Google+

» فکرآورد ۳۷: چرا نباید مست کنیم؟ کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

فکرآورد ۳۷: چرا نباید مست کنیم؟

نگارش در تاریخ جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱:۰۱ ؛ بازدید: ۱,۹۶۴ بار
دسته: هدیه روز

بسم الله الرحمن الرحیم 

چرا عرق‌خوردن در اسلام حرام است؟

اسلام عقل را محترم و او را پیامبر باطنی خدا می‏شمارد. اصول دین جز با تحقیق عقلانی پذیرفته نیست. در فروع دین، عقل یکی از منابع اجتهاد است. اسلام عقل را نوعی طهارت و زوال عقل را نوعی «مُحدَث»شدن تلقی می‏کند؛ لهذا عروض جنون یا مستی نیز همچون بول‏کردن یا خوابیدن، وضو را باطل می‏سازد. مبارزۀ اسلام با هر نوع مستی و حرمت استعمال امور مست‏کننده مطلقاً به‏علت ضدیت با ضدعقل‏هاست که جزء متن این دین است.

مرتضی مطهری، مجموعه‌آثار، ج۲: وحی و نبوت، ص۲۴۴.

به‌نظر شما، چرا بعضی‌ها عرق می‌خورند؟


6 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


59 دیدگاه

  1. hamsafar گفت:

    شاید یکی از دلایل مصرف، نیاز انسانها به یک زندگی راحت، شاد، بدون غم و غصه باشد. که برای افزایش احساسات خوب و کاهش احساسات بدشان مصرف می کنند. درحقیقت ” انتظار یک فرد از مصرف یک ماده” از تأثیرات واقعی آن ماده مهم تر است.

    1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

      مصرف مسکرات، فقط فراموشی می‌آورد یا با از بین‌بردن قدرت تفکر، انسان را از همه‌چیز غافل می‌کند. نتیجه مصرف مسکرات، راحتی و شادی واقعی نیست؛ بلکه فراموش‌کردن و غفلت است.

      1. hamrah گفت:

        ما كه امتحان نكرديم ;)) ولي علم نوروساينس اعتقاد داره از لحاظ مكانيسم هاي مغزي، مشروبات الكلي و مواد مخدر لذت ايجاد مي كنند! يعني واقعا لذت بخشه…
        واقعيت اينه لذت ايجاد مي كند ولي گذرا… بنابراين اسم اش غفلت نيست ، اسم اش لذته!

      2. hamsafar گفت:

        شما علت رو پرسیدید من هم یکی از دلایل مصرف مواد رو گفتم. این بمعنای تأیید کار اونها نبود.
        ضمنا بنظرم شما وقتی مسأله ای رو مطرح می کنید باید هدایت بحث رو بعهده بگیرید و اگه لازم شد جمع بنذی کنید.

    2. یا هادی المضلین گفت:

      با سلام ادب و احترام
      اونهایی که مصرف می کنند اول بگن آرامش و اون چیزهایی که در خوردن این … جستجو میکنند به چه معنیست بعد ما بگیم دلیل حرمتش چیه.

  2. yegy گفت:

    اينروزا يكم غم و قصه ها زياد شده….. ايمان كم شده…..
    كمتر جوون ها شادن و ميل به شادي و شاد زيستن دارن براي همين دنبال هر چيزي ميرن براي شاد شدن حتي دقيقه و سلعتي دور از اين دنيا و درد هاي موجودش ( اينا همه از ايمان و اعتقادات ضعيف منشا ميگيره)
    پس ميرن دنبال مشروب و مواد واينجور چيزها كه باب شده و شادي بخش و ريلكس كنندس…..
    نميدونن كه اگه چيزي تو اسلام حرام براي اينه كه به انسان اسيب ميزنه…..

  3. رضا حیدری (R.H.D.A.N ) گفت:

    به راستی که اگر انسان ها خود را به کار و تفکر مشغول کنند (از نوع صحیح و هدف خدمت به مردم و حل مشکلات و اسانتر کردن کارها) جایی باقی نمی مونه که انسان بخواد مست کنه!!!!!!
    بهش می گی بیا بریم پارتی مست کنیم ایکس بزنیم
    می گه کاردارم وقت ندارم شرمنده!!!
    هی روزگار… 8->

  4. hamrah گفت:

    قضيه اينه كه بالاخره يه عده توي جامعه از سرخوشي عرق مي خورن و يه عده هم از صبح تا شب عرق مي ريزن!!! :>
    بالاخره يه جوري بايد توازن و تعادل برقرار بشه يا نه؟؟
    ضمنا اينجا بهتره از واژه “عرق” استفاده نكنيم و به جاش مثلا واژه مشروب رو استفاده كنيم! بالاخره هستن دوستاني كه طرفدار “طب سنتي” هستن و عرق خوار!! نكنيد لطفا اين كارهار رو با ملت! ;))
    از اينا بگذريم اصل قضيه به خاطر لذت بردنه..لذت…لذت سطوح مختلفي داره بعضي ها هم به همين سطح اكتفا مي كنن ديگه…

  5. saze-mat گفت:

    به نظر من زار ارامش و شادی در این ایه نهفته:
    الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكرِ اللَّهِ أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ
    آنها كسانى هستند كه ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرامش مى‏گيرد، آگاه باشيد كه تنها با ياد خدا دلها آرامش پيدا مى‏كند.

  6. کوچی سمیه گفت:

    من یه زمانی چیزایی شنیدم که حالم رو خیلی بد کرده بود مثلا افراد مذهبی معروف شهر که تو جلسات شون سیگار میکشیدن و بقیه هم برا توجیه کاراشون اونا رو مثال میزدن ~X( :((

    1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

      البته سیگارکشیدن بد است؛ اما نمی‌توان آن را در کنار عرق‌خوردن گذاشت. مواظب این‌طور مقایسه‌ها باشید. این باعث می‌شود به‌صورت ناخودآگاه، از بدی آن گناه در ذهنمان کم شود و به حد سیگارکشیدن تنزل یابد.

      درضمن، مطلع باشید که خیلی از علمای بزرگ ما سیگار کشیده‌اند. کاشه داغ‌تر از آش نشوید.

      1. yegy گفت:

        حق با شماست اقاي حيدري…..
        درسته سيگار بده و وجهه ي نامناسبي تو جامعه و عام داره ولي حرام نيست…….
        پس در كنار چيز حرام نجستي چون مشروب قابل قياس نيست……
        اما گوفته دوستمون كه بعضي سيگار ميكشند و ما مثل مياوريمشان…..
        ما براي سيگار نكشيدن كه مثال نميزنيمشون؟!
        هركسي تو يه چيز بزرگه و ميشه مثال زدش و تو باقي مسائل شايد كم و كاست و ضعف داشته باشه حق هم داره چون انسان و جايزالخطا……
        پس بريد دنبال اون نقطه اوج نه ضعف…..

        1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

          منظورتان را از این عبارت نفهمیدم.

          1. yegy گفت:

            عذر خواهم مخاطب من خانم كوچي بود…..
            شرمنده اشتباه شد…..

      2. m-h-gh گفت:

        سلام سید جان!
        ما که کاشه (!) داغتر از آش نشدیم.

        اون خیلی از علمای بزرگم بسیار کار بد و غلطی می کردن که سیگار می کشیدن! به هر حال اون ها هم انسان هستند و ممکن است که نه، حتما اشتباه می کنند!

        قاعده ی فقهیشم که باید بلد باشین

        کُلُّ مُضِرٍ حَرامٌ؛
        هر چیزی که ضرر دارد ، حرام است.
        شهید مطهری در این مورد می نویسند:
        (( جای شک و تردید نیست که تعلیمات اسلام بر اساس حفظ و رشد و سلامت جسم است.علت حرمت بسیاری از این امور، مضر بودن آن ها به حال بدن است. یکی از مسلّمات فقه، این است که بسیاری از این امور به این دلیل تحریم شده اند که برای جسم انسان ضرر دارند.
        و یک اصل کلی برای فقها مطرح است که هر چیزی که محرز بشود که برای جسم انسان مضر است ولو هیچ دلیلی از قرآن و سنت نداشته باشد قطعاً حرام است. البته این را هم می گویند که زیان ها بعضی معتدٌبه هستد و بعضی غیر معتدٌبه؛ یعنی زیان آن قدر کم است که قابل اعتنا نیست. اسلام در تکالیف خود حرج ایجاد نمی کند؛ یعنی این مقدارها را از نظر اسلام تحریم نمی کنند، به صورت مکروه ذکر می شود ، یا می گویند: ترکش مستحب است، ولی اگر یک چیزی زیانش قطعی باشد و مسلّم بشود که زیان دارد، از نظر اسلام قطعاً حرام است…))
        تعلیم و تربیت در اسلام، ص 267 و 268.

        1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

          «کاسه داغ‌تر از آش» بی‌احترامی و توهین نیست؛ ضرب‌المثل است. لطفاً آن را با لحن ضرب‌المثل و با کاربرد ضرب‌المثل بخوانید.

          آن بزرگوارانی که سیگار می‌کشیده‌اند، آن‌قدر عالم بوده‌اند که این نکات شما را بفهمند. برای ایشان محرز نشده است که سیگار یا دود مضر است. به‌هرحال نظرشان محترم است و نباید به‌صرف فهم خودمان حکم کنیم: «بسیار کار بد و غلطی می کردن.» این‌طور صحبت‌کردن درباره بزرگان خوب نیست.

          ارادتمند شما.

          1. m-h-gh گفت:

            ما خیلی ارادتمندیم!

            کاشه ی داغتر از آش اشاره به اشتباه تایپی شما بود که نوشته بودین کاشه!

            ببین عزیر دل برادر اون ها معصوم نبودن و بنابراین بری از خطا و اشتباه نبودن بنابراین دنبال توجیه نباش سیدجان! ;)

            اتفاقا این طور صحبت کردن درباره ی بزرگان خیلی هم خوبه تا یه وقت خدای ناکرده تو ذهن ما بت نشن و ما دنبال توجیه تمام کاراشون نباشیم!

            من که به شخصیت این بزرگان توهین نکردم!
            کردم!؟ واقعا مردم من توهین کردم!؟ اصلا یه همچین چیزی داریم!؟ :-D

            1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

              شما می‌گویید تشخیص آنان اشتباه بوده است. از کجا معلوم تشخیص شما اشتباه نباشد؟ خصوصاً در بحثی دینی (کل مضر حرام) که آنان در آن متخصص بوده‌اند نه حضرتعالی.

              شما درباره سیگارکشیدن حکم قطعی می‌دهید. این بد است. شما بسیاری از آقایان را قطعاً رد می‌کنید. این اشتباه است. نمی‌خواهم اینجا از بزرگانی نام ببرم که سیگار می‌کشیده‌اند؛ چون بحث خیلی به حاشیه می‌رود.

            2. m-h-gh گفت:

              آخه سیدی! سرور من! آقای من!

              آخه بحث من سر تشخیص نیست. اصلا بنده صلاحیتی در این زمینه ندارم.

              1. تشخیص مضر بودن یا نبودن سیگار با من نیست با شما هم نیست حتی با آن آقایان هم نیست. این در صلاحیت علم پزشکی است و فکر نمی کنم نظرات متخصصین این حوزه جایی برای شک وشبهه در مضر بودن سیگار باقی گذاشته باشد.

              2. ” …و یک اصل کلی برای فقها مطرح است هر چیزی که محرز بشود که برای جسم انسان مضر است ولو هیچ دلیلی از قرآن و سنت نداشته باشد قطعاً حرام است. … ولی اگر یک چیزی زیانش قطعی باشد و مسلّم بشود که زیان دارد، از نظر اسلام قطعاً حرام است …”

              3. بنده غَ… (!) بکنم بخوام کسی رو رد بکنم! من کار آن شخص را رد می کنم نه خود آن شخص و جایگاهش را.

              ضمنا سیدجان ما خودمون اون بزرگان رو میشناسیم بعضا از چشمه ی معرفت ایشان هم لبی تر کردیم! :-D بیخیال سید! ;)

              والسلام

              پ.ن:به قول فردوسی پور: کلا همیشه حاشیه از متن مهم تره!

            3. le گفت:

              چه جالب یه چیز تازه یاد گرفتم چون منم قبل این مثل بقیه به قول شما توجیه می کردم .حس می کنم خیلی شفاف سازی از چهره دین صورت می گیره با این توضیحاتی که دادید.

              میشه به جای ماهی دادن ماهیگیری به من یاد بدهید ؟
              منظورم اینه که یه قاعده کلی و اصل بدهید که در بحث ها طبق اون پیش برم تا به حقیقت برسم .
              اینطور که من دریافتم روش شما اینطوریه که همه چیز را با نظر مراجع می سنجید.مگه نه ؟
              جزئیات دیگه ای هم هست ؟
              ولی اینجا من اصلا به ذهنم نرسید که کار اون بزرگان را توجیه نکنم و بگم سیگارچون مضر حرام و.. اون مطالبی که گفتید.چرابه ذهنم نرسید؟

              از زبان خودتان میشه روش خودتان را بگیدتا ما هم استفاده کنیم .

              با تشکر

            4. m-h-gh گفت:

              سوال:
              حضرت آیت الله هادوی سلام علیکم. نظر شما در مورد استعمال دخانیات (کشیدن سیگار و قلیان) چیست؟ و چرا برخی از مراجع مانند آیت الله مکارم شیرازی مطلقاً این عمل را حرام دانسته اند؟
              پاسخ:
              “استعمال دخانیات به دلیل مضرّ بودن آن مطلقاً حرام است”

              حضرت آیت ا.. خامنه ای در جواب سؤالی در این زمینه فرموده اند: “حکم با اختلاف مراتب ضررى که بر استعمال دخانیات مترتب مى‏شود، متفاوت مى گردد و به طور کلى استعمال دخانیات اگر به مقدارى باشد که موجب ضرر قابل ملاحظه‏اى براى بدن باشد، جایز نیست و اگر شخص مى‏داند که با شروع آن به این مرحله مى‏رسد نیز جایز نمى‏باشد.”

              حضرت آیت ا..مکارم نیز در این باره فرموده اند:” مسأله خوردن یا نوشیدن چیزى که براى انسان ضرر مهمّى دارد حرام است، کشیدن سیگار و سایر انواع دخانیات اگر به تصدیق اهل اطّلاع ضرر مهمّى داشته باشد، نیز حرام است، ولى استفاده از موادّ مخدّر مطلقاً حرام است؛ خواه به صورت تزریق یا دود کردن یا خوردن و یا به هر طریق دیگرى بوده باشد و همچنین تولید، خرید و فروش و هر گونه کمک به انتشار آن، حرام است.

              منبع: سایت اسلام کوئست

            5. m-h-gh گفت:

              با سلام خدمت شما خانم le
              بابت تاخیر در جواب دادن عذرخواهم.

              حقیقتش من تا به حال به مهندسی ای که وجود داره دقت نکردم. (البته اگر وجود داشته باشه!)

              من مطالعه ی کتاب های روش نقد آقای صفائی رو بهتون پیشنهاد می کنم.

              اگر فکر می کنین پایه های مبانی اعتقادیتون محکم و استوار بنا شدن کتاب “پرسیدن مهمتر از پاسخ دادن است” کتاب خوبیه، ترجمه ی حمیده بحرینی.

            6. le گفت:

              سلام ممنون بابت معرفی کتاب.
              شک نکنید که این مهندسی وجود داره و کسانی هستند که از آن استفاده می کنند ولی من یاد ندارم یه کمی ازشون سوال کردم اما یادندارم . مثلا باید الگو ریتم درس استاد یا یک کتاب را دربیاورند.حلقه ارتباطی بین مطالب از کجا به کجا رسیده .چطوری این روند طی شده و…فکرکنم این ها بودند.
              (موسسه مطالعات راهبردی علوم اسلامی )
              سیستم آموزشی براساس نگرش اسلام طراحی کردندوکتاب در این زمینه دارندو دوره های خودشان براساس همین روش ها برگزار میشه .

        2. مهدیان احسان گفت:

          در بحث خوبتان وارد نمیشم فقط یه نکته رو تو پرانتز بگم و از همه التماس دعا!
          یه قیدی در قاعده کل مضر حرام وجود داره و اونم همونطور که بالا اشاره شده نوع ضرره که حتما باید قابل توجه باشه و هر ضرری حرام نیست. و اینکه مرزش کجاست دیگه کار من و شما نیست مجتهد تشخیص میده که کدوم ضرر معتدبه هست و کدوم نه(البته با مشورت با متخصص مربوطه)
          این نکته متاسفانه تو مطلب آقای نامور درباره دوچرخه سواری بانوان هم مغفول مانده بود.

          1. m-h-gh گفت:

            سلام برادر مهدیان

            دلمان برای شما و نظرات خوب شما تنگ شده است.
            حتی دلمان برای بحث کردن با شما هم تنگ شده.

            لطفا قدم رنجه فرمایید برادر حاج احسان مهدیان.

            1. le گفت:

              جواب من را ندادید من جدی گفته بودم .اون مطلبی که پایین سوال من زدید اگه در جواب منه جواب سوال من نیست من که حرف مراجع را نمی خواستم .می خواستم الگوریتم (مرحله قدم به قدم )جواب دادن به سوال ها و بحث ها و حرف ها را دربیارم . بگید وقتی با یه بحث و گفتگو و سوال روبرو می شیم چه چیزهایی را باید مد نظر داشته باشیم چه اصولی را ؟بدون درنظر گرفتن اطلاعاتی که آدم داره (اگرچنین چیزی امکان پذیره ).البته اگه دلتان خواست و حوصله داشتید بگید.

            2. yegy گفت:

              سلام خانم le
              بااجازه من جوابتون رو از ديدگاه خودم ميدم بسنجيد اگر به نظرتون درست اومد عمل كنيد والا نه……
              تو بحث اول خوب گوش كنيد كه عامل اصلي بحث چيه…. يه شخص رو شاخص قرار بدين و بحث اصلي رو با اون بگذاريد ( بر مبنا اطلاعات زياد و درست ترش بازم از ديد خودمون)
              بعد اطلاعات خودمن رو دسته بدي كنيم و طبق طبقه بندي كه كردي كم كم به سوالات پااسخ بديم……نزاريم عقايد وعلايقمون بر واقعيت غلبه كنه…..
              اين اصل بحث كردنه….

            3. yegy گفت:

              سلام حاج اقاي مهديان…..
              سفر بخير و زيارت قبول حق انشاالله……
              به گفته اقاي غني ابادي دل تنگ نظرات خوبتان هستيم……..
              از نبودتان سايت رنگ باخته……
              بياين و دل همه رو شاد كنين و مارو از فضايلتون بي نسيب نكنيد…
              با تشكر :-*

            4. مهدیان احسان گفت:

              از لطف دوستان ممنون. جواب داده بودم اما انگار نرسیده یا تایید نشده!
              بنابه دلایلی کمتر مزاحم میشم.
              اما سعی میکنم در بحث های مهم تر شرکت کنم و از نظرات دوستان استفاده کنم. نظرات بنده که قابل نیست.

  7. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

    بنده خودم عرق می‌خورم و هیچ مشکلی هم وجود ندارد و عرق‌خواری را به همه جوان‌ها توصیه می‌کنم. مخصوصاً عرق نعناع را خیلی دوست دارم و عرق نعناع را خانوادگی مصرف می‌کنیم.

    1. yegy گفت:

      وووووووااااااااااي اولش تعجب كردم با ديدن اين كامنت……..
      خيلي هم خوب از اين نسخه ها واسه همه بپيچيد خوبه……

      1. le گفت:

        سلام دوست عزیزم،ممنون از راهنمایی ،خلاصه حرف شما این شد:
        1- شناخت مساله اصلی بحث (عامل اصلی )
        2-یه نفررا مخاطب قرار بدیم و طرف بحث حساب کنیم
        3-دسته بندی اطلاعات خودمان در مورد موضوع
        4- غلبه نکردن عقاید و علایق بر واقعیت (یعنی میشه ؟)
        انشاءالله عمل کنم .
        اما خودم هم یه چیزی کشف کردم که شبیه در لحظه حال بودن در یک بحث است یعنی توی همون لحظه توی همان موقعیت این حرف حقیقته یا نه .مثلا سیگار کشیدن حرامه (کار به گذشته نداشتن ) یا این اشکالی که میگه اینجا وجود داره خوب اینجا وجود داره ربطش به چیزهای دیگه ندیم شاید …
        لحظه حال بودن ؟؟؟؟

        1. yegy گفت:

          سلام دوسته من……
          كشفه جالبي كردي…… :-* و تا حدي معقول و درسته
          خوشكل تر بخوايم بيانش كنيم بايد بگيم در لحظه بودن……
          فكر كنم جالب تر باشه…. :)

        2. yegy گفت:

          سلام مجدد….
          اين كه گفتيد ميشه به عقايدمون غلبه كرد يا نه؟!؟!
          ٢ حالت داره تو بحث:
          ١- زماني كه ما ميدونيم علاقه و احساس ما تو ايمن نوضوع صادق نيست…..
          ٢زماني كه ماهيچ اطلاعي از درستي يا غلطي احساس يا علاقه ي خود نداريم…….
          در مورد١ بايد عاقلانه صبر كنيم و اجازه بديم دوستاني كه تو بحث هستن اظهار نظر كنند و ما تنها نظر خود رو در غالب نظر خودمون بيان كنيم نه صحت اون…….
          واما در مورد دوم چون خودمون اگاهيم كه اطلاعاتي نداري پس به هيچ وج نبايد روي يك موضوع پافشاري فراوان كرد……
          و اينجا از اطلاعات بقيه استفاده ميكنيم و وارد بحث ميشيم….

  8. روزهایی به یاد ماندنی گفت:

    کسانی را می شناسم که مست کردند وبه خدا رسیدند.
    شراب خوردند و از خود فراموش شدند.
    اما این شراب کجا و آن شراب کجا……….
    این مستی کجا و آن مستی کجا……

    1. yegy گفت:

      اره تو فيلم مختار يكي از يار ها و مريدان امام حسين (ع) پدر زن مختار بود فكر كنم مشروب ميخورد ولي از مخلصين حسين (ع) بود……
      اما گذاشت كنار به اين هم توجه داشته باشيد….
      چون ادم هرچيم به خدا و ائمه نزديك باشه ولي با حرام از دنيا بره فك نميكنم جايگاه والايي داشته باشه….. !!!!!
      نظر شما چيه دوستان؟!؟!

      1. روزهایی به یاد ماندنی گفت:

        فکر کنم بیسیمتون نویز داره و مطالب رو بد میگیرید.
        دقت کنید
        درمورد جواب به خانم le هم بگم که باز هم توهم در خیلی می تونه وجود داشته باشه.
        همینکه توهم داشته باشی و فکر کنی که آنتن بیسیمت بالاست ومیتونی همه پیامهارو دریافت کنی وحشت ناک ترین توهمه.
        دوستی می گفت در یک موقعیت خطر ناک بودیم و می خواستیم بیسیم بزنیم به عقب که کمک بفرستن آنتن بیسیم مون در جابجایی ها کنده شده بود. توسل کردم به معصومین وبیسیم رو صدا زدم با کمال تعجب دیدم ارتباط برقرارشده و من هم در خواست کمک کردم و بعد از اتمام در خواست دیدم آنتن بیسیم سرجاشه
        مواظب باشید که گرد و غبار توپخانه های دشمن چشاتون رو کور نکنه و همه چیز رو همونطور که باید باشه ببینید.
        دلم برای گردان کمیل تنگ شده.
        یاعلی

        1. yegy گفت:

          يه سوال شخصي؟! شما چرا همه چيو به خاك ريز و اين جور مسائل ربط ميديد!!!!!!!
          اتفاقا نويز گاهي لازمه…… بهتر از نگرفتنه….
          اما من اشتباهي تو برداشت هام و ديدگاه هام نميبينم اگر به نظر شما هست واضح تر بيان كنيد متشكر ميشم…..
          :-*

          1. روزهایی به یاد ماندنی گفت:

            اول:الآن در جنگی هستیم خطرناک تر ازجنگ تحمیلی،
            در ضمن فکر نکنم قدر این جنگ رو شما بدانید که چه نعمتی می تواند برایتان باشد.
            دوم:باید مواضع را با آن دوران هماهنگ کرد،
            سوم:همین که در بعضی از دیدگاه های خودتون میاین از نظام و اسلام وارزشها دفاع می کنید و در برخی همانها را زیر سؤال می برید و می گوئید که اینطوری نه؟!!!
            چهارم:روشنفکری بازی، بازی فراتر از سن و بلوغ فکری شماست .
            احتمالا اینها رو استادتون به شما باید گفته باشه ولی فهمش رو نگفته که تا چه حد می تونه برای شما سخت باشه.
            در مورد نویز هم بگم درست نیست گفته ی شما: چون به نظر من نگرفتن بهتره از با نویز گرفتن زیرا اگه مطلبی رو از فرمانده با نویز بگیری ممکنه کدهای عملیات رو اشتباه بگیری و کل گردان رو با پاتک دشمن به کشتن بدی؟!!!!!!!!!!!!!
            بیسیمت رو تنظیم کن رو موج فرماندهی خواهر!

            1. مهدیان احسان گفت:

              سلام برادر!
              اهل نصیحت نیستم اما نتوستم از یک توصیه دوستانه دست بکشم. البته روی صحبتم همه جا فقط شما نیستی بلکه همه ما باید بیشتر مراقب باشیم.
              جنگ الان خطرناک تر هست اما پیچیده ترم هست. اگه حواسمون رو جمع نکنیم تمام تلاشمون بر باد رفته.
              عاشق شهادتی منم هستم. منتظر جهاد اصغری منم بدم نمیاد اما فکر نکنی به همین راحتی پریدی رو مین و چشم باز کردی ببینی یه حوری داره رو صورتت آب میباشه به هوش بیای. نه از این خبرا نیست.
              اون شهیدی که قطره خونش از مداد علما افضله اونیه که اول از معبر جهاد اکبر گذشته. اونیه که اول شهید شده بعد جنگ کرده. تا وقتی شهید نشدی کسی مجبورت نکرده پا تو میدون نبرد بذاری و گرنه فرمانده ت بجای اینکه یارهایی رو که ساختی ازت تحویل بگیره باید بار سنگین تیمار کردن یارهای بالقوه ای رو که خرابشون کردی تحمل کنه.
              شما اگه به بلوغ فکری رسیدی الحمدلله اما اگه بلد نیستی بقیه رو به این بلوغ برسونی مجبور نیستی صحبت کنی. خیلی جاها سکوت کردن بهتر از توهم امر به معروفه.
              دلت برای گردان کمیل تنگ شده دل من هم برای دعای کمیل. اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم…
              اگه قدر نعمتی رو میدونی حواست باشه که یه نگاه یا کلام تحقیرآمیز نسبت به دیگران در حالیکه ولله بالله و تالله هیچ معلوم نیست که کی از ما بالاتره کی پایین تر، ممکنه تمام نعمت رو تغییر بده و ما رو در توهم نعمت رها کنه.
              باز هم تاکید میکنم به تمام دوستان و خودم که اگر توان و ظرفیت برخورد با دیگران رو ندارن لطفا احساس تکلیف نکنن برای ورود به معبری که مین های کاشته شده توسط نفس و شیطان فقط جسمت رو تیکه پاره نمیکنه بلکه دسترنج سالها تلاش و ریاضت رو دود میکنه میفرسته هوا.
              امیدوارم از این نوع گفتمان تند ناراحت نشی و این رو به حساب احساس نزدیکی و قرابتی که با شما دارم بذاری هرچند اسم و رسمت رو نشناسم.
              خدایا کمک کن اگر جرعه ای از سر لطفت به ما نوشاندی بدمستی نکنیم…

            2. le گفت:

              سلام ببخشید آقای مهدیان من مجبورم وسط صحبت بپرم :
              “اون شهیدی که قطره خونش از مداد علما افضله اونیه که اول از معبر جهاد اکبر گذشته”
              اشتباه تایپیه یا واقعیه ؟
              چون من شنیدم قلم علما ازخون شهید برتره البته بگذریم که اون عالم هم ممکنه شهید بشه و در خونش بغلطه که نورعلی نوره
              و یعنی اون شهید هم ممکنه عالم بوده باشه .
              ائمه ما همه شهید شدند درحالیکه عالم بودند…
              اصلا شهادت احتمالا یه معنای عرفانی هم داره که فراتر از کشته شدن فیزیکی هست؟
              به قول استاد معماریانی :
              اول باید مجاهد شد بعد شهید
              این توضیحاتی بود که توی ذهنمه
              :-*

            3. yegy گفت:

              اولا قضاوت از روي بي اطلاعي كار عاقلانه اي نيست، شما شناختي روي من نداريد پس قضاوتتون…….
              همينطور جالب نيست كه اينطوري راجع به هم حرف بزنيم……..
              ما اينجا جمع شديم تعامل داشته باشيم نه اين كه به هم توهن كنيم……

              بازم شما بزرگ تريد شايد…..

            4. hamrah گفت:

              ضمن عرض ارادت…
              ديدگاه هاي اين اين لينك رو نقدا نگاهي بيندازيد…
              http://ketabpardazan.com/new/?p=21097
              دوستان! واقعا وقت اون نرسيده كه سر اين مسئله(اصول گفتگو و ديالوگ) جدي تر و صريح تر باهم صحبت كنيم؟؟

            5. yegy گفت:

              بله با شما كاملا موافقم ……
              يكم سنجيده تر حرف زدن چيزي كه ازمون كم نميكنه بهمون خيلي چيز ها اضافه هم ميكنه…..
              بزيم يكم اداب معاشرت و اداب حرف زدن ياد بگيريم
              خانم le قبلا گفته بودن بياين باهم اصولي رو براي حرف زدن تعيين كنيم…..
              بياييد بچه ها نظرتون رو بگيد تا به يك طرح كلي برسيم و با كسب اجازه از مسئولين و بزرگ هاي سايت يك اصول كلي رو تصويب و به اجرا در بياريم…….
              منتظر نظراتتون هستم

            6. مهدیان احسان گفت:

              در پاسخ به خانم le
              بله حق با شماست اشتباه از من بود و جمله رو اشتباه نوشتم. اصلا قصدم مقایسه عالم و شهید نبود. بنابراین تمام توضیحات بعدیتون منتفی میشه و بنده کاملا موافقم اما منظور بحثم نبود.
              من منظورم اون شهید واقعی بود و باید اینطوری تصحیحش کنم:
              «اون شهیدی که باریختن اولین قطره خونش گناهاش پاک میشه…»
              ممنون از تذکرتون

  9. le گفت:

    توهم علم
    توهم عشق
    توهم ایمان
    توهم دین
    بعضی وقت ها می فهمم که در توهم زندگی می کنم و بیشتر وقت ها نمی فهمم .
    بیچاره اون کسی که از این توهم به سطح عمیق تری از توهم و مستی فرو می رود.با مصرف مواد توهم زا و مست کننده.
    اوووووه

    1. yegy گفت:

      سلام
      ببخشيدها ولي به نظر من شما دارين اشتباه ميگيد….
      در اين مورد كه تو توهم هستيد….
      اخه به نظر من انسان عاقل و بالغ كه از عقلش استفاده ميكنه نميتونه تو توهم باشه…..
      به نظرم اين چيزي كه گاهي ماها توش ميمونيم توهم نيست اعتماد به نفسه حالا كاذب يا عدمش…….
      توهم چي هست؟! توهم نوعي احساس و عقايد پوچ كه بي پايه و اساس هستن…..
      و اكثر بعد از مصرف مواد مخدر يا مشروبات پيش مياد…..

      1. le گفت:

        توهم از وهم هست . خیال .
        مستی و توهمات و خیالات ناشی از مواد توهم زا
        مستی و توهمات و خیالات در مورد اینکه من عالمم من عاشقم ومحب یا ایمان و دین دارم …
        این ها همه حرفه ….
        به عمل کار برآید وقتی پای پول دادن جون دادن گذشتن از لذت ها بیادگذشتن از خواب و اسایش و راحتی و تلاش کردن بیاد…
        اگه واقعا بودن الان وضعمون این بود؟وضع مسلمین جهان این بود؟ که مسلمان در میانماررا زنده بیندازند توی آتش و بابیل و کلنگ بزنندش تاجلوی پدرو مادرش زجرکش بشه؟و ما عین خیالمون نباشه ؟….
        هی هی ….
        اف به من و دینداریم بی غیرتیم بی بصیرتیم بی اطلاعیم (من دارم واقعا خودمو میگم)

        1. yegy گفت:

          اره حق با شماست
          خيلي خوش حالم كه نگاه هاتون نزديكه به من…..
          كاش همه مثه شما و امثال شما دغدغه داشته باشن…..
          دغدغشون درد هم سن وسالاشون باشه…..
          ولي مني كه دغدغمه مني كه تلاش ميكنم براي تغيير اين وضعيت ايا تنهايي ميشه؟!؟!
          نه ما ها هممون وظيفه داريم در قبال هم بايد تلاش كرد گاهي لبخند ما تاثير گذاره پس از هم دريغ نكنيم…..
          غرورمون رو بزاريم كنار يكم همرنگ ببينيم همه رو بابا اگه يه ذره فقط يه ذره بفكر باشيم هممون خيلي چيزا حل ميشه……

          1. le گفت:

            :) :-P :-*

            چه نکته جالبی : لبخند….محبت ….ارتباط ……

            آره این ها روی زمین مونده …..

            به نظرت من چیکار کنم که از این نظر به درد بخورم ؟؟؟

            راستی گفتی همسن و سال ها می دونی که من چند سالمه ؟من سی و یک سال و شش ماه سن دارم دقیقا متولد آبان سال 60 هستم(گفتم که فریبت نداده باشم :)

            1. yegy گفت:

              خواهش ميكنم……
              راستي يه نكته مهم راجع به سن بهتون بگم: وقتي درك ادمي به روز و انلاين باشه وقتي دلش شادو پرشور و جوون باشه وقتي انگيزش اهداف بزرگ باشه حرسني داشته باشه جوونه……
              منظور از هم سن و سالا هم سناي خودم نبود چون من هنوز راه درازي در پيش دارم ( ١٩ سال و پنج ماه و ٤روزمه…… :) ) محض اطلاعتون گفتم….
              منظور از هم سن وسالا كلا جامعه جون هاست وبا معياري كه تعريف كردف خيلي ها تو هرسني جوونن….. ؛-)
              من يه طرح تو ذهنمه بزارين با استاد مشورت كنم اگر اجازه دادن اجراش كنم در جريان قرار تون ميدم….
              و اگه دوست داشتين خوش حال ميشم باهام هم كاري كنيد…….
              :-*

  10. روزهایی به یاد ماندنی گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم.
    پاسخی به برادر مهدیان:
    1:ممنون از جملات قابل تامّل شما برادر، واقعا نکات بسیار زیبایی رو بیان نمودید که قلبا می گویم استفاده کردم.
    2:اینکه شما بر پیچیدگی جنگ زمان واقفید جای تشکر دارد.
    3:خدارو شکر که شهادت طلبید و اهل جهاد با نفس هستید.
    4:و اینکه نیز شهادت در نگاه من رو پریدن روی مین دونستید باز هم نگاه خوبی است.
    5:مرا در راه جهاد اکبر مونده هم دونستی باز هم خوبه نه اینکه اشتباه کرده باشی نه کاملا هم درست است.
    6:اگر ندیده بودم این جور بچه ها رو می گفتم فقط دارید شعاری حرف میزنید ولی حرفهایتان را باور قلبی دارم و گوینده را نیز ….
    7:اما بگم که بلوف فکری رو من نگفتم که رسیدم و نخواستم کسی را به این بلوغ برسونم و یا ادعایی در این باره داشته باشم واین را تکذیب می کنم و می گویم که این ادعا گفته ی شماست اگر سایر دیدگاهایتان را نخونده بودم این را نمی گفتم.
    8:این را می دانم که از بچه های کمیل چیزی بخاطر ندارید ولی من باب اطلاع عرض کنم که در بین شان بودند که در قنوت نماز شبشان دعای کمیل می خواندند نه هفته ای یه بار اون هم اگه توش روضه نباشه بهشون حال نمیده ( منظورم شما نبودید کلی عرض کردم )
    9: من کسی رو تحقیر نکردم و تمام حرفهایم رو بعد از بررسی تمام دیدگاه هاییشان بیان کردم.
    10:کلا گفتمان شما زیبا بود ولی خب وقتی تند حرف می زنید دیگه نیازی به عذر خواهی نداره که بگید ناراحت نشده باشی یا شده باشید، البته برای من مهم این بود که نگاهتون رو چقدر احساسی و قضاوت تند ولی با ادبیات خودم بیان کردید. البته اشکال خودم هم هست.
    11: خوبیهای زیاد دیگری هم بود که به دلیل ذیق وقت عرض نکردم.
    موفق باشید و باز هم می گویم فرکانس ها را باید تنظیم کرد عالی باید شنید.

    1. مهدیان احسان گفت:

      ممنون از سعه صدر شما
      1-خوشحالم که در تشخیصم اشتباه نکردم. اگر همونطور که گفتید دیدگاههای دیگرم رو دیده باشید فکر نمی کنم موردی شبیه این دیدگاه از هر نظر به نام من ثبت شده باشه. معمولا من خیلی محتاط هستم و در انتخاب کلمات خیلی دقت میکنم. اما در دیدگاه قبلی کاملا میفهمیدم که احساسات در کلامم موج میزنه و متوجه شدت بار کلماتم هم بودم. اما خواستم شدت ناراحتی و نگرانی ام را منتقل کنم و این بود که خیلی دست به ویرایش نزدم. این را در اشکالی که در نقل مضمون حدیث ایجاد شد و خانم طاهری تذکر دادند می توانید ببینید. این موضع در برابر شما اتفاقی نبود و نشان از محرم بودن شما برای دریافت دغدغه ها و درد دل ها داشت.
      2- از بند شماره 8 دیدگاهتون برداشت میشه که من آن ها را انکار کردم. اگر اینگونه است تکذیب میکنم. بنده آن ها را گرچه ندیده ام اما آنها را همانطور که گفتم گذشته از معبر جهاد اکبر میدانم.
      3- شما تصریح نکردید که به بلوغ فکری رسیده اید اما از کسی که پا در میدان موعظه میگذارد و مخاطبش را اینگونه به زیر نقد می کشد تصور چنین ادعایی را باید داشت :
      «روشنفکری بازی، بازی فراتر از سن و بلوغ فکری شماست .
      احتمالا اینها رو استادتون به شما باید گفته باشه ولی فهمش رو نگفته که تا چه حد می تونه برای شما سخت باشه.»
      4- ایضاً توهین و تحقیر هم آیا از جمله بالا و جملات مشابه درک نمی شود؟ این توقع را از من و دیگر کاربران ندارید که از نیت درونی شما آگاه باشیم و حق بدید که ما مامور به ظاهریم و مجبوریم از همین ظواهر قضاوت کنیم.
      5- درباره بند9 که فرمودید: «من کسی رو تحقیر نکردم و تمام حرفهایم رو بعد از بررسی تمام دیدگاه هاییشان بیان کردم.» باید بگم فرض من هم همین بود و حتی بنده فرض رو بر وارد دونستن تموم انتقاداتتون گذاشتم و بهتره تمام توضیحات دیدگاه قبلی رو دوباره با این فرض بخونید که همه حرفهاتون درست باشه.
      اما حتی اگر تمام اعتقادها، تحلیل ها و حتی تصورهایتان درباره دیگران درست باشد باز هم مجوز ورود به عرصه ظریف ارتباط با دیگران نمیشود.
      شاید حق با من باشد اما نتوانم درست منتقلش کنم. شاید گوهری در دست من باشد اما در حین انتقالش به دیگری از دستم بیفتد و از بین برود و به او هم نرسد. شاید آن دیگری تحمل دریافت آن را نداشته باشد. شاید رفتار من او را نسبت به آن گوهر هم بدبین کند و هزاران شاید دیگر که همه نشان از پیچیدگی این عرصه دارد.
      من همیشه روشم این بوده که اگر ببینم کسی را نمیتوانم یک قدم جلو ببرم اصلا نزدیکش نمیروم که مبادا باعث عقبگردش شوم. فتامل جیداً.
      خدا ما و شما را با اولیایش جمع کند. انشالله.

      1. اهم:حماسه سیاسی یا حماسه اقتصادی گفت:

        سلام. لطفا در بیان دیدگاه ها از احساسات شخصی دوری کنید.
        باتشکر

      2. روزهایی به یاد ماندنی گفت:

        سلام.
        من یه چیزی دیدم که نوشته بودید برادر مهدیان
        «من همیشه روشم این بوده که اگر ببینم کسی را نمیتوانم یک قدم جلو ببرم اصلا نزدیکش نمیروم که مبادا باعث عقبگردش شوم».
        این کدوم یک از علما در مورد امر به معروف گفتن یا آن علمایی که در حوزه تربیت کار کردند این تفکر رو داشتن لطفا بیان بفرمائید.
        دوم اینکه شما که منکر طی کردن ره صدساله رو یه شبه در عملیات ها و شب و رو جبهه ها نیستید که چون فرموده امام (ره )است. و آن هم بدون آن همه ریاضیتی که شما عرض می کنید.

        1. مهدیان احسان گفت:

          سلام
          در مورد اول نیازی به بیان سیره علما نیست چون این یک اصل اجماعی در بین تمام فقهاست که در امربه معروف احتمال تاثیر شرط است. بگذریم از اینکه رابطه بین فقه و تربیت هم مساله ای است که باید تبیین شود و خود نیازمند بحثی مفصل است
          و در مورد دوم نیز موافقم اما شهید واقعی و این جمله همه شهدا را شامل نمی شود(البته تشخیص اینکه کدام شهید شهید واقعی است کار من و شما نیست و بنابراین ما به تمام شهدا احترام می گذاریم چون تکلیفمان این است که بنا را بر صحت عمل افراد بگذاریم اما اینجا بحث رابطه ما با شهدا نیست بلکه می خواهیم تکلیف خودمان را بدانیم که در این مورد بایستی حواسمان باشد)
          حتما شما جریان شهید راه حمار و آن شهیدی که فشار قبر زیادی را داشت چون در خانه اش بدخلق بود شنیده اید. همین دو نقل از پیامبر گرامی اسلام در این موضوع کفایت می کند تا بدانیم مساله به این سادگی نیست و هوشیاری و اعتصام می خواهد.

    2. اهم:حماسه سیاسی یا حماسه اقتصادی گفت:

      سلام.
      لطفا در بیان دیدگاه ها از احساسات شخصی دوری کنید. باتشکر

  11. entezar گفت:

    با سلام حضور همه دوستان
    پاسخ به این سوال چرا بعضی ها عرق می خورند؟!

    با مطالعه مطالب دوستان ریشه های پرداختن به شراب خواری را این گونه می توان دسته بندی کرد ، که عبارتند از:
    1-نیاز2-فراموشی یا به عبارتی خود فراموشی 3-لذت 4-شادی 5-کمبود ایمان 6- غم و غصه و مشکلات زندگی 7-وقت گذرانی 8-بیکاری 9-نبود مهارت تفکر 10-دوری از یاد خدا 11-توهم 12-کاستی عقل 13- عقائد پوچ و …. تمامی نظرات دوستان ستودنی و حاکی از اندیشه و سرشت پاکشان دارد. برای تکمیل به نظرم آمد که این مطلب را به نظرات خوبتان اضافه نمایم.

    بهتر است ببینیم که فرایند شکل گیری یک رفتار یا عملکرد در وجود آدمی چیست؟
    نمی توان برای ریشه یابی رفتار افراد یک نسخه واحد صادر کرد.

    اینکه شما یک کار خوب یا بد را مرتکب می شوید این فرایند در شما بوجود آمده است:
    1- در مورد آن کار (خوب یا بد) فکری کلید خورده است.
    2-فکر بوجود آمده تبدیل به باور شده است.
    3-باور موجود ، احساسی را در شما رقم میزند.
    4-احساس زمینه اساسی شکل گیری آن رفتار یا عملکرد می باشد.

    به طور مثال فرد الف اقدام به مشروب خواری می کند…
    1-فکر اینکه اوقات همراه با نشاطی خواهم داشت اگر مشروب بخورم.(فکر)
    2- یکی از اقدامات مهم در نشاط من مشروب خواری است.(باور)
    3-برآوردن نشاط به من لذت عمیقی می دهد.(احساس)
    4- پس به سمت آن میروم.(رفتار)

    پس با اصلاح فکر و باور میتوان احساس و رفتار فرد را مدیریت نمود.
    چه کسی یا عواملی باعث کلید خوردن تفکر غلط اولیه بوده اند؟
    دوستان ؟ محیط؟ رسانه ها؟ خانواده؟ وراثت؟ و …..

    هیچکدام

    به صورت دقیق میتوان گفت که ضعف من در خود شناسی و خود آگاهی و فلسفه خلقت من و گم کردن مسیر ، وضعیتی را برایم رقم زده است که از ارزش و عزت نفس خودم غفلت کردم. و همین عامل تحت سیطره قرار گرفتن تفکرم نسبت به وسوسه هاست.

    چرا افراد ادرار نمی خورند؟( با کمال عذر خواهی و پوزش)
    چونکه به سلامت و ارزش صحت جسمی خود پی برده اند و باور دارند که ادرار آنها را از پای می اندازد . پس در طهارت جسم خود بسیار کوشا هستند. حتی احساس تنفر نیز دارند.
    پس آنجا که فردی به ارزش وجودی خود پی ببرد ، دیگر به دنبال این گونه رفتار های ضد دین و عقل نمیرود. چو نکه احساس ناشی از رنج و غم از دست دادن رضایت خدا و از بین رفتن گوهر انسانیش او را از پرداختن به هر حرامی باز میدارد.

    1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

      تشکر
      خوب گفته‌اید و بجا.

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال