Google+

» 1-چرایی شرکت در انتخابات(برای تبلیغ و شرکت حداکثری مردم) کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

1-چرایی شرکت در انتخابات(برای تبلیغ و شرکت حداکثری مردم)

نگارش در تاریخ یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰:۴۸ ؛ بازدید: ۹۳۶ بار
دسته: ارسالی دوستان

دوستان چند تا سوال طرح کردم در صورت تمایل کمک کنید برای پیدا کردن جواب منطقی به این سوالات از خودتان یا منابع دیگراز سخنرانی صوتی یامتنی یا سایت و…

باتشکر

قوانین ومعادلاتی که باعث می شود شرکت در انتخابات واجب و مطلوب باشد چیست ؟

منافع شرکت در انتخابات چیست ؟

اگر در انتخابات شرکت نکند چه اتفاقی می افتد؟

جایگزین شرکت در انتخابات چیست ؟

چرا شرکت کردن در انتخابات بهتر از شرکت نکردن یا رای سفید دادن است ؟

ارسال کننده: .. .

موضوع: مناسبت‌ها


1 نفر این مطلب را می پسندد.
(مشاهده همه)


58 دیدگاه

  1. حامد آقای حیدری گفت:

    مگر برای این‎ها کاری داره رای ها رو عوض کنن؟

    1. yegy گفت:

      نه همونطور كه دوره قبل رأي هاي مارو عوض كردند و صدامون به هيچ جا نرسيد……

    2. le گفت:

      سلام من حس کردم این جمله را به عنوان شوخی گفتید(با توجه به سایر مطالبتان در سایت ) برای همین جواب ندام .
      ولی لطفا همه مان جملاتی که در سایت می نویسیم با وضو بنویسیم(به قول استاد معماریانی که در جمع اعضای سایت گفتند و از سایت خواندم)
      چون این نوشته مدت های مدید خوانده می شود در مغز هزاران نفر می رود و به اندازه خودش اثر گذار چه خوب چه بد می باشد (شبکه مسائل دارد )

    3. قاصد روز‌های بارانی گفت:

      من خیلی وقته یکی در میون میام سایت. تازه این نظر و دیدم و متوجه منظور نویسنده نشدم.
      نویسنده محترم(حامدآقای حیدری) منظورتون از این نظر چه بود؟ آیا تصور میکنید که دوره قبل رأی‌ها عوض شد؟ آیا نسبت به انتخابات و نتایج آن بدبین هستید؟
      منتظر جواب‌ها و صد البته دلایل و استدلالتان هستیم.

  2. le گفت:

    یک سوال : چگونه در یک انتخابات به نتیجه می شود اعتماد کرد؟لطفا هر کس هر چی میگه براش دلیل محکم بیاره ومستند

    1. le گفت:

      خواننده گرامی بعد یک مدت بحث کردن در این قسمت سایت یه نتیجه گرفتم که این نتیجه را در ابتدا می گذارم:

      نمی دونم چرا حس می کنم دیگه مثل یه آدم معمولی نیستم شاید یک هفته بشه ،گاهی حس می کنم توی آتش دارم می سوزم شاید بخاطر بحث کردن باشه یه جور دعوا . نمی دونم . بعد یه مدت شاید یه هفته بحث کردن در این قسمت و یه قسمت دیگه از سایت دوستان این نظر را دادن در مورد بحث ها ی سایت که می گذارمش اینجا شاید آبی روی آتش باشه و درس عبرتی برای خودم وکسانی که این بحث ها را می خوانند تا دیگه تکرار نشه نه برای من نه برای دیگران(بد آموزی نداشته باشه )

      احتمالا خیلی از قانون های زیر را نقض کردم که از طرف مقابل بحث(خانمyegyعزیز) وبقیه عذر می خوام:

      دوستان گفتن :
      چقدر خوبه در این گفتگوها اصول دیالوگ کردن رو یادبدیم و یادبگیریم واز همه مهم تر اجرا کنیم!
      منطقی فکر کردن
      دور شدن از تعصب ها برای درک بهتر مطلب
      پذیرش شخصیت طرف مقابل (نه الزاماتاییدحرف های او)
      شنیدن حرف های دیگران ولو با نظر مخالف( نه اینکه ادای شنونده ها را دربیاوریم واقعا بشنویم! )
      احترام متقابل تحت هر شرایطی!
      نگاه هم سطح داشتن نه نگاه از بالا به پایین
      سعی در درک زاویه نگاه طرف مقابل
      خونسردی
      حق پذیری و انصاف
      سفسطه نکردن و به عبارت امروزی نپیچوندن بحث!
      هدف قرار دادن موضوع بحث نه هدف قرار دادن شخصیت همدیگه! این مورد آخر رو من این روزها خیلی بین گفتگوی دوستان در سایت می بینم و واقعا آزرده میشم! :-S
      تا یک جایی همه دارن درباره موضوع بحث گفتگو می کنن ولی از یک جایی به بعد شخصیت و افکار یک نفر میشه موضوع بحث!!! یعنی خودآگاه یا ناخودآگاه هدف ترور شخصیتی(!!) طرف مقابل مان است!انگار از یک جایی به بعد موضوع مهم این میشه که من باید تو رو قانع کنم! یعنی کم کم لحن گفتگو می رود به سمت اینکه “روی تو یکی رو کم می کنم من! ” یا “بیشین سر جات لطفا!!” :-Q ویا >:/ B-( … بمانددیگه !
      انگار که با له کردن “شخصیت” طرف مقابل خودبه خود برتری دیدگاه خودمون رو اثبات کردیم. درحالیکه حق این بوده که حرف اون رو نقد بزنیم نه کل شخصیت اش رو …
      این اتفاق ها مانع ایجاد یک فضای سالم برای گفتگو میشه…

      و یک مطلب دیگه در مورد حق پذیری که دوستان توی سایت گذاشتن :
      متن سخنرانی حضرت امام (ره) در جمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی:

      “انسان ناچار سه جور نظر دارد: یک نظرى که نظر بیطرف است. این یک نظر است‏. یکى هم نظر طرفدارى از یک روش، از یک جریان؛ یک نظرى هم مخالفت با یک روش و یک جریان؛ نظر بیطرف و نظر طرفدارى از یک مسأله و نظر طرفدارى از یک مسئله دیگر. نظرى که حبّ باشد به یک جریانى، یا بغض باشد به یک جریانى، این نظر نمى‏تواند یک نظر سالم باشد؛ حُبُّ الشَی‏ءِ یُعمِى و یُصِمُّ. بغض هم همین طور است؛ نور عقل را خاموش مى‏کند. حبّ مفرط به یک روشى اسباب این مى‏شود که خود آن کسى که حبّ دارد توجهى به این ندارد که از مبدأ حبّ دارد این مطلب صادر مى‏شود و این مطلب حق نیست؛ مطلبى است که از راه حبّ است. و خواه یا ناخواه این نظر، نظر صائب نیست. انسان خودش را نمى‏تواند بشناسد به این زودیها؛ انسان تا آخر عمرش، تا آن وقتى که از این دنیا خارج مى‏شود، گرفتار یک مسائلى در باطن خودش هست که خودش هم نمى‏تواند بفهمد. باید عرضه کند خودش را انسان به کسانى که بى‏نظر هستند.
      اگر نظر از راه حب شد، همیشه دنبال این مى‏ رود که آن مطلبى را که مربوط به آن روشى است که این دوست دارد آن روش را، آن مطلب را، به هر عنوانى که هست ثابت کند، و لو اینکه این عنوانى که هست عنوان خلاف باشد، خلاف اخلاق باشد، خلاف منطق باشد. آنى هم که بغض به یک روشى دارد نظرش نظر سالم نیست، آن هم دنبال این است که آن طرفى که مورد بغض اوست و آن روشى را که نمى‏ پسندد، با هر توجیهى که باشد، آن را تصحیح کند. و لهذا مى‏بینید که یک مطلب، یک امر، از یکى صادر مى‏شود، [در] یک وقت و یک محیط، یک مطلب از یک کسى صادر مى‏شود، یک عمل از یکى صادر مى‏شود، دو طایفه‏اى که یکیشان این را خوب مى‏دانند و دوست مى‏دارند و یک طایفه این را بد مى‏دانند و دشمن مى‏دانند، آن مطلب واحدى که زمانش واحد و همه جهات واحد است وقتى که پیش آنها مى‏رود که مورد محبت هست آن آدم. تمام مطالب او را، و لو مخالف با عقل باشد، و لو مخالف با منطق باشد، مى‏پذیرند و تأیید مى‏کنند، شروع مى‏کنند به اینکه خیر، مطلب همین است. و آن دسته‏اى که با این خوب نیستند اگر یک مطلب خوبى هم این بگوید، آنها دنبال این هستند که نه، این حرف صحیح نیست. این دو نظر را انسان مبتلا به آن هست. نظر بیطرف بسیار کم است.

      یعنى «نظر» بیطرف باشد؛ خود آدم هیچ وقت نمى‏تواند بیطرفِ بیطرف باشد. لکن در نظر دادن حق را ببیند. تحت تأثیر حق واقع بشود؛ این حق چنانچه از دشمن من هم صادر شد، من او را تمجید کنم به عنوان اینکه حق است. و باطل اگر از دوست من هم صادر شد، آن را تکذیب کنم به عنوان اینکه باطل است. و لو در باطن فرض کنید یکى یک روشى را دوست دارد، یکى روش دیگر را؛ لکن در مقام نظر دادن، در مقام مصلحت ‏اندیشى براى کشور یا براى اشخاص، آن نظر حب و بغض خودش را کنار بگذارد، برود دنبال حق و باطل.

      حق هر جا هست باید دنبالش رفت و او را با آغوش باز پذیرفت، و لو بر خلاف نظر خود من هست. و باطل را هر چه هست و از هر کس صادر بشود باید نپذیرفت به عنوان اینکه باطل است. اشخاص و گروهها و اینها را باید کنار گذاشت، حق و باطل را ملاحظه کرد. آن وقت هم براى اثبات حق و ابطال باطل اگر انسان گرفتار بشود به عصبانیت و عرض مى‏کنم غیظ و غضب کردن، نه مى ‏تواند حق را به دست بیاورد؛ و نه مى‏ تواند باطل را ردش کند.”

      1. yegy گفت:

        عزيزدلم شما كار اشتباهي نكردي كه اينجوري داري حرف ميزني تو بحث از اين جور مسائل پيش مياد……
        و اين جمع هم يك جمع كاملا دوستانه بوده اگه حرفي زديم رو حساب دوستي بوده به دل نگير…..
        پس عذاب وجدان و اين چيزارو بزار كنار هرچند از بس ماهي اين اتفاق برات افتاده ولي بيخيال…..
        من هم از شما و همه دوستان مجددا عذر خواهي ميكنم……

      2. le گفت:

        سلام :)
        یه فکری به ذهنم رسید یه ایده که آنرا بیان می کنم :

        میشه مطالب و بحث های پایین به یه دوره آموزشی بحث کردن صحیح تبدیل بشه
        به این ترتیب که جلوی هر نظر من که در مقابل نظر طرف بحث داده ام شما نظر بدید و بگید که مثلا اینجا این خطا صورت گرفته مثلا اینجا با گفتن این جمله شما سفسطه کردید و موضوع را پیچوندید یا اینجا ترور شخصیت طرف بحث را کردید یا اینجامنطقی حرف نزدید این متعصبانه است و….
        از همه دوستان مخصوصا
        از خانم hamrahعزیز و آقای m-h-gh(که زحمت دو مطلب ارزشمند بالا را کشیدند)در صورتیکه حوصله یا وقت دارند یا با این ایده موافقند و آنرا درست و به صلاح می بینند دعوت به عمل می آورم که روش بحث (منظورم محتوانیست )مطالب پایین را غلط گیری و تصحیح کنند.

        1. hamrah گفت:

          دوست خوبمle جان! منم با نظر آقاي نامور موافقم… گذشته ها گذشته… همه اين ها بايد كمك كنه بهتر و بيشتر يادبگيريم نه اينكه سخت بگيريم!
          البته واقعا ارزشمنده كه اينقدر پيگير و به دنبال يادگيري هستين. من هم واقعا در اين زمينه متخصص نيستم فقط در حد تذكر يك مطلب كلي گفتم كه اصلا منظور خاصي هم روي فرد خاصي نداشتم.
          بهترين كار به نظر من اينه كه همه مون يك سرچي درباره اصول گفتگو و ديالوگ كردن بكنيم و اجراييش كنيم.
          بهترين كسي كه مي تونه به آدم كمك كنه، خودشه! مي تونيم همه مون به نظراتمون نگاهي بندازيم و خودمون اصلاحاتي براشون انجام بديم . اين جوري جو سايت هم خوفناك نمي شه!! ;)

          1. le گفت:

            انشاءالله :)

      3. نامور گفت:

        اینها سوء برداشت‌هایی بود که نتیجه اشتباهات ارتباطی برخی دوستان بود. لطفاً به منفی‌ها دامن نزنید.

        1. le گفت:

          ok ،از خدامه

  3. yegy گفت:

    زمانی که جامعه بر اصل صداقت اعتماد پیش میرفت اعتماد به نتیجه معنا داشت ولی حالا که….. هیچ اعتمادی نیست و از امکانات تمام مردم به نفع خودشون استفاده میکنن پس نباید اعتماد کرد و ما چه رای بدیم چه ندیم اونا کسی رو که به نفع خودشونه میارن رو گود……
    پس برای سیاه شدن شناسنامه ها کاری اداری و دولتی مجبور به رای دادنیم نه دفاع از جامعه چون این یه معادله از پیش تعیین شدس….

    1. نامور گفت:

      اگر نظر بدم، ممکنه احساس کنید همیشه با شما مخالفم؛ اما واقعیت اینه که چیزی که اعتماد رو در جامعه کمرنگ کرده، حرف‌های بی‌سند و بی‌پایه و عمدتاً احساسی‌ای است که معمولاً هم مال خود گوینده نیست، هم سازنده نیست.
      بهتره اگر چیزی شنیدیم، نه متعصبانه ردش کنیم و نه چشم‌بسته تأیید و تکرارش کنیم.

    2. ساعد عاشوری گفت:

      1. به نظرم ادعای شما به عنوان یک فرضیه قابل بررسیه. دلیلی هم برای اثبات مدعای خودتون دارید؟
      2. وقتی “اونا کسی رو که به نفع خودشونه میارن رو گود” و ما برای نفع خودمون شناسنامه‌هامونو سیاه می‌کنیم، به نظرتون چه فرقیه بین ما و “اونا”؟

    3. le گفت:

      نقل قول از شما
      “زمانی که جامعه بر اصل صداقت اعتماد پیش میرفت اعتماد به نتیجه معنا داشت ولی حالا که….. هیچ اعتمادی نیست و از امکانات تمام مردم به نفع خودشون استفاده میکنن پس نباید اعتماد کرد و ما چه رای بدیم چه ندیم اونا کسی رو که به نفع خودشونه میارن رو گود……”

      چه زمانی جامعه بر اصل صداقت پیش می رفت ؟بعدش چی شد که یه دفعه عوض شد ؟
      آیا موسوی و خاتمی جزء یک حزب هستند و اهدافشون مشترکه ؟اگر بله آیا وقتی خاتمی انتخاب شد مردم طرفدار حزب دیگر گفتند که تقلب شده در انتخابات ؟آیا وقتی خاتمی یا هاشمی انتخاب شدند می شد به نتیجه انتخابات اعتماد کرد اما وقتی موسوی نشد اصل صداقت جامعه از بین رفت ؟

      شما ادعا می کنید که تقلب در انتخابات صورت می گیره و رای گیری صوری است اما آیا واقعا تحقیق کردیم که این ادعا صحت دارد یا نه؟آیا مستنداتی وجود دارد که تقلب را اثبات کنداز سوی خود طرفداران موسوی؟چطوری می شود امانتداری در حفظ آراء مردم را اثبات کرد؟ باز هم سوالمو تکرار می کنم در یک انتخابات هر جای دنیا با هر شرایطی چه زمانی که اصل صداقت در جامعه جاری باشد چه نباشد چگونه و با چه تمهیداتی می شود به نتیجه آراء اعتماد کرد؟اگر از هیچ راهی نمی شود به نتیجه اعتماد کرد چطوری اصلا در دنیا انتخابات برگزار می شود؟یا فقط در سایر کشورها اصل اعتماد جاریست و رای ها حفظ می شوند اما در ایران هرگز راهی وجود ندارد ؟روی چه حسابی این اتفاق می افتد؟چطوری این اثبات می شود؟آیا اصلا انتخاباتی مثل انتخابات ایران که تک تک مردم حق رای دارند وجود دارد؟آیا همیشه وقتی کاندیدای مورد نظر ما رای نیاورد باید کل کشور و دولت را زیر سوال برد که متقلبند؟بالاخره که یکی رای می آورد دیگر مثلا اگر موسوی انتخاب می شد طرفداران احمدی نژاد باید می گفتند کشورودولت متقلب هست ؟برای آقای خاتمی که نگفتند این اتفاق افتاده.چرا تقلب نکرند که خاتمی رای نیاورد؟مگر نماینگان کاندیداها در شمردن آرا ء حضور ندارند؟مگر بعد اعتراض آراء را دوباره نشمردند؟آیا به هیچی اعتماد ندارید؟روی چه حسابی به هیچی اعتماد ندارید؟آیا روش به هم ریختن بازی در صورت برنده نشدن منطقی است ؟

      یه سری از تمهیداتی که در نظر گرفته شده تا تقلب صورت نگیرد اینه :
      در مراکز جمع آوری آراء نماینده خود کاندیدا حضور دارد تا زمان شمرده شدن آراء
      سه نفر هیات نظارت شورای نگهبان
      4نفر از طرف فرمانداری
      بازرس وزارت کشور
      نیروهای امنیتی

      1. yegy گفت:

        سلام دوست خوبم
        بله اعتماد وجود داشت درست تا همون حول و هوش زمان اقاي خاتمي….
        جناب خاتمي و موسوي يك جور بودند پس همون طور كه جووناي سال خاتمي خييييييييييلي خيييييلي خراب شدند. بخصوص دانشجو هاشون اگر موسوي هم ميومد اوضاع افتضاح تر از قبل بود و ميشد هرج و مرج ديگه من دختر شايد به ديده اونا ازادي داشتم ولي به ديد اسلام زنداني محض بودم…..
        من وكيل مدافع موسوي و امثال ايشون نيستم من دبال حقم دنبال افرادي كه بيان جامعه اسلامي رو رويه ريل مذهبمون راه ببرن من اين و ميخوام پس از حرفام برداشت اشتباه نكنيد لطفا……
        اقاي احمدي نژاد فوق العاده بي سياست بودن سرشون گرم چيزايي كردن كه ربطي به اوضاع روز مملكت نداشت…..
        ايشون از دل مردم اومدن ولي تا اومدن يادشون رفت همه چيو…..
        سياست امثال ايشون رو ميخواد كه سر گرم حواشي بشه و خودشون به كار هاي خودشون ادامه بدن بدون دخالت كسي…….
        اين سياست روز اينجاست…….
        دلسوزي نداره واقعا؟؟؟!!!!!!
        جانعه اي كه تا ديروز همه چيزش دانشجو ومحصل بود امروز روزي يك ساز ميزنه برايه اين قشر و هر قشرو يك جور ازار ميده….. اينا لطف نيست ….

        1. le گفت:

          نقل قول از شما: “سیاست امثال ایشون رو میخواد که سر گرم حواشی بشه و خودشون به کار های خودشون ادامه بدن بدون دخالت کسی…….
          این سیاست روز اینجاست……”

          این جمله احساس شماست یا براش مستند دارید؟اگه احساسه که گفتم حس خطا می کنه . اما اگه مستند دارید مثل اتفاقاتی که در جامعه افتاده که واقعا ناشی از این چیزی که می گید هست بگید با دوستان و تحقیق بررسی کنیم واقعیت همینه یا نه .

          1. yegy گفت:

            عزيزم همينطور كه اقاي احمدي نژاد اومد و تورم اورد و مسكين و مسكين تر و بي نياز رو بينياز تر كرد و مردم رو سرگرم اين چيزا شدند و يادشون رفت از نياز هاي خودشون و مملكتشون……
            و سياست هم دنبال مشكلات شخصي بجاي جامعه بود…..
            اينم دليله منه

            1. le گفت:

              دوباره سلام :
              ببخشید سیاست که آدم نیست ،شفاف صحبت کنید منظورتان کیه مثلا رهبر؟رئیس جمهور؟نمایندگان مجلس ؟وزرا ؟
              دقیقا چه کسی با انجام چه کاری (مستند بگید نه از روی شنیدن از این وان)می خواهد مردم را مشغول کند وخودش به کار خودش بپردازد؟و شما چگون از این انگیزه درآن شخص مطلع شدید؟
              اینکه احمدی نژاد آمد وتورم آورد
              آیا واقعا احمدی نژاد تورم آورد؟
              با انجام چه کارهایی تورم آورد؟
              چرا این کارها را کرد؟انگیزه اش چه بود؟
              دقیقا چه افرادی با این انگیزه که مردم مشغول مسائل معیشتی شوند این مسائل را برای آن ها بوجوآورده؟
              وضع بد اقتصادی که مختص ایران نیست سراسر جهان درگیرشه

            2. yegy گفت:

              سلام عزيزم
              ديگه قصدشو برو از خوده احمدي نژاد بپرس……
              ارن كه به فكر من و تو اين مردم نيست كه خودش رسيد به جيب دولت و فراموش كرد همرو با حرفاش از روي بي سياستي تنها منبع در امد ما ( فروش نفت) كنسل كرد….. باعث تحريم شد ايناها باعث گروني و تورم شد…..
              منظور از سياست يني وزيران و نمايندگان……
              من هميشهاز بحث سياسي متنفر بودم اما الان مجبورم از حرفام دفاع كنم
              من با بعضي از اين نمايندگان و وزيران بازديد داشتم و گاهي دارم….
              حرفام حرفاي اوناست ضبط. نكردم صداشونو ديگه نميدونستم يه روز لازم ميشه…….

    4. le گفت:

      نقل از شما: “برای سیاه شدن شناسنامه ها کاری اداری و دولتی مجبور به رای دادنیم نه دفاع از جامعه چون این یه معادله از پیش تعیین شدس…”

      بر فرض که به قول شما از پیش تعیین شده باشه :
      آیا می دانید شرکت حداکثری مردم چه آثاری برای خود مردم و استقلال و عزت مردم کشور و اسلام و انقلاب داره؟آیا خطراتی را از ملت ایران در این عرصه جهانی و این حمله های نظامی و ناامنی جهانی نداره؟
      آیا شرکت با این هدف و برای دستیابی به این هدف خودش به تنهایی کافی نیست ؟(یعنی حفاظت از استقلال و منافع ملت و کشور ایران )
      وقتی کمی از بالا وقایع را نگاه کنیم و ارتباطات و معادلات جهانی و بیرونی را هم در نظر بگیریم و به اختلاف و جبهه گیری با یکدیگر نپردازیم (نه اینکه اشکالات را رفع نکنیم )با خون خود رای می دهیم نه برای کارهای اداری

      1. yegy گفت:

        درسته كه ميگم اين يه معادله از پيش تعيين شدس ولي ديديد كه گفتم حتي براي سياه شدن شناسنامه ها هم بريد راي بديد چه بسي راي سفيد من از ايران دفاه ميكنم به قول اقاي خامنه اي با شركت در انتخابات اونم باشكوه حتي اگه بهش شك و ترديد داريد باعث ميشه كه دشمن به هدفش ( نرفتن مردم پاي صندق هاي راي و گوش ندادن به ولايت فقيه)
        نرسه…… اين باعثه خوش حاليه ماست من هم اگر تا اون موقع به كسي كه الان انتخابش كردم (اسم نميبرم يه وقت تبليغ نشه) كاملا شناخت پيدا كردم بدون نقص ديدمشون راي ميدم والا سفيد ميدم رايم رو….
        ما بايد به نفع ايران كار كنيم نه ضررش….. حرف ها و اهداف من هم سر همينه موفقيت ايران و ايراني و توجه بهش……

  4. hamrah گفت:

    يك بحث شرعي شركت در انتخاباته كه اگر واجب شد شركت مي كنيم! ولي در بحث انتخاب يك نفر به عنوان رئيس جمهور، اگر تحقيقاتم به جايي نرسه دارم به اين فكر مي كنم كه در انتخابات شركت كنم ولي با راي سفيد! سفيد سفيد!!!دلم نمي خواد “حمال صحبت هاي ديگران بشم”. ديگراني كه 4سال بعد از انتخابشون عملكرد واقعيشون معلوم ميشه. بعد آدم احساس غبن ميكنه كه چرا خودم رو خرج يه هميچين آدمي كردم! البته هنوز به نتيجه خاصي نرسيدم…….

    1. yegy گفت:

      دوسته من راي سفيد هم نظره جالبيه ولي اگه همه ما جمع شيم و به يك نفر راي بديم ( همه ملت ها) اون بالايي ها يكي ديگه رو بخوان اون يكي ديگه مياد رو كار مطمئن باش

      1. محمدرضا تفقدی گفت:

        بسم الله
        چند مثال نقض:
        امام خمینی 100 در 100 بنی صدر را می شناختند حتی موقعی که می خواست کاندیدا شود به او گفتند که تو که اصلا ولایت و انقلاب را قبول نداری (نقل به مضمون) چرا می آیی؟
        اما به رای مردم احترام گذاشتند و او را پذیرفتند.
        رهبری هم با مشی آقای خاتمی موافق نبودند اما چون مردم ایشان را انتخاب کردند پذیرفتندشان.
        ***
        بعد از انتخابات 88 نمایندگان سران فتنه با آقا دیدار کردند. وقتی که کمی دست و پا زدند که مثلا تقلب شده و به آنها پیشنهاد شد که هر کدام از صندوق ها را می خواهید به دلخواه باز کنیم و باز خوانی کنیم. در انتها گفتند ما خودمان می دانیم که تقلب نشده اما می گوییم احمدی نژاد نباید رئیس جمهور شود و به درد این کار نمی خورد. پس انتخابات را باطل کنید.
        آقا خیلی قاطع فرمودند: رای مردم مهم است و محترم همانطوری که دیگران با رای مردم آمدند و من قبول کردم ایشان را هم با رای مردم قبول می کنم.

        1. yegy گفت:

          بله امام خميني همونطور كه گفتم فردي تكرار نشدني در هالم بشريت بودند و جناب خامنه اي هم خيلي تلاش داشتند كه خودشون رو مثل ايشون كنند و در دل مردم اونطور جا باز كنند ولي موفق نشدند……
          گفتم تا حول و هوش زمان خاتمي درسته كه اعتماد بود ولي مردم اون زمان به اشتباه جامعه رو به دست ايشون سپردند و چه بلاهايي سر اين مردم و ملت نياوردن…….
          اما اقاي خامنه اي با احمدي نژاد مخالفت چندتني نداشت چون يكي ميخواست مثه ايشون
          امثال هم كه انگار ميخوان به جور ديگه ماهارو بهم بريزن به احتمال زياد مشايي رو ميارن رويه كار با اون افكار و عقايد……. فقط براي اين كه سر رئيس جمهور مردم گرم چيز هاي جديد باشه و از اوضاع روز وكاراي اونا غافل باشن

          1. محمدرضا تفقدی گفت:

            بسم الله
            هم زمان آقای خاتمی و هم زمان آقای احمدی نژاد رهبری و سکان جامعه دست آیت الله خامنه ای بود. به قول شما یکی را قبول داشتند دیگری را نه اما در هر دوحال نظر مردم را تایید کردند. مطمئن باشید اگر در سال 88 آقای موسوی رای می آورد باز رهبری قبول می کردند.
            در محبوبیت ایشان حماسۀ 9دی کفایت است. خود من از شرکت مرخصی گرفتم و رفتم، از کوچک و بزرگ آمده بودند و از دوستانم در شهرهای دیگه هم فهمیدم که همه جا همینطور بوده. به دنبال آن در 22 بهمن همان سال مردم ارادت خودشان را به رهبری نشان دادند.

            1. yegy گفت:

              من هم با افتخار تو تظاهرات ٩دي شركت كردم…..
              من اصلا بحثم سر اقاي موسوي سال٨٨ نيست من خودم جز مخالفين اصلي ايشون بودم…..
              اصلا ايشون راي چنداني بين ملت نداشتن عده ي كمي بودند كه خدارو شكر رايي هم نياوردند…..
              بحث من سر بي اعتمادي جامعس نه چيز ديگه….

            2. محمدرضا تفقدی گفت:

              بسم الله
              احسنت در 9دی همه به حمایت از رهبری رفته بودند.
              پس شما هم ولایتمدارید :-*
              جامعه از نظر شما به کی بی اعتماد است؟

            3. yegy گفت:

              مرسي، جامعه به خودش بي اعتماده اخه مسئولين و همين مردم عادي حتي خودمون باعث اين بي اعتمادي شديم اين كه هركس به فكر خودشه…..
              ولي سياسيون كه نقش پررنگ تري دارند وقتي ميبينيم فقط شعار ميدن و عمل نميكنن وقتي ميبينيم منافع شخصي براشون برتري داره تا ديگر چزا…… ايناس كه بي اعتمادي مياره

            4. محمدرضا تفقدی گفت:

              بسم الله
              زمان حضرت علی علیه السلام و زمان حضرت پیامبر صلی الله علیه واله هم کسانی از زیر مجموعه بودند که خطا داشتند.
              پس همه را با یک چوب نرانیم.

            5. yegy گفت:

              اره ولي نميشه كه بهشون بگيم معصومند شايد انسان درستي باشن ولي……

      2. hamrah گفت:

        :-??
        چي بگم والا!! بگم راست ميگي يه جور بد ميشه بگم نه اشتباه ميكني، يه جور ديگه بد ميشه!!
        كلا قضيه كمي خوفناكه و بنابراين بهتره اينقدر قطعي راجع بهش نظر نديم! چون واقعا بايد مطئن بود و حرف زد!

        1. yegy گفت:

          تحقيق كن تا مطمئن شي دوسته من حرفاتو بزن ترسي نداشته باش براي حرف زدن….

          1. hamrah گفت:

            بحث ترسيدن و نترسيدن از حرف ملت نيست!آدم اصولا بايد از وجدانش بترسه! [-X ميدوني كه مطمئن حرف زدن نياز به مدرك، سند و پشتوانه محكم داره!! اگه شما همه اين ها رو داري خوب بيا اقدام به براندازي نظام كنيم همه باهم!!!! 8-> كلي هم خوش ميگذره!
            اين ساده انگاريه اگر بخوايم از روي شواهد غير قطعي و شايد مبهم به نتيجه قطعي و واضح برسيم! چطور مي توني براساس حرف ها( صرفا حرف هايي كه سندي براش وجود نداره) نتيجه گيري كني؟ اصولا احتياط در نتيجه گيري حكم عقله!
            چيزي كه ما داريم مي بينيم لايه هاي روييه
            سياسته… اعماقي داره اين سياست براي خودش كه ديگه بماند! B-)

            1. yegy گفت:

              حرفايي كه ميزنم از سياسيونه بهارستانيه……
              گفتم شايد به منم وارونه جلوه دادن و بايد يكم تحقيق كنم
              ولي براي خودت گفت هميشه سعي كن حرفاتو بزن بخصوص بحث به يقين رو…..

            2. le گفت:

              سلام من از بالا تا پایین این مطلب (چرایی شرکت در انتخابات )را خواندم تا ببینم وقتی یه نفر می یاد می خونه چی می بینه و چی کم داره تا حرف های لازم زده بشه و کسی با خواندن مطالب منحرف نشه (حتی به اندازه ذره ای )یا ناراحت یا ابهامی از خواندن نظرات من نداشته باشه .
              برای همین الان این حرف را لازمه دوباره بزنم :

              چون با گفتن این جمله : “ولی برای خودت گفت همیشه سعی کن حرفاتو بزن بخصوص بحث به یقین رو”
              به دیگران هم توصیه می کنید مثل کاری که شما کرده بودید (انشاءالله با کسب تجربه اصلاحش خواهیدکرد)یعنی غیبت و تهمت انجام دهند؟
              اگه یقین نداریم و حرفی بزنیم میشه تهمت . تهمت و گناه که شاخ و دم نداره.
              حتی اگه ما یقین داریم فلان شخصیت حکومتی از نظر فردی (مسائل شخصی )مشکل داره کی گفته حق داریم بگیم ؟
              ما باید دلسوز خودمان باشیم و کارهایی که وحدت را به هم می زنه (مثل غیبت وتهمت )انجام ندهیم . هرکس هر جا هست وظیفه خودمونو انجام بدیم

      3. le گفت:

        شما باز هم حرف خودت را بی سند می زنی و هرچی ما می گیم اثبات کن روی چه حسابی این حرف را می زنی فقط یه چیزو تکرار می کنی وآب پاکی را می ریزی و حکومت کشوررا زیر سوال می بری بدون هیچ دلیلی .اینطوری دنبال حقی ؟

        1. yegy گفت:

          اره دنبال حقم و تنها دلايلم بعضي از وزيران…..
          چطوري بيارم حرفاشون رو براي شما؟؟؟؟!!!!!
          شما هم الكي دنبال محكوم كردن منيد چون مخالفيد با افكار من……

          1. le گفت:

            من از همه افکار شما خبر ندارم . و باید هدفم رسیدن به حقیقت باشه .
            زاویه دید شما متفاوت با زاویه دید منه شما حالت کوبنده نسبت به مسئولان نظام دارید و کل نظام را باطل اعلام می کنید(نمی کنید؟) و دیگران را نا امید از شرکت در انتخابات کردید و تیکه انداختید. می خوام حرف شما را بفهمم چی می گید ؟
            چقدرش واقعیت دارد چقدرش ندارد؟
            شما الکی دنبال محکوم کردن نظام نیستید؟
            آیااشکالی داره حرف وزیر و نامش را بگید (در صورتیکه واقعا مطمئنید این را گفته ) تا من خودم پیگیری کنم واقعیت دارد یا نه(البته از مواردی که به صورت علنی خودش در جامعه گفته و نظر رسمی اش است نه چیزهای خصوصی )

            این حرف ها که فلانی می خواد خودشو محبوب کنه و.. حرف های احساسیه و به درد نمی خوره مگه این که براش سند بیاریم و استدلال منطقی کنیم طبق این کار این کار شد.تازه گیریم که همچنین چیزی صحت داشته باشه و تهمت نباشه. چرا غیبت بکنیم؟ چرا دید جامعه را نسبت به رهبر جامعه بد کنیم ؟ چطوری اثار حرف مان را در سایت جبرانش کنیم ؟باید با احتیاط حرف زد با ترس و دقت پای آبرو وسرنوشت درمیونه بحث فردی نیست مسائل کشور ما به کل جهان ارتباط و اثر بالایی داره .

            راستی صحبت های شما با آقای تفقدی کجاست ؟دیروز هم گفتید پیدا نکردم

            1. yegy گفت:

              همين جا چرايي شركت در انتخابات و كانديداي رياست جمهوري هستند ايشون….. توش حرف هاي من با اقاي تفقدي راجع به رهبري هست…..
              عزيزم حرفايي كه ميگم شنيدم تو يك جمع كاملا دوستانه و گاهي خانوادگي بوده شما از كجا ميخواي بري دنبالش بگردي؟؟؟!!!
              اين كه انقد كنجكاوي خوبه. ولي من هيچ دشمني با نظام و سياست ندارم كه بخوام دروغ يا تهمت الكي بزنم……

            2. le گفت:

              چه حرفی دروغه ؟چه حرفی تهمته ؟
              چه حرفی لزوم داره گفته بشه ؟

              میگن بین حق و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است فاصله بین چشم وگوش . هر چی را با چشم خودمان ببینیم میشه مطمئن شد باطله نه هرچی را بشنویم….

              شما خودتان هم خوشبختانه گفتید شک کردید و باید برید روی شنیده هاتون تحقیق کنید.
              ومن نمی گم که هیچ اشکالی در کشور وجو دنداره من می گم ما ملت هستیم و رهبرمان که انقلاب کردیم و اسلام را می خواهیم دین را می خواهیم اما بعضی ها که به حق خودشان قانع نیستند طمع به ثروت سایر کشورها دارند وکل دنیا را مسخره خودشان کردند و میخوان ملت ها را رام خودشان کنند مزاحم ما هستند هزاران طرح و پروژه دراز مدت هم کشیدن واجرا می کنن برای تفرقه و خراب کردن . ما ها سعی در حفظ نظام و حکومت مستقل خودمان (حداقل با این هدف )و حفظ حکومتی که سعی دارد اسامی باشد بکنیم و با گفتن حرف های بی پایه و اساس (تهمت )یا با پایه و اساس (غیبت )که باعث تفرقه می شه خون و ناموس و ثروت ملت را در معرض خطر قرار ندهیم .(امنیت به خطر بیفته همه این ها به باد می ره )

            3. yegy گفت:

              دروغ و تهمت چيزيه كه نبايد گفته بشه ولي هر چيزي كه به ما خوش نيومد رو نبايد بگيم دروغ و تهمته…..
              و هر حرفي كه ازت سوال ميشه و به خودت و شخص مقابل ضرري نميزنه بايد پاسخ داده بشه……

    2. le گفت:

      آیا واقعا پیدا کردن اصلح مشکله ؟ما به وظیفه مان عمل می کنیم تحقیق و مشورت و…بعد تصمیم می گیریم .خدا خودش می دونه ما حداکثر تلاشمان را کردیم که اصلح را انتخاب کنیم اگر بعدا بد درآمد دیگه باز هم تقصیر ماست ؟من که فکر نمی کنم
      آیا مطمئنی که سفید دادن از رای دادن به کسی که بین بدو بدتر انتخابش کنیم بهتره؟نتایج رای سفید در انتخابات چیه ؟باید سوال کنیم کار درستیه یا نه .شاید مثل اصل قضیه رای ددن واجب باشه که به یکی هم رای بدیم نه واجب البته من نمی دانم ولی این احتمال را هم باید در نظر بگیریم .

      1. hamrah گفت:

        1)درباره اصلح كه:
        بله كه مشكله! چرا كه نه!قضيه اينه كه:
        گفتند يافت مي نشود گشته ايم ما…
        گفت آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست!!! 8->
        2)درباره “يعني اگر بعدا بد از آب دربيايد تقصير ما است؟؟” فكر مي كنيد واقعا تقصير ما نيست؟؟ يعني راي ما سبب روي كار آمدن او نشده؟ هر تصميمي كه ميگيرد به پشتوانه
        راي ما نيست؟پس به نظر من بايد خيلي دقت كنيم تو انتخاب مون…
        البته اگر واقعا با راي و تحقيق به نتيجه برسيم كه فلاني اصلحه وخوبه كه مشكل حله ديگه. ولي … ولي اگر به نتيجه اي نرسيديم اون وقت وسوسه انتخاب بين بد و بدتر اپيش مي آيد …

        البته كه هنوز من به نتيجه قطعي براي سفيد دادن نرسيدم ولي ترجيح ميدم اگر به نتيجه اي نرسيدم به انتخاب بين بد وبدتر تن ندم!! اگر همين يك راي من موثر باشه و باعث روي كار امدن فردي بشه ترجيح ميدم با سرنوشت يك ملت بازي نكنم!!! حداقلش مسئوليت راي و انتخاب خودم رو دارم ديگه!

        1. le گفت:

          سلام :)
          منظورم از مشکل بودن محال بودن بود که فکر نمی کنم باشه.
          2- البته که مسئولیت رای خودتان را دارید برای همین سوال من اینه که : آیا همانطور که رای دادن واجب شرعی هست ممکن نیست که انتخاب یک نفر هم واجب شرعی باشه حتی بین بد وبدتر ؟ این را باید از متخصصین سوال کرد منم جوابشو نمی دانم از طرف هر دو نظر مطالبی شنیدم که نمی دانم کدامش درسته.
          ما باید به وظیفه مان در مورد همین یک رای به نحو احسن عمل کنیم

  5. m-h-gh گفت:

    به نظر من حرف تمامی دوستان درسته.

    هم شرکت در انتخابات درست است و هم عدم شرکت در انتخابات!
    هم رای سیاه دادن (!) درست است و هم رای سفید دادن!
    هم انتخاب بین بد و بدتر درست است و هم انتخاب نکردن!

    چیزی که به نظر من غلطِ ، احساس بی تفاوتی نسبت به سرنوشت جامعه و کشوری هست که در اون زندگی می کنیم.
    یعنی اونی که در انتخابات شرکت میکنه اگر به نیت تاثیرگذاری در سرنوشت کشورش باشه کارش ارزشمنده، همین طور اونی که شرکت نمیکنه! وگرنه کار هیچکدوم ارزشمند نیست. چه اونی که برای یک مهر ببیشتر در شناسنامه رای میده و چه اونی که برای پُز اپوزوسیون بودنش رای نمیده!

    مهم بی تفاوت نبودن به سرنوشت جامعه و کشور هست. چیزی که متاسفانه این روزها زیاد در اطراف خودم میبینم!

    1. نامور گفت:

      یکی از ویژگی‌های ظاهراً مثبت شما همینه که ازنظر شما همه‌چی درسته.
      حالا اگر لطف کنی و برای ما هم بگی که چطور می‌شه که بی‌تفاوت نباشه و حاضر به رأی‌دادن هم نباشه؟ حرف مدیر و رهبر این نظام براش مهم نباشه؟

  6. m-h-gh گفت:

    بله! همه چی الاّ خطوط قرمزی که شما میکشی! :-D

    کسی که اعتقادی به این نظام نداره.
    یه همچین شخصی شرکت در انتخابات رو تایید نظام میدونه بنابراین شرکت نمی کنه و چه بسا دیگران رو هم به این کار تشویق کنه.
    برای یه همچین شخصی سرنوشت کشور و ملتش مهمن و تنها راه نجات کشورش رو تغییر نظام حاکم بر اون میدونه! (زرشک!)

    این میشه شخصی که به سرنوشت کشورش اهمیت میده.

    1. yegy گفت:

      اصلا هم اينطور نيست……
      خيلي كم اند اونايي مه با نظام مخالفن كه تقريبا جز قديمي ها يا غرب زده ها هستن….
      كه راي نميدن و به بقيه هم پيشنهاد ميكنن راي ندن……

      1. m-h-gh گفت:

        اصلا هم چطور نیست!؟ :-?

        بنده در مورد تعداد مخالفان نظام و ماهیتشون نظری ندادم. دادم!؟

        من گفتم یه عده هستند در همین مملکت که من و شما هم درِش زندگی می کنیم با یه همچین تفکری، همین.

    2. نامور گفت:

      نظر اولت که مهم نیست.
      اما دومی هم یک تفکر میهن‌پرستانه است که همیشه درست نیست (مثل الآن، توی ایران). فقط یک مغزفندقی می‌تونه اینجوری فکر کنه. اگه کسی سرنوشت کشورش براش مهم باشه، می‌فهمه که کدوم نظام داره به‌نفع کشورش عمل می‌کنه و کدوم نظام به‌ضرر کشورش.
      اون‌هایی که شما ازشون حرف می‌زنی، این کسایی نیستن که حرفشون بی‌پایه و اساس باشه. اگه ازشون بپرسی که به‌جای نظام فعلی کشورت چه نظامی رو می‌طلبی و بهتر می‌دونی، می‌فهمه چی بگه.
      اما الآن این حرف‌ها، بلانسبت خیلی‌ها، برای بعضی، شده نشخوار سیاسی، اجتماعی، فرهنگی.

      1. m-h-gh گفت:

        من واقعا متوجه این جوابیه ی شما نشدم!

        میشه بیشتر توضیح بدین؟

    3. le گفت:

      سلام
      منم اول داشتم به این فکر می کردم که کسی که از حکومت راضی نیست و مثلا می خواد اسلام نباشه (خدای نکرده )خوب برای براندازی حکومت اسلامی رای نمی ده مثل کسی که در حکومت لائیک یا شاهنشاهی یا و..زندگی میکنه و ان را نخواهد و برای سرنگونی اش و ضربه زدن به آن فعالیت کند و رای ندهد .
      اما آیا اینجا قضیه متفاوت نیست ؟این فرد که اسلام را نمی خواهدیا حکومت لائیک را نمی خواهد یا شاه را نمی خواهد یا از روش حکومت داری و افراد سر کارش راضی نیست اگر بنشیند فکر کند اوضاع جهان را ببیند خطرات و تهدیدات ،همسایه ها ،عاقبت سایر کشورها که وحدت ندارند ودر طرح امریکا قرار گرفتندو دولت ها و…آیا بازهم حداقل برای حفظ استقلال وامنیت ملتش (با هر حکومتی )حفظ جان ومال وناموس…ملت لازم نمی داند در انتخابات شرکت کند؟اگر شرکت نکند این ها همه به خطر نمی افتند ؟میشه دقیقتر هم بحث کرد و سوالات دقیقتری طرح کرد اما الان اطلاعاتم اینقدره با توجه به عاقبت ها و سرگذشت ها و وقایع ملت ها وجهان

      این جمله :”مهم بی تفاوت نبودن به سرنوشت جامعه و کشور هست. چیزی که متاسفانه این روزها زیاد در اطراف خودم میبینم!”
      از دو زاویه نظر می دم :
      یکی این که این حداقل هست که بی تفاوت نباشیم به جامعه حداکثر اینه که جهاد و تلاش کنیم برای جامعه وکشور عدم بی تفاوتی توقع پایینی از جوانان است .نیست ؟
      و دوم این که در عمل ما باید به این بپردازیم که چگونه دیگران را از بی تفاوتی نسبت به انتخابات (در این زمان )در بیاریم و حضور حداکثری در انتخابات داشته باشیم ؟
      و در ادامه برای یه نتیجه عملی گرفتن از بحث این مطالب را می گم :
      دیروز سرکلاس گفتن
      رفتارهای ما تابعی از افکار ما هستند
      افکار ما تابعی است از زاویه دید (نگرش )ما

      زاویه دیدصحیح در این موضوع (انتخابات )چیست ؟
      چگونه این زاویه دید را ایجاد کنیم ؟
      این ها ربپرسیم ازشون و خودمون هم جواب هایش را پیدا کنیم
      حکمت شرکت در انتخابات چیست؟ منافع شرکت در انتخابات چیست؟آیا شرکت در انتخابات ضرردارد برایشان ؟مردم سایر کشورها چگونه با انتخاباتشان برخورد می کند و غیرت به خرج می دهند؟

      والسلام

    4. le گفت:

      نظرمو در مورد این نظر گفتم اما برای احتیاط دوباره اینجا هم می گم :
      اون فرد اگه به فکر مصلحت کشورش باشه باید دیدش را باز کنه و همه وقایع جهان را باهم ببینه جریان ها را ببینه تاریخ را ببینه و فکر کنه در حال حاضر از بین بردن حکومت بهتره و همسو شدن با امریکا و اسرائیل یا موندن حداقل یه حکومت مستقل که کم کم تغییرش بده و به دلخواه خودش دربیاره؟اگه با محاسبه همه جانبه و دقیق به اینن نتیجه رسیر که دست به یکی شدن با دشمان نظام به نفع حفظ ملت و کشورشه آره درسته در انتخابات شرکت نمی کنه.
      من هم این مطلب را زدم چرایی شرکت در انتخابات که همه این ها بررسی و اثبات بشه و دنبال مطلبم که این معادلات را بیان و روشن کنه از دوستان هم کمک خواستم که بگن و اثبات کنیم که حتی برای کسی که ضد نظامه واجبه که در انتخابات شرکت کنه به خاطر منافع کنونی که برای حفظ کشورش و امنیتش و..وجودداره.

      1. m-h-gh گفت:

        با عرض سلام خدمت شما

        بحث من اثبات یا رد نظر کسانی که در انتخابت شرکت نمی کنند یا حتی کسانی که در انتخابات شرکت می کنند نیست.

        من فقط گفتم ارزش هرکاری به نیتی هست که در ورای اون کار وجود داره.

        الآن هم نمیخوام از کسانی که شرکت نکردن در انتخابات رو کار درستی میدونن دفاع کنم.

        بازم میگم من از کسی که مخالف حکومتِ دفاع نمیکنم ولی میگم هر انسانی حق انتخاب داره، انتخابی که میتونه درست یا غلط باشه!

        “یکی این که این حداقل هست که بی تفاوت نباشیم به جامعه حداکثر اینه که جهاد و تلاش کنیم برای جامعه وکشور عدم بی تفاوتی توقع پایینی از جوانان است .نیست ؟”

        شاید نظر شما درست باشه. نمیدونم!

        1. نامور گفت:

          سلام غنی‌آبادی‌جان
          خوبی؟
          این الفاظ و مدل بحثت دست ما هم کار داد. بعضی از دوستان گله‌مند شدن از اینکه ما فضای سایت رو با مدل بحث‌هامون مخدوش کرده‌یم (که تا حدودی هم حق دارن).
          لطفاً شما هم بیشتر دقت کن. ممنون.

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها