Google+

» بدو بابا… !!! کتاب پردازان | قطب مطالعه و تفکر کشور

هدیهٔ روز
آدم ها…
  آدم ها مثل کتابن: از روی بعضی ها باید مشق نوشت! از روی بعضی ها باید جریمه نوشت! بعضی ها رو باید چندبار خوند تا ...
archive
معرفی کتاب
معرفی کتاب ویژه دانش آموختگان (دانشجویان و دانش آموزان)
  جهت مشاهده ویدئو معرفی کتاب اینجا را کلیک کنید کتاب دانش آموز یک دقیقه ای تکنیک های جامع مهارت های مطالعه،مدیریت زمان،بحث های ...
archive
آخرین دیدگاه‌ها rss
شبکه تشکل ها(1)
فاطمه اسلامي:

سلام خداقوت، قسمتهای بعدیش رو نمیذارید؟


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
maghsoodi:

متن خوبی بود .من پسندیدم.خیلی خوبه حواسمون به اطرافیانمون باشه.


اقتدار، مظلوميت و پيروزى
scientist04 در پاسخ به jafari.f:

واقعا چرا؟ یا اگه هست کجاست؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani در پاسخ به رجایی:

فایل پی دی اف کتاب هم وجود نداره؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
رجایی در پاسخ به Amirhossein_keyvani:

سلام درخواست شما را از واحد انتشارت پیگیری کردم، متاسفانه کتاب گویا فقط چاپ اندکی داشته وبعدا دوباره تجدید چاپ نداشته و موجود نمی باشد موفق و سعادتمند باشید.


معجزه
maghsoodi:

سلام.آیا ثبت نام من کامل شده یا نه؟


بخش آموزش مدیریت و بهره وری فردی (NLP)
Amirhossein_keyvani:

سلام خسته نباشین من ۶سال پیش از اقای کریمی کتاب ریا(کلید) رو در کلاس های سریع خوانی هدیه گرفتم و متاسفانه گم کردم هرچه در انتشارات و کتاب های سایت گشتم پیدا نکردم که بتونم مجدد تهیه کنم میخواستم راهنمایی بگیرم چطوری میتونم پیدا...


مرجع جامع تندخوانی
Fpakmehr14:

عرض سلام ،امکانش نیست این کتاب رو اینترنتی بخریم؟


فرآیند 5 مرحله ای انتخاب رشته + همایش مهم انتخاب رشته
venus:

سلام خسته نباشید.من یک دانش اموز یازدهمی هستم که در انتخاب هدف و شغل اینده ام دچار شک و دودلی هستم .با اینکه در رشته ی تجربی مشغول به تحصیلم نه علاقه ای به زیست شناسی دارم ونه به پزشکی.بعد...


**چقدر خوب است که داریمشان ...*
zeinab Akhlaghi Modiri:

سلام . البته با نظر شما هم کاملا موافقم. چون اگه بخوایم وابسته به تعداد محدودی باشیم ممکنه همیشه غمگین بمونیم . واقعا آدم باید به خودش اهمیت بده و مدام دنبال فکرا و اتفاقای مثبت باشه و به چیزهای...


archive



پرامتیازترین کاربران: بیشتر...

بدو بابا… !!!

نگارش در تاریخ یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۷:۰۰ ؛ بازدید: ۴۹۵ بار
دسته: تجربه‌ها » متفرقه

جای دوستان خالی، چند روزی برای آب وهوا عوض کردن بعد از امتحانات رفتیم یکی از روستاهای اطراف مشهد. پخت و پز با خودمون بود. یه روزظهر وسط ناهارپختن گاز تموم کردیم!!! (کپسول گاز خالی شد) و به ناچارباید ادامه‌اش رو، روی آتیش ادامه می‌دادیم.

اجاق کنده‌ای رو برای چای درست کردن استفاده می‌کردیم و چون گرما و حرارت اجاق برای دم کشیدن برنج خیلی زیاد بود (به قول ابوی گرامی: اینجوری که تا کمر ته‌دیگ می‌شه!)، لازم شد با یه چیزی، بخشی از ذغال‌ها رو از زیر دیگ برداریم. اما اینکه چی رو برای برداشتن اون ذغال‌ها، کی بیاره، زیاد جدی نگفتن و کسی هم به خودش زحمت مسئولیت این کار رو نداد!!

طبیعتا باید بیل می‌آوردیم که اونم ته باغ زیر درخت افتاده بود. من برای آوردنش راه افتادم ولی آروم آروم و نه خیلی با علاقه و فکر!! مسئول آتیش و اجاق پدرم بودن. در حال سلانه سلانه حرکت کردن بودم که یه هو: بدو دیگه بابا…!

برق از سرم پرید! گوله رسیدم ته باغ! بدو بدو‌ها!! نفهمیدم چی جوری بیل رو برداشتم و برگشتم…

اما به این فکر کردم که خیلی کار‌ها هست که باید انجام بدم، اما می‌گم بقیه هستن چرا من؟ اینجوری می‌شه که کارا پیش نمی‌ره. یا چه قدر کار هست که منتظرم یکی بهم نهیب بزنه که: بدو دیگه بابا… و یادم بندازه برا چی راه افتادم و چی می‌خوام.

اما ممکنه که این یه نفر همیشه نباشه، پس بهتر اینه که سعی کنم حواسم به راهی که می‌رم باشه و آگاهانه حرکت کنم و با قصد ونیت و هدف.

اگر هدف داشته باشم هم با سرعت‌تر حرکت می‌کنم و هم از هر قدمی که به خواستم نزدیک‌ترم می‌کنه، لذت می‌برم وهم…… غذا ته نمی‌گیره!!!

 

 



تجربه کننده: F.A

برای نوشتن تجربه اینجا تشریف بیاورید.


2 نفر این مطلب را می پسندند.
(مشاهده همه)


|

2 دیدگاه

  1. سوره عیوضی گفت:

    ممنون از اشتراک این تجربۀ خوشمزه

    ته گرفت؟

    1. F.A گفت:

      خوشبختانه به علت سرعت و درایت بنده در آوردن بیل ، غذا ته نگرفت :"> .

پاسخ دهید

مشاهدۀ دیدگاه‌های این مطلب به‌ترتیب تاریخ ارسال

برچسب ها