبهه مطرح کردنش آسان است اما جمع کردنش به این راحتی نیست.
        جواب حضرت اقناعی بوده نه جواب واقعی.
        امروزه با انواع آزمایشات مختلف از جمله دی ان ای، دیگر مشکلی از آن جهت وجود ندارد.

        1. محمدرضا تفقدی گفت:

          بسم الله
          هنوز هیچ آزمایشی نیامده است که 100 در 100 باشد.

          1. مهدیان احسان گفت:

            اگر قرار به شک کردن باشد که همه چیز ممکن است. مثلا هر کس می تواند از خودش بپرسد که نکند من در زایشگاه جایجا شده باشم!
            آزمایشات قطعیت بالایی دارند و خصوصا وقتی چند تا با هم باشند احتمال قطعیت خیلی بیشتر می شود اما آنچه باعث شده غرب هم به این راهکار روی نیاورد اعتماد نکردن به آزمایشات نیست بلکه دلایل دیگری دارد..
            دوست ندارم این بحث را ادامه دهم از دوستان عذرخواهم اگر باعث رنجش شدم. یا علی

    4. دشتی جوان گفت:

      جدای از بحثهای پیش امده، نظرم را از منظر دیگه ای بیان می کنم:
      به نظرم این اتفاق به خاطر تفاوت روحیات بین مرد و زن امکان صورت گرفتن نداره…

  26. حسینی گفت:

    چی همه کامنت اصلا حوصله ندارم همشون رو بخونم ولی به نظرم این موضوع این قدرا هم که بهش پرداخته شده مهم نیس چون مشکل اصلی جامعه ما چند همسری نیستش بلکه بیشتر بی همسری و طلاقه.
    امیدوارم روشنفکر دیگه ای هم در بالا به این موضوع اشاره کرده باشه

    1. نامور گفت:

      فکر نکنم روشن‌فکر دیگه‌ای بوده باشه که به نکته‌ای که شما اشاره کردید، اشاره کرده باشه!
      اگه ممکنه درباره «بی‌همسری» که گفتید، کمی توضیح هم بدید.

  27. مهناز افشار گفت:

    سلام.
    من اعتقاد دارم در مورد مسئله‌ی تعدد زوجات که یک حلال الهی‌ست و به عنوان یک راه‌حل برای مشکلات اخلاقی جامعه ارائه شده(از سوی خداوند) نباید با جبهه گیری صحبت کرد! اینکه”این کار بده!هرجا و هرجوری!!” یا “خطای بزرگیه!!” یا “در عصر امروز هوسرانیه!!” که نشد!!این حرفها چه کمکی به مسئله میکنه؟؟!به رفتارها ایراد بگیرید نه به اصول!
    این درست که طلاق و بی‌همسری هم مسئله است اما فقط اینها که نیست!همه به هم ربط دارند!

    اگر این اصل را بپذیریم که :”تاهل حق هر انسان است”
    (و آن را البته”جدی”بگیریم.)

    فرض اول:”اگر” این طور باشد که تعداد زنان آماده به ازدواج از مردان بیشتر باشد (به 4 دلیل:1-مرگ و میر مردان به واسطه مسئولیتهای اقتصادی.2-مرگ و میر ناشی از جهاد و دفاع.3-مقاومت زنان در برابر بیماری نسبت به مردان بیشتر است.4-خانمها 4 تا 5 سال زودتر پا به عرصه ازدواج میگذارند)
    خوب برای این مشکل جامعه چه راه حلی دارید؟
    اصلا هدف ما از خلقت چیست؟عیر از “عبودیت” است؟
    نکته اظهر من شمس:احتمال عبودیت در جامعه‌ی ناسالم بسیار کم‌تر است.
    پس راه حل چیست؟

    نکته اول:مرد برای تعدد زوجات معمولا سراغ این سه گروه میروند:1-دختران بدون خواستگار 2-زن مطلقه 3-زن بیوه (که این دو مورد آخر زنهایی هستند که معمولا فقط دنبال غریزه نیستند و میخواهند خانواده تشکیل دهند)
    نکته دوم:تعدد زوجات برای مردی جایز است که ظرفیت دارد!
    ظرفیت ندارد=زندگی اول را خراب میکند!هیچ مشکلی حل نمیشود!چون زن اول طلاق میگیرد و به حال مشکل جامعه هیچ فرقی نمیکند!
    ظرفیت دارد=اخلاق،عدالت،تمکن

    نتیجه:وقتی در جامعه جاانداختیم که تعدد زوجات بد است و شهوت‌رانی است خوب حالا دیگر آدم با تقوا وارد محیط تهمت نمیشود و وقتی که آدم بی‌تقوا وارد این عرصه شد،همین باعث فروپاشی زندگی اول میشود!

    فرض دوم:فزونی تعداد مردان آماده به ازدواج از زنان.
    آیا نسخه قبلی اینجا برقرار است؟مجوز چند شوهری؟!
    برای رد این مسئله هم دلایل بسیار زیادی وجود دارد که خارج حوصله‌ی جمع است.(البته دوستان به آن واقفند و نیازی به گفتن هم نیست)
    خوب برای این فرض یک راهکار میتواند این باشد:حکمت ازدواج مردان مسلمان با زنان یهودی و مسیحی و…

    کلام آخر:حساسیت خانم‌ها نعمتی‌ست که خداوند به آن‌ها داده و بسیار مفید است از این جهت که این حکم برای همه جایز نیست! آقایانی با شرایط “خاص” را می‌طلبد.

    ببخشید که طولانی شد.
    یا حق

  28. sharafkhani گفت:

    سلام
    باتشکر از مطلب قرار داده شده

    با توجه به حجم بالای علاقه مندی و کامنت گذاری دوستان گرامی بهتر نیست مطالبی برای بحث یکدیگر انتخاب کنیم که بتوان از آن رشدی در شرایط کنونی پدید بیاد ؟
    نمی گم این مطالب خوب نیست ولی میشه مطالبی روبه بحث گذاشت که از شرکت در اون بحث ما رو به یک نقطه بالاتری برسونه و گرنه چندان اهمیتی برای مطرح کردن اون بحث نیست
    بازم ممنون

  29. hamrah گفت:

    آقای نامور! من واقعا قصد نداشتم ناراحت تون کنم! نظرتون رو که دیدم شکه شدم! ولی شما هم مقابله به مثل فرموده، آسفالت نمودین شخصیت ما رو! :-D ;))
    من یک بار دیگه، هم برداشتی که از نظر شما و البته آقای مهدیان داشتم، و هم منظور خودمو در کامنت قبلی میگم اگر بازهم به این نتیجه رسیدید که برداشتم عجولانه واحساسی و غیر منطقی واون چند تا چیز دیگه ای که گفته بودین(!!)هست، اگه این طوری بود من واقعا عذر می خوام!

    برداشت من از نظرات شما: نظرات اعضای سایت باید نظارت بشه، مطالبی که متناسب با شان سایت و فضای گفتگوها نیست باید تاییید نشه، بعضی ها دائم التایید هستند چون متوجه جایگاه خودشون ودیگران هستند. برای بعضی ها باید همواره نظارت وجود داشته باشه چون گاهی متوجه شان واین حرف ها نیستن وحساسیت برانگیز هستن…

    نظر من در کامنت قبلی: نظارت به معنی عدم تایید مساوی است با بایکوت شدن! (چون نوشته بودید که “ما نه‌تنها توی نظرها، بلکه توی مطالب ارسالی هم مطالبی داشته‌ایم که جالب نبودن و ناچار به فیلترش شدیم. ” که البته شاید این جز اهداف سایته وجز وظایف مسئولین ومن کاری به این موضوع ندارم من کلی تر به ماجرا نگاه کردم.) کلا وقتی کسی نظر میده یعنی داره فکر و اعتقادشو بیان می کنه . بعد وقتی تایید( منظور تایید وپذیرش به معنای کلی) نشه مجبوره فکر واعتقادش رو حتما به هر شکلی عوض کنه تا تایید بگیره. این نظارت رشد دهنده نیست چون فرد تحت تاثیر عوامل بیرونی داره تغییر می کنه. تحت تاثیر نگرانی برای دریافت پذیرش و تایید. تحت تاثیر نگاه دیگران، تحت تاثیر شان سایت! این یعنی به زور دیگران را به سمت درست ها بردن. این یعنی همه مثل هم شدن، مثل هم فکرکردن، ادای هم را درآوردن. یعنی قدرت تشخیص وآزادی را گرفتن. یعنی عدم انتخاب برای بیان عقیده

    من نگفتم نظر شما سبقه اسلامی نداره ، گفتم این “روش ها” سبقه اسلامی دینی نداره! و اگر نظر استاد محترم حوزه را هم بیان کردم برای این بود که استدلال نادرست را برای این موضوع نشان بدهم نه این که بگم شما حتما این طوری فکر واستدلال میکنید. موضوع در واقع کلی تر از نظرات شما شد . من در بیانم به شخصیت شما برچسبی نزدم و در مورد چیزی قضاوت تکردم که یکه به قاضی رفتن باشه بلکه “یک روش” رو نقد کردم. فکر نمی کنم حرفام عجولانه واحساسی بوده باشه ولی شما بزرگ ما هستید و نظرتون هم محترمه!
    امیدوارم سوتفاهم رفع شده باشه…

    1. نامور گفت:

      البته این یک برداشت غلط بود که من پیدا کردم از نظر شما. این جوابی که به شما دادم رو هم از روی ناراحتی ندادم، بلکه چون گمان کردم شما به نظری که به خانم خداشاهی دادم، اعتراض کرده‌اید، خواستم با مدلی که ایشون نقد و نظردهی می‌کنن، نظر بدم تا شما در این مواجهه، منظورمو بهتر متوجه بشید.
      از این بابت عذرخواهم.
      اما درباره این نکاتی که فرمودین:
      من هم نظر دارم روی فرمایش شما هم جوابی به نظراتتون؛ اما سؤالم اینه که شما پیشنهادی دارین برای اینکه بدون آسیب‌دیدن اعتبار مجموعه (هر مجموعه‌ای) و با حفظ جمعی که ارزش قائل شده‌ن و دور هم جمع شده‌ن، بشه هرگونه نظر و هر مدل فکری رو هم جذب کرد؟
      (ضمناً معنای بایکوت چیز دیگه‌ایه).

      1. hamrah گفت:

        اعتبار هر مجموعه به اهداف ومسیرشه.اپس عتبار یک مجموعه ی تشکیلاتی که با آدم ها سروکار داره واهداف تربیتی داره به آدم هاشه! پس مهمه که بدونیم درباره یک مجموعه بازرگانی حرف می زنیم یا درباره یک مجموعه فرهنگی تشکیلاتی. این جوری اعتبار خیلی معنی ش فرق می کنه…
        تا به حال به این سوالی که طرح کردین خیلی دقیق وتخصصی فکر نکردم ولی همین قدر می دونم که اگر ادم ها وتربیت ورشد شون الویت داشته باشه، مدل برخورد ها هم متفاوته.
        البته من اصلا مخالف نیستم که هرجایی می تونه قوانینی داشته باشه ولی…

        اما در مورد سوالتون هرچند من متخصص نیستم که بخواد نظرم خیلی مهم باشه ولی در این می دونم که میشه اجازه بدیم در همین برخورد ها ،در همین رفت وآمدحرف ها ونظرات، در روش استدلال ها و البته با صبر وحوصله و بادیدن وشنیدن حرف ها ی بقیه، با تذکرهای دوستانه با اجازه وفرصت اشتباه به آدم ها و… فرصت دادکه آدم ها تغییر کنند! یعنی خودشون تصمیم بگیرند که تغییر کنند! به شرطی که حق پذیر باشند ومایل…
        البته میشه قوانینی را طرح کرد به عنوان قوانین سایت که مثلا شئون وقوانین سایت اینه و اونه ولی این دیگه مدل تربیتی اسلامی نیس! مدل قانونی ومدنیه!
        بازهم میگم این نظر شخصی منه! منی که اساسا ادعایی در زمینه تربیتی ندارم! ولی تلاش می کنم که یادبگیرم!
        ضمنا می دونم معنی بایکوت چیز دیگه ای منظورم از بایکوت در کامنت قبل عدم تایید با نظارت بود! یعنی یه جور تحریم کردن!! یعنی ابا اجازه تون از کلمه سواستفاده کردم!

    2. نامور گفت:

      ضمناً چون مطمئن بودم که ظرفیتتون بالاست، به خودم اجازه جسارت دادم!

      1. hamrah گفت:

        خیال همه دوستان راحت…چیزی که زیاده ظرفیته…
        اختیار دارید، جسارت نکردید . من معمولا از نظرات دوستان به خصوص شما چیزهای خوبی یاد می گیرم. دریغ نفرمایید…

    3. مهدیان احسان گفت:

      چون اسم من اومده حق صحبت کردن دارم!
      تحلیل شخصی بنده این است( شاید هم اشتباه باشد و می توانید نپذیرید اما خب حداقل می توانید بررسی کنید) که شما حرف های خوبی رو به عنوان استدلال بیان می کنید اما در تشخیص مصداق ها دقت نمی کنید و ناخواسته دچار مغالطه می شوید.
      نمونه اولش جمله «خودمان را خرج دیگران نکنیم» بود که تبلیغات افراد مختلف برای یک کاندیدا را مصداق این جمله قرار دادید و من هرچه تلاش کردم تا فضا را به سمتی ببرم که حداقل کمی شرط و شروط بگذارید و همه را از دم مصداق این جمله نکنید و حداقل این احتمال را بدهید که دیگران هم شاید بفهمند که نباید برای “آدم” ها تبلیغ کنند و شاید اگر آدم ها را مطرح می کنند بخاطر افکارشان است و خدماتی که می توانند برای “آرمان” هایمان بکنند نه خودشان، اما نپذیرفتید و کنایه وار به برخی افراد سایت با ذکر برخی کارهایشان این برچسب را زدید و نهایتا من مطمئن شدم اشتباه برداشت نکردم و واقعا نظرتان همین است بحث را ادامه ندادم. الحمدلله اسنادش موجود است!
      در این مورد هم سخنان استاد صفایی را آوردید اما باز هم در تشخیص مصداق به اشتباه رفتید.
      چه کسی انسان ها را به خوبی وادار کرده؟ چه کسی مانع از داشتن عقاید شده؟ اگر کسی به خاطر تایید گرفتن، عقیده ش رو وارونه جلوه بده نشانه اینه که تغییر عقیده داده؟ و آیا سایت چنین قصدی داشته؟ بله احتمالا منظور شما مانع شدن از “ابراز” عقیده بوده.
      اما دقت کنید استدلال هایی که آوردید برای تغییر اجباری عقاید مردم بود درحالیکه سایت اصلا چنین هدفی رو دنبال نمیکنه. سایت با نظارت دیدگاه ها، در بدترین حالت، تنها جلوی “ابراز” برخی عقاید را می گیرد که آن هم دلایل زیادی دارد که قابل بحث است اما به هرحال این استدلال شما صغرای باطلی دارد چراکه از دلایلی در آن استفاده شده که اصلا مصداق بحث نیست وگرنه بنده و آقای نامور و… با تمام حرف هایی که گفتید موافقیم و اشکال فقط در تطبیق در این مورد است. از نظر من. یاعلی.

      1. hamrah گفت:

        اختیار دارید!اگر اسم تون هم نمی آمد حق داشتید! من استفاده می کنم از نظرات دقیق شما…
        موضوع اول سوتفاهمیه که گویا من نتوستم رفعش کنم! الان با نظر شما مخالفتی ندارم هرچند گویا نتوستم منظورم رو دقیقا برسونم…هر چند موضوع خیلی مهمیه و دوست ندارم ازش بگذرم ولی گذشته ها گذشته ، بگذریم!اگر جایی بحثی شد مفصل در خدمتم!
        اما موضوع دوم: دقت کنید من نگفتم در سایت داره این اتفاق می افته! نگفتم داره بایکوت میشه داره تغییر اجباری اتفاق می افته! گفتم اگر این روش نادرست رو پیش بگیریم منجر میشه به یه سری نتایج.
        من گفتم این روش نادرسته حتی اگر قرار باشه در سایت ک پ اتفاق بیفته حتی اگر یک استاد حوزه این روش رو پیش بگیره که نتیجه چنینی روشی(یعنی تغییر آدم ها به وسیله نظارت های بیرونی، مانع ابراز عقاید شدن و…) میشه وارونه جلوه دادن نظرات وافکار واین یعنی “نفاق” …یعنی چیزی باشی که نیستی. این یعنی رشد؟؟؟یعنی انتخاب؟؟
        وقتی بعضی عقاید ابراز نشود (یعنی فیلتر شدن اتفاق بیفتد) عملا رشدی هم صورت نمی گیرد یعنی آقا شما اگر می خوای خوب باشی این حرف رو نزن بیا مثل ما حرف بزن! ببین اگه مثل ما حرف بزنی همین طوری بدون تایید هم قبولت داریم!!!
        حالا من نمی دونم صغرای باطلم چی بوده که نتیجه از نظر شما اشتباه شده! کاری به صغری و کبری اش ندارم ولی مصداق ها رو متناسب با موضوع می زنم شاید مشکل در انتقال مفهوم اصلی باشه…
        واقعا از بعضی دیدگاه های مسئولین سایت مثل آقای تفقدی لذت می برم چون متعادل ومیانه رو در این حوزه حرف می زنند!
        از شما هم ممنونم که این قدر دقیق و ریزبین هستید! لطفا از دست امثال من خسته نشوید واگر اشکال واشتباهی دیدید بفرمایید با جان ودل پذیراییم!

        1. مهدیان احسان گفت:

          اول ار آخر شروع کنم که دلیلی نداره از شما و امثال شما خسته بشم اتفاقا از نظرات دوستان استفاده می کنم و اینکه اصلا من در جایگاهی نیستم که بخوام از دیگران اشتباهاتشون رو بگیرم. من فقط تفاوت نظرم رو بیان می کنم. وقتی تفاوت ها معلوم بشه مقایسه دقیق تر صورت می گیره و ممکنه اشتباه من مشخص بشه.
          درباره دیدگاه هایی هم که میذارم به تعادل فکر نمی کنم به حق فکر میکنم و سعی میکنم حرف حق رو بزنم فارغ از اینکه از نظر دیگران متعادل شمرده بشه یا افراطی(نگفتم موفق میشم. سعی میکنم)
          و درباره این موضوع هم باید بگم اصلا نیاز به توضیح بیشتر نیست من چه در این مورد و چه در مورد قبلی همون اول منظورتون رو متوجه شدم. نمیخوام بگم من تیزم و زود متوجه میشم بلکه منظورم اینه که شما مطلب مورد نظرتون رو بخوبی منتقل می کنید و انگار اشکال از من هست که نمی تونم منظورم رو برسونم.
          حرف شما اینه که این روش منجر به تغییر عقیده دیگران میشه(مکانیسمش رو هم دقیق توضیح دادید که فرد چطور برای تایید گرفتن نظرش رو عوض میکنه) و من هم میگم اینطور نیست. و اینطور نیست به معنی نفی اون اتفاقی که میفته نیست بلکه این مکانیسمی که شما فرض کردید ممکنه اتفاق بیفته اما دقت کنید حرف من اینه که این مکانیسم به معنای تغییر عقاید نیست تغییر در ابراز عقایده وگرنه اون فرد که واقعا نمیاد به زور خوب بشه!
          این روش سایت هم اصلا برای تربیت یا تغییر آدم ها نیست که بخواد سبقه اسلامی داشته باشه یا نه. یعنی اصلا موضوع منتفیه. زمانی شما میتونید بگید روشتون اشتباهه که اون فرد هم چنین هدفی رو داشته باشه.
          اینجا یک فضای عمومی هست دلیل نمیشه به خاطر رشد یک فرد بخوایم زمینه رشد دیگران رو بهم بزنیم. ما مسئول تغییر افراد نیستیم اما مسئول ایجاد زمینه آرام برای تفکر هستیم. اگر فضای ذهنی افراد متلاطم باشه اصلا سنجشی صورت نمیگیره و اتفاقا این یعنی مسخ انسان.
          و حرف آخر اینکه تو این شلوغی استدلال ها و حرف زدن های تئوریک فراموش نکنیم که تمام بحث ما درباره کمتر از یک درصد دیدگاه هاست. هیچ کس تابحال از ابراز نظر منع نشده اما برخی موارد واقعا زمینه تمیز سنجش رو آلوده میکنن. هرچند به نظر من در بسیاری از موارد غیر عمدی و از روی ناآگاهی یا غفلت هستن.

  30. فهیمه معماریاني گفت:

    چند همسری با توجه به شرایط افراد و زمان میشه تعریف کرد…
    اگر قرار باشه چندهمسری یک هنجار جدیدی تولید کنه و تعهد اجتماعی رو زیر سئوال ببره خیلی جالب نیست اما اگر قرار باشه که مشکلی رو حل خوبه… ادم ها باید به بلوغ رسیده باشند تا ازدواج کنند ادمی که به بلوغ رسیده باشه تصمیم هاش بر حسب وظیفه اس نه احساس…
    اون موقع می تونه ببینه که همسرش به قصد چاره جویی ازدواج دوباره کرده…

  31. sami گفت:

    سلام ودرود بی پایان به همه دوستانم
    نوشته ومتن پسین دلالت بر یک شبهه نداشت و اگر اینگونه از آن برداشت شده عذر خواهم
    من از عنوان کردن این بحث تنها نیت به بیان نگاه وزاویه دیگری از نگرش به موضوع را داشتم
    این متن در مرحله اول با شبیه سازی موقعیت واقعی تنها اشاره ایست برای توجه ودر نظر گرفتن عنصر وقانون کلی توافق که پایه ی اصلی موفق میباشد وآن هم مبتنی بر ادراک متقابل از موقعیت ها و شرایط دو طرف است
    بر اینکه متن حساس برانگیز بوده( وهمین امر به اضافه مقدمه چینی وسلسله مراتبی بودن بیان مطلب سبب عدم تفهیم مطلب به خواننده گشته) معترفم وازین طرز بیان که ناشی از کم تجربگی و عدم پیش بینی این واکنش ها در یک محیط فرهنگی و اخلاقی و آموزشی بوده نیز نادم
    اما در هرصورت بنده پاسخ خود را گرفتم و از تمام نظرات چنین بر می آید که هیچ کس نه تنها حاضر به قبول این شرایط نیست بلکه حتی اجازه فرض آن را به مخیله خود نمیدهد(طبیعی ست)
    امری که فرض آن برای یک مرد این قدر ناگوار یا محال ست پذیرفتن آن شرایط در دنیای واقع نیز برای یک زن سخت و مایه رنجش خواهد بود
    ودر اکمل ترین دین در نظر نگرفتن نیازها و احتیاجات انسان(چه مرد چه زن)محال ست وقطعا در هر شرایطی اجازه آن به هر فرد داده نشده و هرکس غیر ازین بگوید سخت در ظواهر دین مانده دینی که پیشوایانش آدمی را از انتساب امری که از آن اکراه دارد به دیگران نهی کرده.
    بواسط این نگاه میتوان فهمید برای فهم واستنباط صحیح جایگاه مناسب ودر خور مسائل دینی گاهی کافیست آنها را با معیارهای اخلاقی فطری انسانی که مرز اراضی و نژادها و..را میشکند سنجیدچراکه هیچ یک از آنهاجدا از دین نیست
    و خارج از نگاه سطحی عرف باید یاد آور شدما قبل از آنکه مسلمان باشیم انسانیم وانسان ماندن همان مسلمان شدن است
    واگر تا ابدالدهر بخواهیم بر سطح دین قدم رو کنیم نگاه سایر امتها به اسلام همان دین عهد جاهلیت خواهد بود وهمچنان این مسائل دستاویز و سوژه فیلم های اهانت به پیامبر و مسلمانان خواهد بود
    اما در این میان نظرات دوراز احساس وتعصب عده ای جالب بود وجالب تر آنکه نمیدانم چرا تصوروفرض-تنها فرض-
    حقی که برای مرد مطرح میشود حالا اگر با وجود عدم محدودیت دینی برای زن لحاظ شودباید اینقدر دور از منتطق و بی هدف یا مایه فکاهی قلمداد شود
    گاه آنقدرعرف و تعصب و روزمرگی چیره میشود که دیگر مرز اینکه بدانیم من برای اسلام هستم یا اسلام برای من گم میشود
    (اسلام برای من بودن فی نفسه همان حکایت به نیزه کردن قرآن برای رسیدن به اهداف و خواسته هاست)
    نکته ظریف قابل تامل دیگری که وجود دارداین ست که در اینجا (سایت)شخصیت اشخاص نیستند که تحلیل و قضاوت میشوندبلکه نوشته ها و نظرات هستند که قضاوت وتحلیل میشوند
    وباید دانست
    هیچ فرضی بذات وقیح نیست این برداشتها (که آیینه تفکرات فرد است)و پردازش درونی وگرایشهای هر شخص است (یا گروه) که حدود و ثغور قبح سخنی را مشخص میکند
    پس روا نیست برداشت وعقاید شخصی خود را این گونه مطلق ضمیمه متنی بی گرایش در یک محیط عمومی وآزاد کرد
    اگر هم فرض آزاد و عمومی بودن این سایت باطل است
    جسارتا(ودور از ریا)
    بنده قادر به طراحی و برنامه نویسی فیلتری با تشخیص نظرات اصلح و مورد تایید سایت هستم اما باید دانست که باز هم کسانی پیدا خوهند شد که این سد و فیلتر را هم بشکنند
    همیشه نمیتوان عقاید مخالف خود را محصور کرد وندید چرا که حقیقت محصور کردن و رضایت به غار نشینی خود است ومهم برخورد منطقی و دور از تعصب ست
    (لطفا توجه داشته باشید که منظور بنده دور ازخطا برداشت شود:
    منظور عقیده و فرض من نیست چرا که نظر من اصلا مخالف نبوده بلکه نارسائی در بیان و برداشت صورت گرفته منظور واکنش فرد مسلمان در برابر نگاه مخالف است)
    سپاسگزار از زمان ارزشمندتان که به من اختصاص دادید
    آرزومند توفیق و پیروزیتان
    :)

    1. مهدیان احسان گفت:

      با سلام با اینکه قصد ورود دوباره در بحث را نداشتم به دو دلیل لازم دیدم پاسختان را بدهم اول درخواست یکی از دوستان و دوم اینکه این دیدگاه شما متفاوت از برخی دیدگاههای احساسی و بی منطقی است که گاهی ثبت شده و باعث در گرفتن برخی بحث های لغو می شود. متشکرم که دیدگاهتان را به صورت شفاف، منطقی و بدور از تعصب بیان کردید. امیدوارم پاسخ بنده نیز اینچنین باشد.
      جداسازی فرض و شبهه توسط شما صحیح است و بنده نیز از ابتدا به مطرح کردن چنین فرضی اعتراض کردم نه شبهه. اما دلیل اعتراض من تحریم سوال داشتن و یا فکر کردن به چنین فرض هایی نبود بلکه مطرح کردن آن در یک جمع عمومی بود که آن را تبدیل به شبهه می کرد.
      ضمن اینکه بنده هیچگاه به شما اعتراض نکردم و روی سخنم با مسئولین سایت بود و اگر دقت کنید به آقای تفقدی گفتم نویسنده متن قصد ایجاد حساسیت یا ایجاد شبهه ندارد و از عواقب احتمالی آن بی خبر است اما شما بایستی این پیش بینی را بکنید چون از فضای سایت مطلع هستید.
      اما درباره نتیجه ای که گرفتید ولو اینکه نتیجه درست باشد اما روش رسیدنتان به آن غلط است. جنابعالی عرضه کردن گزاره ها را بر فطرت انسان ها روشی برای رسیدن به صحت وسقم آن گزاره دانستید. این روش گرچه در مقام فرض و ذهن صحیح است اما در مقام عمل امکان ندارد چراکه شما چنین فردی که دارای فطرتی دست نخورده و فکری بدور از تاثیر محیط و عقیده ها و… باشد را یافت نمی کنید.
      مثال میزنم. فرض خوردن ادرار و مدفوع از فرض هایی است که بعید بودن آن خیلی بیشتر از فرض کنونی است. اما همین فرض بعید و چندش آور با عمل برخی از شیطان پرستان اکنون به واقعیت تبدیل شده است. آیا آنان انسان نیستند؟ شما احتمال ندادید که چنین واکنشی در این سایت نتیجه ترکیب اعتقادی اعضای آن است؟ اگر این فرض در جمع تمامی انسانهای زمین مطرح شود آیا همین واکنش ها صورت می گیرد؟
      بنابراین این اصل که کامل ترین دین، نیازها را در نظر میگیرد اصل درستی است اما اینکه بشر بتواند نیازهای صحیح را از نیازهای کاذب تفکیک کند کار او نیست و گرنه احتیاجی به دین نبود.
      بشر امروزه همجنس گرایی را جزء نیازهای خود می داند و برای قانونی شدن آن راهپیمایی های بزرگی را برپا می کند؟ آیا این واکنش عظیم نشان دهنده این است که این یک نیاز اصیل است؟ دقت کنیم که با توجه به مقدمه های پیش گفته نمی توان یک گزاره اخلاقی، یک فرض یا یک نیاز را به رفراندوم گذاشت تا به انسانی بودن یا نبودن آن پی برد. این روش شاید در جاهایی جواب دهد اما در جاهایی نیز نتیجه عکس میدهد.
      تمام حساسیت های دلسوزانه افراد که معمولا از یک کنار با واژه تعصب ترور می شود، بخاطر همین مطلب است که مطرح کردن برخی فرض ها به مرور از قبح آن می کاهد و انسان را به جایی میرساند که آن را به عنوان یک نیاز در نظر بگیرد.
      این بحث ها بایستی در مکان های علمی صورت بگیرد نه در فضاهای عمومی. بحث تنها در همین است وگرنه هیچ کس دوست ندارد در سطح دین قدم رو کند!
      و اما این مساله که هیچ فرضی بذات قبیح نیست باطل بوده و بررسی آن از حوصله این بحث خارج است و لازمه بحث از آن مسلط بودن افراد به مباحث هرمنوتیک است. فقط دقت کنید که اگر کسی به این جمله ی شما ملتزم شود دیگر هیچ جمله ای بدون حضور و بررسی گوینده آن فهم نمی شود و یا اینکه به اندازه تعداد خوانندگان آن متفاوت فهم می شود!
      بارها در این سایت اعلام کرده ام و به جد معتقدم همه ی آنچه می گوییم و می گویید و می گویند از سر دغدغه و دلسوزی است و تلاش همه برای رسیدن به واقع و حق است. خداوند همه را ماجور بدارد :)

      1. m-h-gh گفت:

        حق! حق!

      2. sami گفت:

        درود به همه دوستان عزیز
        وشما اخوی گرانقدر
        عیدتون مبارک
        نگاه تحلیلگرانه وناقدانه شما تحسین برانگیز است اما بهتر است چند لحظه ازین موضع خارج شوید
        چرا که شکافی در وحدت معنایی شما ومن وجود ندارد
        من سخنان شما را قبول دارم امامباحثی که شما در رابطه با مصداق ها مطرح کردیدخارج از حیطه منظور منست
        نوشته شما نکات ارزشمندی داشت که بنده ازحیث اهمیت آن بدان تاکید میکنم
        من جمله بیان هر سخن لغو و گناهی سبب شکسته شدن قبح آن میشودکه خود این امر از گناهان کبیره محسوب میشود
        اما زمانی که فرض گناه در کناربیان جایگاه آن و نظر به بغض و برائت ازآن بیاید دیگر گناه محسوب نمیشود به طور مثال همان نمونه هایی که در آداب شیطان پرستی و همجنس خواهان اشاره نمودید اما در بیان بنده این کار سلسله مراتبی و پله پله انجام شده ودر نوشته ثانی خودبه تفصیل درباره جایگاه نادرست این فرضیات (متکی به اثبات)بحث کردم
        (توجه داشته باشیدنشان دادن برائت تنهادرشدت برخورد لفظی وکلامی نیست در محتوا نیز میتوان آن را جست ویافت)
        اما اگر جز این برداشت شده حقا عذریست بر گردنم که میخواهم خدایم آنرا بپوشاند و ببخشاید
        نکته ارزشمند دیگر اینکه
        تعریف وجایگاه نیازها و ملاک ومعیارهای آن بحثی ست جامع وثقیل که بنده نیز به الزام وجود آن واقفم
        اما مرزیست میان نیازهای برخواسته ازخواستهای آدمی که لزوما بین انسانها مشترک نیس
        ونیازهایی که آدمی از همان بدو به وجود آنها گواه است
        بحث من سر گروه دوم نیازهاست که جنسیت و نژاد و مرز نمیشناسدو در حقیقت انسانی واحد بوده.
        نیازهایی که شما در مثالهایتان بیان فرمودید تنها منحصر به یک فرقه و نگاه خاص است اما نیازی که من عرض کردم در زمره نیازهای فطری احساسی ست
        (گمان نمیکنم بتوان آدمی را یافت که از رابطه همسر یا معشوقه اش با شخص دومی خشنود و راضی باشدخواه زن باشدخواه مرد) –موارد گفته شده بافرض وجود شرایط عادی وسلامت ست-
        نیازهای فطری در بعضی از اثباتهای فلسفی اسلامی و اعتقادی گزاره و فرض اثبات قرار داده شده وتنها در مقام ذهن و فرضیه اعتبار ندارند و از اثباتهای قابل قبول به شمار می آید(البته در تمام فرضیات کارا نیست به همین خاطر در نوشته قبلی از قید گاهی استفاده نمودم)
        اما درباره نیازهایی که شما میگویید حرفتان کاملا صحیح و متین است برای این گونه نیازها فطرت گزاره اثبات نیست چون نیاز فطری محسوب نمیشوند
        مساله تشخیص نیازهای فطری هم مساله ای نیست که فلسفه اسلامی نتواند پاسخگوی آن باشد و برای تشخیص آنها معیارهای نسبتا ثابتی وجود دارد
        احتمالا سوء تعبیر برداشت شما در یافتن مصداق های فطرت و نیازهای آن
        ویا نیافتن نهاد و ضمیر مرجع نیازی که من از آن حرف زدم میباشد که انشاالله رفع شده.
        با این احوالات متن وشیوه اتخاذی بنده عاری از عیب نبوده و اگر اهل علم آنرا به نقد کشند چه بسا شایداشکالاتی از آن بیابند
        اما گمان نمیکنم برای خوانندگان آزاد مطالب ذکر شده چون توجه به امر توافق(که از دغدغه های دست نیافتنی خودم هست)و… خالی از لطف باشد که برای من همین اندازه هم کافیست.
        واما
        رفراندوم وسیله تشخیص یک نیاز نیست.
        حقا و دقیقا همین طور است اما کاری که من انجام دادم معنای رفراندوم ندارد
        در رفراندوم نظر فرد بر اساس اطلاعات و ضمیر خود آگاه بوده اما کاری که من انجام دادم تغییر ودگرگونی احوال برای برآوردن نظر ناخودآگاهی و فطری دوستان بوده البته صحت این شیوه را باید شخص دیگری قضاوت کند
        وهمچنین بنده با دانستن قانون آماری مشت نمونه خروارخواستم ازین استنتاج استقرایی سند مکتوبی درآورم برای جلوگیری از حواشی بحث کسانی که ممکن بود بعد از فهمیدن مقصود بنده کل مساله رازیر سوال برند
        که خدارا شکر پیش هم نیامد
        ونکته دیگردرباره
        جانب داری شما از احساسات دلسوزانه خود وسایر افراد باید گفت قضاوت درباره نیات و احساسات افراد در یک بحث حساس برانگیزمشکل است اما من نیز امید دارم شالوده آن سخنان احساسات دلسوزانه ای باشد که بازیچه سایر احساسات نشده وانشاالله این حس تجلی بخش قلب و نیاتتان باد
        امامطابق با ارزشهای دینیمان همچنان به اصل وحدت فرم ومعنا معتقدیم ومیدانیم ذات حق به احسن الطریق حق بایدنمایش وجلوه گر شود
        واین احساسات دلسوزانه نباید درچنین فرم و ظاهری عرضه شود
        وامادر این میان به واژه ای برخوردم که اندکی قلبم را رنجاند
        انصافا بانگاهی دوباره به کامنتهای گذاشته شده زیر نظر ابتدایی من و آنچه که در نوشته ثانی بنده بیان شد
        همچنان به واژه ترور نسبت به خود وسایر افراد مصرید یا نسبت به بنده؟
        به هر حال اگر سخنان من باتوجه به موقعیت دید بنده ناروا بوده طلب چشم پوشی و حلالیت از همه بزرگان دارم
        واگر هم روا بوده از شیر مادر حلالترتان اما دربرابرتحمل این برخورد باسایراعضاصرف به دلیل بیان نظربی گرایش خودبه هیچ عنوان موافق نخواهم بود
        از آنجا که فکر میکنم حق مطلب به کمک دوستان ادا شده
        خدا را نگاهبان و حافظ همه میخواهم
        حق نگهدار :)

        ****************************************

        درباره وقاحت فرض هم باید بگویم کمی برایم عجیب است چرا که حرف من کاملا گواهی به وجود اصل هرمنوتیک است و اشاره بدان دارد اما نمیدانم چگونه ازیک قانون دو نظر اینقد متفاوت بدست آمده اما همان طور که گفتید این مساله خارج از موضوع و حواشی بحث منو شماست وکه لزومی ندارداینجا ادامه داده شودکه با این حرفتان موافقم

        1. دشتی جوان گفت:

          حق!
          :)

        2. مهدیان احسان گفت:

          با تشکر از توضیحات شما. همچنان تفاوت هایی در برخی نگاه ها وجود دارد اما اولا خیلی دور نیست و تفاوت در ظرایف و تعیین مصداق های برخی قوانین کلی است و ثانیا منظورها رسانده شده و دیگر جای بحث نیست.
          فقط یک نکته را بد نیست عنوان کنم خارج از بحث بالا و آن اینکه پیشنهادم این است که هدفتان را از رسیدن به توافق -که به حق دست نیافتی یا صعب االوصول است- به رسیدن به تفاهم تغییر دهید. هدف بنده همیشه رسیدن به تفاهم بوده نه توافق.
          و این مبنا با تعالیم دینی نیز هماهنگ است چراکه در دین، مهم انتخاب افراد است و لازمه این انتخاب فهم درست فرد و لازمه آن نیز، فهماندن درست مطلب به فرد می باشد. بنابراین اگر ما بتوانیم منظور خود را درست به فرد منتقل کنیم، تفاهم(فهماندن متقابل) حاصل شده و پس از آن نوبت انتخاب هرفرد است. بنده در تمام بحث هایم تا همین نقطه پیش رفته ام. هرچند بدون تعارف اعتراف میکنم در زمینه رساندن منظورهایم هنوز تا نقطه مطلوب، بسیار فاصله دارم.
          اگر تفاهم بدرستی صورت گیرد ممکن است توافق نیز حاصل شود و در واقع در این حالت توافق هدف نبوده بلکه اثری بوده که در راه رسیدن به هدف، خود بخود بدست آمده.
          موفق باشید. التماس دعا

  32. khub_bad_zesht گفت:

    سلام
    نظرات برا من خیلی جالب هستند
    من نمیدونم شما با جوان های معمولی مثل من که شناخت زیادی از دین ندارند چقدر رفت و آمد داشتید و همکلام شدید ، یک بحثی که امروزه زیاد در موردش صحبت میشه شهوت هست و در حال حاضر در موردش اکثر جاها صحبت میشه و رفع نیاز به صورت زنا و لوات
    خٌب ، اینجا هم بحث در مورد ازدواج مجدد و نکته جالب اینجاست که بعضی از نظرات به رفع همین نیازی گفته میشه که ، بعضی از جوان ها از طریق حرام دنبالش هستند ، هدف یکی شد ولی راه ها متفاوت و البته توجیه هم یکی هست (این یک نیازه و باید برطرف شود ) درسته ازدواج مجدد راه حلالیه ولی آیا با این هدف راه درستی رو میریم ؟
    با توجه شنیدن زیاد این بحث ها و تجربه ها ، من به این نتیجه رسیدم این راه راه درستی نیست حالا چه حرام چه حلال ! شما بهتر ار من میدونید یکی از راه هایی که انسان رو از خدا دور می کنه همین شهوت هست و من فکر می کنم اگه به قصد شهوت با زنان دیگر ازدواج کنم چیزی جز شهوت پرستی نیست .
    سوال
    اگر یک همسر داشته باشیم چه می شود ؟
    اگر یک همسر داشته باشیم چه نمی شود ؟
    اگر چند همسر داشته باشیم چه می شود ؟
    اگر چند همسر داشته باشیم چه نمی شود ؟
    و البته یک سوال کلیدی تر
    چه می شود وقتی که زنان مطلقه در یک مملکت زیاد شود ؟
    من فکر می کنم که اگه یک مملکت زنان مطلقه بی سرپرست زیادی داشته باشه زمینه گمراه شدن برای جوانان بیشتر می شود ، چرا ؟
    از اونجایی که خودم یک جوان معمولی هستم و عکس المعل های زیادی(دیگران) رو در مورد یک زن بیوه دیدم اینو می گم ، تا یک زن بیوه میبیننیم اولین فکری که میاد صیغه کردنِ ، آره دیگه جونیم و نیاز داریم باید برطرف بشه ، حالا به تفکر خانم اون جای خودش ، که شاید افکار جالبی نداشته باشه و البته وقتی خانمی مطلقه ، سرپرستی نداره نگاه ها عوض میشه و اون خانم شاید در امنیت نباشه و حتی برای کسب درآمد دست به کارهای جالبی نزنه .
    فقط می خوام به این نتیجه برسم که اگه من فقط برای رفع نیاز جنسی بخوام ازدواج کنم ، راه اشتباهی رو دارم میرم .

  33. βση ßαşŧ گفت:

    .زن عشق می کارد و کینه درو می کند….
    دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر….
    می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی …..
    برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمان بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی ……..
    در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو …………
    او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ……….
    او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ………
    او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ………
    او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ……..
    او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ………
    و هر روز او متولد می شود
    ، عاشق می شود
    ، مادر می شود
    ، پیر می شود و می میرد…..
    و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد …….

    :-*

  34. le گفت:

    فرقی نداره هرکس عشق بکاره عشق درو می کنه .
    ارزش شخص به اندازه دیه اش نیست که ،دیه دوبرابر مرد به زن می رسه و دیه نصفه زن به مرد.چون اغلب مردان نون آوری و ارزش اقتصادیشون بیشتره و با مرگ اونا خانواده شون آسیب بیشتری می بینند ازنظر اقتصادی دیه ش دوبرابره .
    اینکه زن 4 چند تا همسر داشته باشه به نفع آقایونه یا خانوما؟به نظر من به ضررخانوماست . با توجه به روحیات اغلب خانومها و تفاوتهای خانوماباآقایون.

    در هر سنی نه مثلا آیه الله مکارم شیرازی فکر می کنم بالای سی سال که دیگه تجربه ش زیاد شده میگن اجازه لازم نداره.
    اجازه ولی به نفعشه چون اون احساسی هست و شناختی از جنس مخالف نداره .حتی اگر اجازه می داشت بازم فرقی نمی کرد چون با آدم بد که نمیشه ازدواج کنه با آدم خوب هم که باباش میذاره ،دشمنش که نیست و بهانه بیخودی هم بیاره که قانون میتونه اجازه به دختربده تاجایی که من می دونم .
    چراجنسی به خانوما نگاه می شه؟مگه خانومادنبال …

    کی گفته برای کتک زدن کسی محاکمه نمیشه ؟سیاه و قرمز شدن و..همه ش دیه داره .اون زدن که تو قرآنه تفسیرشو نگاه کنید در حد یه نوازشه .که یه عمل رمانتیکه به خاطر اینکه خانوما یه کمی آزارطلبند . یه کمی روانشناسی بخونید .
    بقیه ش هم شایدبرای بعضی خانواده ها درست باشه به بحث اخلاق و فرهنگ جامعه برمی گرده .

  35. mehri گفت:

    یه نفرایرانی میره پیش امام صادق(ع) میگه میخوام ازدواج مجدد داشته باشم . امام میفرمایند :شما ایرانی ها زنهای حساسی دارید شما این کار رانکنید!

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال