Google+

» كافه يا….. کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

كافه يا…..

نگارش در تاریخ جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۶:۴۵ ؛ بازدید: ۱,۲۷۶ بار
دسته: تجربه‌ها » ارتباط با دیگران

سلام
بچه ها به نظر شما چرا انقد جووناي ما ميرن كافه سنتي سراغ قليون و خيليا هم كه سيگار به دست راه ميرن……
چرا ما نبايد يه محيط مناسب داشته باشيم كه با هم كلاسيا و دوستان دختر و پسرمون بشينيم حرف بزنيم مشكلاتمون وحل كنيم؟! اگه ميشينيم تو دانشگاه بهمون گير ميدن تو پارك گير ميدن و كافي شاب ها هم كه زياد محيطشون مناسب نيست و بچه ها رو ميارن به كافه و كافي شاب ما ها هم كه اهل قليون نيستيم و دنبال يه ميحط مناسبيم جايي نداريم بريم كجا بريم واقعا؟!
يه روز رفتيم تو پارك ملت با دوستان سر يه كار گروهي كه داشتيم مشورت كنيم باورتون نميشه اومدن به ماها گير دادن خيلي رفتار توهين اميزي بود ما كه فقط هم كلاسي و دوستيم چرا واقعا!!!!! كجا بايد رفت چرا اينقدر گير ودار واقعا واجبه؟! دلم براي خودمون سوخت كه تو شهر ما انقد به همه چي گير ميدن ولي براي جوونا اين همه كافه ساختن….. واقعا درسته؟!



تجربه کننده: yegy

برای نوشتن تجربه اینجا تشریف بیاورید.




|

76 دیدگاه

  1. نامور گفت:

    سلام به شما
    چرا بعضی‌ها دوس دارن هر کاری که خودشون فکر می‌کنن درسته یا دلشون می‌خواد، آزاد باشه و همه هم همونجوری فکر کنن؟
    چرا برای کارهایی که بهانه کردیم و به اسم اون‌ها خواسته‌هامونو دنبال می‌کنیم، تنها همون راه‌حلی که خودشون دوس دارن رو انتخاب می‌کنن و دنبال یه تز بهتر نمی‌رن؟
    اصلاً چرا توی یک جامعه، بعضی‌ها دائم طوری رفتار می‌کنن و کارهایی می‌کنن که بقیه هی باید مواظب آفت‌های کارهای اونا باشن و هی دنبالشون بگردن که ببینن باز کجا دارن اشتباه می‌کن؟
    .
    ضمناً در کنار اون همه کافه، جاهای دیگه‌ای هم هست که مسائل رو حل می‌کنن… .

    1. yegy گفت:

      سلام
      يعني الان من به اسم ازادي خواسته اشتباهي دارم و كار نادرستي كردم؟؟؟!!!
      علتي كه اورديد توجيح بود به جاي توضيح…..

      1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

        توجیه درست است، نه توجیح.

  2. نامور گفت:

    ضمناً این همه کافه‌ای که به‌قول شما ساختن هم از همین جنس بوده. بعضی‌ها که فقط خودشون و هوسشون براشون ملاکه، هی گفتن: اگه جایی نباشه که جوون‌ها راحت بشینن و با دوست و خونواده‌شون قلیون بکشن، می‌رن تو زیرزمین‌ها و با غریبه‌ها چیزهای دیگه می‌کشن. چرا… و چرا… !

  3. Rahro گفت:

    جامعه مساجد زیادی هم ساخته…!
    مشکل از مکان یا جامعه نیست،گاهی نوع نگاه وجنس رفاقت ها موجب اعتراض میشه.

    1. yegy گفت:

      منم ميگم چرا سالم و سلامت نباشه…..
      اصلا تو شهر شيراز كافه خيلي كمه به تعداد انگشت شمار اونم مخصوص اقايون ولي برعكس مشهد كه پايتخت مذهبي ايراني خيلي زييييييييياد كافه داره اونم مختلت!!!!
      چرا خوب؟! چرا اين همه تناقض؟!؟!؟!
      دلم براي جوووناي ميسوزه كه ميرن تو اين كافه ها براي حس كنجكاوي امتحان قليون بعد عادت ميكنن…

  4. حامد آقای حیدری گفت:

    یه سوال
    اون کسی که به شما گیر داد به چیه شما گیر داد؟

    من با حرف آقای نامور موافقم

    شما نویسنده محترم چقدر با این بیان استاد مطهری موافقید ؟
    (( اگر هدف از زندگی لذت بردن باشد , وارد جامعه کردن لذت ها ( لذت های شهوانی, قلیون، رابطه با نامحرم و…) زندگی را شیرین تر میکنه ))

    آیا هدف ما از زندگی به حرف خودمان و نیازمان گوش کردن است؟
    یا به حرف خالق گوش کردن؟

    1. yegy گفت:

      به اين كه ما چرا باهم تو اين پار نشستيم چه نسبتي داريم و…
      ما هم در جواب توضيحات درست رو داديم ولي….
      لطفا از اين حرف من برداشت اشتباه نكنيد من هم فوق العاده مقيدم و ادم بي قيد وبندي نيستم واسه خودم و ارزش هاي ديني و اجتماعي ارزش قائلم اصلا هم از نشست با اون دوستان قصد لذت يا چيز ديگه نبوده فقط نوعي تعامل اجتماعي براي درس و حل بعضي مشكلات شخصيمون بوده
      چرا به حرف دوستانومون گوش نديم؟! مگه مشورت بده؟!

      1. khorramniya گفت:

        به نام خدا
        متوجه منظورتون از نوعی تعامل اجتماعی و حل مشکلات شخصی نمی شم! بیاید بدون توجه به اشتباهاتی که گاهی درلحن کسانی که تذکر می دن وجود داره به این فکر کنیم که چرا اسلام گفته ارتباط با نامحرم فقط در حد ضرورت! بماند که باید مواظب باشیم ضرورت رو به نفع خودمون معنا نکنیم.
        مشورت بد نیست ولی مطمئنید که نمی تونستید از یه خانم مشورت بگیرید.

        1. yegy گفت:

          پس اين كه الان ماهم باهم حرف ميزنيم اشتباهه؟!
          سر كلاس همكلاسي پسرودختر كنار هميميم اشتباهه؟!
          سركار باهميم بده؟! همش هم در ارتباطيم و سر مسائل مختلف باهم ميخرفيم. تو محيط كلاسي و كاري درسته از حال و هواي هم باخبر باشيم ديگه….. اينا گناه داره؟؟؟؟!
          من اگه به تنخايي بايك پسر ميشستم يا باهمون گروه با قصد اشتباه گناهه ولي اين كمك به حال هم ديگه اصلا هم بد نيست

          1. le گفت:

            به نظر من در همه این مواردی که گفتید میشه حریم ها و حد ضرورت را رعایت کرد و چون آدم باید یه چیزهایی را رعایت کنه هرقدر رابطه کمتر باشه خودش راحتتره ،حضرت زهرا می گن بهترین چیز برای زن اینه که نه مردی اورا ببیند و نه او مردی را ببیند ما باید در ارتباطاتمان سعی کنیم به این معیار نزدیک بشیم .شما می گید یه جایی اختصاص پیدا کنه که دخترپسرهای جوان بروند آنجا باهم محترمانه و باحفظ حدود شرعی با هم صحبت کنند به نظرتان در عمل همچنین چیزی اتفاق خواهد افتاد ؟شما مقید هستید اما مورد سوء استفاده افراد دیگر هم قرار می گیرد. چنین مکانی با اون معیار برخورد حداقل هماهنگه ؟

            1. yegy گفت:

              خوب مسئوليني اونجا باشن براي ديدن و حفظ حودود و….
              ولي به طور كل موافقم امكان پذير نيست….
              در كل جامعه ما هرچيزي كه براش سودمند باشه ميسازه و اصلا بفكر نيازهاي جوونا نيست

          2. khorramniya گفت:

            به نام خدا
            منم با خانم le موافقم فکر می کنم جواب کاملی دادند.
            فقط یک سؤال برای خودم پیش آمده: احساس می کنم گاهی با اینکه جواب ها کاملند نوعی مقاومت در پذیرش اون برای شما هست؟
            در ضمن منم مثل شما یک خانمم.

            1. yegy گفت:

              نه، اينطور نيست من حتما اونارو درك نكردم و قبول نكردم كه اينطور ميگم بهتون….. والا ادم عير منطقي ولج بازي نيستم

  5. m-h-gh گفت:

    آقای حیدری سلام!
    واقعا هدف از زندگی لذت بردن!
    منتها لذت ها متفاوتند یکی از ریاضت های شبانه و قرب الی الله لذت میبره یکی دیگه هم شکل دیگه ای از لذت رو برای خودش انتخاب می کنه. انسان موجودیست مختار و این حقیست که پروردگار در اختیار او قرارداده.
    هدف داشتن زندگی مطلوب در این مدت زمان کوتاهیست که در این دنیا حضور داریم.
    در مورد تعامل خانم ها و آقایان:
    به نظرتون تعاملی که در اون احترام متقابل و حفظ حریم یکدیگر وجود داشته باشه مشکلی داره!؟

    1. yegy گفت:

      ببخشيد من فضولي ميكنم و به جاي اقاي حيدري جواب ميدم جواب من رو به جناب خرم نيا بخونيد فكر ميكنم توضيح بر علت درستيه براي در ارتباط بودن سالم و درست….

      1. نامور گفت:

        به‌نظر من، وقتی کسی به مسأله‌ای اصراری می‌کنه، یا باید کارشناس اون امر باشه یا اینکه ذی‌نفعه. تا جایی که من می‌دونم، کسانی که در این مطلب نظر دادن، هیچکدوم کارشناس بحث نیستن.
        ارتباط سالم وقتی شکل می‌گیره که حداقل در یک طرفش آدم سالمی باشه. منظور از ناسالم‌بودن هم همینه که وقتی کسی به چیزی نیاز داره و به‌خاطر نیازش هی به داشتنش اصرار می‌کنه، به‌جای اینکه شفاف بگه «من همینو می‌خوام، چون…»، هی بیاد به فلسفه‌بافی و توجیح موضوع یا عملکرد دیگران رو بیاره.
        اینجور روابط از پایه چندان سالم نیست؛ وگرنه اگر کسی سلامت براش مهم باشه، حتی گیردادن‌های دیگران رو خیرخواهی می‌بینه و شاکرانه و انتقادپذیرانه مسیرشو عوض می‌کنه؛ نه‌اینکه با اولین برخورد، داد و هوار راه بندازه که… .

        1. m-h-gh گفت:

          سلام علیکم جناب آقای نامور!
          البته بنده دلیل اصرار شما بر ناسالم بودن اینگونه روابط رو متوجه نمیشم! چون تا جایی که بنده ی حقیر شما را می شناسم. جنابعالی نه ذی نفع هستید و نه کارشناس! حالا واقعا چرا اینقدر اصرار دارید؟ ;)

          اما در مورد این جمله که شما فرمودین: “اینجور روابط از پایه چندان سالم نیست”
          اگر منظور ماهیت رابطه ی دختر و پسر هست که به نظر نمیاد منظور شما این باشه! باید خدمتتون عرض کنم که خود مجموعه ی کتاب پردازان به عنوان یک مجموعه ی موفق در مدیریت این گونه روابط، دارای فضای مختلط هست. بنابراین این ماهیت رابطه نیس که سالم بودن یا نبودنش رو مشخص می کنه. بلکه پارامترهای دیگه ای وجود داره که تعیین کننده ی سالم یا ناسالم بودن رابطس.
          فعلا داشته باش تا بعد! :-D ;)

          1. نامور گفت:

            سلام عزیز مجهول‌الهویه
            من نه کارشناس بحثم و نه ذی‌نفعش، اما ذی‌ضررش هستم (توضیحش حضوری).
            نکته‌ای که من هم به‌عنوان «اصرار» مطرح کردم همین بود که دوستان هم اشاره کردند: هر سؤال یا خواسته‌ای رو بریم و از اهلش بخوایم، نه اون جوری که می‌خوایم، همون جایی که می‌خوایم، از هر کی که دوست داریم.
            گفته من هم اصرار نبود، نظر بود. دلیلم رو هم گفتم.
            درباره ماهیت: ماهیت رابطه هم مثل خیلی چیزهای دیگه مطلقاً خوب یا بد نیست؛ موافقم. خود من هم متأسفانه یا خوشبختانه، بیش از نیمی از روابط کاریم با خانم‌هاست و در این، اشکالی نمی‌بینم.
            اما حرف اینجاست: منی که مسائلم رو نتونستم حل کنم، می‌رم از کسی که اون هم همین مسائل رو داره و نتونسته حلشون کنه، راه حل می‌خوام! من به این رابطه می‌گم رابطه ناسالم.

            1. m-h-gh گفت:

              سلام نامی جون!
              حتما مزاحمتون میشم واسه حضوریش!

              این جملتون عالی بود :
              “بیش از نیمی از روابط کاریم با خانم‌هاست و در این، اشکالی نمی‌بینم.” :-BD

              دمتون گرم! :-D

            2. yegy گفت:

              ببينيد گفتم براي حل مشكلاتمون و اين حرفا با هم نشستيم نگفتم كه از پس حل مشكلات بر نميايم…..

        2. yegy گفت:

          چرا انقد راحت هرچي مد نظرتون مياد رو به زبون مياريد؟!
          اصلا شما شناخت درست و كاملي روي من نداريد پس به هيچ وج حق قضاوت و حكم صادر كردن نداريد……

          1. نامور گفت:

            من که درباره شما قضاوتی نکردم و درباره شخص خاصی هم نظر ندادم. نظر من کلی بود درباره یک دسته از آدم‌ها. بعدش هم، من هم همین برداشت رو از مطلب شما داشتم: اینکه هر چی که فکر می‌کنید درسته رو بدون اینکه نقد بزنید، به دیگران منتقل می‌کنید… .
            در کل غرض جسارت نبود، اگر جسارتی شده ببخشید.

            1. yegy گفت:

              خواهش ميكنم، ولي نظر دادن تو اين جمع همينه نظراتي كه براي خودت درسته رو بگي بقيه نظر بدن ولي شما دوس داريد همه اونيو بگن كه شما ميخواين
              من دلم نگفتم حرفام درسته گفتم كه اگر نادرسته از اشتباه در بيام به اين ميگن تا مل اجتماعي كه من انتظار دارم اين جمع داشته باشن….

    2. le گفت:

      عبودیت هدف زندگیه .ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون.
      جایگزینی اراده خدا به جای اراده خودم .(که خدا توفیقشو بده)
      در اسلام زیاد حرف از لذت نیست (این جمله از خودم نیست).حتی کسانی بودند که نمازشان را دوباره می خواندند چون می ترسیدند که نمازشان رابه خاطر لذت بردنشان از نماز خوانده اند .

      1. m-h-gh گفت:

        بیست امتیاز برای شما به خاطر کشف هدف زندگی. =D>
        لذت بردن از قرب به پروردگار چطور!؟
        کسی که هدفش در زندگی قرب ال الله هست یعنی از این امر لذت می برد و تمام سختی هایش را به جان می خرد.

        1. le گفت:

          بیست امتیاز هم برای شما به خاطر کشف هدف زندگی ،لذت حاصل قرب به پروردگاره نه هدف اون

          1. m-h-gh گفت:

            البته این فقط یه بحث کلامی هست.
            خوبه به این سوال هم فکر کنین که هدف شما از قرب الی الله چیه؟
            اگر هدف کسب رضایت پروردگار هم باشه دوباره همین سوال رو میشه پرسید که چرا بین رضایت پروردگار و رضایت خودتون اون رو ترجیح میدین؟

            و در نهایت پاسخ چه خواهد بود!؟

            1. le گفت:

              آیا قرب هدف اصلی زندگیه ؟
              مثل نماز خواندن نیست که ما آن را می خوانیم چه لذت ببریم چه نبریم ؟
              جایگزینی اراده خدا به جای اراده خود لذت بخش نیست و سخته اما بعضی ها نفسشان را مهار می کنندو انجامش می دهند .آیا اون ها رضایت خدا را به خاطر لذت بردن جایگزین رضایت خود می کنند؟هدفشان لذته ؟
              فکر می کنم این را استاد معماریانی راحت بیانش کرد از قول استاد صفایی با این کلمه : حجاب احساس
              باز هم نمی دانم .

            2. m-h-gh گفت:

              اینجور بحثا بازی با کلماتٍ ولی خوب شیرینه!
              کسی که از نمازخوندنش لذت نبره مطمئنن اون رو به خاطر ترس از خدا میخونه.
              مثل کسی که از چراغ قرمز رد نمیشه چون پلیس کنار چراغ!
              یه همچین شخصی هنوز به اون درجه از فهم وشعور نرسیده که از احترام گذاشتن به قوانین بیشتر از زیر پا گذاشتن اون لذت ببره.
              یه مثال میزنم تا منظورم رو بهتر برسونم.
              حتما تا به حال براتون پیش اومده که شب امتحان بیدار باشین و تا صبح درس بخونین.
              میدونین علت اینکه شما تا صبح با نفس خودتون مبارزه می کنین! و بیدار می مونین چیه!؟
              چندتا علت داره:
              اول سومیش(!) : شما از اینکه در امتحان فردا قبول نشین میترسین. در روایات به این میگن خوف.
              دوم: شما از قبولی در امتحان بیشتر از این چند ساعت خواب لذت میبرین. به اینم میگن رجا

              اولی هم که از همه مهمتر این که شما در طول ترم درس نخوندین!

              حالا اینکه کسی ارادهی خدا رو بر اراده ی خودش ترجیح میده هم همینه.

              الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام :

              (إنّ) العُبّادَ ثَلاثةٌ : قَومٌ عَبَدوا اللّه‏َ عز و جل خَوفا فتِلكَ عِبادَةُ العَبيدِ،وَقَوم عَبَدوا اللّه‏َ تَباركَ وتَعالى طَلَبَ الثَّوابِ فتِلكَ عِبادَةُ الاُجَراءِ ، وقَوم عَبَدوا اللّه‏َ عز و جل حُبّا لَهُ فَتِلكَ عِبادَةُ الأحرارِ ، وهِيَ أفضَلُ العِبادَةِ. .

              امام صادق عليه‏السلام :

              عبادت‏كنندگان سه دسته‏ اند: گروهى خداوند عز و جل را از ترس عبادت مى‏كنند ، كه اين عبادت بردگان است ؛ گروهى خداوند تبارك و تعالى را براى ثواب عبادت مى‏ كنند ، كه اين عبادت مزد بگيران است ؛ و گروهى خداوند عزوجل را از سر عشق و محبّت به او عبادت مى‏كنند كه اين عبادت آزادگان است و اين برترين عبادت است .

              الكافي : 2 / 84 / 5 منتخب ميزان الحكمة : 354

              کسی که از قرب الی الله لذت میبره می تونه جزو دسته دوم یا سوم باشه. با دسته ی اول هم که کاری نداریم!

              در نهایت حرفم رو اصلاح میکنم.
              ما یا به خاطر ترس کاری رو انجام میدیم یا به خاطر لذت. فقط سطح لذت ها و ترس هاست که متفاوت است و تفاوت ها رو بوجود میاره.
              والسلام

  6. s.a.piade گفت:

    سلام. کسانی که به کافه می‌رند مجبور نیستد قلیون بکشند. می‌تونند چایی بخورند خیلی از کافه‌ها غذا هم می‌دن. از نظر خیلی‌ از خانواده‌ها قلیون چیز بدی نیست درضمن معمولاً تو کافه‌هایی که لژ داره امامن مییاد و دختر و پسرها رو جمع می‌کنه. دوستی که گفته بودند با دوستاشون رفتند پارک خب کار بدی نکردند همکلاس بودند چه بخوان چه نخوان باید باهم ارتباط داشته باشند. به‌عنوان دانشجو واقعاً حق ندارند تو یک محیط خوب و سالم بشینند با هم حرف بزنند؟

    1. yegy گفت:

      خداروشكر يكي حرف من و درك كرد كه من جرم و گناه نكردم و اين منطقيه ……
      مرسي دوسته من كه نظرت موافقه با من :)

      1. safarkarde گفت:

        من مخالفم با اینکه همه گیر میدن.
        خود من با یک خانم حدود 19 ساله تو حرم مشغول بحث بودم ، وقتی انتظامات حرم اومد و دید چه صحبت هایی داره رد و بدل میشه و چند تا سوال کرد، نه تنها گیر نداد که از ما دعوت کرد تا یه جایی رو در اختیار بزاره تا ما بحثمون رو ادامه بدیم و ما هم قبول کردیم.
        رفتار خود آدم تو پارک و حرم و… نشون میده که گفتگوی سازنده است یا مخرب…

        1. yegy گفت:

          اين و رو نفرماييد بعضي منكرات ها فقط ميگن ما بايد به وظيفمون عمل كنيم ولي بهضي مثه اون مسئول تو حرم اونطور باشما رفتار ميكنند….. درضمن ما كه خيلي خوب بر خورد ميكرديم ولي …..

  7. محمدرضا تفقدی گفت:

    بسم الله
    بهتر است این سوال را از مرجع تقلیدتان بپرسید که آیا نوع ارتباطتان درست است یا نه؟
    یک حکم فقهی
    از نظر شرع مقدس اسلام، هر گونه ارتباط بین دختر و پسر، اعم از ارتباط مستقیم و غیر مستقیم، اگر با قصد لذت باشد، یا خوف فتنه و ترس افتادن به گناه در آن ارتباط وجود داشته باشد، جایز نبوده و اشکال دارد.
    بیشتر روی قسمت دوم حکم تاکید دارم. قسمت اول مشخص است، می گوییم قصد لذت نداریم، اما خیلی جاها ترس افتادن به گناه وجود دارد.
    برای همین است که بودن زن و مرد نامحرم در یک اتاق به تنهایی اشکال دارد، حتی اگر با هم حرفی نزنند.
    تعارف که نداریم این غریزه ای است که خداوند در وجود همۀ ما گذاشته است.
    این تمایل به جنس مخالف از حمکتهای خداست که اگر نبود شاید نسل بشر ادامه پیدا نمی کرد.
    مثلا یک پسر جوان از مادر من و شما سوالی بپرسد چندان بحث ترس افتادن در گناه وجود ندارد. اما اگر دونفر جوان مجرد با هم ارتباط داشته باشند این ترس افتادن در گناه بوجود می آید و این ارتباط را باید از بین برد. اگر هم ضرورتی برای وجودش هست باید آن را به حداقل رساند یا با نکاتی که اسلام، گفته است خودمان را واکسینه کنیم. مثلا برای مردها نگاه به حداقل رسانده شود و برای خانم ها صدا نازک نشود و … .
    وقتی این رابطه باید به حداقل برسد چه نیازی برای ایجاد مکانهایی برای ترویج آن وجود دارد؟
    اگر سوالی داریم از استادمان بپرسیم، اگر نمی شود از دوست همجنسمان بپرسیم، باز اگر نمی شود با رعایت تمام قوانین اسلامی در همان دانشگاه بهترین محیط است که از بقیۀ همکلاسی ها بپرسیم. کلا کشاندن این روابط به بیرون از دانشگاه اولین و بزرگترین خطاست. در محیط کار هم همینطور.

    1. نامور گفت:

      صددرصد موافقم
      تشکر

    2. m-h-gh گفت:

      جناب آقای تفقدی سلام علیکم!
      البته از نظر اسلام هرگونه ارتباطی بلکم هر گونه کاری که با نیت و قصد مفسده برانگیزی همراه باشد حرام است. فرقی ندارد دختر با پسر باشد یا زن با مرد؛ پیر باشد یا جوان.
      اما در مورد بخش دوم. میشه بگید کی میتونه ادعا کنه کاری رو انجام بده بدون این که خوف فتنه یا ترس افتادن به گناه همراهش نباشه. توجه داشته باشین که “ریا” همراه با اعمال حسنه است. این حرف شما یعنی من از خوف ریاکار شدن اعمال حسنه را ترک کنم! البته این فقط من باب مثال هست و در مثل هم مناقشه نیست. ما معصوم نیستیم آقای تفقدی بنابراین همیشه خوف فتنه و ترس افتادن به گناه باید در دلمون باشه!

      1. le گفت:

        برای همین امام علی اول به یه خانم سلام نمی کردند به خاطر وجود همین خوف (برخلاف رسو ل الله که به همه اول سلام می کردند چون مسن بودند). حالا ما بیاییم مکان هایی با هدف ارتباط دوستانه بین دختران و پسران بگذاریم ؟از معیارها فاصله گرفتن نیست ؟

        1. m-h-gh گفت:

          اولا اینکه حضرت از سلام کردن به زنان جوان اکراه داشتند نه زنان.
          دوما اینکه قیدش هم در ادامش آوردن. برید کل روایت رو ببینید تا متوجه قیدی که در ادامه آمده بشید.

          سوما اینکه تفسیر روایات بدین سادگی نیست وباید شرایط زمانی و مکانی اون رو هم برای درک بهتر روایت در نظر داشت.

          چهارما اصلا برداشت از دین بدین سادگی ها نیست و نیاز به جامع بینی و جامع نگری داره.

          خوبه در کنار اینگونه روایات به زنانی که در صدر اسلام نقش آفریدن هم توجه بشه. از زنان شاعره تا زنان جنگجو تا محفظان دختر رسو الله (ص) و …

          1. le گفت:

            خداخیرتان بدهد به راحتی نمیشه با یه حدیث نظر دین را بیان کرد ،اما به هر حال به اون بحث خوف از گناه میخورد نمیشه ندیده گرفتش ،منم نمی گم زنان در فعالیت های اجتماعی شرکت نکنند اصلا اگه قرار بود شرکت نکنند که حجاب لازم نبود می گم معیار برخورد حداقلی است

            1. le گفت:

              خواننده هاحتما خنده شان میگیره که به نظر میادبرعکس حرف خودم (نتیجه نگرفتن از یه حدیث ) حرف زدم ،نتونستم منظورم را خوب بیان کنم منظورم این بودکه:
              1- اینکه می گم معیار برخورد حداقلیه برداشت منه از چیزهایی که خودم خوندم و برای دیگران ملاک نیست.
              2- منظورم از برخورد حداقل اینه که میشه هر جا که لازمه حضور داشت اما حدود شرعی را هم حفظ کرد مثل جامعه الان ما که خانم ها هر جا که لازم باشه حضور می یابند اما حدود شرعی را هم و برخورد حداقل را حفظ و حرف های غیر ضروری را حذف می کنند نگاه را حفظ می کنند سنگین هستند بگو بخند نمی کننداما وظیفه انسانی شان را انجام می دهند (آنهایی که مقیدند)

      2. محمدرضا تفقدی گفت:

        بسم الله
        سلام علیکم و رحمت الله
        ممنون که صحبت من را کاملتر کردید. شما درست می فرمایید خیلی جاها ترس افتادن در گناه هست، اما احتمالش متفاوت است، برای دو جوان در یک محیط تنها خیلی احتمال مفسده بالا می رود تا مثلا یک پسر جوان و یک خانم مسن در مکانی عمومی و … . هر چه این احتمال بالاتر رود باید مراقبتر باشیم.
        ما در تمام زندگیمان به همین روش عمل می کنیم، مثلا برای کوهنوردی چون احتمال خطر بالاست ایمنی را بالا می بریم یا کسانی که از دکل های بلند بالا میروند حتما از کمربند ایمنی، کلاه و … استفاده می کنند و … . اما با اینکه در راه رفتن معمولی هم احتمال خطر هست این ایمنی ها کمتر رعایت می شود، چون احتمال خطر پایین تر است.
        یاعلی

        1. m-h-gh گفت:

          مجددا سلام
          آفرین به شما و این طرز فکرتان
          دقیقا تفاوت ها همین جا ظاهر می شوند
          جایز نبودن یک بحث و بالا بردن ایمنی و ضریب اطمینان بحث دیگری.
          آفرین به شما و مثال خوبتان. :)

          1. محمدرضا تفقدی گفت:

            بسم الله
            سلام
            جایز بودن و نبودنش را من و شما متوجه نمی شویم باید به مرجعمان مراجعه کنیم و از او بپرسیم.
            بعضی از فتاوی اینجا هست:
            http://www.rahebehesht.org/book/item.asp?id=36
            اگر جواب پیدا نشد می توانیم مستقیم از سایت مرجعمان استفتاء کنیم.
            یاعلی

            1. m-h-gh گفت:

              آقای تفقدی بحث اصلی بر سر همین است.
              گوشت خوک مطلقا حرام است.
              ادرار مطلقا نجس است.
              زنا مطلقا حرام است.
              اما این مساله مانند مسائل بالا نیست.
              بنابر این ما هم حق نهی کردن کسی را نداریم.
              فوق فوقش می توانیم توصیه کنیم مواظب حریم های الهی باشد. همینو بس!

            2. محمدرضا تفقدی گفت:

              بسم الله
              در مسائل احکام فقهی، «جایز نیست» با «حرام است»، به یک معنی است و فرقی با هم ندارند.
              آیت الله بهجت، توضیح المسائل، ضمائم، واژه ها و اصطلاحات فقهی ، ص 7 و سوال از دفتر ايت الله سيستاني .

            3. m-h-gh گفت:

              تفقدی جان نا امیدم کردی.
              دعوا سر معنای اصطلاحات نیست.
              منظورم حکم علماست که در اکثر قریب به اتفاقشان به جایز نبودن قیدی ضمیمه شده و این یعنی مطلقا حرام نیست.
              یعنی چی؛ یعنی مطلقا حرام نیست.
              دوباره، مطلقا حرام نیست.
              مطلقا حرام نیست.
              والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

            4. محمدرضا تفقدی گفت:

              بسم الله
              اگر شرطی حادث شود که مسئلۀ مورد نظر مصداق پیدا کند، حکم آن هم جاری می شود و حکم هم همیشه مطلق است.

            5. mahdi.m888 گفت:

              سلام آقای تفقدی.چرا مطلب علم بهتر است یا ثروت من در سایت قرار نگرفته؟

            6. محمدرضا تفقدی گفت:

              بسم الله
              سلام
              این مطلب تکراری است:
              http://ketabpardazan.com/new/?p=12122
              در ایمیل هم به شما پاسخ داده شده است.
              زحمتتان قبل از ارسال مطالب غیر تولیدی یک سرچ در سایت بزنید ببینید مطلبتان قبلا در سایت وجود داشته است یا نه
              مثلا من برای پیدا کردن این مطلب به این روش در سایت گوگل سرچ کردم
              علم بهتر است یا ثروت site:ketabpardazan.com
              یاعلی

    3. yegy گفت:

      خيلي از شما متشكرم كه وقتي حرفي ميزنيد با دليل و مدرك ميگيد از شما ممنونم
      حرفاتون منطقيه و قابل درك…..

  8. mahdi.m888 گفت:

    اینهمه بحث واقعا لازم بود؟
    مشاوران خانم زیادی در مشهد وجود دارند که شما میتونید ازشون مشاوره بگیرید.
    مساجدی هم که در شهر ساخته شده اند از کافه ها بیشترند.
    منظور از تعامل اجتماعی؟
    یعنی هر کس با جنس مخالفش رابطه داشته باشه در تعامل اجتماعیه؟

    1. yegy گفت:

      راستش من اصلا نميخواستم بحث را بندازم و دچار جنجال بشم كه شد….. ولي در كل هيچ مشاوري و قبول ندارم…..

      1. قاصد روز‌های بارانی گفت:

        به نظر شخص من که از آغاز بحث تا پایانش همراه نبودم و الان دارم نظرات رو میخونم حسی که جنجالی بودن بحث رو برسونه بهم القا نشد.
        به نظرم از این بحث ها باید بیشتر اتفاق بیافته. مثلا منی که برام در مورد یه رفتاری که یه عمر داشتم انجامش میدادم(و به نظر خودم درست بوده) سوال پیش اومده بیام و این دفعه به جای سوال پرسیدن از یک دوست هم عقیده از دوستانی سوالم و بپرسم که بانظرم هم عقیده نیستن؛ شاید با خوندن نظرات دیگران متوجه بشم دارم اشتباه میکنم و به جای اینکه اون دنیا گناه و بندازم گردن بی اطلاعی همین دنیا جلوی ادامه اشتباه و خدای نخواسته گناه و بگیرم.

        1. yegy گفت:

          من منطقی برداشت میکنم درسته هرچی بشنوم رو نمیتونم قبول کنم ولی در باره نظره دوستامم تحقیق میکنم و به نتیجه خوب میرسم په برام اصل بشه…

  9. yegy گفت:

    حرفاي هيچ كدومتون منطقي و درست شما چشاتونو بستين و كور كورانه والكي ميگيد حرف من اشتباهه من گناه ميكنم ولي شما فقط توجيه ميكنيد( غلط املاييم درست شد؟! جناب ثاني) شماها چشماتونو رو حقايق جامعه بستين وقتي يك چيزي تو جامعه جولو گيري بشه بيشتر ازش حد حساسيت به وجود مياد و باعث فساد ميشه….
    ولي وقتي سخت نگيريم و مطابق با شرع و دين رفتار كنيم از خيلي چيزا جولو گيري ميشه من ديگه قرار نيست رفت و امدي دور از محيط دانشگاه وكار ايندم داشته باشم ولي خيليا دارن اونم مطقي و توي چارچوب درست مثل روابط خودم كه داشتم….. اما بيايد جامعه رو توري بسازيم كه درست باشه نه اين كه سرش سفت بگير و تهش ول كنيم…..

    1. le گفت:

      :-? شاید هیچ کس عقل کل نیست

    2. khorramniya گفت:

      به نام خدا
      اگه یه کم به ادبیات و املای نوشتنتون دقت کنید منظورتون رو بهتر می تونید برسونید!
      اگر درست متوجه جمله آغاز شما شده باشم دارید به شعور جمع توهین می کنید! با خانم le موافقم هیچ کس عقل کل نیست اما شما می تونستید از جمع نظرات دوستان نتیجه قابل قبولی بگیرید.
      همه ما توی همین جامعه ای زندگی می کنیم که شما زندگی می کنید احتمالاً همه ما کور نیستیم؟؟؟!! و با چشمای بسته زندگی نمی کنیم!!!
      در ضمن شما هنوز جواب من رو تو قسمت قبل ندادید شاید جواب اون سؤال به بحث میان ما و شما خاتمه بده!

      1. yegy گفت:

        من قصد توهين به هيچ كيو نداشتم و ندارم و هيچ وقت هم همچين اجازه اي به خودم نميدم اگر اينطور برداشت كرديد عذر خواهم…..
        اما حرف من اينه كه من اصلا قانع نشدم تو اين قضيه از حرفاي هيچ يك از بچه ها…. و بدتر احساس گناه بم دستت داد انقد كه گفتند گناه داره و…. من دوس دارم اينجا شما دوستام بتونيد متقاعد كنيد….
        جواب كدوم سوالتون رو ندادم؟؟؟؟؟

    3. نامور گفت:

      چرا انقد راحت هرچی مد نظرتون میاد رو به زبون میارید؟!
      اصلا شما شناخت درست و کاملی روی «ما» ندارید پس به هیچ وج حق قضاوت و حکم صادر کردن ندارید……

      1. yegy گفت:

        چرا جواب. خودمو به خودم تحويل ميديد؟؟؟؟؟!!!!! :) )
        باشه من عذر ميخوام چون شما تا تونستيد من و گناه كار جلو داديد و كارمو گناه كبيره…..
        احساس ميكنم من كه سر كار اكثرا كارمندام اقا هستند و باهاشون در ارتباطم ديگه هميشه دارم گناه ميكنم اين برداشتم از حرفاي شما دوستان بود براي همين اينطور تند حرف زدم
        بازم هم از شما و هم از تك تك دوستان عذر ميخوام قصد توهين ويا جسارت نداشتم. به بزرگواري خودتون ببخشيد

        1. محمدرضا تفقدی گفت:

          بسم الله
          ما همه اینجا آمدیم که به هم کمک کنیم و همدیگر را به سوی قرب الی الله سوق دهیم.
          البته هیچکداممان معصوم نیستیم. ممکن است در لحن اشتباه کنیم و … البته هدف همه خیر است.
          من مجبورم رک بگویم.
          شما چند نفر دختر و پسر جوان وارد پارک شدید، به قول خودتان حجابتان هم که کامل نیست، هر کسی شما را ببینید شک می کند و ماموران هم که به وظیفۀشان عمل کردند.
          ***
          دقیقا این عمل شیطان است، بسیار بسیار زیرکانه عمل می کند. یعنی من و شما را که مقیدتریم مستقیم وارد یک پارتی مختلط نمی کند. می داند بلافاصله فرار می کنیم. اما آرام آرام با صحبتهای علمی و درسی، قرار در پارک و … شروع میکند، آرام آرام روابط را نزدیک و نزدیکتر می کند. خدایی نکرده چشم باز می کنیم می بینیم … .
          ***
          احساس درستی است، بی تعارف، شما سر کار که با آقایان زیاد ارتباط دارید، از آن طرف حجابتان هم کامل نیست دائم در حال گناه هستید. البته آن آقایان هم اگر عمدی شما را نگاه کنند آنها هم درحال گناه هستند.
          ***
          اسلام بهترین دین است و همه چیزش در حد اعتدال است. یعنی نه زنان را منع می کند از فعالیتهای اجتماعی نه آنان را بی قید و بند رها می کند. می گوید اگر زنان وارد اجتماع شوند به دلیل جاذبه های جنسی ای که خدا در آنها قرار داده است، ممکن است آسیب ببینند، هم آنها آسیب می بینند و هم جامعه،
          حجاب را هم برای همین وضع کرده است و با توجه به شناخت کامل و بی کم و کاستش از انسان میزان آنرا هم تعیین کرده است.
          نتیجه این می شود که ورود زنان به اجتماع باعث بالندگی اجتماع می شود و از مفاسد احتمالی هم جلوگیری می شود.
          یاعلی

          1. yegy گفت:

            مرسي كه رك و راحت باهام حرف زديد…
            بله درسته مامورا به وظيفشون عمل كردن…..
            ولي كاش حداقل حرفاي مارو باور ميكردند و من اگه اشنا نداشتم الان بي گناه برام پرونده ساخته ميشد و اين براي دختر مقيدي مثل من خيلي بده…..
            و اين كه ميگيد احتمالا هرروز دارم گناه ميكنم مخالفم چون من خيلي رسمي اباس ميپوشم تو محيط كار و بخاطر موهام ديگه براي همه عادي شده و عادت كردند پس گناهي صورت نميگيره….
            راستش من خودم به نگاه مرد ها خيلي حساسم نسبت بخودم و خدا رو شكر اطرافم كسي نگاه بد به من نداره…

            1. قاصد روز‌های بارانی گفت:

              مطمئنین که برای همه عادی شده؟
              تضمین میکنین یه نوجون که تازه به بلوغ جسمی و جنسی رسیده(شکوفا شدن غریزه جنسی) موهای اتوکشیده و رنگ شده شما رو ببینه و به گناه نیافته؟
              تا حالا براتون پیش نیومده که از خودتون بپرسید یه رفتار که از نظر من برای بقیه یه مدت عادی میشه چرا باز هم خدا میگه انجامش نده؟
              خودتون دقیقا در همین نظرتون فرمودین برای همه عادی شده, مطمئنین دفعات اولی که برای همه عادی نبوده اون آدم هایی که شما رو میدیدن به گناه نمی افتادن؟ حتما سوالات توو ذهنتون اینه که چرا مو رو باید بپوشونیم؟ مو که جذابیتی نداره؟ جوابش و میذارم توو همون پستی که اگه اشتباه نکنم خودتون مطرح کرده بودین.

            2. yegy گفت:

              اولا این که من اینجوری که شما میگید نیستم گلم…
              بعدشم همه اطرافیانم منو میشناسن و میدونن رفتارم نشان بر اخلاق و عادته نه چیز دیگه و بر داشت اشتباهی نمیکنن……
              و وقتی همه عادی سازی کنن اون جوون 16 ساله هم وقتی من که نه دخترای بدتر از منو هم ببینه هیچی نمیشه…..

        2. نامور گفت:

          چون من یا دوستان دربارۀ شما قضاوت نکردیم؛ دربارۀ کاری که خودتون ازش گفتید، نظر دادیم، اما شما ناراحت شدید و این جواب تند رو دادید. به‌همین‌خاطر، بهتر دیدم در جواب قضاوت آشکار خودتون، حرف و احساس خودتون رو بهتون منتقل کنم.
          احساس گناه نکنید؛ چون همونطور که قبلاً هم گفتم، بیش از نیمی از همکاران من خانم‌ها هستن و مجموعۀ ما، به‌لطف خدا در حد بالایی از سلامت بوده و هست و همه هم راضی هستیم.
          اما اخیراً توی جامعه فضایی باز شده که هر کس، هرچی خودش می‌خواد رو میاد به دولت و نظام و… تحمیل می‌کنه و حق رو هم تنها به خودش می‌ده. امیدوارم جمع شما و خواستۀ شما از این دست نباشه.

          1. yegy گفت:

            بله كار درستي كرديد…..
            ولي واقعا من از حرفاي شما برداشت بدي داشتم حس ميكردم منو مقصر ميدونيد و گناه كار….. بازم عذر خواهي ميكنم واسه برخورد تندم،
            و جمع كاري من هم خدا رو شكر سالم و تمامي همكاراي اقاي من مومن و مقيد هستن،
            و ايشاالله كه تمامي جمع ها اين طور سالم باشن….

  10. s.a.piade گفت:

    ببخشید دوستان. این بنده خدا راست میگه دیگه. شما چرا فکر می کنید هرکس با نامحرم صبحبت میکنه حتماً توی گناه میفته. آدم خوبه یکذره به خودشس و دیگران کمتر شک داشته باشه. متأسفانه توی این جامعه هر دختر و پسری که به هم حتی سلام کنن سریع به پای رابطه نا مشروع میذارن و هزار جور قضاوت می کنن لطفا به جای شخم زدن کتاب مراجع و… یکذره فکرتون رو درست کنید و دیرتر تهمت بزنید.

    1. mahdi.m888 گفت:

      با سلام.اینجا کسی به کس دیگر شک ندارد.
      عقل حکم میکنه که آدم خودش رو در موضع تهمت قرار ندهد.
      در ضمن سلام کردن ها هم با هم فرق میکنه.

  11. حسینی گفت:

    دوستان شرمنده پیشاپیش عذر خواهی میکنم ولی یه سوالی برام مطرح شده چرا گفتگوهای مختلطی که تو کتابپردازان برگذار میشه اشکال نداره و ضرورت داره ولی اگه چهارتا دانشجو با هم جمع بشن خوف دارید گناهی رخ بدهد و جالبه که در مذمتش کامنتها می سرایید . [-X

    1. le گفت:

      اینجا بحث از گفتگو که شما می گویید (یعنی صحبت های کاری وعلمی )نبود بحث از این بود که یه مکانی هایی در سطح شهر باشه (چون قهوه خانه محیطش مناسب نیست)با این هدف که جوانان به طور مختلط بتوانند آنجا با هم رابطه دوستانه برقرار کنند آن هم با حفظ حدود شرعی . هدفش فقط رابطه دوستانه باشه نه بحث علمی وکاری .دیدگاه شماره 11و12را بخوانید

    2. hamrah گفت:

      عجب نكته اي! دقيقا نكته اينجاست كه رطب خورده كي منع رطب كند!!! :-D
      البته مي تونيم اين جوري هم به قضيه نگاه كنيم كه ك-پ قصد داره الگوي درستي از اين تعاملات نشون بده به ملت! به طور كلي اگر “لزوم وضرورتي” داشته باشه و “حريم ها” حفظ بشه فرقي نداره گفتگو دانشجويي باشه يا كتابپردازاني! ولي دقيقا موضوع گفتگوها، جنس تعاملات و از اون مهم تر فضايي كه براي گفتگو به وجود مي ياد مشخص مي كنه الان توي اون جمع چه خبره!! قبول كنيد كه گفتن اين موضوع كه” آخ آخ اين گفتگوها وجمع هاي مختلط دانشجويي بده وبايد تحريم بشه و بايد همه شون رو بگيريم و پرونده دارشون كنيم و اين حرف ها كاري از پيش نمي بره. بهتره اين فضا رو بپذيريم وبراش الگوهاي درست تعاملي ارائه بديم. البته مي تونيم هم چنان سرمون رو زير برف نگه داريم و به خودمون بگيم نه هيچ اتفاقي نيفتاده!مي تونيم منتظر بمونيم تا 10سال ديگه نتيجه شو ببينيم!مثل هميشه…

      1. le گفت:

        راستی بگم من که در کتاب پردازان کار نمی کنم.اصلا جای مختلط کار نکردم که شامل ضرب المثل بشم.
        بحث هم سر ایجاد یه مکان هایی جایگزین قهوه خانه بود نه دانشگاه یا محل کار کسی به اونجاها ایراد نگرفت .

    3. نامور گفت:

      بعد از این همه کامنتی که سروده شد و این همه نظراتی که گفته شد، جواب سؤال شما تکرار مکرراته؛ ازطرفی هم نمی‌دونم وجه شباهت چند همکلاسی یا دوست (سالم) توی پارک، با چند همکار در یک محیط فرهنگی یا نوع رابطه‌هاشون چیه.
      اگه شما لطف کنید و وجه شباهت این قیاس رو بفرمایید تا ما هم متوجه بشیم، خوبه.
      http://ketabpardazan.com/new/?p=20781

      1. yegy گفت:

        تو درس مباني سازمان ( بچه هاي مديريت) نظريه افراد مختلف راجع به جامعه كاري و روابط كارمندي به خصوص مدير و كارمند اومده كه همكاران در محيط كار دوست هم محسوب ميشن….. و موظفن از حال و روز هم حتي مسائل شخصي و خانوادگي هم با خبر شوند بخصوص در زمان ايجاد مشكل…..
        من خودم با همه همكارام و كارمندام مثه دوستانم بر خورد ميكنم البته زماني كه تايم ازاد داريم هر چند كه اختلاف سني زيادي هم با من دارن بضياشون….. ولي اين تئوري باعث ميشه هم اونا از من راضي باشن و هم مت درست اونطور كه اونا انتظار دارن رفتار كنم اينطوري موفق تر هم هستيم تو كار…..

      2. حسینی گفت:

        ممنون من این پست رو ندیده بودم جوابم رو هم همون جا گذاشتم دوستان دیگه هم میتونن جوابشون رو اونجا بخونن

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها