Google+

» ۴۲۱۸ کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

۴۲۱۸

نگارش در تاریخ پنج شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۷:۰۰ ؛ بازدید: ۸۷۲ بار
دسته: تجربه‌ها » متفرقه

دیروز تصمیم گرفتم یه راه طولانی رو پیاده برم تا یه چیزایی ببینم. آدمای مختلف و البته زیبایی‌های خاصی که خودبه‌خود تنها بودن داره. البته تا نزدیکای مقصد رفتم اما پام پیچ خورد به لطف پدر تونستم مسیر رو تکمیل کنم.

دیوار. دیوار کلا روح عجیبی داره. معنا عجیبی هم. دیوار‌ها ی مختلفی بودند.

آجری، سنگی یا سیمانی. هر کسی برا حریم خودش یه چیزی به کار برده بود. تازه یکی دیوارش بلند بود، یکی کوتاه، یکی هم اصلا دیوار نداشت.

یه قفس هم بود. حدس بزنید تو قفس چی بود؟

یه پرژکتور برای روشن ماندن شاهکارای شهرداری تو عید. حالا اینکه چرا تو قفس بود برمی گرده به رابطه خود ما با هم واعتماد بس زیادمون به هم.

راه زیاد رو که انتخاب کنی دیگه همراه اول تا آخری به پستت نمی‌خوره. مردم توی یه خیابان راهشون باهات یکی می‌شه دو کوچه یا سه تا پس کوچه بالا‌تر می‌رسن اما یه آقایی بود جلو‌تر از من تو پیاده رو می‌رفت، شایدم فکر می‌کرد دارم تعقیبش می‌کنم. نصف راه رو کم کم باهام بود. اون هم غیر ملموس. موهای دم اسبی داشت، چهرهٔ آروم، یه عینک جالب، یه شلوار و کفش ساده و یه پلاستیک هم تو دستش بود. توی پلاستیک هم یه بطری آب بود، یه بسته بیسکویت و چندتا خرما (نمی‌دونم چندتا).

راستش همش همین نبود ولی خب.

 



تجربه کننده: dastkhat

برای نوشتن تجربه اینجا تشریف بیاورید.


1 نفر این مطلب را می پسندد.
(مشاهده همه)


|

13 دیدگاه

  1. dastkhat گفت:

    از عکستون تشکر. تو راه برای این که کاغذ داشتم و قلم نداشتم، نتونستم نکات رو یادداشت کنم چندتا عکس گرفتم ولی یادم رفت بذارم.
    تقریبا همچین عکسی هم بود ولی خب خیابونای مشهد این قدر خوشگل نیستن دیگه. :-D :-?

    1. مهلا گلمکانی گفت:

      بسیاری هم زیبا هستن >:P

  2. alireza گفت:

    بعدش چی شد؟؟؟؟؟ :-?

    1. dastkhat گفت:

      هیچی دیگه الآن پام درد می کنه.
      البته تصمیم گرفتم یه بار دیگه مسیر و برگردم ببینم درست شمردم یانه و هم این که کاملش کنم.( اینو شوخی نکردم.)

  3. TAHOORA گفت:

    به نظر یکم گنگ میاد.
    4218 ینی چی؟؟؟ :-/

    1. dastkhat گفت:

      از جایی که تصمیم گرفتم تا جایی که پام پیچ خورد شد 4218قدم.

      1. TAHOORA گفت:

        قدمشم به 4218 اضافه میکردین شبیه علامت تعجب :-/ نشیم!

        1. dastkhat گفت:

          همین طوری خوبه دیگه وقتی همه چی معلوم باشه که …

  4. مصطفا گفت:

    استعداد نویسندگی داری
    آفرین 8->

    1. dastkhat گفت:

      البته اگه شما این جا و اون جا و همه جا منو سانسور نکنین، یه نظرات بی فایده ای هست خب.

      1. TAHOORA گفت:

        اگه قرار بود به چند بار سانسور شدن نویسنده ها نویسندگیشونو میذاشتن کنار که الان نویسنده های معروف وجوده خارجی نداشتن!!!؟؟؟ ;))

        1. dastkhat گفت:

          من که نویسنده نیستمم اصلا شاید نمی تونم باشم. این هم یه شوخی بود. :-?

          1. dastkhat گفت:

            منظورم پاسخ به آقای “مصطفا” شوخی بود.

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها