Google+

» آنروز که درب سکوریتمان شکست کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


همدلی
Daniel:

جالب بود زهرا خانم تجربه خوبی داشتی


بخش آموزش تکنیکهای یک دقیقه ای
1283449196:

باسلام واآرزوی قبولی طاعات وعبادات برای شما عزیزان . راستش من کتاب دانش اموز یک دقیقه ای روتهیه کردم ومطالعه کردم و کتاب خیلی خیلی خوبی بود...من دوهفته دیگه کنکوردارم ومیخاستم اگه میشه درمورد تکنیک تست زنی یک دقیقه ای برام...


مقالۀ 1: چرا و چگونه فکر کنیم؟
sibsorkh60:

سلام. خیلی خوشحالم. دنبال آموزش روش تفکر بودم برای یادگیری و یاددادن به نوجوانان. متشکرم از استاد. یا علی.


دانلود نرم‌افزار مایندمپر (MindMapper)
مهدیان حسن:

دوستان نسخه جدیدتر نرم افزار مایندمپر ورژن 2012 همراه با کرک آن آمده است. ان‌شاءالله بزودی در همین صفحه قرار می گیرد.


نمونه تمرینهای دورۀ نقشه های ذهنی دانش آموزان
zahra.k.h:

طرح شماره ٥ بسیار عالیه


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
jafari.f:

سلام درمورد طرح قدر چرا هیچ توضیحی تو سایت نیست ؟


کارگاه چشم انداز نویسی , مدیریت زمان و هدف گذاری
Aftab8:

خیر


کارگاه مقدماتی مهارتهای مطالعه و تند خوانی
Fatemesiyadati:

سلام استاد انصاری زاده فرموده بودند نتایج آزمونvakرا در سایت خواهید گذاشت اینجانب مطلبی در این باره پیدا نمی کنم لطفا راهنمایی کنید سپاس ??


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

آنروز که درب سکوریتمان شکست

نگارش در تاریخ چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱، ساعت ۸:۰۰ ؛ بازدید: ۱,۸۸۶ بار
دسته: تجربه‌ها » متفرقه

امروز [۲ مرداد] در کتاب پردازان یک درب سکوریت شکست!

آقای کریمی گفتند: سکوریت خاصیتش این است که یا نمی‌شکند یا اگر شکست، همه‌اش با هم می‌شکند. اما آیا جمع دینی هم می‌تواند اینجور باشد؟ الحمدلله که جمع‌های ما سکوریتی نیستند!

***

امروز در کتاب پردازان پس از آنکه یک درب سکوریت شکست، یک نفر با پارو، یکی با جارو، و دیگری با جاروبرقی سریعا مشغول جمع آوری حجم زیاد خرده شیشه‌ها شدند. تا اینکه به نظر یکی از ایشان رسید، موکت را بردارند و در سطل خالی کنند. با سرعتی باورنکردنی شیشه‌ها جمع آوری شد. و مصداق این نکته که بعضی از مسئله‌های زندگی هم راه حل‌های میانبری دارد، فقط کافی است خوب مشاهده کنیم.

***

وقتی که غائله خوابید، یک نفر با قاشق، نرمه شیشه‌های جامانده در درز‌ها را بر می‌داشت و می‌گفت کار باید سداد داشته باشد.

***

و امور مالی در یک جمله فایده سرمایه گذاری‌های مدبرانه را یادآوری کرد: بیمه داریم!

***

درست است که امروز در کتاب پردازان، یک درب سکوریت شکست اما با تدبیرهای پیشین و همت جمعی بچه‌ها و نگاه تجربه آموز و توجه به سداد کار، خاطره‌ای کتاب پردازانی به جای ماند….

 

 

 



تجربه کننده: درانی

برای نوشتن تجربه اینجا تشریف بیاورید.


4 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


|

38 دیدگاه

  1. زری‌نیا گفت:

    آن روز در کتاب پردازان وقتی شیشه سکوریت شکست یک دفعه در اوج کارها همه به یاد هم افتادند و حال هم را پرسیدند تا مبادا مثل شیشه بعد از چند روز یکباره دوستی بشکند

  2. عودی زهرا گفت:

    ببخشید سداد یعنی چی؟

    1. زری‌نیا گفت:

      سداد به شکلی به محوریت تمامیت کار اشاره دارد
      یعنی پر کردن شکاف ها و برداشتن کسری ها و کمبودهاست

      1. مهدیان احسان گفت:

        البته تمامیت کار خیلی مهم است چرا که کار نباید نقصی داشته باشد اما بنظر من مهم تر از آن تمامیت انسانی است که کار را انجام می دهد. در واقع فرق است بین “کاری که سداد دارد” با “وجودی که اهل سداد است”. مسدد است.
        کاش همگی از اهل سداد شویم آنوقت هیچ شکافی خالی نمی ماند و کسری ها پر خواهد شد و کارها تمام…

    2. F.A گفت:

      منم معنیش رو نمیدونستم!از وبلاگ پاتوق شیشه ای پیداش کردم.خیلی قابل تامله:
      بچه­های کوچکی را دیده­ای که وقتی می­خواهند در چیدن سفره کمک کنند می‌روند هرچه در دم دستشان است برمی­دارند و می­آورند روی سفره. اما کسی که بزرگ­تر است، نگاه می­کند، چه چیزی کم است، همان را می­آورد. سداد یعنی همین. یعنی نگاه کنی ببینی کم و کسری­ها چیست، به فکر همان باشى. قدم اول سداد مربوط به خود آدم است. یعنی باید بییند چه ضعف­هایی دارد و به فکر پرکردنش باشد. کوچک­ترین نقطه ضعف­ها در لحظه­های حساس، بزرگ‌ترین آدم­ها را زمین می­زند.

      باید راه برطرف کردن عیب­هایت را پیدا کنى. نمی­توانی از دمِ دستت هر کار خوبی هست انجام بدهى، باید اولویت­ها را شناخت و راهش را از راه­رفته­ها پرسید و آموخت.

      این سداد برای خود آدم­ها بود. یکی هم مربوط به جامعه است. یعنی باید ببینی جامعه­ات چه کم و کسری دارد، به فکر پرکردنش باشی و کارهای روی زمین مانده را انجام بدهى. البته این را هم باید راهش را شناخت.

  3. F.A گفت:

    خیلی خیلی حیرت انگیز ! دلم برای اون دره تنگ شد @-)
    یه روز نیومدم اونجا!!!ببینم میتونین یه در سالم نگه دارین؟ :-D
    ممنون از خانم درانی بابت نگاه قشنگشون

  4. حامد آقای حیدری گفت:

    طفلک محمد طاها یک بار با تمام وجودش رفت تو همون دره

    به نظر من محمد طاها باعث شکستن اون شیشه شده

    آخه دل بچه پاکه ، دعای بچه ….

    1. سوره عیوضی گفت:

      نتیجه می‌گیریم: باید این در می‌شکست

      1. TAHOORA گفت:

        چه نتیجه خشنی!!!!

        1. سوره عیوضی گفت:

          باعث اذیت شدن طاها شده بوده خب

  5. حسین زاده گفت:

    طبق گفته آقای نامور ، شکستن شیشه کار یکی از دوستان انتشارات بود!!! که با حرکتی کوچک به هر حال در به آن بزرگی را….

    1. مصطفا گفت:

      ینی کی بوده 8->

    2. alireza گفت:

      لابد خود آقای نامور شکوندند یا آقای آقاجانی یا آقای خانی یا آقای عاشوری

      ولی به نظرمن خود آقای عاشوری شیکوندند

      1. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

        نه بابا، مردا این‌قدر قدرت ندارن.
        احتمالاً کار یکی از خانم‌های انتشارات بوده.
        :(

        1. alireza گفت:

          بهههههههه

        2. F.A گفت:

          زدین به هدف!!!کار یه خانوم بوده ولی ایشون انتشاراتی هم نبودن !!! بنده خدا مصدوم شده بودن

  6. khorramniya گفت:

    به نام خدا
    شکستن در، اونم یکهو یک امر عجیب می تونه باشه! شکستنی که همه رو برای اطمینان از سلامتی یک همکار خوب به تکاپو انداخت. گاهی دلها می شکنند خیلی سخت تر و عمیق تر از این شیشه اما خیلی بیصدا جوری که هیچ کس نمی فهمه. خدا کنه حواسمون جمع باشه تا ما تلنگر این شکستن نباشیم.

    1. سوره عیوضی گفت:

      ان‌شاء‌الله هیچوقت به هیچ‌کدام از شما همکاران خوب هیچ گزندی نخوره [-O<

  7. dastkhat گفت:

    شاید خود این علی رضا خان که داره حدس می زنه شکونده. :-?

  8. سیدحمید حیدری‌ثانی گفت:

    البته من هم تجربه‌ای دارم.
    از ابتدایی که این در (یا درب) شیشه‌ای نصب شد، کمی دچار مشکل بود: گاهی به صفحهٔ استیل پایین گیر می‌کرد و گاهی به چهارچوب کناری در. شاهدش هم همان رنگ‌های پریدهٔ کنار در است. علت این گیرکردن این بود که در سنگین بود و کم‌کم کج می‌شد (البته میلیمتری). این گیرکردن و رنگ‌پریدگی را که می‌دیدم، تلاش می‌کردم در را کمی صاف کنم؛ اما کار من نبود. به دوستان هم گفتم که این‌طوری در می‌شکند و پودر می‌شود. چند بار تعمیرکار آمد و تلاش کرد درستش کند؛ اما بازهم اشکال وجود داشت.
    ظاهراً قسمت بود بالاخره در بشکند.

    نکته: بنایی که پایه‌اش کج نهاده شود، راست‌شدنی نیست. این در، مال این چهارچوب نبود.
    باید به پایه‌ها و مبانی کارهایمان خیلی دقت کنیم؛ چون آسیبش جای دیگری است.

    پ.ن: درب برای درهای خیلی بزرگ استفاده می‌شود؛ مثل درب خیبر یا درب‌های حرم. استفاده‌کردن از درب برای سطل آشغال یا درهای خانه درست نیست.

    1. سوره عیوضی گفت:

      آقای معماریانی 6امتیاز آقای حیدری رو بدین

      1. مصطفا گفت:

        باید از فرم مربوطه تجربه بذارن!

      2. دشتی جوان گفت:

        آقای حیدری یاحیدری ثانی؟!!!

        1. سوره عیوضی گفت:

          من هم عیوضی افوس هستم :-|

          1. دشتی جوان گفت:

            ؟

        2. F.A گفت:

          بابا صد بار!حیدری‌ثانی!این قضیه آموزشیه که اینقدر روش تاکید داریم X_X
          نیم‌فاصله با : ctrl+shift+2می‌باشد . :-B

          1. قاصد روزهای بارانی گفت:

            ویراستاری و ویراستارها! همیشه با شما هستند! همراه اول!

    2. F.A گفت:

      خیلی ممنون که حتی موقع نگارش تجربه! ، به فکر اصول نگارشی درست هستید.استفاده کردم.خداقوت جناب حیدری‌ثانی

  9. سعیده شیرزاده گفت:

    به نام خدا:يكي از همكارانمون بر اثر اصابت شيشه تموم چادرشون پاره شده بود الحمدلله خودش صدمه اي نديده بود .بهشون گفتم اين هم از فوايد داشتن پوشش مناسب است!

  10. مهلا گلمکانی گفت:

    منم چندین باری با این در به شدت برخورد داشتم :-BD !
    به خصوص دوران اعتکاف عیدنوروز ، هی میدوییدیم شپلللللللللللللللق /:) !

    راستی با وجود این نگاه های متفاوت و قشنگ فک میکنم به زودی بتونیم هدف های همایش و درمورد سایت عملی کنیم [-O<

  11. رضا صادقی گفت:

    آقا من شکستم که چی حالا البته با کمک اقای کریمی به من گفت تو بزن بقیش با من ولی ……
    حالا ببخشید فقط به اقای پالیز کار جیزی نگید

  12. عبدالحسینی گفت:

    نمی‌دونم چرا وقتی اطرافیانمون به مشکل برخورد می‌کنن یاد این می‌افتیم که نگرانشون باشیم مثل همین همکارمون که تا این اتفاق افتاد همه نگرانشون شدن و سعی کردن تو حل مشکلش بهش کمک کنن
    به نظرم این نشون دهنده کم کاری ما در قبال اطرافیانمون هستش

    1. alireza گفت:

      البته هر کی یک دید گاهی دارد مثلا اگر من بودم شاید اصلا نگران نمی شدم.
      البته این یکی از نشانه های وفا داری به دوست است. :-?

      1. دشتی جوان گفت:

        چرا؟؟؟
        منظورم نگران نشدنه..

  13. دانشمند محمد گفت:

    :-??

  14. غیور گفت:

    به نام خدا
    می‌بینم که یه شیشه سکوریت چقد به باز شدن چشم همۀ ما و برداشت‌ها و تجربه‌های متفاوت ما کمک می‌کنه. شاید اگه شیشه هه میدونست اینقدر میتونه درهای معرفت ما رو باز کنه زودتر می‌شکست. :)
    البته خدارو شکر که اون خانم حالشون خوبه.

  15. ashna گفت:

    به نظر من که کتاب پردازانی ها چشم خوردند؟؟؟

    1. قاصد روزهای بارانی گفت:

      چشم خوردن هم داره… B-)

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها