Google+

» ظرفیت کاسۀ صبر من‎ کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

ظرفیت کاسۀ صبر من‎

نگارش در تاریخ یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۰۰ ؛ بازدید: ۹۴۹ بار
دسته: تجربه‌ها » متفرقه

نشسته بودم پای کامپیو‌تر و همش نگران بودم که کارام به موقع انجام می‌شه یا نه.

وقت زیادی نداشتم و باید یه سری تصویر رو تو فتوشاپ ویرایش می‌کردم. اما انگار سیستم با من مشکل داشت. درست وقتی محدودۀ زیادی از تصویر رو با دقت و حوصلۀ زیاد انتخاب می‌کردم و تو چند قدمی آخرش بودم یه دفه کل سیستم قفل می‌شد و برای خلاص شدن از دست اون وضعیت تنها راه ریست کردن سیستم بود.

چند بار این کارو کردم. یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار و… دیگه واقعا عصبی شده بودم. مدام خدا خدا می‌کردم که این دفه دیگه درست بشه ولی نمی‌شد که نمی‌شد.

حالم بدجوری گرفته بود. کاسۀ صبرم لبریز شده بود و دلم می‌خواست با یه چیزی بکوبم تو مانیتور تا خالی بشم ولی کار بی‌فایده‌ای بود. یه دفه با خودم گفتم شاید امروز این سیستم دوست نداره با من همراهی کنه.

به فکرم رسید برم طبقۀ بالا پای سیستم خواهرم کارامو بکنم.

تقریبا یک ساعت بعد من تمام کارامو انجام داده بودم و حتی وقت اضافی هم داشتم. به این فکر می‌کردم که چقدر تحملم کم بود. چرا کاسۀ صبرم زود لبریز شد؟

اگه خواهرم و کامپیوترش نبود من چیکار می‌کردم؟ چرا بعضی اوقات تحمل ما آدم‌ها اینقدر کمه و باعث می‌شه ذهنمون دیگه به هیچ راه حل منطقی و مثبتی فکر نکنه.

واقعا که صبر و تحمل عجب نعمت باارزشیه و چقدر داشتنش زیبندۀ انسان‌هاست. دارم فکر می‌کنم هرکسی کاسۀ صبرش یه ظرفیتی داره. خوش به حال کسانی که ظرفیت کاسۀ صبرشون زیاده و یا حتی بی‌‌‌نهایت.

«اللهم افرغ علینا صبرا»

 



تجربه کننده: غیور

برای نوشتن تجربه اینجا تشریف بیاورید.


1 نفر این مطلب را می پسندد.
(مشاهده همه)


|

9 دیدگاه

  1. دشتی جوان گفت:

    بابا خانم غیور دست مریزاد !!
    این همه تجربه های زنده، احسنت…
    =D>
    :)

  2. dastkhat گفت:

    این حرف ها به نظرم خیلی قشنگن ولی خب قشنگی که بس نیست.
    یادمه به یه دوستی می گفتم جلسه آقای x اصلا جذاب نیست ولی من خیلی بعد از جلسه حالم خوبه و احساس فایده می کنم…
    نمی دونم شاید یه حس موقتی بوده.

  3. غیور گفت:

    به نام خدا
    خواهش می کنم خانم دشتی.
    جناب dastkhat : گفتن حرف‌های قشنگ هرچند همیشه به انجامشون منتهی نمیشه (اگه منظورتون عمل باشه) ولی حداقل یک تلنگر دوباره برای تامل درباره انجامشون هست.

    1. dastkhat گفت:

      البته که اگر این تلنگرها زیاد بشن دیگه آدم حالش از اون قضیه به هم می خوره و دیگه حتی دوست نداره بهش فکر کنه.

      1. عودی زهرا گفت:

        من وقتی این تجربه رو می خونم به حالت هایی که در این مورد قرار گرفتم فکر می کنم و سعی می کنم میزان تحمل خودمو بسنجم پس یک گام در جهت خودشناسی برداشتم و به یکی از ضعف ها یا قوت های خودم پی بردم.
        ممنون خانم غیور :)

        1. dastkhat گفت:

          البته خب هر کسی یه جور بازخوردی تو خودش می بینه.

  4. کوچی سمیه گفت:

    چی میشه که این اتفاق میفته و هرچی تلنگر بزنی ، داد و فریاد کنی ، همه عالم بهت بگن ولی بازم انگار نه انگار؟ ~X(

  5. مهلا گلمکانی گفت:

    حالا اگه صبر میکردید چی میشد؟! :-/

  6. غیور گفت:

    به نام خدا
    تو هر کاری صبر همیشه نتیجۀ بهتری میده. خیلی جاها خشم اولیۀ مارو کم میکنه و اجازه میده تا فکر کنیم و تصمیم بهتری بگیریم. تامل و تصمیم بهتر حاصل یک صبر خوبه.

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها