Google+

» مجردها کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

مجردها

نگارش در تاریخ جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱:۰۴ ؛ بازدید: ۲,۱۰۳ بار
دسته: تجربه‌ها » ارتباطات خانوادگی

اونهایی که زمان مجردی، به بهانۀ نداشتن امکاناتی مثل پول و خونه و ماشین و… از ازدواج فرار می‌کنند، وقتی هم، احتمالاً، اگر ازدواج بکنند، ضعف‌های درونی‌شون رو با کمبودهای مادی توجیه می‌کنن؛ چون عادت کرده‌ن که به‌جای تقویت و تغییر و اصلاح روبه‌رشد خودشون، آسمون و ریسمون ببافند.

عادت کرده‌ن که همۀ مسائل رو با امکانات حل کنن، نه با سرمایه‌ها. وابسته‌اند.

باور ندارن که توی زندگی مشترک باید ساخت، باید حرکت کرد. همت می‌خواد. جرأت می‌خواد. فکر می‌کنن با ایستادن توی حاشیۀ امن ضعف‌هاشون می‌تونن از پیچ‌های زندگی مشترک به‌راحتی عبور کنند.

به‌نظر من کسی که این تفکر رو داره، هنوز به نیاز واقعی زندگی مشترک نرسیده. هنوز تفکرش هم مجرده.



تجربه کننده: نامور

برای نوشتن تجربه اینجا تشریف بیاورید.




|

70 دیدگاه

  1. mahdi.m888 گفت:

    تا حدودی حرف های شما رو قبول دارم.اما توقع اکثر دخترها بالا رفته و من به عنوان یک پسر خیلی سخت میتونم دختری رو پیدا کنم که تحمل سختی های اول زندگی رو داشته باشه

    1. درانی مریم گفت:

      سلام
      اینجا یک مسئله وجود داره.
      وقتی شما خودتون می گید «تحمل سختی های اول زندگی» یعنی اعتقاد دارید که سخته، یعنی نقص داره، یعنی مطلوب نیست…

      پس اولین پیشنهاد اینکه خود آقا پسرها نگاهشون و توقعاتشون رو نسبت به شروع زندگی مشترک و سبک درست زندگی تعدیل و تنظیم کنند.

      1. نامور گفت:

        سلام
        متوجه نشدم که منظور از دیدگاه درست چیه؟ یعنی شما می‌گید: سخت نیست؟ یا اینکه نباید بگیم سخته؟ یا اینکه نباید سخت باشه؟

      2. mahdi.m888 گفت:

        یعنی شما می کید اول زندگی پسر باید همه چیز ذاشته باشه و چیزی رو نباید به دست بیاره.

        1. درانی مریم گفت:

          نه اتفاقا،
          به نظر من چه دختر خانم چه آقا پسر، باید مدل زندگی شون رو با فکر باز و با اعتقاد کامل، انتخاب کنن. حتی ساده زیستی هم باید انتخاب طرفین باشه نه اینکه فکر کنن مجبورن که ساده زیست باشن و مجبورن که سختی هاش رو تحمل کنن.
          به قول نویسنده محترم: «توی زندگی مشترک باید ساخت، باید حرکت کرد. همت می‌خواد. جرأت می‌خواد… »

    2. نامور گفت:

      دو حالت داره:
      اگر نظر شما درست باشه (که به‌نظر من تاحدی هست)، برای شما زوده که به استقلال و تأهل فکر کنید؛ چون هنوز آمادگی همراه‌کردن همسر خودتون رو ندارید و به‌نوعی خودتون هم از سختی این همراه‌کردن استقبال نمی‌کنید؛
      اگر هم نظر شما درست نباشه، باز هم شما آمادگی ازدواج و استقلال تأهل رو ندارید؛ چون با توقع غلط و ذهنیت نادرست و شاید ترس ناخودآگاه به طرف مقابلتون نگاه می‌کنید.

  2. 1846735 گفت:

    همه ایرادات سر دخترا نیست باید خانواده ها اصلاح شن

    1. نامور گفت:

      اتفاقاً یکی از بزرگترین مشکلات همین تفکر کسانیه که فکر می‌کنن همۀ ایرادها مال اونا نیست و مال کسان دیگه‌ست!

  3. fariman گفت:

    منم به اين نتيجه رسيدم كه پول خوشبختي نمي ياره
    نداشتن ثروت هم بدبختي مياره
    ولي هنر خرج كردنش خيلي مهمه
    تفكر و توسل قبل از خرج !!!
    گناه اين كار هم مربوط آقايونه هم به خانوما
    آقايون درآمد كمي در قبال خواسته هاي زياد خانوما دارن
    1 چيز ديگه هم در مورد آقايون اينكه حاضرن برن پول قرض بگيرن برا مريضي و بيمارستان و …. هزار بدبختي كه خدا برا هيچكي نياره
    اما حاضر نيستن 300هزار ت از پس انداز زندگي رو بدن برن مسافرت در حالي كه سالم و سلامتند .

  4. محسن سامی گفت:

    ممنون از مطلبی ک گذاشتین.من فک میکنم که سخترین کار آدم پیدا کردن زوجیه که با این تفکر زندگی میکنه.البته سختی این هم ظاهریه .
    این سختی ظاهری گام اول حرکت به سوی رشده.

  5. نامور گفت:

    لطف دارید.
    سختی کار این نیست. سختی کار اینه که ما بپذیریم اگر قراره وارد زندگی مشترک بشیم، اینها موضوع کار ما هستند؛ یعنی اگر همسر مورد نظر ما ویژگی‌ای رو نداشت، ازش چشم نپوشیم، عاشقانه و خالصانه سعی کنیم همراهیش کنیم تا به اون ویژگی آراسته بشه. اگر غیر از این باشه، به‌نظر من نگاهمون ارزش کمتری داره.

  6. yegy گفت:

    راستش براي دختر خانم ها كه تو خونه پدر راحت و هميشه اين ديدگاه بهشون داده شده كه شما بايد با مردي سوار بر ( santafe sefid ya….) همون اسب سفيد قديمي ها ازدواج كنيد و اين حرفا باعث شده سطح توقع افراد بالا بره و اين بد. نيست كاملا منطقيه ولي اقا پسرا اين روزا يكم تنبل شدن يا دوس دارن پدرشون ايندشون تامين كنه ويا شانس در خونشونو بزنه و يه دختره شاهه پريون عاشقشون بشه و كل زنگيشون اوكي شه…… پس حق هر دختري حق داره انتظار داشته باشه همسر ايندش حداقل از لحاض نياز هاي اوليه مادي تامين كنه زندگيشونو و بعد اون دختر خانم هم قبول ميكنه سختي هاي زندگي رو كناره همسرش تحمل كنه!!!!

    1. محمدرضا تفقدی گفت:

      بسم الله
      نمی شه از پسر توقع داشت اول زندگی اونم در بیست و یکی دو سالگی در بین درس و سربازی همه چی داشته باشه و همش رو هم خودش تهیه کرده باشه.
      اگر کسی باشه که تلاششو داشته باشه، همتش هم خوب باشه، کفایته.
      او نباید بترسه خدا خودش قول داده که روزی این کاررو می رسونه مهم اینکه آدم با همت و تلاش، به خدا اعتماد کنه و توکل داشته باشه.
      من موقعی که ازدواج کردم سال 86 فقط 150000 تومن حقوقم بود، پس اندازی هم نداشتم. بعد از ازدواج اتفاقی کاری بهم خورد، 1.5 میلیون دریافت کردم و خرج مراسم شد و تا بعد از عقدم کارم بهتر شد و … .
      من که کاره ای نبودم فقط به خدا اعتماد کردم همین. :-P

  7. yegy گفت:

    خوب ٢١ ٢٢ سال خيلي كمه پسرا تو اين سن هنوز بچه اند و نياز به مامان جونشون دارن نه تشكيل زندگي. ازدواج هنوز از سنه ٢٥ ٢٦ سال بايد تو زهنه پسرا بيوفته نه زودتر كه يه دختر حداقل ٢٠ سال بتونه دركشون كنه ولي اگه پسر كوچيكتر باشه دخترا نميتونن درك كننشون

    1. محمدرضا تفقدی گفت:

      بسم الله
      وقتی خاطرات زمان جنگ را می بینیم، متوجه می شویم خیلی از فرمانده ها 16، 17 سال بیشتر نداشتن و یک گردان را اداره می کردند.
      متاسفانه این روزها به علت های زیادی که شاید یکیش رفاه زیادی باشد، یا کم جمعیت شدن خانواده ها و … سن رشد فکری بالارفته، در حالی که سن بلوغ جسمی به خاطر تکنولوژی پایین آمده است.
      این تضاد بسیار فساد زااست.
      من 24 سالگی ازدواج کردم الان که فکر می کنم میبنم دیر اقدام کردم. :)
      اما خیلی از دوستانم هستند که بیست و یکی دوسالگی ازدواج کرده اند و بسیار موفق هستند، حتی نسبت به هم سن و سالانشان هم یک سرو گردن بالاترند. ;;)

    2. safarkarde گفت:

      من 21 سالگی ازدواج کردم با 3 سال اختلاف سنی با همسرم.
      ولی از خیلی از دور وبری ها که با همون سنی که شما می فرمایید ازدواج کردند ؛ به اذعان بزرگان فامیل ، زندگی بهتری داریم و
      حرف شما مطلق نیست.
      برعکس به نظر من برای پسرها از 21 به بعد سن خوبیه

    3. تکتم گفت:

      سن ازدواج فرد به فرد واسه آقایون فرق میکنه همینجور که واسه خانم ها فرق میکنه با توجه به بچه چندم بودن و برخورد خانواده با بچه ها.
      ولی از لحاظ ساده گرفتن ازدواج و… نمیشه بگی یک دختر که مثلا از یک خانواده خیلی بالاس که مثلا یک مانتو 200000 تومن میخره بیاد و با یک فرد کم در آمد ازدواج کنه آقایون باید هم سطح یا نیم پله بالاتر از خانم ها باشند از لحاظ کفویت اقتصادی وگرنه مشکل ایجاد میکنه.

      1. vet گفت:

        این دقیقا همون تفکری هست که مانع میشه من جوون برای ازذواج جرات داشته باشم قدم جلو بذارم
        اگه شما فرض کنین یک دختر خانوم داره با یک خانواده که سطح درآمد متوسطی داره زندگی میکنه و قرار باشه آقا پسری بیاد برای خواستگاری این دختر خانوم،مطمئنا وضع مالی پدر این دختر خانوم از این پسر بهتر هست و اگه دختر توقع داشته باشه که پسر بتونه مثل پدرش خرج کنه اشتباه هست
        و بد تر از اون اینه که توقع داشته باشه که خانواده پسر خرج اون پسر رو بدن

        1. نامور گفت:

          یک استاد روانشناس می‌گفت: «تفاوت‌های فرهنگی از مهمترین و پیچیده‌ترین عوامل طلاقه که اگه باعث بروز اختلاف بشه، کاریش نمی‌شه کرد.»
          این مسائل بر می‌گرده به فرهنگ دو خانواده که اگر با هم تضاد داشته باشه، خیلی سخت می‌شه حلش کرد.

          1. vet گفت:

            البته تا جایی که من میدونم مهمترین عامل طلاق که اصلا هم در موردش بحث نمیشه روابط زناشویی هست که به نظر من به دلیل حیاء بیجا جامعه گرفتارش هست
            کاشکی یک روزی برسه که بشه این مسائل رو بدور از حواشی احتمالیش باز کرد و در موردش بحث کرد
            مسائل فرهنگی اغلب قبل از اینکه بخواد ازدواج رخ بده مانع ازدواج میشه
            البته به شرط اینکه اول عاشق نشده باشه طرف!!! :-??

  8. yegy گفت:

    واي نه تورو خدا اينجوري نگيد بچه بازي كه نيس يه عمر زندگي حالا شايد يكي ٢ نفر زود ازدواج كردن يا اوضاع مناسبي داشتن يا خانمشون خيلي قانع بودن و خواسته هاشون كم بوده و اين جالب نيست زياد….
    و لطفا از زمان جنگ نگيد شما كه اون زمان نبودين كه پس راجع به اطلاعاتتون حرف بزنيد….

    1. محمدرضا تفقدی گفت:

      بسم الله
      اینکه انسان در یک زمان نبوده باشد، دلیل نمی شود که از آن اطلاعی نداشته باشد.
      خداروشکر اینهمه کتاب هست.
      ***
      خداخودش دستور به ازدواج داده پس خودش هم به اندازۀ نیاز روزی رو میرسونه فقط کافی است به او اعتماد کنیم. ^:)^
      مطمئن باشید اگر بیشتر نمی دهد نعوذبالله به خاطر نداریش نیست، به خاطر خودمان است که ظرفیت بیشترش را نداریم. اما به اندازۀ نیازمان قول داده و می دهد نمونه ها فراوان هستند. 8->

    2. safarkarde گفت:

      من زمان الان رو گفتم ، میبینم کسایی که با سن بالا ازدواج می کنند درصد خطاشون بیشتره و بهره شون از زندگی کمتر!!
      از زمان جنگ نمی گم ، حتا میتونم دعوت کنم بیاید ببینید!

  9. yegy گفت:

    اين حرف شما من ياد اين قضه انداخت كه فك كنم زمان پيامبر (ص) يه نفر ميره تو قار دعا ميكنه همش ودست از كار ميكشه و ميگه خدا خودش روزي ميده اين درست نيست!!!!
    كه يه اقا پسر جون توسن ٢١ ٢٢ سالگي ازدواج كنه و به طبع بايد دست يه دختر ١٥ ١٦ ساله رو هم بگيره كه از لحاظ فيزيولژي و روانشناسي با هم تناسب بيشتري دارن واين عينه بچه بازيه نه تشكيل يه زندگي مشترك، و حالا به هرصورت ازدواج كنن و اوضاع معمولي داشته باشن حتما بايد در كناره كاره ساده و كم در امدشون ويا حين تحصيل بيش از حد ممكن دعا كنن تا خدا خودش روزي بده اره؟؟؟!
    همين حرفارو زدين كه سنه ازدواج پايين اومده اين روزا و امار طلاق بالا!!!!

    1. محمدرضا تفقدی گفت:

      بسم الله
      نظر آیت الله مکارم شیرازی را ببینید 8->
      بلوغ و سنّ ازدواج دختران و پسران یک موضوع قراردادى نیست که بنشینیم و براى آن حد و مرزى تعیین کنیم؛ بلکه یک امر طبیعى و فطرى است و از قلمرو اختیار و انتخاب ما بیرون مى باشد و هر دختر و یا پسرى در سنین خاصّى از عمر خود به حدّ بلوغ مى رسد و فصل تازه اى از زندگى به روى او گشوده مى شود. کتاب طبیعت آغاز این فصل از زندگى را، پیش از ما معیّن کرده است و با قطعنامه ها و تصویب نامه هاى ما یک وجب هم عقب نشینى نمى کند!

      بلوغ در انسان با تغییرات جسمى و روحى عمیقى آغاز مى گردد؛ قدّ و قامت تغییر مى کند، نیروى انسانى رو به فزونى مى گذارد؛ شکل اعضا با گذشته کاملا تغییر پیدا مى کند، تمایلات خاصّى در انسان براى گسترش زندگى پیدا مى شود، احساسات جنسى همچون شکوفه هاى بهارى شکفته مى شود؛ احساس همسر خواهى روز به روز رو به افزایش گذارده و استخوان ها درشت شده و دگرگونى روشنى در آهنگ صدا پدید مى آید.

      بنابراین، کتاب آفرینش این حد و مرز زندگى را با خطّ برجسته اى بر صفحه وجود ما نوشته است و ما براى واقع بینى به جاى رجوع به سخنان این و آن، باید کتاب آفرینش را باز کرده برگ مربوط به دوران بلوغ و بحران تمایلات جنسى را با دقّت مطالعه کنیم و سنّ قانونى ازدواج را براساس سنّت خلقت و قانون آفرینش تعیین نماییم و از هر نوع خیالبافى و فلسفه تراشى خوددارى کنیم.

      کسانى که از مطالعه کتاب فطرت و دفتر آفرینش سرباز مى زنند و مسأله بلوغ را یک امر قراردادى تلقّى مى نمایند و تصوّر مى کنند که واقعیّات و حقایق، تابع اندیشه و قرارداد آنهاست، با سنن آفرینش به جنگ برخاسته و سرانجام مغلوب مى شوند؛ زیرا سنن خلقت با گفت و شنود افراد غافل از اصول خلقت، دگرگون نمى گردد.

      همان طور که تکامل یک جنین در رحم، تقریباً در نُه ماه انجام مى گیرد و هرگاه گروهى بنشینند، قانونى وضع کنند که از این به بعد جنین باید در رحم مادر در مدّت یک سال تکامل پیدا کند، کار بیهوده اى انجام داده اند؛ همچنین دخل و تصرّف در حد بلوغ که یکى از سنن آفرینش است، جز بیهوده گفتن چیزى نیست.

      این که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «لا تُعادُوا الایّامَ فَتُعادِیْکم; با زمان ستیزه مکنید که با شما ستیزه مى کند» مقصود این است که با سنن خلقت جنگ نکنید؛ زیرا نبرد با آن جز مغلوبیّت و شکست نتیجه اى ندارد.

      معدّل «سنّ بلوغ جنسى» در دختران کشور ما 14 و در پسران 16 مى باشد. در این فصل از زندگى تمایلات جنسى آنها بیدار مى شود و هرگاه سنّ ازدواج را بالا ببریم تکلیف دختران و پسران در این مدّت محرومیّت چیست؟ یا باید تن به آمیزش هاى نامشروع بدهند و سرانجام هزاران مصیبت دامنگیر اجتماع گردد، یا در برابر آتش غریزه جنسى مقاومت طولانى کنند که به فرض ممکن بودن براى همه افراد، اعصاب آنها را خرد مى کند.

      هیچ مى دانید که ازدواج و همسر گزینى موجب شکفته شدن استعدادهاى نهفته است و افراد متأهّل بهتر از افراد مجرّد فکر مى کنند و جوانى که در کانون وجود او آتش شهوت زبانه مى کشد و وسیله مشروع براى اطفاى آن ندارد، نمى تواند صحیح و آرام فکر کند؟

      این حقیقتى است که برخى از روانشناسان به آن اعتراف کرده و آزمایش هایى روى آن انجام داده اند.

      1. حامد آقای حیدری گفت:

        احسنت
        به نظر من برای ازدواج اشتباهه که زمان و سن تعیین کنیم
        باید شرایط مشخص بشه و به خدا هم اعتماد داشته باشیم

  10. غیور گفت:

    به نام خدا
    سوال: شما فک میکنید غیر از مسائل مادی، چیز دیگه ای هم مانع ازدواج جوونها میشه؟ مثلا …؟

  11. yegy گفت:

    اقا من تسليمم ديگه از لحاظ مادي هيچ ايرادي و بيان نميكنم هرچند كه اينا افكاره منو قانع نكرد!!! ولي بازم ميگم سن پايين ازدواج درست نيس حالا نه از لحاظ مادي از جنبه هاي ديگه….

  12. yegy گفت:

    بله سن پايين، اختلاف سني نا مناسب، ميزان تحصيلات، كار، موقعيت اجتماعي، جايگاه فردي و اجتمماعي، و خصوصيات اخلاقي و روحيات مناسب از لحاظ روانشناسي و عقلي و…..

    1. درانی مریم گفت:

      سلام
      بله شما نگران بچه بازی شدنش هستید. اما اگر دقت کرده باشید همین بچه هایی که به نظر ما هنوز امادگی ازدواج رو ندارن چقدر با پتانسیل بالا در کوچه و خیابان و مدرسه و مغازه و کافی شاپ و چت و وبلاگ و… با جنس مخالف ارتباط برقرار می کنن.

      من فکر میکنم نظر شما کاملا درسته که اگر ازدواج در سن پایین انجام بشه تبدیل به بچه بازی می شه اما فکر نمی کنم که این بچه بازی که داره در فضای حلال اتفاق میفته الزاما بد باشه.

      حداقل هایی هم لازمه که متاسفانه بعضی از والدین تلاشی در مورد ایجاد این حداقل ها در شخصیت فرزندشون نکردن. مثلا پسر و دختری که تا سن 20 سالگی هیچ مسئولیتی در خونه نداشتن و عضو مصرف کننده پرتوقع خونه محسوب می شدن از این دست هستن. بعضی افراد چنان سست و بی مایه بار اومدن که حتی در 40 سالگی هم به بلوغ ازدواج و تشکیل زندگی مشترک نمی رسن اما صحبت ما در مورد عموم مردمه.

      در نهایت من معتقد چند سال بچه بازی حلال هستم :-P مخصوصا برای کسانی که حداقل های تربیتی رو داشته باشن ;) و تعداد این افراد خیلی هم کم نیست :)

      1. safarkarde گفت:

        دقیقا موافق با بچه بازی حلال هستم…
        تا بزرگ بازی که هیچ کس نمیتونه جمع اش کنه!!!

      2. yegy گفت:

        من براي شما گذاشتم ها عزيزم…..
        جواب بديد

  13. yegy گفت:

    سلام
    يه فضولي: شما مجرديد؟! و چند سالتونه؟!
    درسته من نگران بچه بازيم چون وقتي به پسراي هم سن خودم نگاه ميكنم ميبينم يه اپسيلن من هم از خودشو حركت نشون نميدن من با سن پايينم چند سال سابقه كار دارم ولي پسراي الان دستشون تو جيب باباشونه يا اگه دنباله كارن يه كار مرتبط با درسشون نيست جز كار هاي كاذب و كم درامد كه اين براي تشكيل خانواده درست نيس و همينطور دخترايي ميرن سمت اينجور روابط ناسالم كه شما گفتيديد كه مثله همون پسرا تبلا و هيچ كاري جز درس خوندن زوركي ندارن كه درسته همون تربيت ناسالميه كه شما فرموديد و اسمشو يكي يدونه بودنو اينجور چيزا ميزارن( من خودم يه دونم ولي….) :-P

    1. نامور گفت:

      یک نکتۀ دیگه هم بگم: اینکه بعضی از دوستان به‌کل با مطرح‌شدن بحث مادیات میانۀ خوبی ندارند، گرچه ازنظر نگرشی این حرف درسته (که برای شروع زندگی، مادیات نباید اصل باشه)، اما باید درنظر داشت که هرکسی به‌اندازه ظرفیتش باید نقطۀ شروعشو انتخاب بکنه و این دیدگاه، برای هرکس قابل اجرا نیست.
      در مجموع، گرچه با گفته‌های شما در مورد مادیات تاحدی موافقم، اما نظرم اینه که مادیات، هرچقدر هم که مهم باشه، نباید نقطۀ شروع باشه یا هدف؛ بلکه باید در کنار معیارهای دیگه و در جای خودش قرار بگیره؛ اصل نیست، فرعه.

    2. mahdi.m888 گفت:

      درست میگن.من پسرهایی رو میشناسم 25.26 ساله که هنوز توانایی در آمد زایی رو که ندارن بماند پولی رو هم که از باباهاشون می گیرن نمیتونن مدیریت کنن و نمیدونن چه جوری خرج میشه.بعد ما از اونها توقع ازدواج و مدیدیت خانواده رو داریم.اما من کسانی رو هم میشناسم که در 22 سالگی از خیلی از 30 .40 ساله ها زندگیشون رو بهتر اداره میکنن.

      1. yegy گفت:

        درست ميگيد ولي قرار نيست راجع به موارد خاص حرف بزنيم!!!!

        1. mahdi.m888 گفت:

          اینهایی رو که من گفتم متاسفانه اکثر جوانان حال حاضر رو تشکیل میدن و موارد خاص نیستند.

          1. yegy گفت:

            منظورم از موارد خاص اون دسته بود كه گفتيد سن كمي دارن ولي مثل افراد مسن عاقلانه رفتار ميكنن، والا منم موافقم كه متاسفا اكثر جووناي هنوز كودك هستند

  14. نامور گفت:

    تمام این مواردی که دوستان می‌گن می‌تونه درست باشه، شاید هم غلط باشه.
    چند تا نکته عرض کنم:
    اول اینکه به‌نظر من، سن ازدواج سن زمانی نیست، بلکه سن عقلی و فکری و باوریه یا به‌قول خانم درانی، زمان بلوغ فرد مهمه، اما نه بلوغ سنی!؛
    دوم اینکه بودن یا نبودن این مشکلات و مسائل اونقدر مهم نیست. مهم اینه که ما این مشکلات رو موضوع زندگی مشترکمون می‌دونیم یا مانعش(؟). اگر ما اینها رو موضوع و دستور کارمون بدونیم، قطعاً به‌جای انفعال یا فرار و توجیه، به استقبالشون می‌ریم و به‌فکر تدبیرشون می‌افتیم؛
    سوم اینکه اگه دلیل و هدف و نگاه و جایگاه ازدواجمون برامون روشن باشه، مسلماً تمام مسائلی که مطرح می‌شه، معنای متفاوتی پیدا می‌کنه و برخورد ما هم با اون مسائل عوض می‌شه.

  15. yegy گفت:

    منم نميگم ماديات حرف اول و ميزنه ولي جز الويت هاست…..
    حرف من سن پايينه كه تو اون سن جز ماديات موقيت اجتمعي تكامل فردي بطور كل شكل نگرفته من اين ميگم كه پسرا تو سن پايين مثله پسراي قديم نيستن كه بتونن مستقل باشن و خيلي چيزاي ديگه پس انقد از ازدواج تو سن پايين دفاع نكنيد

    1. نامور گفت:

      ظاهراً شما نظرهای آخر منو دقیق نخوندید، شاید هم من گویا ننوشته‌م.
      من دفاع نکردم از ازدواج در سن کم، بلکه یک معیار بالاتر از سن رو مطرح کردم. اتفاقاً اشاره هم کردم که «هرکس باید به اندازه ظرفیتش…».
      نکنه شما کمی موضعتون تنده که بدون توجه دقیق به نظرهای دیگران نظر می‌دین؟!

      1. yegy گفت:

        با سلام مجدد
        اولا ازتون پياشاپيش عذر خواهم چون من قصد جسارت نداشتم….. من فقط ديدگاه خودمو گفتم اگر بد بيان كردم باز هم عذر ميخوام :)

        1. نامور گفت:

          اختیار دارین. منظور من هم این نبود که شما جسارتی یا… کردین؛ فقط نکته برادرانه‌ای عرض کردم.
          :-*

          1. yegy گفت:

            مرسي داداشي!!!!! ؛-)

  16. Re_Brd گفت:

    نیاز واقعی زندگی مشترک ؟
    این دیگه چه جور نیازیه ؟….. :-&

    1. نامور گفت:

      نیازیه که وقت بلوغ فکر و بلوغ احساس و بلوغ نیازهای دیگه بهش می‌رسیم.
      ان‌شاالله شما هم به‌زودی درکش می‌کنید.

  17. mohhammadali گفت:

    بچه بازی حلال چه تعبیر زیبایی !!!!!!!!!

  18. محسن سامی گفت:

    آقای نامور ی بار برای من از زمان ازدواج میگفتن ک این سن نیست که این ک اعلام زبانی نیست که زمان ازدواج رو تعین میکنه این موقعیت ادم که بدون هیچ فریاد زدنی و هیچ زمزمه ای در گوش کسی داره داد میزنه که وقتش رسیده
    حالا یکی19-20 سالگیه یک29-30سالگیه توی هیچ کدومشم استثنا وجود نداره.
    مطلقا سن مشخص کنند نیست این موقعیت طرفه ک مشخص میکنه

    1. yegy گفت:

      من كه هنوز به يه نتيجه مشخص از حرفاي شما نرسيدم اخه هنوزم ميگم سن بايد بالا باشه
      در هر صورت بحث ازاد اين موضوع گذاشتيم تا به يك نتيجه خوب برسيم
      خوش حال ميشم دوستان اين جمع كه براي مجردا و كلا بچه هاي سايت هركي دوس داره بياد كتاب پردازان و بحثمون رو جذاب تر كنه…..

  19. mohadese abdolahi گفت:

    در یک کلام
    از ما حرکت/ازخدا برکت

  20. hamrah گفت:

    درباره ملاك سن ازدواج چه براي دختر و جه براي پسر، مهم داشتن يك سري ويژگي ها و مهارت ها است.
    فعلا كه متاسفانه مهم ترين ويژگي ها و مهارت ها براي دخترها بعد از ويژگي هاي ظاهري ، دانشگاه رفتن و كدبانو بودنه كه شامل بلد بودن طرز تهيه سالاد ميگوي فرانسوي يا بيف استراگانوف(!) است!!!
    و براي آقاپسرها هم داشتن خونه، پول، باغ، ويلا سرمايه و …جز ويژگي ها و مهارت ها به حساب مياد!! $-)
    البته همه اين موارد مي تونن در جايگاه خودشون مهم باشن و لي فعلا اولين ملاك ها هستن. پس خيلي واضحه تا وقتي ملاك ها اين موارد باشه، نه دختر و نه پسر تا 40سالگي هم به سن ازدواج نمي رسن توي اين دوره و زمونه !!! /:)
    تنها چيزي كه فعلا مهم نيست همون ويژگي ها و مهارت هايي است كه خيلي ها ازشون غافل شدن…
    حالا اگه ملاك اين ويژگي ها باشه، ممكنه يك نفر در سن 20 سالگي به اين مهارت ها و ويژگي ها مجهز ميشه و يك نفر تا سن 40سالگي هم نه!!
    حيف كه خيلي از اصل مطلب غافل شديم…

    1. yegy گفت:

      ملاك هاي خيلي مهم تري هم هست…. اينا ها جزئيه….
      شايد جز شروط باشه ولي ملاك نيست….
      ملاك ها دامنه هاي گسترده اي دارن
      اگه با استاد درس گذرونده باشين از اين ملاك ها مطلع هستيد…..
      ولي سن ازدواج اين روزا ها اصلا داشتن اين شروط نيست
      تا پسري حس ميكنه دلش همدم ميخواد ازدواج ميكنه….

      1. روزهایی به یاد ماندنی گفت:

        حاله نمیشه شما دست به رمز گشایی بزنید.
        تا دشمن خاکریز رو نگرفته …

        1. نامور گفت:

          منظورتون چیه؟

        2. hamrah گفت:

          :-/
          احساس خوبي ندارم از اين كامنت!!
          ميشه بگين منظورتون چيه؟؟
          رمزگشايي!
          خاكريز!
          دشمن؟
          چرا آيا واقعا؟؟؟ :-??

    2. نامور گفت:

      شاید بشه همین مهارت‌ها رو به‌عنوان یکی از آفت‌های بعضی زوج‌ها یاد کرد؛ مهارت‌زدگی.
      اگر پیش‌زمینه هر مهارتی یا هر توانمندی دیگه‌ای، یک نگاه معرفتی سازنده نباشه، خود اون مهارت یا امکان، غالباً تبدیل به آفت می‌شه. البته این به‌معنای لازم‌نبودن یا مهم‌نبودن داشتن مهارت نیست؛ بلکه به‌این معناست که مهمتر از مهارت و قبل از اون، به نگرش و بینشی نیاز داریم که درک درستی از ماهیت زندگی مشترک و دلیل ما برای آغاز این راه به ما بدهد.

      1. m-h-gh گفت:

        امان از مهارتِ بدون معرفت!

        آفت مهارت زدگی!

        احسنت آقای نامور!

        تازه یه آفت دیگه هم هست به اسم توهم مهارت داشتن! (ابتکار خودمه!) :-D

        این یکی دیگه نور علی نور!

  21. سعیده شیرزاده گفت:

    بسم الله. در تکمیل گفته‌های دوستان به نظرم برای ازدواج با دیدی کاملا باز,با مشورت خانواده و مشاورین با تجربه,با اعتماد و توکل به خدا باید قدم برداشت که خداوند همه بندگانش را دوست دارد.
    و در مورد زندگی مشترک هم به نظرم باید تلاش بیشتری انجام بدهیم ,اما نسبت به مجردی چند قدم جلوتر هستیم.

  22. hamrah گفت:

    اجازه بدين منظورم رو از ويژگي ها ومهارت ها صريح تر بيان كنم.
    لطيف بودن(براي زن)، توانايي آرام شدن و آرام كردن، توانايي شنيدن و ديالوگ كردن، توانايي منطقي فكر كردن(بدون اغراق سازي ، بدن سياه نمايي ، بدون بزرگ نمايي و كوچك نمايي بدون تحريف فكر كردن) توانايي هاي حل مسئله ، توانايي درك متقابل، اهل يادگيري و تغيير بودن، منعطف و پذيرا بودن، روشن بودن مسيرها و هدف هاي احتمالي آينده، خوشبين و خوش گمان بودن، توانايي برقراري ارتباط با ديگران، كنترل هيجاني داشتن و …
    اينها فقط بخش كوچكي از ويژگي ها و مهارت هايي كه بايد فرد داشته باشه تا آماده ازدواج باشه… البته قناعت، توكل، صبر، تغافل، حسن ظن و… هم از همين دست مهارت ها و ويژگي ها هستند ولي در سطح بالاتر و باادبيات ديگري
    البته من هم كاملا موافقم با بينش و نگاه معرفتي ولي به شرط اينكه به شعار تبديل نشه و با اين ويژگي ها و مهارت ها همراه بشه..
    آقاي نامور!من مواردي رو ديدم كه قبل از ازدواج ادعاي چنين بينشي رو داشتند ولي بعد به خاطر نداشتن همين جنس مهارت ها و ويژگي، كارشون به جدايي رسيده… واقعيت اينه كه خيلي از دخترها و پسرها حتي حداقل هاي اين مهارت ها رو كه در اصل بايد در طول زندگي( نوجواني و جواني ) و در خانواده و مدرسه كسب مي كردن، به دست نياوردن، چه برسه به مهارت زدگي! :(

    1. نامور گفت:

      گمان نمی‌کنم منظور شما این باشه که یک آدم ماهر، می‌تونه همسر خوبی باشه!؟
      در عرض قبلیم اشاره کردم: «…البته این به‌معنای لازم‌نبودن یا مهم‌نبودن داشتن مهارت نیست؛ بلکه به‌این معناست که مهمتر از مهارت و قبل از اون، به نگرش و بینشی نیاز داریم که درک درستی از ماهیت زندگی مشترک و دلیل ما برای آغاز این راه به ما بدهد…»، پس با اینکه می‌فرمایید: «…من مواردی رو دیدم که قبل از ازدواج ادعای چنین بینشی رو داشتند ولی بعد به خاطر نداشتن همین جنس مهارت ها و ویژگی، کارشون به جدایی رسیده…»، موافقم؛ اشاره من، بیشتر به جامعیت طرف بود، هم در نگاه، هم در معرفت و شناخت، هم در مهارت و هم در… .

      1. hamrah گفت:

        بله هر آدم ماهري نمي تونه همسر خوبي باشه ولي يكي از مهم ترين شروط براي همسر خوب بودن ماهر بودنه! يعني مهارت “ضروريه” ولي كافي نيست…
        من با توجه به نظرات دوستان در مورد سن ازدواج در آقايون گفتم كه مهم ترين الويت و ملاك براي اينكه بگيم يك آقا پسر به آمادگي براي ازدواج و تشكيل زندگي رسيده ، وجود سطحي از همين مهارت ها و ويژگي هاست، در او!
        وگرنه خيلي هااين روزها ادعاي بينش و معرفت دارن ولي پاي عمل كه مي رسه واقعا ديدني ميشن … :-|
        در مورد جمله آخرتون ، جامعيت به طور كلي خيلي چيز خوبي ست(!) ولي شاعر ميگه: يافت مي نشود گشته ايم ما!!! B-)
        ممنون از نقطه نظرات دقيق شما…

        1. نامور گفت:

          گرچه واقعیتی است که نباید انکارش کرد، اما به‌نظر من وقتی با کلی امید و نگاه مثبت، دنبال چیزی مثل «جامعیت در همسر آینده» می‌گردیم و یافت نمی‌کنیم، جستجوکردن با ذهنیت‌های منفی و نگاه کدر چندان عاقلانه نیست.

          1. yegy گفت:

            تاييد ميكنم حرفاتونو….
            كاملا مرافقم….

          2. m-h-gh گفت:

            اصلا مسئله اینه که به دنبال چیزی به اسم “جامعیت در همسر آینده” بودن کار عبث و بیهوده ایه!

            به قول خانم hamrah شاعر میگه: یافت می نشود گشته ایم ما!!!

            کیه که ندونه که خیلیا با داشتن سطح بالایی از همین مهارت ها و توانایی ها به دلیل نداشتن همون بینشی که شما بهش اشاره کردین زندگیای خوب و موفقی ندارن!

            اصلا زندگی مشترک میدان رسیدن به خیلی از همین مهارت ها و توانایی هاست.

            و تازه خیلی از این توانایی ها ورژن (بخوانید version) زندگی متاهلیش زمین تا آسمون با ورژن زندگی مجردیش فرق میکنه!

            البته بازهم به قول خانم hamrah خیلیا هم ادعای داشتن بینش میکنن ولی پای عمل که میرسن دیدنی میشن.

            به نظر من هم اون خیلیا فقط ادعا میکنن! و اگر دقیق بشیم میبینیم که از بینش خبری نیست!

            بدونیم مهارت ها مثل یک چاقو میمونن و این بینش ها هستن که تعیین می کنن این چاقو دست یه بچست یا دست یک انسان بالغ!

            در کل به نظرم اقدام برای تشکیل یک زندگی مشترک و انتخاب یک همسر مناسب یک ریسک بزرگِ. به دلیل همون جامع نبودن هیچکدوم از آدما. اگر قدرت ریسک داشتیم و به موقع و به جا ریسک کردیم بردیم وگرنه …

            والسلام

            پ.ن:عید همه تون هم مبارک مخصوصا آقایون و باز مخصوص تر پدرای محترم
            :-*

            1. نامور گفت:

              – معنای «دنبال جامعیت گشتن در طرف مقابل» این نیست که ببینیم طرف مقابلمون جامعیت لازم رو برای ازدواج با «من» داره یا نه؛ بلکه معناش اینه که ببینیم از جامعیت مورد نظر، چقدر بهره داره و چقدر برای کامل‌شدن، زمینه داره. حالا اگر این حدی که از طرف متصور می‌شیم در داشتن جامعیت، اگر مطلوب ما نبود، نمی‌پذیریم.
              – تصور اینکه کسی با تمام ایدئال‌ها یافت می‌شود، تصور غلطیه، اما نمی‌تونید بگید که همه آدم‌ها سطح تکامل و جامع‌بودنشون یکیه. حتی کسی که طلبش هم (برای رشد و جامعیت) بیشتر و مستمر باشه، می‌تونه بهترین گزینه برای انتخاب همسر باشه.
              – کسانی که خودتون دیدید رو کل دنیا فرض نکنید. شما که گشتید و نیافتید، ربطی به دیگران نداره. «گشتن» نیازه خیلی‌هاست، نه «یافتن». «نیافتن» خیلی‌ها هم ملاک «نبودن» نیست.

          3. hamrah گفت:

            من هم موافق نيستم با نگاه و ذهنيت منفي و كدر ولي با نگاه رويايي هم موافق نيستم!نگاه “واقع بين” لازمه…(نه مطلق سياه نه مطلق سفيد)
            من چند وقتيه كه به اين نتيجه رسيدم بهتره توي روياها سر نكنيم! مخصوصا در اين مورد خاص! بگذريم…

            ضمنا:روزشما و همه آقايون(چه پدر و چه پسر!) مبارك و پر بركت… :-*

            1. نامور گفت:

              این «رؤیا»یی که ازش صحبت کردید، جهت زندگی رو مشخص می‌کنه. مشکل اینجاست که متأسفانه خیلی‌ها فکر می‌کنن همۀ اون چیزی که از همسر و زندگی مشترک می‌خوان، باید در همون ابتدای راه بهشون تقدیم بشه تا اونها به این نتیجه برسند که زندگی مشترک، مطلوبشون هست!
              اما درواقع، همۀ اونچه ما به‌دنبالش هستیم که اینجا هم به‌عنوان «جامعیت» ازش یاد کردیم، قرار نیست در اول راه و قبل از تصمیم به شروع زندگی مشترک، تقدیممون بشه؛ بلکه کافیه زمینه‌های رسیدن به اونها رو در طرف مقابلمون تشخیص بدیم و خودمون رو هم آماده رفتن و رسیدن به این مطلوب‌ها ببینیم.
              اینجاست که زندگی مشترک، اول در درون ما شروع می‌شه و متعاقب اون، ما به همراهی با کسی، تن می‌دهیم. اینجاست که اگر هم او (طرف مقابل) کاستی‌ای داشت، ما نه آزرده می‌شیم و نه کم میاریم و نه جا می‌زنیم؛ بلکه همراهی می‌کنیم تا «با هم» به «زیادت» برسیم.
              و اینجاست که بخشی از فلسفه درست زندگی رو محقق کرده‌ایم.

  23. m-h-gh گفت:

    آقای نامور سلام

    با دو بند اول صحبت هایتان کاملا موافقم.
    در مورد بند سوم هم ارجاعتان می دهم به مرحوم جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولانا.
    ایشون باید پاسخگو باشن! ;)

    دی شیخ با چراغ، همی گشت گرد شهر
    کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست

    گفتند یافت می نشود گشته ایم ما
    گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست

  24. hamrah گفت:

    رفتن به سمت زندگي رويايي واقعي … پارادوكس شيرينيه…
    موافقم با حرف هاتون آقاي نامور…

    ولي كلا مجردي خيلي هم بد نيست ها! اينقدر كه از بدي هاش ميگن از خوبي هاش نمي گن! مجردي هم عالم خودش رو داره… نميشه گفت كدوم شون بهتره… چه بسابودن آدم هايي كه مجرد بودن ولي موثر و مفيد… ابن سينا مثلا! يعني ازدواج مي تونه زمينه رشد و وسعت دروني باشه ولي به اين معني نيست كه هركي ازدواج نكرد ديگه نمي تونه به اين وسعت و زياد شدن برسه…
    نميشه خيلي راحت درباره مجردها قضاوت كرد! يك نفر اگر تصميم بگيره مجرد بمونه و براي اينكارش دليلي داشته باشه خيلي ارزشمند تره از كسي كه همين طوري چون به سن ازدواج رسيده ازدواج مي كنه بدون دليل!

    1. نامور گفت:

      – دربارۀ مجردها قضاوت نکردیم؛ دربارۀ مجردهایی که تفکرشون وابسته به امکانات هست صحبت کردیم.
      – یعنی واقعاً نمی‌شه گفت تأهل بهتره یا تجرد؟ فرقی بین رشدکردن یک فرد در زمان مجردبودنش و همون فرد در زمان تأهلش نیست؟ هردو به یک اندازه رشد می‌کنند؟
      مجردبودن بد نیست، اما شما طوری می‌فرمایید که انگار کسی هست که فرد موردنظرش برای همسری رو پیدا کرده، اما ترجیح داده که مجرد بمونه! به‌نظر شما کسی هست که اگر واقعاً فرد دلخواهش رو پیدا بکنه و مطمئن باشه که با اون فرد به اونچه که می‌خواد، می‌رسه، بازهم بگه: «ترجیح می‌دم مجرد بمونم؟». چون مطمئناً اینجوری نیست، پس این انتخاب مجردماندن یک موضع نامطلوبه که از روی ناچاری انتخاب شده.
      – ما چرا گاهی نظر خودمون رو به تمام روایات و علوم و تجربیات و تحقیقات و کارهایی که در یک زمینه انجام گرفته، ترجیح می‌دیم و بهش اصرار داریم؟
      – مصداقی هم که گفتید، یک مصداقه و با اصل موضوع فاصلۀ زیادی داره.

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها